چهارشنبه, ۲۶ خرداد , ۱۴۰۰
   

Comments

رای به خدا و ملا، بقای فسادها و تباهی ها / بهنام چنگائی — 8 دیدگاه

  1. جناب ناشناس ۲ گرامی با درود،
    نوشته اید:

    پیوند مارکسیسم با اسلام ربظی به اکنون ندارد.

    بیرون از دیدگاه های همبستگی ملی ملت ها در داخل کشورها و یا در بخش هائی ناسیونالیستی و شکننده ی آن، که مبارزه کار علیه سرمایه را در راستای بلند تاریخ پیوسته سست، گمراه، ناروشن و بیشتر در برابر هم و بسود سرمایه، ادیان و راسیسم و فاشیسم گذارده، و هنوز هم می گذارد؛ بله درست نوشته اید مارکسیسم درد نوع انسان کارمزد یا برده مزدی را یکسان می بیند و بر ضرورت مبارزه مشترک چه در داخل کشورها و چه در گستره جهانی بر آن پامی فشارد؛ و از همینرو نیز هست که انترناسیونالیسم پرچم همبستگی و رهائی مشترک آنهاست.

    اما اینکه شما می گوئید مارکسیسم پیوندی تاریخی با ادیان دارد یا داشته است! این برداشت تنها دیدگاه شماست که من آنرا برمی تابم، ولی شما فراموش نکنید که کارل مارکس گفته: دین افیون ملت هاست.

    باسپاس

  2. جناب بهنام با درود
    پیوندمارکسیسم با اسلام ربظی به اکنون ندارد.
    لنین در کنفرانس انترناسیونالیسم با کو در سال هزارونهصدوبیست اعلام کرد اسلام و ملت اسلام تحت ستم امپریالیسم است.
    بنابراین دشمنی هر دو با نیروهای میهن پرست وملی بعنوان مزاحم ساختن امت واحد کمونیستی یا اسلامی یعنی کاری که اکنون جهانی سازی دارد انجام میدهد قابل تعجب نیست.

    د

  3. جناب ناشناس دو با درودهای گرم؛

    نوشته اید:
    با پوزش،جنابعالی با انگشت گذاشتن روی علم ژنتیک در اثبات اشتراک نود ونه درصد دی ان ای انسانها به یک پرسشی دامن زدید که انسان غار نشین تا انسان امروزی را دربرمی گیرد.

    دوست گرامی،
    من بشما همانطوریکه بار پیش گفتم، بررسی های ژنتیکی انسان و یا همان مخفف شده نام لاتینی پزشکی آن: ( د ـ ان ـ آ ِ) که اینگونه نوشته می شود، بر اساس این استدلال علمی و پذیرفته شده جهانی در همه ی آدم ها یکی ست.

    لیکن بررسی این روند شناخت از هویت انسانی و رسیدن بدین نتایج روشن و یکسان ژنیتکی، هیچگاه بدین مفهوم نبوده و نیست که نگاه، انتظار و خواسته های آنها از دنیای بیرونِ از زهن و عملا موجود حقیقی شان باهم یکی باشد و یا بخاطر داشتن این یکدستی سببی باهم مدارا داشته و برابری را با نام انسان بپذیرند. نه هرگز نیز چنین نبوده و نیست.

    و از همینرو هم هست که مسئله تفاوت نژاد نیز از دید کاوندگان و جویندگان این بررسی های علمی ـ ژنتیکی حل شده است و هیچکدام نه تأکید و نه تأملی بر عنصر ریشه دار تاریخی نژاد که بسیار در میان ملت های جهان رایج و وزن سیاسی اتنیکی برجسته ای داشته و دارد ندارند.

    البته در مورد کمون ابتدائی و ضرورت همبستگی اجتماعی برای جان بدربردن از بلایا و یکسان زندگی کردن آنها دلایل ویژه ی خود را در آن دوران گذشته داشته است که همینک بیرون از گفتمان ماست.

    از زمان پیدائی ابزار کار و تصاحب آن توسط مالک و یا حاکم و…روش و شیوه های تفاوت زندگی بشکل آغازین آن هم در میان خود اقوام خونی هم پا به هستی در بستر زندگی انسان های اولیه گذارد.

    و سپس با امکان انباشت و برداشت بیشتر و نهگداری دستآوردهای آن، هویت طبقاتی آدم ها تغییر کمی و کیفی شگرف ولی ناموزن کرد و روابط میان آنها را بر پایه توان و دارائی های آنها بمرور مرزگذاری بیشتر و بیشتر کرد.

    و ساختار جایگیری در راستای دارائی ها و انباشت سرمایه را به آنها تحمیل کرد و این همه بیگانگی ها و دشمنی ها و برتریجوئی های بسیار و خردکشی را که ما از آن رنج می بریم بنانهاد.

    و این همه تفاوت ها و ای بسا دشمنی ها خونی و بیشتر سازش ناپذیر محصول این روند بلند تاریخی ست که می بایست راه همبستگی اجتماعی و سوسیالیسم و جامعه کمونیستی را به همبستگی جهان نیروی کار هموارساخت.

    باسپاس

  4. جناب بهنام.
    با درودی دوباره.
    با پوزش،جنابعالی با انگشت گذاشتن روی علم ژنتیک در اثبات اشتراک نود ونه درصد دی ان ای انسانها به یک پرسشی دامن زدید که انسان غار نشین تا انسان امروزی را دربرمی گیرد.
    جناب بهنام.
    چنانچه انسانها دارای اشتراک نود ونه درصدی دی ان ای میباشند پس منشاء غارت گری و کشتارگری یک دسته از انسانها که رد پائی به درازای تاریخ بشری درتاریخ دارند چیست؟.
    جناب بهنام.
    دقیق تر بگویم،اگرامام خمینی وآل وی با کارگران هفت تپه یا گور خواب ها و… دارای نود ونه درصد ژن مشترک میباشند پس چه چیزی سبب ساز درندگی وغارت گری آل امام شده است.
    این را میتوان تاهزاران هزار سال پیش ادامه داد وهرمقطعی که از تاریخ انگشت گذاشته شود آن مقطع تهی از دسته ای از انسان که درنده و غارتگر میباشند نیست.
    جناب بهنام.
    در این مورد هم شاید بشود چیزهائی گفت بدور از دنیای واقعی بجزپیش کشیدن پای”نا آگاهی” که مثلا اعمال ضد بشری هیتلر ونازی ها و…ازسر نا آگاهی بوده است که این بد ترین توهین به نسل به نسل قربانیان جنایت کاران وغارتگران تاریخ است.
    شاد وتندرست باشید.

  5. جناب ناشناس ۲ با درودهای گرم؛

    دوست گرامی؛
    ما و دانش و خرد و وابستگی های طبقاتی، فکری و عاطفی مان محصول زیربنای شرایط تنگ، سخت و ناگوار تنگدستی های گذشته ای ست که اینگونگی مان را باورآورده و دلبستگی و ستیزهای مان را ساخته است. ازینرو من آموخته رنگینی را و یادگرفته ام که هرکسی را آنگونه بپذیرم که هست تا او نیز اینگونگی نگاه و چسانی بودن مرا برتابد.

    شما چه خوب نوشته اید:
    من را دنیای عینی بدین باور رسانده که من نود و نه درصدی تا آنجا بعنوان یک انسان مورد توجه یک درصدی ها هستم که با حقه های گوناگون نگذارد مزاحم جیبش شود. این دیدگاه درست و برداشت شما مورد توجه و تأیید منهم هست.

    ولی این بخش نه!

    اگرتئورسین های انترناسیونالیسم سرمایه میگویند نژاد پرستی بد است من باور ندارم این را از برای بهروزی من نوده ونه درصدی میگویند وگرنه میگفتند برتری جوئی نژادی ضد انسانیست.
    بنابراین من میگویم نژاد پرستی خوب وترمز تبدیل انسان به یک رباط بی هویت فرمان بردار است

    من از شما گرامی اجازه می خواهم بگویم که سن و سالم در مرز هفتاد است. سال های بسیاری را برای آرمان های برابریجوئیم هزینه سمتگیری و یا اندکی نزدیکی به اهدافم هدیه آگاهانه آن کرده و در کشورهائی بسیاری بوده و شاهد مظلومیت و محرومیت های بسیاری درین کشورها بوده ام که اشکال و انواع آنرا چه در زادگاهم خرم آباد و یا دیگر شهرهای بزرگی همچون تهران و یا مرند و…دیده و تجربه ی سخت و تلخ کرده ام.

    بنابرین، من کمونیست و نگرشم برین پایه استوارشده و سالهای پیشین هم چنین بوده است که درد نوعی انسان را بیرون از چند و چونی وابستگی ها و دلبستگی های ملی اوی نوعی ببینم. زیراکه بسیاری از ما و انسان ها گرایش به زادگاه و اتنیک خاص خود را دارند و نوستالژی آنها آمیخته به زمان بلندی ست که دست در آن بردن و دگرگونسازی مفید آن ساده نیست؛ و تازه لازم هم نیست. اما گرایش ناسیونالیستی در هرکدام ما مخاطره آمیز بوده و هست. باید هوشیاربود!

    سزاوار دردهای طبقاتی و دانش آموخته از آن نیست و ما نمی باید ملیت را بررسی سیاسی اقتصادی کنیم، چراکه او امری طبیعی و دلبستگی های آن در انسان ها جاری می باشد؛ و هیچکس هم حق ندارد که به کسی با اینگونه گرایش ها و دلگرمی ها دید سرزنشی داشته و فردی را تحقیرکند.

    ولی همزمان شایسته و بایسته دیدورزی علمی و تاریخی نیز هست که دید و دریافت مان از ستم طبقاتی را در چارچوب تنگ ملی نبینم، و بدانیم و باوربیاورم که درد همه ی ما انسان های کره زمین یکسان بوده و آن جز بهره کشی یک گروه کوچکی از مای جهانی نیست که با تصاحب دارائی های جهان انسانی ما میلیاردها تنگدست و گرسنه و بی پناه ببارارآورده است. چرا و تا به کی؟!

    آری، ما درد و درمان یکسان جهانی داشته و داریم و همیشه و همیشه آن نیز جز بهره کشی انسان از انسان نبوده است که می بایست ریشه ی آنرا با توان یکدست انسانی هم در داخل کند و هم با همدردان جهانی مان مبارزه مشترک داشت!

    صف مشترک بهره کشان جهانی در بازار هرزه گلوبال تر شده، صف بندی داخلی و جهانی مشترک برای نابودی آن را ناگزیرکرده و می کند، همانگونه نیروهای جهانی سرمایه و دین هیچکدام وابستگی و دلبستگی به میهن نداشته و ندارند.

    بیاد بیاوریم شعار جهان اسلامی و…دیگران راست را که دست مایه ای برای ما و دوراندیشی های ما بجاگذاشته اند.

    همچنین پیرامون نژادپرستی و ژن خوب و… با احترام به دید شما بگویم که بنا به بررسی های دقیق و علمی تاکنونی ( د ـ ان ـ ا ) ژن و یا ریشه و هسته پیدائی نوع انسان مدرن ۹۹و۹۹ درصد باهم یکدست و همخوان و ریشه ی یکسانی دارند.

    و از همینرو چرخه ی دید و برداشت نژادپرستی با یگانگی های هویت و فضای موجود مادی و معنوی آدم ها در تضاد و تناقض است و همو می تواند در یک زمان ویژه و شکننده به ناسیونالیسم و راسیسمی سربرآورد که و فاشیسم همین مذهبی های شیعی نشانه ای از آن در خوددارد که نباید امکان چرخش و چربش در جان من و شما و دیگران همدرد بیابد، زیراکه دیده و می بینیم فاشیسم اسلامی و بویژه شیعی آن براستی آدمخوارشده اند.
    با سپاس از پانویش ارزشمندتان

    چاره ی رهائی از ستم سیاسی و بهره کشی اقتصادی

  6. جناب سلطنت طلب، زحمت زیادی نکشید، آقای چنگائی ضد اسلام نخواهد شد. او فقط دولت دینی نمی خواهد. آماده کشتار همدیگر بعد از سرنگونی رژیم باشید. چند میلیون را که برای سرنگونی رژیم خواهید کشت، چند برابر هم برای ثبات و انتخاب نائی رژیم بعدی ، تازه اگر ایران شما را بلوک شرق سابق نکنند. ولی فکر کنم بشما کویر مرکزی و مناطق بی آب فارس زبان را میدهند تا شاید بتوانید روزی امپراتوری پادشاهی پارسی را احیا کنید.
    آنارشیست

  7. جناب بهنام بادرود.
    رضاپهلوی وارث کلنگ خلخالی در مصاحبه با صدای آخوندی بانام مستعارصدای امریکا باشیادی تمام عیاراسلامی آخوندی ودرزیر بهانه آن دموکراسی!که باور دارد میگوید آرزو دارم در ایران فردا!”مسلمان”و “بی خدا”هر دو آزادانه در کنار هم زندگی کنند.
    همانطور که ملاحظه میکنید این شاه مهره رژیم اشغالگر اسلامی چگونه با تقسیم مجازی جامعه به مسلمان و بی خدا یا همان کافرسعی میکند تضاد موجود بین بخش بزرگی از مردمان با آخوند واسلام وخدای اسلام را که از تجربه عینی اسلام یا همان رنج وخون مردمان حاصل شده است را بنفع جمهوری اسلامی جنگ بین مسلمانان بابی خدایان معرفی کند.
    جناب بهنام.
    اگردعوای من تا خره خره آریائی پرست باور مند به حکومت ینیاد گرای پادشاهی و شمای باورمند به کمونیزم با حاکمیت اشغالگران اسلامی برسر یک بحث بی در ودروازه بنام بود یا نبود خدا نیست بلکه برسرعوارض دهشتناک عینی میباشد که از اسلام وحاکمیت الله برپیکرمردمان ازصدر اسلام وتا این نقطه وارد آمده است بنابراین نباید اجازه دهیم این دعوای مشخص به یک دعوای فلسفی جدا از توده ها و یا دعوائی تبدیل شود که در آن به توده های تهی دست پیام دهیم برای رهائی ازیک شر مشخص بنام الله واسلام باید یقه الله وعلی و…خمینی را ول کنید ویقه همه خدایانی که در طول تاریخ بشر آمده ورفته اند را بگیرید.
    جناب بهنام.
    بعد هم من نمیدانم این نود وپنج درصد باورمند به اسلام ازکجاآمده است اما تا آنجا که من اطلاع دارم آدرس ناسزای توده هاسالیان سال است از آخوند رد شده وبحق نثارسردمداران اسلام میشود.
    درتاکسی در اتوبوس درخیابان و…
    تهاجم توده ها دردی ماه سال نود وشش ضد ایرانی به نماز جمعه ها وحوزه های علیمیه ودفتر امام جمعه ها در برخی از شهر هاو…
    شنیده نشدن حتی یک شعار اسلامی در آن خیزش دقیقا نمودار رد شدن بخشی بیش از پنج درصد جامعه از الله و اسلام وآخوند میباشد وبهمین دلیل است که رژیم شاه مهره خود را برای جایگزینی تضاد عینی بین تهی دستان وکلا بیدادشدگان با الله واسلام ونماینده اش آخوند به یک معادله وتضاد مجازی بین بی خدا!باهمان کافر با خدا مدار به صحنه فرستاد.
    جناب بهنام.
    حتما توجه دارید که همه زائده های پانصد ساله آخوند از منافقین گرفته تا ملی!؟اسلامی ها و…نیز تلاش دارند برای بیرون کشیدن اسلام والله منبع اصلی وبا از زیر ضرب توده ها جنگ را طوری جنگ مردم! با آخوند معرفی کنند که گویا این آخوند از زیربته عمل آمده ونه قران و…راه ورسم سرکرده وسردمداران شیعه بعنوان راهنمای عمل دارد ونه یک به یک جنایات وغارتش با صدر اسلام مطابقت دارد.
    جناب بهنام.
    با پوزش ازفضولی اجازه دهید به یک مورد مهم دیگر اشاره ورفع زحمت کنند.
    من را دنیای عینی بدین باور رسانده که من نود ونه درصدی تا آنجا بعنوان یک انسان مورد توجه یک درصدی ها هستم که با حقه های گوناگون نگذارد مزاحم جیبش شود.
    بنابراین من هم در مقابل یاد گرفته ام که اگرحتی میگوید ماست سفید است بدانم این حقیقت گوئی را بخدمت حقه بزرگ تری در حفاظت ازغارت گرفته است وچشم بسته بگویم ماست سیاه است.

    اگرتئورسین های انترناسیونالیسم سرمایه میگویند نژاد پرستی بد است من باور ندارم این را از برای بهروزی من نوده ونه درصدی میگویند وگرنه میگفتند برتری جوئی نژادی ضد انسانیست.
    بنابراین من میگویم نژاد پرستی خوب وترمز تبدیل انسان به یک رباط بی هویت فرمان بردار است
    شاد وتندرست باشید

  8. درست نیست، فقط راستها از رژیم دفاع نکردند. دولت ونزوئلا و کوبا و شوروی سابق و چین امروز هم دفاع میکنند. فقط مسئله اسلام نیست، سکولاریسم و حکومت غیر دینی هم بلا و بدبختی هستند. وجود دولت خودش بلا و بدبختی است. سرمایه داری بدبختی است. زندگی در گروههای سلسله مراتبی بدبختی است. مهم نیست چه میگوئید مهم این است که چه نمی گوئید.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,781 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار