سه شنبه, ۶ مهر , ۱۴۰۰
   

Comments

رابطه بین «آلترناتیو کارگری» و «جبهه مردمی» و «نهضت ملی» چیست؟ / جواد قاسم آبادی — 4 دیدگاه

  1. پاسخ به یکی از کامنتها،
    .
    امپریالیست بودن یعنی دشمن داشتن. مگر عقلشان کم است که دستی دستی دشمن جدید برای خودش درست کنند. چیزی که امپریالیستها کم ندارند، دشمن خارجی است.
    .
    حالا چرا اخبار اسرائیل اعتبار دارد ولی اخبار ایران نه؟ چون نگارنده کامنت با اسرائیل در ضد عرب بودن هم منافع است؟ احتمالا چنین است.
    کسی نگفته که جمهوری اسلامی با امپریالیستها در استثمار و سرکوب بردگان مزدی ایران هم منافع نیست و با هم مشورت نمیکنند. همین جنگ و دعواهای اتمی خودش برای کنترل ما (نه البته نویسنده آن کامنت که احتمالن برده مزدی نیست) وصل است.
    .
    دو بمب اتمی ی که در ژاپن انداختند برای کشتن برده های مزدی بود، با سرمایه دارانشان و حتی امپراطور ژاپن کاری نداشتند.
    هیتلر هم با فرانسه و شوروی در استثمار مشترک نیروی کار کارگران هم منافع بود.اما به هر دو حمله کرد. چوبش را هم خورد، کارگرهای گول خورده ناسیونالیست ش هم همه در جنگ تکه تکه شدند. در حقیقت، بخش بزرگی از کارگران آلمانی بجای شورش و انقلاب علیه هیتلر، شدند نژاد پرست و ناسیونالیست و ضد آزادی از بردگی مزدی و برای آن بدرک واصل شدند.
    .
    بهترین گزینه بودن خمینی به معنای نوکر بودن خمینی نیست. هر سیاستمداری که بتواند جلوی ضد بردگی مزدی شدن بردگان مزدی را بکیرد، در شرایطی، برای امپریالیستها مفید است.
    .
    بچه شاه و مجاهدین خلق ا بازنده ها هستند. اما در بازی شطرنج اربابان هر بازنده ای میتواند بلاخره برنده شود ، مخصوصا اگر برنده خیلی متکبر و از خود بی خود شود و کارهای احمقانه بکند. بازی شطرنج که فقط یک دست نیست.
    .
    همان کارهای خوش خیالانه شاه که کوشش ش بود برای بیرون آوردن مرده های درون قبرهای قبل از اسلام، کار دستش داد. اما مرده های ۱۴۰۰ سال اسلامیون همیشه بیرون از قبر نگه داشته شده بودند.
    .
    بجای ۱۴۰۰ سال عقب تر رفتن و عقب افتاده تر از اسلامیون شدن، باید به آینده نگاه کرد. آینده خوب برای ما بردگان مزدی، الغای بردگی مزدی است.
    .
    شاه ایران قبل از حمله اعراب اسلامی اگر خیلی عاقل و باهوش بود به قبایل اعراب نمی باخت. حتما یکجاش عیب و ایراد داشت. به احتمال قوی مثل همین شاه سابق و اربابش در ثروت باد آورده و غرور امپریالیستی اش غرق شده بود و شعورش را از دست داده بود و نمی فهمید در بیرون قلمروهای امپریالیستی اش چه خبرهاست. همش دنبال زن بازی و همسرا درست کردن بود. چشم ش کور. اصلا برایش همدردی نمیکنم. احتمال مثل همین زمان شاه اخیر، آنقدر برده ها ناراضی بودند که بردگی ذهنی اسلام را ترجیه دادند. زندگی همینطور است. وقتی منافع خودت را خوب تشخیص ندهی و یا ندانی، فقط با رفتن یک ارباب و آمدن یکی دیگر خوشی.
    .
    منافع زنان و بردگان مزدی فقط در الغای مردسالاری و بردگی مزدی و امپریالیسم ش است نه فدا شدن برای یک ارباب و آوردن اربابی دیگر. حاکمان می آیند و می روند، اما بردگی سر جابش می ماند تا اینکه فکری بحال آن کرد.

  2. تحریمها!بر خلاف تبلیغات امپریالیستی -منبری که برای دادن اعتباربه رژیم اسلامی به آن استناد میشود نه تنها موجب تضعیف سیاسی واقتصادی و نظامی… رژیم وطبعاتسلیم !در برابرخواست؟!امپریالیستها نشده بلکه محصول تحریمهای چهل ساله وباز هم به استناد آنچه در برابر چشم همگان قرار دارد واحدی نیز نمیتواند زیرش بزند آنچه حاصل شده است وقرار هم نبوده چیز دیگر حاصل شود تضعیف هر چه بیشتر بنیه مالی مردمان در یک قلم بیست وجهار میلیون حاشیه نشین!که مودبانه زاغه نشین وگور خواب وکارتن خواب است بنفع رقیق تر کردن هر چه بیشتربحران های اجتماعی ودر معنی بنفع امنیت اجتماعی رژیم.
    در این باره باز هم بر خلاف رویای خروش ارتش گرسنگان وبزیر کشیدن حکومت اسلام واقعیت ها در دنیای واقعی نشان داده ومیدهد فلاکت جامعه از نقطه ای که رد شد ان فقر وآن گرفتاریهای وحشتناک که جامعه با ان دست بگریبان است نه تنها موجب شورش یا انقلاب و…نمیشود بلکه بر عکس انسانهای تحت این فلاکت تمامی تلاش خود را برای زنده ماندن هزینه میکنند وگرنه که ایران اسلامی و بسیاری از جوامع افریقائی وامریکای لاتین وهند و…هر روزه میبایستی شاهد چنین خروشهای رهائی بخش بود.
    اما در موارد دیگراز آنجا که تحریم ها!با هدف تسلیم!رژیم ودر غیر این صورت ساقط کردنش از حکومت ایجاد نشده است همانطور که میبینیم واگر ازتبلیغات رضا پهلوی ومسعود رجوی و…بنفع کارکرد تحریم هادر بگذریم که رژیم را در آستانه فروپاشی!معرفی میکنند وباید از این ارزال سیاسی پرسید پس این گفته پمپئو در سیرک مجاهدین چیست که با صراحت گفت تحریمها بعلت کوتاه بودن مدت!موجب فروپاشی نشد وپرسید کدامین حاکمیت در آستانه فروپاشی میتواند منم منم های سیاسی بزند و موشک پرانی های خودش وشاخک هایش بسمت شیطان بزرگ تقریبا روزانه شود وطبق مدارکی که وزیر دفاع اسرائیل رو کرد در اثر تحریم ها! انبارهای صد هزاری موشکی وپهباد بسازد وکارخانجات تسلیحاتیش سه شیفه کار کند و…اینطور برای امپریالیستها در حاظر شدن سر میز مذاکره بر جام ناز کند واین امپریالیستها باشند که به حاکمیت در حال فروپاشی!از تحریمها!التماس های حال بهمزن نمایند.
    چه چیزی بجزتحریم ها فرصت وبهانه غارت نجومی را دراختیار طبقه حاکمه گذاشت.
    با اینکه سیاست حفظ رژیم وحتی با هارت وپورت های ترامپ از نقطه حال بهمزن گذشته است با اینکه در سگ دعواهای باندی معلوم شد دردوران گماشتگی احمدی نژاد درآمد از نفت ودر زیر سایه تحریمها!بیش از درآمد از زمان ویلیام دارسی تا آن زمان بوده است وبا اینکه تمامی ویرانی وغارت ثروتهای ملی وریختن بخش بزرگی از آن بجیب امپریالیستها تحت عنوان واردات! وتخریب معماری شهرها وروستا ها بنفع معماری امریکائی و…نشان ازبرابر بودن حیات حاکمیت وکلا برابر بودن حیات قطب اسلامی با حیات امپریالیستی دارد وزمین خوردن ومتلاشی شدن این دشمن قلابی نتیجه ای بجزآغازپایان سریع حاکمیت امپریالیستهابرزمین را بدنبال ندارد اما با این حال هر کس که مدعی استقلال سیاسی و…رژیم اسلامی است رابا اجازه روشنگری دعوت به مناظره در مورد پیدایش این حاکمیت مینمائیم.
    چراکه اگر معلوم شود این حاکمیت بر خلاف خرافه سرائی امپریالیستی -منبری محصول معجزه آسمانی نبوده است بلکه اتفاقامحصول وزائیده شده از اهداف بویژه اجتماعی امپریالیستی در مرحله جهانی سازی واحتیاج حیاتی آن به دشمن قلابی بوده است دیگر احتیاجی به بحث تحریم و…اندر استقلال سیاسی و…آن باقی نمی ماند.
    این گوی واین میدان البته با اجازه روشنگری.

  3. در سلطه طلبی آن طرف پیروز است که آدم کش تر، مخرب تر و ریاکارتر است. هر دو صفت آدم کش بودن و ریاکار بودن در سرمایه داران اسلامی حاکم بر ایران وجود دارد، اما صفت مخرب تر نه. دلیلش این است که رشد علم و تکنولوژی در ایران که نیروهای تخریب نظامی را بوجود می آورد، توسط اربابان جهانی، محدود نگه داشته شده است تا مرتجعین ایران پایشان را فراتر از گلیم خود نگذارند.
    .
    آنها در چهارچوب بردگی مزدی اصلا اشتباه نمیکنند. کلا امپریالیسم و کودتا و جنگ آنها در چهارچوب حاکمیت بردگی مزدی، منطقی است. این صفات ضد بشری فقط در میان ما هواداران جامعه بی دولت و بی طبقه نامعقول است. اگر ما هم مثل دوران استالینیسم و چین کنونی وارد این بازی های ضد بشری بشویم و فکر کنیم راه حل همین است، به آدمهای کثیف و سلطه گر تبدیل می شویم. آن مارکسیستهائی که از سرمایه داری دموکراتیک (حتی بلشویکی) در ایران دفاع میکنند، در واقع نسخه جنایتکار شدن مخالفان هر نوع بردگی را می نویسند. در چهارچوب سلطه جوئی، اگر اسارت زن ضرورت داشته باشد، باید تحقق پیدا کند، اگر بردگی مزدی با شلاق ضرورت داشته باشد باید تحقق پیدا کند. آنها با اراده خود چنین واقعیاتی را بوجود می آورند و اگر پای سرمایه داری آنها برویم به چنین اشخاصی تبدیل شده و خودمان باید بر اساس ضرورت حفظ سلطه عمل کنیم وگرنه می شویم خائن، ضعیف، احمق، بی عرضه و غیره در خدمت سلطه حاکمین و اربابان.
    .
    احتمالا خودتان در زندگی شخصی متوجه شده اید که وقتی ترحم دارید و تعرض نمیکنید و زور بکار نمی برید، به شما میگویند دست و پا چلفتی. ما مخالفان سلطه جوئی و استثماگری و استعمارگری در این کارها باید دست و پا چلفت بمانیم و برای اینکار اصلا وارد حوزه سیاست و در وضع دموکراسی، وارد گند دموکراسی غیر مستقیم نشویم.
    .
    گزینه دموکراسی مستقیم درست است. این عبارت بصورتهای دیگری هم بیان میشود، حکومت شورائی، حاکمیت تشکلات شورائی کارگری و غیره. تا وقتیکه همه اینها به معنی نبود مردسالای و بردگی مزدی و مقاومت علیه امپریالیسم است و بصورت کنترل مستقیم اقتصاد و روابط اجتماعی توسط همه انسانها و کارکنان درک میشود، همگی یکی و همگی درست هستند.

  4. بحث آقای قاسم آبادی در ارتباط با درست کردن دموکراسی مستقیم کارگری، بحث درستی است، مخصوصا به علت تکیه او به دموکراسی مستقیم و دیدن “دولت” بصورت دموکراسی مستقیم که در واقع هست غیر دولت.
    .
    با بحث او که سرمایه داری در ایران عقب افتاده و رانتی و غیره است، اصلا موافق نیستم. سرمایه داری در ایران بخشی از سرمایه داری جهانی است و چیزی مستقل نیست که بتوانیم برایش صفت مشخصه خاصی بگذاریم. سرمایه داران حاکم جهان این نوع سرمایه داری را در ایران ضرورت تشخیص داده و با کودتا و خرید سیاست و تحریم و غیره، برای خودشان، اگر نه خیلی فعلا مفید، اما فعلا بی ضرر و ضروری تشخیص داده اند. اگر آنها تشخیص بدهند که سرمایه داری ایران برایشان بصورت صنعتی مفید خواهد بود، آنرا به کره جنوبی تبدیل میکنند. خلاصه اینکه، سرمایه داران جهانی، مخصوصا غربی ها، فعلا صلاح نمیدانند که سرمایه داری (بردگی مزدی) در ایران شکل علمی-دانشگاهی-صنعتی و پایه-تحقیق غالب و شبیه قلمروهای خودشان را داشته باشد.
    .
    یک مثال در مورد اینکه اقتصاد ایران تحت تاثیر مستقیم حاکمیت اربابان سرمایه داری جهانی است، مثال پروژه های اتمی ایران. آنها صلاح میدانند که اسرائیل و پاکستان راکتور اتمی و بمب اتمی داشته باشند چون نوکر شان هستند، اما دولت ایران نه. بمب اتمی و راکتور اتمی اسرائیل و پاکستان کاملا تحت کنترل آنهاست. حتی ترکیه هم بمبهای اتمی دارد اما در پایگاهای آمریکا. دلیل این خیلی روشن است. جامعه ایران با جامعه اسرائیل و با جامعه پاکستان فرق پیدا کرده. دولت اسرائیل را بوجود آوردند تا برایشان در خاورمیانه پاسداری نظامی کند. دولت پاکستان را بوجود آوردند تا در مقابل گرایشان وسیع و عمیق ضد امپریالیستی هندوستان گزینه جنگی داشته باشند. از پاکستان و طالبان آن علیه دولت کودتائی حزب کمونیست (مارکسیسم سرمایه داری دولتی)استفاده کردند.
    .
    مثالهای اینچنینی بسیار زیاد است.
    .
    علت اینکه به این قسمت دیدگاه آقای قاسم آبادی انتقاد کردم به این علت است که اگر بین یک نوع سرمایه داری با سرمایه داری دیگر بصورت خوب و بد تفاوت قائل شویم و انتگراسیون کل نظام جهانی را نبینیم، آخرش حرفمان نه دموکراسی مستقیم بلکه “پیشرفته” بودن دموکراسی پارلمانی برای “اصلاح” سرمایه داری ایران خواهد بود.
    .
    جناب قاسم آبادی، بهتر است سرمایه داری ایران را بخشی از سرمایه داری جهان و نتیجه سیاستهای آگاهانه امپریالیستی بدانید نه چیزی پرورش یافته در خود. دلیل اینکه سرمایه داران ایران ضعیف و نوکر صفت هستند (خودتان توضیح داده اید) دقیقا همان قدرت اربابان سرمایه داری جهانی است. در مجموع، یک سرمایه دار ایران، ترجیه میدهد که سیاستهای اربابان جهانی را بپذیرد تا اینکه توسط آنها به ورشکستگی بیافتد. این شامل حال سرمایه داری خصوصی و دولتی جمهوری اسلامی هم میشود. اینها بیان تصمیم گیری و انتخاب آزاد و آگاهانه اربابان بردگی مزدی است.
    .
    دولت جمهوری اسلامی با نیت استقلال و سرمایه داری ملی جلو آمد اما بفوریت متوجه شد که اربابان دنیا چه کسانی هستند و این انتخاب را کرد که بازی های آنها بعنوان یک ارباب شرکت کند ولی تا میتواند استقلال سیاسی خودش را حفظ کند و از طریق نفوذ و جنگهای منطقه ای آنها را به چالش بکشد. حالا دارد تقاص آن استقلال طلبی ارباب گونه و نیمچه امپریالیستی اش را پس میدهد. نمیتوانی هم زن و کارگر را استثمار کنی و هم ادعای استقلال کرده و بخواهی در رقابتهای جهانی شرکت کنی. در رقابتهای جهانی می آیند کاملا بروی نقطه ضعفهایت سرمایه گذاری سیاسی میکنند و نابودت میکنند. ضعف استقلاب طلبی جمهوری اسلامی دقیقا ضد زن بودن، و ضد کارگر بودنش بود. حال مفلوکش کرده اند و دیر یا زود یا باید نوکری کامل غرب را بپذیرد و یا نوکر شرق شود و یا نابود گردد.
    .
    احتمالا آقای قاسم آبادی میداند اما توضیح میدهم. اما مقاومت زنان و بردگان مزدی در چهارچوب استقلاب طلبی نیست چون ما به انترناسیونالیسم بردگان مزدی اعتقاد داریم و میدانیم که شاید مبارزه ما در سطح ملی به ما تحمیل شده، اما در سطح ملی امکان پیروزی ندارد.
    .
    اتکا به مبارزه با مردسالاری، بردگی مزدی و مقاومت غلیه سرمایه داری جهانی و امپریالیسم ش تضمین میکند که زنان و توده های برده مزدی جهان به بقای پیروزی آتی ما کمک کنند. دلیلی شکست خوردن استقلال طلبی جمهوری اسلمی و بزروی نابود شدن و یا نوکر شدنش دقیقا همانخاصیت ضد زن و ضد کارگری اش است. بعیارت ساده تر، سلطه طلب است مثل همانهائی که علیه شان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,889 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار