شنبه, ۲۴ مهر , ۱۴۰۰
   

Comments

زندگیِ اسف‌بارِ مردمِ خوزستان در منطقۀ پُر از ثروت / شباهنگ راد — 5 دیدگاه

  1. پاسخ به یک سئوال بسیار مهم.
    آیا اگر همین اعتراضات و اعتصابات صنفی به سطح سرنگونی رژیم ارتقا پیدا کند و نیت آن الغای بردگی مزدی و جامعه افقی شورائی و الغای مردسالاری نباشد، باید از آن حمایت کرد؟
    پاسخ من:
    اگر چنین شود، یعنی اعتصابات و اعتراضات فعلی سیاسی شود، حال چه به درجه حرکت به سمت سرنگونی برسد و یا رفرم سیاسی، از آن نباید حمایت کرد، اما برخورد رژیم با توده ها باید محکوم شود چون جامعه ایران متعلق به مردم است و این مردم دارند بیان میکنند که خواهان رفتن رژیم و یا بخشی از رژیم هستند. در چنین شرایطی نمیتوان ایده مردم را در بست قبول کرد، اما باید با محکوم کردن و اگر شد محدود کردن برخوردهای رژیم، شرایط انتقال قدرت سیاسی با هزینه کمتر را بوجود آورد. اگر رژیم به آدم کشی هایش ادامه داد، ما دیگر کاری نمیتوانیم بکنیم و هر چه مردم با رژیم و عواملش کردند و اگر مردم صدمه دیدند، تقصیر خود رژیم است، حتی اگر مردم از قدرت خارجی کمک گرفتند. در چنین وضعی
    بهتر است رژیم داوطلبانه کنار برود تا مردم با هر ایده ای که دارند اوضاع را خودشان شکل بدهند. پیشنهاد ما و بخشی از چپ کمونیست ایران حرکت جهت الغای بردگی مزدی، از بین بردن ساختار هرمی کار گروهی و درست کردن مدیریت شورائی و الغای مردسالاری است.
    این وضعیت شبیه وضعیت زمان شاه هم هست.
    در آن زمان نمی توانستیم ایده مردم یعنی درست کردن جمهوری اسلامی را بپذیریم، خیلی از کمونیستها در رفراندوم هم شرکت نکردند. اما با برخوردهای رژیم شاه با مردم مخالف بودیم. امروز هم مثل آن موقع. آن موقع اشتباه نمی کردیم، امروز هم این برخورد اشتباه نیست.
    دولت ایران یک دولت مستقل دیکتاتوری است. آن موقع با امپریالیسم مخالف بودیم و دموکراسی میخواستیم. امروز نمیخواهیم امپریالیستها برگردند. اما دموکراسی ی که امروز میخواهیم با ۴۳ سال پیش فرق کرده و در ذهن ما تکامل پیدا کرده. دموکراسی امروز ما ضد سرمایه داری (ضد بردگی مزدی)، ضد تشکل هرمی در جامعه، ضد مردسالاری است. امروز فهمیده ایم که رژیم بلشویکی ضد آزادی است و رژیم دموکراتیک لیبرالی استثمارگرانه، ناسیونالیستی و ضد بشری.
    آنارکوسندیکالیست، آنارکوکمونیست، آنارشیست، برده مزدی

  2. آیا حفظ تمامیت ارضی ایران مهم است؟
    بنظر من اصلا مهم نیست بشرطی که برای نوکری برای امپریالیستهای شرق و غرب نباشد. اگر برای نوکری باشد، ارتجاعی است. چون دولتها مردم را از هم جدا میکنند و تحت نظارت دولتی و ارتش قرار میدهند، جدائی ارضی یک کار ضد بشری است. اما اگر دولت مرکزی یک فرهنگ و یا یک قوم معینی را به قومهای دیگر تحمیل کند، نمی توان جدائی قومها را سرزنش کرد.
    آنارکوسندیکالیست، آنارکو… غیره

  3. دولت ایران یک دولت مستقل دیکتاتوری است.
    این دولت از لحاظی شبیه دولت هیتلر و موسیلینی می باشد.
    احتمالا دولت قذافی و صدام حسین هم مستقل بودند. در مورد آتاتورک مطمئن نیستم اما دولت ناصر تقریبا چرا.
    دلیل علاقه دولتهای کوبا و ونزوئلا به جمهوری اسلامی همان استقلال سیاسی رژیم و همدردی با آن در مقابل امپریالیستهای غربی است.
    اگر رژیم ایران به یک رژیم سکولار تغییر پیدا کند، و اگر استقلال سیاسی خودش را حفظ کند، باز هم مورد حمایت دولت کوبا و ونزوئلا قرار خواهد کرفت.
    رفتار دولت کوبا و ونزوئلا با دولت ایران بر اساسا استقلال ملی است.
    دولت ونزوئلا دولت بورژوا لیبرال هم هست. دولت کوبا دولت سرمایه داری دولتی دیکتاتوری می باشد.
    برای اینکه آزادی از بردگی مزدی در ایران، کوبا و ونزوئلا میسر شود، باید هم بردگی مزدی الغا شود و هم ساختار روابط گروهی در تولید و سایر فعالیتهای مولد، بصورت شورائی و غیر متمرکز درآید. تازه این تغییرات بقای این روابط را تضمین نمیکند مگر اینکه چنین نظمی در منطقه و جهان گسترش پیدا کند و یا سخت مورد حمایت اعتصابی انقلابی چند صد میلیون توده قرار بگیرد.
    نویسنده هیچ درک درستی از این مسائل ندارد و بنظر می آید که دنبال درست کردن یک رژیم بلشویکی است.
    رژیم بلشویکی نظمی بوجود می آورد که از همان ابتدا نخبه های تکنوکراته فقط مارکسیست و اجبارا مارکسیست مدیر بردگان مزدی هستند و بر کار فرماندهی دارند و از این مقام پائین نمی آیند و بدینجهت بردگی مزدی تغییر نمیکند چون کارگران کار میکنند آنها حکومت.
    نویسنده ارتجاع بلشویکی خود را پشت عبارت پردازی های سرنگونی طلبانه پنهان میکند.
    فعالین وقتی شعار سرنگونی می شنوند به وجد می افتند (بعلت دیکتاتوری رژیم) و دیگر سئوال نمیکنند که نیت این سرنگونی طلبها جیست.
    باید از تک تک این سرنگونی طلبها پرسید که چه نظمی می خواهید بعد از سرنگونی بوجود بیاورید.
    آنوقت خواهید دید که چه ارتجاعی در ذهن آنها وجود دارد، چه آنارشیست باشند و چه مارکسیست، چه فمنیست باشند و لیبرال دموکرات، این سئوال ضروری است تا باوان راه درست در پیش گرفت.
    دولت جمهوری اسلامی نباید بعلت فاصله گیری از غرب سرنگون شود. فاصله گیری از غرب کار درستی است.
    فاصله گری از امپریالیسم روسیه و چین هم کار درستی است.
    دولت جمهوری اسلامی فقط باید برای ارباب بردگی مزدی بودن و جکومت کردن بر اساس ساختار هرمی قدرت علیه کارگران و زحمتکشان سرنگون شود. هر نوع سرنگونی دیگر ارتجاعی و ضد بشری است.
    جنبش اعتصابی و اعتراضی امروز باید به سمتگیری ضد بردگی مزدی و ضد هرم مدیریت کار اجتماعی ارتقا پیدا کند. یا در جهت چنین چیزی از آنها حمایت میکنید و یا در آنها شرکت میکنید، و یا در خدمت ارتجاع هستید.
    گرفتن آب و اضافه حقوق و کار کمتر و مزایای بیشتر و از بین بردن محدودیت برای زنها، حق توده ها و زنهاست. اما استفاده کردن از اینها برای پیش کشیدن ایده هائی که اربابان سرمایه دار مخالف رژیم از آن استفاده کنند، ارتجاعی و ضد بشری و غیر اخلاقی است.
    جنبشهای صنفی همیشه بصورت ابتدائی سیاسی هستند. وقتی وضعیت سیاسی آنها بیشتر و پخته تر می شود، میتوانند به جنبشهای کاملا ارتجاعی و یا کاملا انقلابی تبدیل شوند. تنها جهت گیری ضد سرمایه داری (ضد بردگی مزدی) و جهت گیری ضد هرم مدیریتی فعلا تعیین کننده انقلابی بودن آنهاست. در ایران، الغای مردسالاری نیز انقلابی است بشرطی که سمت گیری ضد بردگی مزدی داشته باشد وگرنه زنان ارتجاعی پرورش میدهد. افکار ارتجائی را همین الان در ذهن زنان فمنیست میتوان تشخیص داد.
    ارتجاع یعنی استثمار کردن و بر سرنوشت انسانهای دیگر حاکم شدن.
    آنارکوسندیکالیست، آنارکوکمونیست، آنارشیست، برده مزدی

  4. نویسنده میگوید رژیم جمهوری اسلامی وابسته به امپریالیستهاست و میگوید که مردم ایران یک رژیم ضد امپریالیست درست کنند. آخر جناب، اگر این رژیم وابسته را اینطور تحریم میکنند، با رژیم ضد امپریالیست کمونیستی شما چکار خواهند کرد؟ شاید هم ایده ای دارید که ما نمیدانیم، لطفا برای ما بنویسید که برنامه اقتصادی کمونیستی ضد امپریالیستی شما بعد از سرنگونی این رژیم مفلوک چه می باشد. متشکر

  5. فقر و کمبود و محرومیت ها فقط محصول ارتجاع جمهوری اسلامی نیست بلکه عمدتا محصول تحریمهای اقتصادی است برای از بین بردن رژیم از لحاظ سیاسی مستقل جمهوری اسلامی. همین کار را با کوبا کردند و بعد با ونزوئلا و با روسیه و چین هم کرده اند و ادامه خواهند داد. اگر نویسنده خیلی ضد امپریالیست است باید قبول کند که رژیم ایران و کوبا و ونزوئلا و غیر نوکر امپریالیست نیستند. اگر چنین چیزی را نمی توانید بفمهمید، بهتر از اینهمه مقالات بی ربط ننویسید.

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,920 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار