جمعه, ۱ بهمن , ۱۴۰۰
   

Comments

خیزش مردم اصفهان،خودویژگی ها و آموزه های آن! / تقی روزبه — 2 دیدگاه

  1. در این مقاله، آقای خدامراد فولادی همان مطالب این مقاله آقای روزبه را بصورت فرمول بندی مارکسی بیان میکند:
    https://www.azadi-b.com/?p=15891
    .
    بر طبق مقاله آقای فولادی، استبداد سرنگون شود، دولت دموکراتیک بورژوائی بیاید، کارگران کمونیست فعلی اپوزیسیون آن دولت باشند. کارگران کمونیست با آمدن آن دولت صبر کنند تا اقتصاد و سیاست جامعه “پیشرفته” (غیر “عقب مانده”) بشود تا شرایط انقلاب کمونیستی برای کارگران بوجود بیاید. الان این ایده حزب چپ هم هست.
    .
    ایده امپریالیسم مارکسیستهای دیگر علیه مقاله آقای فولادی است. بر طبق نظر آنها، نظام سیاسی-اقتصادی غرب اروپا انحصاری و امپریالیستی است نه بازار آزاد-دموکراسی. بر طبق نظر بسیاری از آنها، شانس تاریخی برقراری نظام بازار آزاد-دموکراتیک در کشورهای تحت سلطه امپریالیسم از بین رفته و هر کوشش دموکراسی خواهانه اگر بدست رهبری چپ مارکسیستی نیافتد، پتانسیل رشد تولیدی صنعتی مستقل از امپریالیستها نخواهد داشت و کمونیسم مارکسی ممکن نخواهد بود. برای همین الگوی چین و روسیه کماکان برای آنها معقول است.
    .
    نظر من (بسیاری از آنارشیستها) این است که سرمایه داری همیشه امپریالیستی بوده است و هرگز هیچ عنصر آزادیخواهانه و دموکراتیک (اگر بمعنای آزادی از اقتدار و سلطه است) و یا انسان دوستانه در آن نبوده و ادامه حاکمیت اقتدارگرایان (گرایش سلطه جوئی در انسان) و محصول تضادهای درونی آنها بوده است. ضرورت الغای نظام بردگی مزدی از همان روز اول حیات سرمایه داری وجود داشته (این علیه بحث سازشکارانه مارکس است) چون بر اساس سلطه انسان بر انسان است (دیدگاه مارکس بر اساسا سلطه ماده بر انسان است) و پیشرفت تکنولوژی تولید هیچ تاثیری در تسریع الغائش ندارد و نخواهد داشت. کارگران جامعه غربی بهمان اندازه فریب خورده هستند که کارگران جامعه کشورهای تحت سلطه امپریالیستها هستند. خصوصیات کلی انقلاب در ایران فرقی با خصوصیات کلی انقلاب در کشورهای دیگر غربی و شرقی ندارد. مسئله انترناسیونالیسم دقیقا بعلت همکاری مرتجعین با هم در سرکوب قربانیان صاحبان اقتدار مطرح هست نه بخاطر رشد صنعت در کشورهای تحت سلطه.
    .
    در مقاله آقای روزبه در این صفحه میخوانیم که:
    .
    “احزاب موجود در سودان و از جمله احزاب چپ و ترقی خواه نه بر فراز که در در یزچترچنین آرایشی از جنبش ها و انجمنی که از کارگران تا پزشکان و مشاعل و بخش های دیگر را در بر می گیرد قراردارند و از فراخوان های آن علیه نظامیان و فشار به دولت انتقالی حمایت می کنند.”
    .
    باز هم هست اما دیگر وقت ندارم.
    .
    از نفوذ ایده غلط ماتریالیسم تاریخی مارکس تعجب نکنید. خیلی از آنارشیستها هم بدون اینکه خودشان بدانند این ایده را حمل میکنند برای همین است که بسیاری از آنها هم در عمل دموکرات لیبرال هستند نه آنارشیست. دموکراتهای لیبرال تا ابد محکوم به توسری خوردن از محافظه کارها هستند.
    .
    ضد-اقتدار

  2. در این مقاله، آقای روزبه، اپوزیسیون بورژوازی (توده ها با ذهنیت غیر کمونیستی یا غیر سوسیالیستی) را راهنمائی میکند که چطور رژیم ارتجاعی (اقتدارگرا سرکوبگر) را سرنگون کنند و اپوزیسیون چپ (توده های کمونیست شده) را راهنمائی میکند که چگونه اپوزسیون دولت بعد از سرنگونی باشند.
    .
    هر چه فکر کردم چیز دیگری از مقاله نگرفتم. بنظر من، اگر یک کمونیست ، توده های غیر کمونیست را تشویق به سرنگونی کند، بدون اینکه خودش بداند ، دارد مرتکب جنایت علیه بشریت می شود. این در مورد رهبری اپوزیسیون بورژوازی صادق نیست، چون این نوع رهبری بهرحال مثل رژیمهای حاکم، مرتکب جنایت علیه بشریت هستند – افکار بورژوائی عمیقا اقتدارگرایانه و استثمارگرانه و سرکوبگرانه و ریاکارانه است چون میدانند که میخواهند ارباب باشند و سرنوشت زندگی دیگران را بدست بگیرند.
    .
    حالت ذهنی “بدون اینکه خودش بداند” پدیده عجیب و غریبی نیست و معمولا میگوئیم “اشتباه کرده است”. انسان مرتکب اشتباه می شود برای همین است که من کامنت میگذارم که دیگران نقدش کنند. البته کامنتهای من دفتر یادداشت هم هست.
    .
    اگر یک کمونیست از توده های کمونیست بخواهد رژیم سرنگون کنند، مرتکب جنایت علیه بشریت نمی شود چون توده های کمونیست داوطلبانه و با اراده خودشان چنین میکنند، بعبارت دیگر میدانند که دارند چکار میکنند. داستن ایده کمونیسم یعنی یادگرفتن این موضوع که باید با اراده و آگاهی خودت فکر و عمل کنی.
    .
    اگر کسی درک دیگری دارد میتواند توضیح بدهد.
    .
    آقای روزبه هم میتواند به سناریوی نتیجه افکارش فکر کند و از ندانسته به دانسته حرکت کند، البته اگر من درست میگویم. برای درک بهتر منظور من از خودتان بپرسید آیا خمینی در سرنگونی شاه به جنایت علیه بشریت مرتکب نشد؟ آیا انقلابات مخملی اروپائی شرقی تشویق شده توسط امپریالیستهای غربی به جنایت علیه بشریت تبدیل نشد؟ آیا مبارزه مسلحانه در ایران و فلسطین و چین و یا کودتاهای مثلا چپ اما در واقعیت راست توسط امپریالیستهای حزب کمونیست (سرمایه داری دولتی) شوروی به جنایت علیه بشریت تبدیل نشد؟ ارتکاب جنایاتی علیه بشریت از طریق عبارت پردازی های انقلابی و آزادیخواهانه عادی و “ضروری” و یا “ضرورت” بنظر می آیند. چیزی شبیه خود فریبی یا راحت کردن خود. فکر کنید ببینید کجای دیدگاه من غلط است. خودم فکر میکنم غلط نیست.
    .
    وقتی در مورد این مطالب فکر میکنید ممکن است به جائی برسید که بگوئید مبارزه مسلحانه توده های کمونیست هم، با بحث فوق، به جنایت علیه بشریت منجر میشود ، چون پلیس و سرکوبکر ارتجاع هم فریب خورده است. این میتواند درست باشد. اگر تدارک انقلاب کمونیستی (ضد اقتدارگرائی، ضد سلطه انسان بر انسان) با کار سراسری آگاهگرانه و طولانی و با تشویق استدلالی و علمی فکر کردن توام نباشد، براستی چنین خواهد شد، در غیر اینصورت خیر ، چون سرکوبگران فرصت تصمیم گیری داشته اند.
    .
    کمونیسم (ضدیت با اقتدار که هست ضدیت با سلطه انسان بر انسان) درست است چون منطقی و علمی ست نه انتقام جویانه. این حکم من غلط است؟
    .
    ضد-اقتدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,470 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار