شنبه, ۱۳ آذر , ۱۴۰۰
   

Comments

 ده دسامبر ۱۹۴۸ تا ده دسامبر۲۰۲۱/ جواد قاسم آبادی — 2 دیدگاه

  1. درباره جوهر انسانی مقاله،
    جوهر انسانی ما این است که در روند تکاملی مان توانائی ساختن نظری -عملی ابزار و وسایل ارضای نیازمان را پیدا کرده ایم. ما همین ابزار سازی را به ابزار سازی اجتماعی-هرمی ، ابزار سازی از انسانهای دیکر، تبدیل کرده، جامعه مردسالارانه و استثمارگرانه درست کرده ایم. تا اینجا، جوهر انسان همانقدر ضد خود است که در خدمت خود. حال اینکه کی همه ما بفهمیم که ابزار سازی اجتماعی ما باید از بین برود تا وحدت نوعی پیدا کنیم، به اراده ما قربانیان آگاه بستگی دارد چون در خدمت رفاه و آسایش ملست.اگر روزی ما بتوانیم ابزار سازی از انسانهای دیگر را از بین ببریم طوریکه کار گروهی کماکان موثر و مفید بماند، جوهر خود را در مسیر وحدت نوعی خود تکامل داده ایم. جوهر انسان، فرهنگ اوست و فرهنگ او ساخته خودش. انسان میتواند فرهنگش را با اراده اش تغییر دهد. تکامل انسان تغییر فرهنگی اش بدست خود اوست. تکامل جسمی-فیزیکی انسان کماکان وجود دارد، اما سرعتش کندتر و تحت تاثیر تکامل فرهنگی است، یعنی تحت تاثیر ساخته های ذهنی عملی (عینی) شده ما. پس چیزی بنام بازگشت به جوهر انسان وجود ندارد و این اندیشه بنوعی میتواند ازتجاعی ارزیابی شود، یصورت بازگشت به دوران کم عقلی و آگاهی کمتر به خود داشتن، باز گشت به دورانی که تکاملش ابزار کردن انسانهای دیگر بود. خیر، به عقب نمی رویم، باید برویم به جلو. نظریه بیگانکی کار مارکس درست نبود، خودش هم دنبالش را کاملا نگرفت. فکر کنم که مارکس متوجه شد که کار اقشار مسلط بر جامعه، اربابان، بیگانه نیست، برای همین نوشته او نیمه کاره ماند. تعریف کار، صرف انرژی ذهنی و جسمی برای تغییر موقعیت و اشیا و اذهان و غیره است.
    ضد-اقتدار

  2. نکاتی درباره مقاله:
    ۱ – بورژوائی دانستن دستاوردها بخشا درست است چون بورژاها در فرمول بندی و حقوقی کردن آنها سهیم بوده اند. بورژواها، البته، همگی حدی برای آن قائل می شوند و آن دست نخوردن ساختار هرمی جامعه و سلطه ارباب سرمایه دار بر برده های مزدی است.
    ۲ – در لیست، به اهمیت نقد کار گروهی هرمی، نقد دولت و نقد بردگی مزدی و امپریالیسم اشاره ای نشده. گوئی اینها دستاورد نیستند!
    ۳ – مقاله، آزادی را وصل کرده به حقوق، چون میدانیم حقوق نیازمند دولت و قانونگذار و مجری قانون و دستگاه قضائیه است، آزادی در نگرش او وصل شده به ضرورت داشتن دولت. این دیدگاه طبقه سرمایه دار است.
    ۴ – بعلت ۱و۲و۳، متاسفانه، نویسنده، در این مقاله، کماکان در چهارچوب نگرش اربابان لیبرال دموکرات بردگی مزدی نوشته است، چهارچوبی که هر روز باید توسط خود اربابان نقض شود.
    ضد-اقتدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,420 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار