پنج شنبه, ۶ آبان , ۱۴۰۰
   

Comments

آشفتگی و فقرگفتمان در یک میزگرد / تقی روزبه — 1 دیدگاه

  1. سردرگمی مارکسیستها از مفهوم طبقه در افکارشان است. برای آنها طبقه یک مفهوم اقتصادی است نه روانشناختی. این عامل اصلی بتدریج ارتجاعی شدن و بی تاثیر شدنشان است. جناب روزبه نمیتواند دوستان مارکسیستش را نقد کند و از چند بعدی بودن مفهوم و واقعیت طبقه صحبت کند اما مارکسیسم را نقد نکند. باید شهامت داشته باشد و مارکسیسم را نقد کند تا سردرگمی چپ مارکسبستی از بین برود. مارکسیستها باید وجدان خود را، مارکسیسم، بدور بیاندازند. نمیتوان همه افکار مارکس را در یک ظرف منسجم و بی ایراد و غیر قابل نقد جمع کرد و مقدس اعلام نمود و با دیگران و همدیگر فاصله برقرار کرد. تا وقتیکه مارکسیسم سازی میکنید، آتوریته سازی، دولت سازی و سلطه جوئی نظری و عملی میکنید و نه تنها جنبش علیه ارتجاع را تخریب می نمائید بلکه به مرتجع تبدیل می شوید. ارتجاع در اینجا یعنی سلطه جوئی و ابعاد عملی آن بصورت مردسالاری، بردگی مزدی، ناسیونالیسم، قوم گرائی، خرافه گرائی مذهبی و امپریالیسم. همه اینها ابعاد عملی و تکاملی سلطه جوئی است. شناخت انسان از طریق انسان شناسی ضرورت اساسی دارد اما ماتریالیسم تاریخی مارکس انسان شناسی بسیار عقب افتاده و نیمه خرافی است. خرافات فقط از مذهب نمی آید. خرافات میتواند از واقعی بودن یک قانون بیاید که به غلط علمی فرض شده. “ضرورت تاریخی” مارکس امروز یک خرافه است و باعث شده که مارکسیستها در اقتصاد گرائی و دولت گرائی ورشکسته شان دست و پا بزنند.
    در ارتباط با جنبشها، ارتجاع بر ذهن انسانها حاکم است و این ضرورت دارد تا سلطه حفظ شود. جنبشها به نتیجه نمی رسند چون با سلطه جوئی مرزبندی روشنی ندارند. فعالیت انقلابی از بین بردن تفکر سلطه جویانه است، یعنی از بین بردن فرهنگ تحمیل شده حاکمین بر قربانیانشان و علیه سلطه جوئی خود حاکمان
    در ارتباط با تشکل، هر نوع سلطه، در محیط اجتماعی معینی تحقق تاریخی یافته و می یابد. پس داریم، رهائی از خانواده علیه مردسالاری، روابط کلکتیو و شورائی علیه بردگی مزدی و سلسله مراتب محل کار و مالکیت انحصاری بر وسایل تولید، انترناسیونالیسم علیه نژادپرستی و قوم پرستی و ناسیونالیسم و امپریالیسم.
    کلید قضیه و مفهوم متحد کنند کمپ انقلاب، ضدیت و نفی سلطه جوئی است نه صرفا نوع خاص از اقتصاد. انواع خاص اقتصاد بر اساس گرایش به سلطه شکل گرفته. سلطه، چه فردی و چه اجتماعی، برای سلطه گر رفاه ذهنی و عینی بوجود می آورد. این رفاه به قبمت بدبختی قربانیان است. وجه حقوقی جنایت شناسی را بردارید، به نظریه انقلاب می رسید و آنرا شکل داده و فرموله میکنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,569 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار