چهارشنبه, ۳۱ شهریور , ۱۴۰۰
   

Comments

فشرده درس هایی از انتخابات ۱۴۰۰ / جواد قاسم آبادی — 5 دیدگاه

  1. در این مقاله:
    http://nedayeazady.org/2021/01/31/%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/
    آقای قاسم آبادی، “یک جبهه مردمی؛ با محوریّت اکثریّت عظیم فاقدان سرمایه و بویژه پرولتاریای ملل ساکن ایران” را جمهوری دموکراتیک سکولار تعبیر میکند. ولی همه میدانند که “فاقدان سرمایه” و “پرولتاریای ملل ساکن ایران” در یک نظام اجتماعی ضد سرمایه داری (سوسیالیسم کلکتیو و شورائی کارگری) منافع دارند نه جمهوری دموکراتیک لائیک که بنای آن بر اساس منافع صاحبان سرمایه و سرمایه داران اختراع شده است.
    پس باید نتیجه گرفت که دیدگاه آقای قاسم آبادی در خدمت تبدیل نیروی سیاسی-اجتماعی کارگران به سیاه لشکر حاکمیت سرمایه داران سکولار قرار دارد. امیدوارم ایشون تجدید نظر کند و دیگر فرم سیاسی حاکمیت سرمایه داری را فرم حاکمیت طبقه کارگر اعلام کند. طبقه کارگر فرم حاکمیت خود را دارد که آن حاکمیت تشکلات شورائی بر اقتصاد و کل جامعه است.

  2. مشکل ما کارگران با سیستم سرمایه داری حاکم، چه با رژیم مذهبی و چه بدون آن، در حقیقت، فقر نیست، بلکه حاکمیت آنها بر سرنوشت فردی-اجتماعی ماست. برای همین ما ارباب نمیخواهیم، چه مذهبی و چه غیر مذهبی. این اصلا به درجه رفاه ما بستگی ندارد.

  3. رئیسی:
    «کسانی بودند که اخلال در حقوق انسان‌ها ایجاد کردند. دست به اقدامات داعشی زدند. دست به اقدامات ضد امنیتی زدند.»
    این حرف را میتواند بزند چون امپریالیستهای غربی و شرقی هم چنین میگویند. امپریالیستها و سرمایه دارهای دموکرات و غیر دموکرات کودتاگر نمیتوانند رئیسی را محکوم کنند چون جنایت علیه طبقه کارگر کار هر روز آنهاست. رئیسی در واقع دارد میگوید که من کار خود شما را کرده ام ، از من انتقاد نکنید،میگوید که من سعی کرده ام که کارگر مطیع و تو سری خور درست کنم که استثمارش کنید، از من ایراد نگیرید. امپریالیستها غربی در جواب خواهند گفت: تا وقتیکه علیه ما نیستی ایرادی ندارد اما اگر زیادی روی کنی و علیه ما باشی، ما میگوئیم حقوق بشر را نقض کرده ای و باید بروی دادگاه.
    این مصاحبه ها باید درست افشا شوند. همه میدانند اینها جنایتکار هستند، اما همه نمیدانند چرا.

  4. سیستم حکومت انسان بر انسان هزاران سال است که بر اساس سو استفاده اربابان از برده های ناآگاه اداره می شود.

  5. پیشنهاد نویسنده به کارگران ایران این است که بیایند به استثمارگران سکولار راضی شوند. این ماهی گرفتن از آب گل آلودی هست که رژیم و دشمنان امپریالیست غربی اش بوجود آورده اند.
    سیستم جمهوری و دموکراسی لائییسیته (مثل کشورهای امپریالیستی غربی) متکی به بردگی مزدی است، پس کارگران در آن منافعی ندارند. این سیستم درست شده است تا میلیاردرها حاکم شوند و تکه نانی برای کارگران بیاندازند. شکایت نویسنده این است که تکه نانی که در رژیم اسلامی برای کارگران انداخته می شود خیلی کم است.
    این سیستم (جمهوری دموکراتیک سکولار) در ایران، فقط وقتی میتواند رفاه نسبی همراه با نوکری در سیستم هیراشی قدرت بوجود بیاورد، که امپریالیستی باشد، یعنی بتواند ملتهای ضعیف را بچاپد و توی شکم شهروندان خود بریزد.
    چون امپریالیستی شدن اقتصاد و جامعه ایران بسیار نامحتمل است (امپریالیستهای فعلی نمیگذارند) و فقط این جامعه و اقتصاد میتواند بخش کوچک و سرسپرده آن باقی بماند، جامعه ایران به جامعه کاملا وابسته به قدرتهای غربی تبدیل خواهد شد. البته امپریالیستهای شرقی (چین و روسیه) هم بلاخره خواهند خورد اما از پس مانده های غربی.
    نمونه ونزوئلا نشان می دهد که تحریم جامعه توسط امپریالیستها به مذهبی بودن رژیم بستگی ندارد، چون رژیم ونزوئلا در واقع ابتدا جمهوری دموکراتیک لائیسیته بود. غربی ها نتوانستند در آنجا مثل دولت مصدق کودتا کنند، بلاخره با بهانه های مختلف تحریمش کردند. آنها در هائیتی کوتای موفقی کردند. کشورها ی دیگر هم هستند
    راه پیشنهادی نویسنده راضی شدن به ارباب سکولار غربی پشت صحنه بجای رژیم فاشیستی مذهبی جلوی صحنه است. نمونه جمهوری دموکراتیک پیشنهادی نویسنده برای ایران، مکزیک و عراق و افغانستان و کلمبیا و غیره هستند، نه سوئد و نروژ.
    درست کردن جمهوری دموکراتیک لائیک سواستفاده از وضعیت طبقه کارگر و حرکت کردن بر طبق رهنمودهای تبلیغات چی های امپریالیستهای غربی در بی بی سی و دویچه وله و رادیو فردا و غیره است. همه آن موسسات خبری تبلیغاتی از سرمایه داران بزرگ جهانی حمایت میگیرند و کنترل می شوند.
    وضعیت اقتصادی کارگران ایران در چهارچوب بردگی مزدی فقط به این علت وخیم است که اقتصاد ایران تحریم شده است.
    اقتصاد ایران تحریم شده است چون امپریالیستهای غربی نمی خواهند رژیم توانائی نظامی بالا پیدا کند. اگر رژیم ایران توانائی نظامی بالا پیدا کند، کار رقابت با امپریالیستهای شرقی مشکل می شود.
    چاره کارگران ایران ،
    فقط و فقط اتکا به نیروی تشکیلاتی خود و نیروی کارگران جهان، آماده شدن برای تسخیر سرمایه ها، مدیریت شورائی بر اقتصاد و بر کل جامعه است. دنبال ارباب راه افتادن مسئله کارگران را حل نمی کند. انقلاب کارگری فوری در ایران ممکن نیست. باید مثل خود سرمایه دارها، سیستم فرهنگی – تشکیلاتی ضد سرمایه داری را با صبر و حوصله ساخت. فعلا در ایران چنین چیزی ضعیف و محدود است. پیشنهاد نویسنده این کامنت بوجود آوردن تشکلات آنارشیستی سندیکالیستی است.
    چون در ایران فاشیسم مذهبی حاکم است، اینکار میتواند غیر علنی صورت پذیرد. روشهای مارکسیستی دیگر موثر نیستد و کاربرد ندارند. درست کردن دولت مارکسیستی سرانجام درستی نخواهد داشت. حزب مارکسیستی همیشه در ضدیت با تشکلات خودگردان کارگری قرار میگیرد و آنرا نابود میکند. برای به قدرت رساندن و یا در قدرت نگه داشتن اربابان دولتی و خصوصی، کارگران آگاه نباید هزینه بدهند. تبلیغات سیاستمداران پرو سرمایه دار را باید همیشه خنثی کرد تا رژیم و امپریالیستها کارگران ناآگاه را مهره های بازی های خود نکنند.

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,790 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار