چهارشنبه, ۲۶ خرداد , ۱۴۰۰
   

Comments

آشوب و عاشورای خامنه ای با مافیاهای موافق و مخالفش / بهنام چنگائی — 10 دیدگاه

  1. جناب ناشناس غیر آنارشیست، جواب نداده اید، پس یعنی مارکسیستها از شما وطن پرست تر هستند؟ با درک من، آری.
    در جنگ ایران و عراق، بعضی از مارکسیستها میگفتند که با جمهوری اسلامی علیه عراق متحد شویم. آنها وطن پرست نبودند؟ شما کجا بودید؟
    من نمی گویم وطن پرست هستم، چون آنارشیست هستم و راه حل دیگری دارم، اما شما ادعا میکنید وطن پرست هستید اما منطق وطن پرستی تان در حقیقت وطن فروشی است، اگر نبود ،سیاستهای امپریالیستی علیه کوبا و ونزوئلا و غیره را نفی میکردید نه اینکه از آن دفاع کنید و کار آن کشورها را بد جلوه دهید. بد آن کشورها در مقاومت علیه استعمارگری نیست، بد آنها بدی است که خود شما هم جزو آن هستید.
    آنارشیست

  2. بعضی از مارکسیستها معتقدند که کشورهای غربی با هم متحد هستند تا کشورهای دیگر را اگر بتوانند مستعمره کنند. مثال هم می زنند، عراق ، لیبی، فلسطین، سوریه، اردن، عربستان، امارات و غیره. جناب ناشناس غیر آنارشیست، چه ایرادی در این اعتقاد آنها می بینید؟ این مارکسیستها بنظر بیشتر از شما وطن پرستی را می فهمند.

  3. جناب ناشناس ۲ با درودهای گرم؛

    نوشته اید:
    من راجع به نظر شما نسبت به نیروهای ملی ضدجهانی سازی حرفی نزدم بلکه هم موضع بودن دولت های امپریالیستی باضد امپریالیستها در سرکوب نیروهای ملی رابعرض رساندم.

    دوست گرامی؛ اگرچه در بخش هائی من نیز با شما در پهنه ی مواضع درهمریخته شده ضدامپریالیستی همصدائی هائی دارم اما، همزمان جایز نیست که فراموش کنیم ما در هیچکدام از برهه های تاریخی و بنام ضدامپریالیستِ های چپ و کمونیست از حالت تدافعی در برابر هجوم بویژه امپریالیسم آمریکا به توان هجومی رسیده باشیم و این دریغا ضعف ماست و ناتوانائی هایش همچنان بر کول جهانی ما نشسته و در بخش هائی هم مورد بهره برداری راست هار جهانی و هم مورد سوء استفاده های فناتیسم و از جمله همین دین دولتی ولائی قرار گرفته است.

    پیرامون تقویت مواضع و همسوئی امپریالیسم با بنیادگرایان جهانی بارها نوشته و چندان لازم نیست که بیشتر از پیش بنویسم زیراکه همیشه در نوشته هایم اشاره های گذرا بر آن داشته و هردو (( امپریالیسم و فناتیسم))در عرصه های جهانی شدن ارزش های یکدستِ انسانشمول و حقوق برابر شکلگیری های نوع انسان و همچنین در گستره ی چشم اندازهای حقوق بشری عملکردهای شان ننگین، ساختارشان بی آبرو و چهره های شان رسوای جهانی اند!

    درین راستا، حالا چه رژیم ایران، طالبان یا اردوغان راسیست فاشیست و…باشد یا سیستم آمریکای جنایتکار با هموندان ناتوئی غربی اش هیچکدام بفکر حقوق ملت های ضعیف و غارتشده نبوده و نیستند مگر در تدارک ترفندهای تازه برای حفظ غارت و به تبع آن تقویت جایگاه ویرانگر خویش علیه بیدادرسان و تنگدستان و کارگران زمینگیر شده ی جهانی!

    همچنین جایز نیست که من فراافکنی کرده، دوستی و همبستگی کشورهای کوبا و نزوئلا چپ با ولایت را در سایه مصلحتی پهنان کنم. اینکه دین دولتی با شارتان بازی خود را ضدامپریالیست می نمایاند و در عمل سمتگیری با این دو کشور ویران و دیگران مشابه دارد، جای گفتمان دیگری را می خواهد؛ اما فراموش نکنیم که رژیم اسلامی ایران خود بتنهائی یکی از پایه های تقویت بازار اقتصادی میلیتاریسم جهانی ست و تاکنون رُل اش را برای گسترش این بازار گلوبال و ضدبشری بخوبی برای یاران جهانی سرمایه سالارار بازی کرده و ماهرانه دل و قلوه بخشیده است و از همینرو نیز مورد توجه امپریالیسم آمریکا و دیگر هشت کشور برتر سرمایه سالاری قرارداشته و دارد.

    در حالی که هم کوبا و هم ونزوئلا و دیگران همچون همیشه مواضع سازش ناپذیر ضدامپریالیستی خود را نه اتنها دارند که تشدید هم کرده اند، زیرا همچنان مورد تهدید و دشمنی آشکار این جهانخوار قراردارند.

    بنابرینتناقض هائی که برشمرده اید وجوددارند و ناگزیرهای سیاست مقعی بسوی هدف نهائی می باشند که دریغا بخشی از ارزش های هویتی این جریان های مردمی را ببازی سیاست سازشکاری با بنیادگرایان کشیده و می کشاند که در هرحال مورد بهره وری قلدر جهانی آمریکاست.
    باسپاس

  4. جناب بهنام با درود.
    من راجع به نظر شما نسبت به نیروهای ملی ضدجهانی سازی حرفی نزدم بلکه هم موضع بودن دولت های امپریالیستی باضد امپریالیستها در سرکوب نیروهای ملی رابعرض رساندم.
    بجز آن چون جنابعالی هیچ گاه وهیچگاه یک کلمه راجع به سیاست مارکسیستهادر ایجاد توهم نسبت به ماهیت وحوش اسلامی در چهارچوب منافع سرمایه داری جهانی صحبت نمی فرمائید وموضع خود را نسبت به این سیاست ضد خلقی وضد کارگری روشن نمی فرمائید بنده عرض کردم با پوزش اتفاقا فرمایشات ضد سرمایه داری شما خود بخود برای ماست مالی سیاست مارکسیستها در سطح جهان بنظر میاید.
    جناب بهنام.
    شاد وتندرست باشید

  5. با درود جناب ناشناس ۲،

    نوشته اید:
    تلاش برای نا مشروع جلوه دادن نیروهای ملی ضد جهانی سازی با چماق راست افراطی!و نژاد پرست!و…مورد مصرف سران دولت های سرمایه داری ونهاد های حقوق بشری!

    نه دوست گرامی چنین نیست که من تلاش نیروهای ملی را دستکم بگیریم و یا بدتر از آن مبارزه ی آنها ” ملیت ها” را بنام مارکسیست رد و سرزنش کنم.

    بل دیدگاه من بیشتر برین پایه استوار بوده و هست که بیائیم با هم مفاهیم کلان اجتماعی طبقاتی و صف بندی نیروهای آنرا که بیشتر ملیت های ستمزده مان باشد را پیش از همه و بنام نیروی کار در برابر نیروی سرمایه بگذاریم تا هرچه کمتر در نبردشان برابر دسیسه های ناسیونالیستی طیف راست سرمایه شکنندگی نداشته باشد و آسیب پذیری ناسیونالیستی نخورد و همگی ملت های همبسته باهم دارای موضع مشترک طبقاتی باشند.
    باسپاس

  6. جناب بهنام با درود.
    تا زمانیکه جنابعالی در تضاد با همبستگی مارکسیستهای جهان با قطب اسلامی بنفع پیش برد ترفند دو در صدی ها در نشان دادن این قطب بویژه ستون فقرات آن جمهوری اسلامی بعنوان اپوزیسیون سرمایه داری جهانی موضعی نگیرید فرمایشات ضد سرمایه داری جنابعالی با پوزش درخدمت ماست سیاست ضد خلقی وضد کارگری مارکسیستها درسطح جهانی بنفع همین نظام سرمایه داری میباشد.
    عدم حمایت ولو نمایشی ازخیزش های عمومی در ایران وعراق ولبنان بر علیه رژیم اشغال گراسلامی وحتی عدم حمایت از مبارزات کارگران تحست ستم ایران در چهاچوب همین سیاست حمایت از نظام سرمایه داری جهانی میباشد.
    تلاش برای نا مشروع جلوه دادن نیروهای ملی ضد جهانی سازی با چماق راست افراطی!و نژاد پرست!و…مورد مصرف سران دولت های سرمایه داری ونهاد های حقوق بشری!و…آنهانیز باز هم برای از میدان بدر کردن تنها نیروئی که در دنیای واقعی در برابرجهانی سازی ایستاده است بنفع همین شرحاکم میباشد.
    جناب بهنام.
    همانطورکه ملاحظه میفرمائید بحث بر سر نگاه ملیتی من یا نگاه فرا ملیتی شمادر دنیای ذهنی نیست ونمی تواند باشد.
    بحث بر سر همین نظام اهریمنی سرمایه داری و سیاست مارکسیستهابعنوان بازوی اجتماعی همین نظام در جهان واقعی و موضع جنابعالی در قبال خط مارکسیستها بعنوان واقعیت غیر قابل انکار دنیای واقعی میباشد.
    شاد وتندرست باشید.

  7. “ما چاره ای جز سرنگونی، و در شرایط کنونی چاره ای جز یک نه ی بزرگ و سراسری به رژیم آدمخوار ولائی اسلامی نداریم.”
    فکر مردم درست نباشد، رژیم هم برود، یک مستبد و استثمارگر دیگر می آید. از رژیم نباید دفاع کرد اما ۹۹ در صد اپوزیسیون هم مستبد و دروغگو هستند. مثلا همین مارکسیستها کلی در شوروی و چین جنایت کرده اند اما بروی خود نمی آورند. فکر نوسته درست نیست، اصلا معلوم نیست این رژیم برود چه جایش بیاید؟ همش شعارهای بیخودی.

  8. جناب ناشناسی که نوشته اید: “معادله سیاسی برای شماکمونیستها البته با معادله ایرانیان نمی تواند یکی باشد.”
    آخوندها و مردم مسلمان ایران ایرانی هستند و شما خوب میدانید. آنها مذهب اسلام را قبول کرده اند و از عربستان و کشورهای عربی نیامده اند. اما عقاید شما مثل ناسیونالیست فاشیستهاست. اگر فاشیست نبودید فلسطینی ها و عربها را “وحوش” نام نمی بردید. هیچ کس از فاشیستی مثل شما دفاع نمیکند. اگر مردم را فریب دادید، متاسف خواهم بود برای آن مردم چون وارد گرداب و باتلاق خطرناکی خواهند شد و هر بلائی سرشان بیاید گریه آور است.

  9. با درودهای گرم جناب ناشناس ۲؛

    نوشته اید:
    پیروزی شاخک های رژیم بویژه در لبنان وغزه و…پیروزی رژیم وپیروزی رژیم شکست ما ایرانیان میباشد.

    در پیوند با دیدگاه و نقدتان بگذارید من برایتان آنگونه پاسخ دهم که سزاوار ارجمندی دیدگاه فراملی، فراعقیدتی و بیشتر انسانمدارانه باشد، البته بی آنکه موضع شما را که کاملا روشن نگاشته شده است لوث کرده باشم.

    ببینید! ما در جهانی زندگی می کنیم که آدمیانش تنها بر پایه ی برچسب های دینی، زادگاهی، چهره های ظاهری، زبان، فرهنگ و اتنیک و …و بویژه و بدتر از همه سنجش انسان بر اساس دارائی های مالی و اهرم قدرت جایگاه اجتماعی شان بررسی و ارجگذاری شده و یا تنبیه و سرزنش می شوند.

    در پی چنین نگرش های ناسیونالیستی و برحسب ناهنجاری های اینگونه فراافکنی های برتریجویانه و راسیستی که می تواند مادر فاشیسم باشد و البته هست و بوده است؛ ما همچنین در گستره جهان می بینیم که پرچم دوستی، هموندی و برابریخواهی های نوع انسان بارها به بهای بسیار سنگینی اینجا و آنجا بالا کشیده شده و البته توسط جهان خواران و ژاندارم های مدعی سرکردگی جهانی بارها سرکوب و خاموش شده اند که در زیر خاکستر آنها آتش مهیای همبستگی جهانی همچنان داغ و در حال نفس کشیدن می باشد.

    با این کوتاه نوشته حالا برگردم به اینکه برای من هیچ انسانی بر دیگری برتری ندارد و هرگز نیز یخاطر اینجور و یا آنجور بودنش دشمن من نیست. پس: نه یهودی اسرائیلی، نه عرب مسلمان حماس و حوثی و نه آمریکائی مسیحی و…!

    زیراکه ما هیچکدام امکان انتخاب چگونگی ها و ویژگی های خویش را نداشته ایم. و شایسته است هرکسی را آنچنان پذیرفت که هست تا اینگونگی ما هم از سوی دیگران پذیرفته شود.

    اینک بدنیست که من مرزم را با دشمنان طبقاتی ام هم روشن کنم. در این میانه های پُر رنگ، پُر هیاهو و بسیار فریبنده راست هار جهانی و داخلی پیوسته تابوده و بوده “درد مشترک انسان” و بردگی مزدی و به تبع آن بهره کشی انسان از انسان به بیرون از واقعیت های اجتماعی پرتاب می شود تا سرمایه سالاران مدیریت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را همچون همیشه ی تاریخ در مشت گروه خویش نگهدارند.

    این سردمداران قدرت و ثروت با نیرنگ های فراوان توانسته اند بیگانگی از خویش و همدردان شان را با نام دمکراسی و یا خدا از چشم کارمزدان بپوشانند و خوب هم می پوشانند و بسیار هم آگاهانه از هرسو به ترفندهای ناسیونالیستی و اتنیک و عقاید ملت ها زنگ و لعاب زده و دامن زده می شود تا اصل تناقض طبقاتی آدم ها که ساختار سرمایه آنرا موجب آن بوده است را از دید کارگران ملت ها برجسته تر نکرده و ریشه یابی نارسائی ها و نداشتن ها را به گردن خود ملت ها بیندازند.

    افشاگری و روشنگری پیرامون این تناقض یکی از وظایف ما چپ ها و کمونیست های ایران می باشد و جهان بینی و جهان شناسی اجتماعی طبقاتی ما درین راستا دارای یک رل ریشه ای و راهبردی ست که معطوف به هدف مبارزه طبقاتی و افداف فراملی و فراعقیدتی و…دارد.

    و فراموشی آن برای ما کمونیست ها هرگز میسر نبوده و نمی باشد و تلاش درین راه بیش از همه یک امر حیاتی و در پایه و وجه شناخت من از دشمنان الگوی خودی و دیگری گشته، بوده و هست. و ازینرو من با هرگونه برتریجوئی های خودمحورانه و اکوئیستی ست که “هدونیسم یا لذت جوئی” بی فضلیت را در سراسر جهان و در ژرفای انسان های ساده دل و آسیب پذیر رواج داده و می دهد مخالفم.

    و اشکال ستیز ها و گمراهی های انسانی آن نیز ریشه در ساختارهای سرمایه سالاری انگل، ضدبشری و پیشرفته کنونی دارد که با همه توان امپریالیسم رسانه ای و فریبندگی خویش توانسته و می تواند خودخواهی فردی را سپر جدائی سازی طبقاتی نوع انسان قرارداده، و از آنها دشمنی های عقیدتی و ناسیونالیستی ضدبشری ساخته و اینجا و آنجا آنها را بنام دین و ویژگی های هرکدامشان بخورد توده ها داده و ملت های سرخورده و تاراج شده را در برابر هم گذارده و پیوسته بجان هم می اندازد و نسل کشی ها براه انداخته خود سود و سروری خویش را باورتر کرده و می کند.

    بنابرین. نه نتانیاهو و خامنه ای و نه حماس و عباس و نه بایدن و هر کس دیگری که اهداف جهانی سرمایه سالاری ضدبشری را نمایندگی می کند با من همراستا بوده و یا اینک هستند، بل همه ی آنها دشمنان هم فلسطینی ها، توده های یهودی و من و مای ایرانی و… بوده و می باشند. درین راستا می توان زیاد نوشت ولی پانویسم را به پایان می برم.

    باسپا از پانویس تان

  10. جناب بهنام با درود.
    معادله سیاسی برای شماکمونیستها البته با معادله ایرانیان نمی تواند یکی باشد.
    معادله ما بسیار ساده است
    پیروزی شاخک های رژیم بویژه در لبنان وغزه و…پیروزی رژیم وپیروزی رژیم شکست ما ایرانیان میباشد.
    بنابراین خود بخود هر آنکه بمانند حماس وجهاد اسلامی وحزب الله لبنان و…مردم لبنانی هوراکش حزب الله ومردم فلسطینی پایگاه اجتماعی وحوش حماس وجهاد اسلامی و…گله های نماز جمعه ای و …فارسی زبان زیرمجموعه رژیم اشغالگر وسبب تقویت آن میباشند دشمن من ایرانی ومن ایرانی دشمن آنان میباشم.
    اکنون چند سالی است کمونیستها برای حمایت خجالتی از جمهوری اسلامی بر پایگاه اجتماعی حماس وجهاد اسلامی نام خلق فلسطین!گذاشته اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 1,060 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار