چهارشنبه, ۳۱ شهریور , ۱۴۰۰
   

Comments

الفبای مرگ در رژیم اسلامی ـ ولائی / بهنام چنگائی — 8 دیدگاه

  1. درود جناب ناشناس؛

    از جنایت های این ساختار ضدبشری هرچه بگوئیم کم گفته ایم. بی گمان اگر من و شما هم در تیررس شان بودیم، همان می کردند که بر سر بی شماران آورده اند.

    اگر شما مقاله ی مرا درست خوانده باشید آنگاه بخوبی می دانید که من به زبان ساده زیر بنای ایدئولوژیک نظام ” اصالت وحدت” آنرا به نقد کشیده و سعی کرده ام گذرا نشان دهم که بت پرستی های عصر پدر ابراهیم که سنگ ستائی خدائی بود، با آمدن یکتاپرستی ابراهیم از شکل خدا پرستی مجسمه های موجود به خداپرستی یا بت پرستی پوشیده دگرگون و فراروئید که تا بامروز دوام آورده و شایسته است هرچه بیشتر درین پهنه ها نقد، بررسی و کارهای روشنگرانه کرد.
    باسپاس
    روشنگرانه و انتقادی کرد تا ادیان

  2. جناب بهنام.
    شما در پانویستان می نویسید کار ما روشنگری وافشا گری است ونه توهین وتحقیر.
    در جائی دیگر نیز می نویسید با خانواده اعدام شدگان احساس همدردی میکنید.
    حال پرسش این است که چگونه میتوان با خانواده دو تن از مردمی همدردی نمود که درراه آگاهی دادن به نا آگاهان بوسیله بیان واقعیتهاو حقیقت راجع به ماهیت ضد بشری اسلام ومقدسینش! جانشان را گذاشتند اماهمزمان با آن همدردی! کارحقیقت گوئی آنان را همان توهینی!گذاشت که بجرم آن اعدام شدند؟.
    جناب چنگائی.
    بیهوده نیست که از چپ ومنافقین ومصدقی ها واعلیحضرتی های سفره حضرت عباس بنداز هوادار رضا پهلوی در برابر این گونه اعدامهاصدائی تا کنون برنخواسته که همه این مجموعه اسلام پناه بیان حقیقت رانشات گرفته ازاسلام توهین نامگذاری نموده اند.
    بیچاره این خلق ستم دیده که پیش از امپریالیستها وارتجاع حاکم درمحاصره اپوزیسیونی است که باری بهر جهت اگربر فرض محال در هیچ چیز بارژیم مشترک نباشد که این چنین نیست وامثال منافقین کپی عقب افتاده همین ولایت فقیه است و بچه شاهش بوی گند یک مذهبی فناتیک را میدهد و…امااشتراک کل این اپوزیسیون با رژیم درمقوله اسلام چپ وراست نمی شناسد.

  3. جناب ناشناس درود؛

    من هم از حکم اعدام این دو بیدادرس یوسف مهرداد و سعدالله فاضلی بسیار رنجورم و خودم را همدرد با خانواده های آنها می دانم.

    دوست گرامی؛ ما با ساختاری ایدئولوژیک بربر و ضدبشری ای رودرروئیم که از همان آغاز آمدنش ویژگی دعاوی او جز ریا، دروغ، سرکوب، اعدام، ترور و نسل کشی نبوده است، همانگونه دین اسلام جز این نیست و دیگر شاخه های مذهبی این دین نیز چنین بوده و هستند.

    پرسیدنی! اگر این بساط وحشی چنین است که شما نوشته اید و من هم باوردارم؛ پس باید از خود بپرسیم که ما در برابر چنین درندگانی بدنبال چگونه روش و شیوه ای برای زندگی هستیم؟

    در پاسخ می توان گفت:

    هرکدام از ما روش و دیدگاه ویژه ی خود را برای زندگی فردی و اجتماعی دارد که با همه ی تفاوت ها بی گمان و در همان گام نخست می بایست اهداف اش متکی بر حقوق پایه نوع انسان، پذیرش امر رنگین کمانی عقیده ها، اتنیک ها، فرهنگ و زبان و ملیت ها استوار باشد و هست. دین اسلام و باورمندانش با این ایده های فرامذهبی و ملی تناقض و تضادش سازش ناپذیردارند و اغلب مریدان سرسپرده ی آن هم کمترین دانش انسانشمول از دریافت های آزادی عقیده و وجدان دارند و شگفت آورتر اینکه خدا و دین خود را بهترین ها می دانند؛ اگرچه یکتاپرست می باشند ولی در ذهن و کارکرد بیشتر خدائی را برای خود ترسیم کرده و می کنند که برتر از خدای مسیحیت و یهودیت می باشد.

    بنابرین برای نجات جان و خرد نوع انسان می باید بیش از همه شیوه های مدرن و درست زیستن و راهکارهای درست اندیشیدن را فراگرفت و فراداد تا پاسداران حماقت نتوانند از ساده دلی، نادانی و آسیب پذیری آنها چنین بهره برداری های ویرانگر برند.
    کار درست ما روشنگری و افشاگری ست نه تحقیر و توهین! فراموش نکنیم که پاسخ مشت، لگد است و دستآورد “دانش انسان” آگاهی و بازتاب آن به” نادانی و جهل” افکندن روشنائی خردورزی ست به تاریکی ها.
    باسپاس

  4. جناب چنگائی با درود.
    مزاحم شدم تا بعرض برسانم متاسفانه جنابعالی ودیگرانی که روشنگری وحقیقت گوئی راجع به اسلام وجنایت های سران آن را “توهین”نام گذاری میکنند وبرای لاپوشانی موافقت خود با قانون ضد بشری اسلام در کشتن توهین کنندگان به مقدسات!مانند جنابعالی می گویند به دین مردم!توهین نمیکنند ومانند شما صراحتامیگویند من “توهین” نمیکنم بسیارروشن بر قانون ضد بشری اسلام درکشتن توهین! کنندگان موافقت و مهرتائید میزنند.
    امروز حکم اعدام دو نفر بنامهای یوسف مهرداد وسعدالله فاضلی از همان مردمی که شما به بهانه توهین نکردن به مقدسات آنها زمینه ساز اعدام آنهاشدید به اتهام توهین به مقدسات!به تائید نهائی رسید ودر این هفته اجرا خواهد شد.
    اگرچپ به اندازه خودش صدایش را در برابرقانون ضدبشری اسلام بلند میکرد واعلام مینمود حقیت گوئی حق انسانی مردم است شاید که اینهمه در این چهل سال گذشته به جرم توهین به مقدسات!توهین نمی شدند.
    امروز امریکابجای محکوم نمودن رسمی کشتن وسرکوب معترضان به بی آبی دریک موضع گیری صد درصد منافقانه وعوام فریبانه بنفع رژیم اعلام نمود تیراندازی به معترضان به بی آبی را رصد! میکند.
    این موضع گیری مانند کلی گوئی های جنابعالی وچپ بر علیه اسلام ولائی و ملائی و…میباشد اما آنجا که نوبت به محکوم کردن چنین قوانین ضد بشری اسلام ودفاع از حق انسانی مردمان واز جمله این دو قربانی در افشای اسلام ننگین میرسد با یک ژست دموکراتیک توهین به دین مردم!که نام مستعاروحوش حزب الهی حامی رژیم میباشد رامحکوم کرده و بدین وسیله پای اعدام همین دو نفر از مردم واقعی جان به لب رسیده مهر تائید می زنید.

  5. جناب ناشناس درود بر شما؛
    نوشته اید:

    درنوشته شما صورت مسئله اصلی بی رنگ کردن آگاهانه یا ناآگاهانه تفاوت ماهوی اسلام با سایرادیان بوسیله کارخانه یکسان سازی طبقاتی! میباشد ونه اینکه بجث بر سر این است که محمد جهود بود یا نه؟و…

    تلاش من در اینجا و با این و دیگر مقاله هایم این بوده و می باشد که در راستای دخالت ویرانگر “دین در حکومت” روشنگری کرده و به کارگران و توده ها و لهیده شدگان جسارت نقد بر دیدگاه های دینی تشویق کنم؛ نقد و رد و افشاگری های را برجسته کنم بدون آنکه به خود دین، دینمداران و دلبستگان ادیان تحقیر و یا توهینی کرده باشم و نمی کنم.

    زیراکه من کمونیست به آزادی عقیده و وجدان ِآزاد باوردارم، همچنین گمانم بر این است که تا بقای ساختار سرمایه سالاری و روابط بهره کشی انسان از انسان و به تبع آن وجود طبقات چنددست نمی توان دین را با زور و بخشنامه ای از فکر انسان تنگدست بیرون آورد. چرا؟ چون دید و سرمایه از دیرباز درهم تنیده و به همدیگر نیاز حیاتی دارند و از همینرو پشتیبان یکدیگرند. همانگونه که می دانیم ناسیونالیسم، راسیسم و فاشیسم و پانیسم مورد بهره برداری هردو بوده و می باشد.

    درین راستای سیاه و خونین شایسته است که نگاهی به دسیسه های اشکال برتریجوئی های ناسیونالیسم و دشمنی های مذهبی در گستره جهانی آن بیندازیم. و آنگاه درمی یابیم که جنگ های موجود جهان چه در گذشته و یا حال برای چه اهدافی سرمایه و دین بوده و هستند. آیا لشگرکشی، دخالت و برپاکردن جنگ ظفار شاه بسود کارگران ایران و یمن بود؟ نه هرگز!

    همانگونه که دخالت و تجهیز نظامی رژیم اسلامی امروز در جنگ حوثی ها با فامیل سعودی بما ربطی ندارد و تنها ریشه در سرکردگی مذهب شیعی در برابر سران سنی ست و تاوان هنگفت آنرا کارگران و زحمتکشان بیکار، گرسنه و بیدادرس پرداخته و می پردازند.

    بنابرین تلاش من بیشتر درین راستاست که برای خرد و بیداری اجتماعی و دست یافتن به برابری ها بیش و پیش از همه به ضرورت سازمانیابی های اجتماعی طبقاتی نیروی کار پابفشاریم و اگر توانستیم یاری رسانیم و به حقوق انسانی شان آگاه کنیم تا خود آنها دشمن شان را بشناسند و در برابر هردو دین و سرمایه و وابستگان آنها هوشیارتر بایستند و فردای شان را با مدیریت مستقل خویش بسازند.

    چراکه: دگرگون کردن و انقلاب کار توده هاست نه ورج و ورج چندها کمونیست همچون من و چند ماجراجوی ناسیونالیست و فناتیست و…! هیچکدام از ما درست نیست و حق هم نداریم کارگران، زحمتکشان، زنان، جوانان، فرهنگیان و ملیت های ایران را با بهانه های ناسیونالیستی ـ مذهبی بجان هم اندازیم و سودش را همچون همیشه تاریخ شاهان و شیخان و دلبستگان آنها ببرند.

    به دسیسه ها و ترفندهای فاشیسم مذهبی در ایران بنگریم که چگونه شاه کمربسته امام رضا و شیخ نماینده ی خدا با دستاویز قراردادن آنها برابر ساده دلان جگونه خوب توانست ملای امروز را سرکرده سرمایه و نماینده ی تام اختیار دین دولتی کند؟!

    و یا همزمان بهتر است که ما چهره های فریبنده ی ناسیونالیسم را درست بنگریم که چگونه و با چه ترفندهای ضدبشری اهداف پوشیده ی خود را بر علیه همبستگی و مبارزه ی مشترک کارگران و کارمزدان ملیت ها و بسود سروری سرمایه بکارمی بندد و پراکنده آنان را بیش از پیش دامن می زنند و ای بسا بجان هم می اندازد!؟

    درین راستا باید هوشیار بود و به حقوق دمکراتیک چه زبان، اتنیک و دلبستگی های ملیت ها باشد احترام شایان گذاشت تا هرکدام از آنها در هموندی برابر، دلبخواه و آزاد خویش، خود را بنام ایرانی دلگرم ببیند و زندگی خود را در این کشور خوشبخت دریاند.

    نوشتار و گفتمان من تنها پیرامون همین محورهای مهم است که مرا پیوسته دلگرم و امیدوار به نوشتن می کند.

    همچنین نوشته اید:

    اهمیت استراتژیک جنبش پاسارگادی وادامه آن در دی ماه نود وشش برای امپریالیستها ونقش منحصربفرد رضا پهلوی در تکمیل سرکوب رژیم وبه انزواکشاندن این جنبش در راستای منافع جهانی سازی ورژیم اسلامی خواهم گفت تا ببینیم این اسلام عزیرمارکسیستها تا کجا از طرح امپریالیستی جهانی سازی مسئله حل میکند.

    دوست گرامی؛ شما می توانید در راستا پاسارگاد تلاش های مورد دلخواه خویش را بکنید و رضا پهلوی را همراه خود دریابید و یاری رسانید؛ من ولی درکی بسیار متفاوت با شما و دریافت سیاسی تان دارم و از همه مهمتر با هرگونه ساختاری از فردگرائی ها با هرشکلی که داشته باشد شازگاری ندارم؛ چه رسد به دیدگاه های شاه و شاهبازی ها که تجربه های آنها را گذانبارداریم و محصوا اش هم همین بساط شیخی ست که در دوران شاه هیچ جریانی حق فعالیت سیاسی نداشت مگر شیخ که همان نیز حکم مرگ منونارشیسم شد.
    با سپاس

  6. نویسنده گرامی دراینجایعنی درنوشته شما صورت مسئله اصلی بی رنگ کردن آگاهانه یا ناآگاهانه تفاوت ماهوی اسلام با سایرادیان بوسیله کارخانه یکسان سازی طبقاتی! میباشد ونه اینکه بجث بر سر این است که محمد جهود بود یا نه؟و…
    کار این کارخانه همانطور که بروشنی روز درنوشتارشمامشخص است ازبین بردن تفاوت ها و درنتیجه تاثیر عوارض این تفاوت ها برزندگی مردمان واتفاقا تاثیرمستقیم آن برتهی دستان میباشد.
    زمانیکه رژیم اسلامی ایران و حاکمیت عربستان وشیوخ…بهمراه دول سرمایه داری اروپا وامریکا وکانادا و…به این کارخانه ریخته میشوند آنچه بدست میاید اینکه اینهااز آنکه سنگسار میکند وخون زنان درشیشه کرده است و کارگران را شلاق میزند و…تابورژوازی متمدنی که رعایت حداقل های حقوق انسانی را تاآنجا مینماید که ضد امپریالیست های فراری از ایران و…بدین امپریالیستهاپناه آورده اند همه با هم استثمارگر هستند.
    همین قاعده در مورد ریختن اسلام وبودائیت وزرتشتیت ومیترائزم و…بدرون کارخانه یکسان سازی طبقاتی!وجود دارد.
    برای این کارخانه یکسان سازی عوارض دهشتناکی که پس از انقلاب امریکائی ایران برروح وپیکرزنان ایرانی وهم اکنون برپیکرزنان افغان و…اثرمیگذارد وتماما بعلت جاری بودن کشتار وسرکوب وغارت و…همه اعمال ضد بشری ازالله خدای اسلام یا همان نام دوم محمد میباشد اصلا مهم نیست.
    همانطور که برای این کارخانه یکسان سازی طبقاتی! جاری نشدن احکام وقوانین ضد بشری درادیان دیگربمانند مسیحیتاز خدای آنان که ظرفیت استحاله شدن وبرداشته شدن ستم مضاعف دینی از توده های تهی دست گردید اصلا مهم نیست.
    اگرسه روز پیش فیلم کوتاهی ازتیرباران سربازان دست بالا برده توسط طالبان روی آنتن خبری رفت که تیرباران با فریاد الله واکبرتوام بود واگر امروز اداره امنیت آلمان یک پناهنده سوری متعلق به جبهه النصر القاعده را بجرم شرکت در اعدام یک سرباز سوری دستگیر نمود که اعدام سرباز مجروح شده طبق فیلم باز هم با فریاد الله واکبر توام است واگرهر سنگ ساری وهر اعدامی وهر تیربارانی وهر گردن زدن اسلامی مرسوم در عربستان سعودی وهرشلاقی که در اوائل پیروزی توطئه امریکائی اسلامی پنجاه وهفت وپیش از آنکه زنان شجاع ایرانی در میان نارضایتی حزب توده ومنافقین وفدائی رژیم را به عقب برانند بر پیکرآنان فرود آمد و…علت اینکه هر عمل شنیع ضد بشری در اسلام چنانچه با فریاد الله واکبر توام نباشد آن سر بریدن یا …حرام میباشد علت در همان تفاوت اسلام باسایرمکاتب میباشد که جنایت وغارت وسرکوب و…ازخدایش جاری میشود وبهمین دلیل است که قابل تغیرنیست.
    حال زمانیکه همین اسلام ومسیحیت وزرتشتیت و…به کارخانه یکسان سازی طبقاتی میروند آنچه مهم نیست سوزش شلاقی است که بر پیکرزن افغان و…وارد میشود.
    آنچه که مهم نیست آزاد شدن میلیونها انسان از ستم کلیساها بعلت نبود قوانین ضد بشری کلیساها درآموزه های مسیح ونداشتن ظرفیت استحاله در اسلام ودقیقا بعلت جاری شدن قوانین براستی شیطانی از خدای آن وباقی ماندن میلیونهامیلیون انسان در زیر ستم مظاعفی است که در کشورهای اسلامی!رواج داشته ودارد.
    تجربه چهارده قرن عقب ماندگی وجهل وجنایت درسرزمین های به اصطلاح اسلامی با وجود هزاران دانشگاه و…دسترسی به اروپا و…این اواخر با وجود اینترنت بدون اینکه نشانه کوچکی از رنساس و تمایل توده های مسلمان وروشنفکران!آنهادر این هزاروچهارصد سال به بستن قلاده اسلام در مساجد دیده شود خود گویای عمق تفاوت ادیان دیگر با اسلامی است که جهل وجنایت وغارتش ازخدایش جاری میشود وطبعااین احکام برای پیروانش چه دانشگاه دیده وچه بیسواد وچه فقیر وچه غنی مقدس وعین حق وغیرقابل دست زدن است.
    این چنین است که همه نوع اعتراض وجنبشی در کشورهای به اصطلاح اسلامی دیده میشود بجزجنبشی که هدفش دخالت ندادن اسلام درزندگی روزمره انسانها وقوانین اجتماعی و…باشد.
    چنین است که تا قلدری پیدانشود و ریشه نمایندگان زمینی الله را به انضمام نمادهای اسلامی مانند مساجد و…را از خاک سرزمین خود درنیاورد وهمچنین آنقدر بداند که “جدائی اسلام از دولت”بمانند دوران پهلوی در ایران ویا حتی جدائی “اسلام از سیاست” بمانند دوران آتا ترک دردی را دوا نمی کند که نکرد ونتوانست جلوی قدرت یافتن اسلام را البته بکمک امپریالیستها بگیرد.
    این قلدر مردم دوست قاعدتا دنبال نخود سیاه امپریالیستی مارکسیستی بنام “آگاهی”و آگاه کردن مسلمانان از اسلام نخواهد رفت چرا که میداند طالبان وحزب الله و بوکو حرام و داعش و…برآمده از نا آگاهی نیستند که عمده رهبران آنها تحصیل کرده های دانشگاه های اروپائی وامریکا میباشند بلکه برآمده از باوری میباشند که هویت ضد بشری آنان را نمایندگی میکند.
    ایران پس از پنج قرن شاهد جنبشی بود با شعاررهائی بخش ما آریائی هستیم عرب نمی پرستیم که صد البته منظوراز عرب نمی توانست بجزخاندان جهل وجنایت وغارت محمد باشد وبا شعارکوروش پدر ماست ایران وطن ماست که مواجه بادشمنی قابل فهم مارکسیستها ومنافقین ومصدقی های نهضت آزادی وجبهه ملی واتفاقا از ترس ظهورآن قلدر فقیردوست ملی ضد ارتجاع وضد امپریالیست از چنین بستری گردید که در این میان رضا پهلوی رودربایستی را کنار گذاشته ودر مصاحبه با کیهان لندن حرف دل همه دشمنان این جنبش رازد و گفت اگر قرار باشد این حرکت به تضعیف اسلام منتهی گردد چه بهتر که جمهوری اسلامی سر کار باشد.
    بعلت اینکه این پانویس بعلت خستگی ودرد کشیدن از حمایت مارکسیستی از اسلام بوسیله کارخانه طبقاتی!و تقلیل دادن هزارو چهارصد سال جنایت وغارت وسرکوب به استثمار! خود بدرازی نوشتار شما گردید در اینجا آن را خاتمه وچنانچه روشنگری با چاپ این رنج نامه اجازه داد در پانویس بعدی اهمیت استراتژیک جنبش پاسارگادی وادامه آن در دی ماه نود وشش برای امپریالیستها ونقش منحصربفرد رضا پهلوی در تکمیل سرکوب رژیم وبه انزواکشاندن این جنبش در راستای منافع جهانی سازی ورژیم اسلامی خواهم گفت تا ببینیم این اسلام عزیرمارکسیستها تا کجا از طرح امپریالیستی جهانی سازی مسئله حل میکند.

  7. جناب ناشناس درود،

    نوشته اید:
    به نویسنده گرامی مجدانه اصرار میشود تا پیش از روشنگری مذهبی کمی زحمت مطالعه بخود دهند تا دریابند ابراهیم جد محمد نیست ومحمد از یهود نبوده وبیخود زور زد تا خود را از شجره ابراهیم جا بزند و زمانیکه نتوانست قبله مسلمانان را از اورشلیم به مکه برد وحج مشترک با یهودیان را برهم زد وبه مکه برد.

    دوست گرامی؛

    پیش از همه بگذارید دوستانه بشما بگویم که هرگز در مورد افسانه ها، روایت ها و نقل قول ها چه دینی باشند و یا فرادینی، چندان دستآویز های محکم و بیش از همه قابل دسترسی وجودندارد که هرکدام از ما و یا دیگران کاوشگر روزی بخواهند و بتوانند به آنها بچسبند و روند تاریخی را درست برگیرند و ادعای بررسی خویش را درست تر از پیش بربشناسانند.

    بنابرین آگاهی من و شما و یا ناآگاه بودن ما اهرم راهبر درست و یا گره اصلی نادرست در پردازش یقینی چنین سوژه های ذهنی و فراعقلی محک ارزش نبوده و نیست، چون پیش از همه تضاد در محور تناقض های ایدئولوژیکی ست که هریک در منبع کشف و چگونگی تعریف ها الگوی مورد دلخواه خود را برجسته ساخته است.

    و ما به ناچار از تاریخ ادیان و وابستگی های پیشینیان به هریک آنها جز همین شواهد و سرنخ های در هم پیچیده و متناقض اثر و نشانه های معین تری نداریم و همه ی آنچه را که ما و تاریخ شناسان در دسترس دارند جز همین بی شماران بی اعتبار نیست.

    تازه دستبردها و تحریف های بلند تاریخی بی شمارند و کمترین آسیب شان این است که می توان از قرآن ها، انجیل ها و تورات ها گفتمان های کسل کننده داشت و خود شما بهتر می دانید که بررسی و شناخت درست از هرکدام از کوه های ارثی، دینی و بازمانده هم عمر افسانه ای نوح را می خواهد که ما نداریم؛ تازه ضرورت اش هم در کار ما نیست، زیرا جنگ ایدئولوژیک ادیان برای ئاشتن قدرت و ثروت هرکدام را در برابر دیگری ناگزیر به افشاگری های موهوم دینی عقیدتی می کند.

    و اما: بنا به احادیث موجود اسحاق دومین پسر ابراهیم و فرزند ساره بوده است. و البته می دانیم که هاجر کنیز ساره بوده و اسماعیل را برای ابراهیم زائید.

    و همچنین اعراب خود را از نسل اسماعیل می‌دانند. و برخلاف آن برداشت یهودیان و مسیحیان هست که خود را از نسل اسحاق می دانند.

    و مسلمانان معتقد به پیامبری و رسالت اسماعیل هستند؛ همچنانکه دیگران معتقد به پیامبری اسحاق. و… خیلی می توان پیرامونش نوشت و من کوتاه نوشتم!

    اینک بر نکته ای انگشت می گذارم که محور دید من از دیدگاه های ایده الیست و اصالت وحدتی ها یا الهی ست.

    بنا به همان روایت های سردرگم ما می دانیم که پدر ابراهیم یک مجسمه ساز و بت پرست بود و پردازش های هنری خود را می ستود و می پرستیت و می پرستاند.

    و ابراهیم در برابر دیدگاه پدرش ایستاد و مجسمه ها و یا بت های او را شکاند و مدعی یکتاپرستی و یا خدا پرستی شد.

    و من کار او و یا بت شکنی ابراهیم را چنین برنوشتم که ابراهیم در زمان خودش بت های سنگی پدرش را شکاند و از دید بت پرستان نابودکرد.

    ولی همو زیرکانه بت ذهنی و پنهانی ای را بجایش نهاد که ایده خیالی و زیرکانه ی او تاکنون تأثیر فاجعه بار جنگ های دینی و بازتاب های ویرانگرتری از بت های پدرش داشته است و…همین

    باسپاس از پانویس تان

    سنت مسیحی به‌طور کلی ابراهیم را پدر معنوی همه مومنانی که قرار است عهدهای الهی به ابراهیم را به ارث ببرند،

  8. به نویسنده گرامی مجدانه اصرار میشود تا پیش از روشنگری مذهبی کمی زحمت مطالعه بخود دهند تا دریابند ابراهیم جد محمد نیست ومحمد از یهود نبوده وبیخود زور زد تا خود را از شجره ابراهیم جا بزند و زمانیکه نتوانست قبله مسلمانان را از اورشلیم به مکه برد وحج مشترک با یهودیان را برهم زد وبه مکه برد.
    دیگراینکه “ادیان ابراهیمی”وجود خارجی نداشته ونمی توانسته وجود داشته باشد و این چیزی بجز داستان سرائی محمد ومسلمانان برای اینکه خود را از تبار ابراهیم جا بزنند چیز دیگری نبوده است که امروزه نیز ادیان ابراهیمی! ورد زبان امپریالیستها میباشد. از این ها گذشته اسلام یعنی آئین شیطان پرستی واز همین منظر است که در کارنامه تاریخ هزاروچهارصد ساله اسلام چیزی دگری بجزریختن خون انسان ها با فریاد الله واکبر،تجاوزجنسی به دختران کودک سال وخرید وفروش انسان بعنوان کنیز وغلام و…دیده نمیشود.
    نویسنده همه ادیان را برابر اسلام قرار داده وآنهارا نقد طبقاتی!نموده تا از قبح این آئین شیطانی بکاهد بدون اینکه بتواند حتی یک نمونه مانند اسلام بیاورد که مثلا مسیح یا موسی ویا زرتشت ویا بودا و…درسن پنجاه ویک سالگی بر دختری هفت ساله بنام عایشه تجاوز نموده باشند ویامانندسر قصاب محمد سرهفتصد وپنجاه تسلیم شده را در یک روز ببرد ویا هزاران از این جنایت ها.
    اینکه بگوئیم بله اسلام این طور توده های قابل تحمیق راتحمیق کرده وآن طور استثمار!نموده وتحلیل طبقاتی!از یک آئین شیطانی ضد بشر بدهیم چیزی بجز خواسته یا نا آگاهانه تقلیل جنایت ها وغارتها وتاریخ خون بارش به استثمار!وبرابر کردن وحوش طالبان وبوکو حرام وحزب الله و…بااپوزیسیون کشورهای اروپائی و…همچنین برابرکردن حاکمیتهای اسلامی حتی قرن بیست ویکمی عربستان وایران وقطر وعمان و… باحاکمیتهای مسیحی اروپائی وامریکا وکانادا و ژاپن و یا حاکمیت یهودی اسرائل …بدین بهانه که بله همه استثمارگر میباشند چیزدیگری نیست.
    تفاوت اسلام با دیگرادیان که نویسنده عمدا یا سهواروی ازآن می گرداند در این است که احکام جنایت وغارت ودیگراعمال ضد انسانی توسط خدای آن ادیان که در معنی نسخه دوم آن پیامبران میباشند جاری نشده و برزبان پیامبران آنان بعنوان دستورات خداوند! نیامده ومهمترآنکه پیامبران ادیان دیگر بمانند محمد خود نمونه وسمبل جنایت وتجاوز جنسی و…نبوده اند بلکه هرچه شده وهرچه گفته شده بمانند حاکمیت ضد بشری کلیساها از سوی پی روان آن ادیان انجام شده است وربطی به مسیح وزرتشت وبودا و…ندارد درصورتیکه احکام ضد بشری اسلام مستقیم از کتاب مقدس!آن جاری شده است ومحمد ودستیارانش خود سمبل آن احکام نفرت انگیز بوده اند که ادامه آن در امام خمینی وطالبان وبوکوحرام وحماس واخوان المسلمین و…تبلوریافته است.
    متاسفانه نویسنده عمدا یا نا آگاهانه به مهمترین وجه تمایز اسلام شیطان پرست با دیگر ادیان توجه نکرده است که اسلام بهمان علت جاری شدن احکام ضدبشریش از خدایش واز کتاب مقدسش!و از سیره پیامبرش قابل استحاله نبوده ونیست وبهمین دلیل است که اسلام صدر اسلام امروزه در وحوش طالبان و کلا در داعیشیعه متبلور میباشد واین وحوش دست نخورده چهارده قرن است که نسل به نسل از درون قران وسیره محمد و…می جوشند وبیرون میایند واگرجریانی بمانند منافقین بخواهد نمایش اسلام استحاله شده بدهدنمایشش بجزنمایش یک سیرک و بنمایش گذاشتن دلقکی رهبرانش نخواهد بود.
    چرا این چنین است که منافقین برای قابل قبول شدن از سوی امپریالیستها هرپشتکی میزنند اما آنجا که نوبت به محکوم نمودن اعمال اسلامی طالیان وداعش ورژیم و…مردود نمودن این اعمال ضد انسانی در اسلام میرسد دلقک های منافق بجای آوردن فاکت از تاریخ اسلام وقران و…در رد اعمال امام خمینی و… میفرمایند این اعمال با روح!اسلام سازگار نیست.
    اما در ورای این نقائص همینکه نویسنده بقول معروف پی تکفیر کمونیستهارا بر تن خود مالیده وانگشت بر این آئین جهل وجنایت گذاشته است قابل تقدیرمیباشد

پاسخ دادن به بهنام چنگائی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 1,118 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار