دوشنبه, ۸ آذر , ۱۴۰۰
   

Comments

گریزی به روز کارگر، در متن مبارزات جاری/ محمد علی اصفهانی — 4 دیدگاه

  1. چون جناب نویسنده سالیان سال ازنزدیک با منافقین بسیاردم خور بوده است خواستم بپرسم چرا آنها با اینهمه اعتبار آگاهی و ترقی خواهی و…که بخود داده ومیدهند آنچنان از سال ۱۳۴۴ سال تاسیس خود تا سال ۱۳۵۹ در خمیتی ذوب میشوند که زاده شدن ایدئولژیک خود از غائله ارتجاعی خرداد چهل دو را افتخار منافقین می نامند؟.
    خمینی را مظهرشرف خلق!و نماد تشیع سرخ علوی وفرشته نجات می خوانند وبسیار دیکر.
    آیا این بی انصافی نیست که تنها روی بی بی سی بعنوان فروشنده خمینی بمردم ایران بعنوان فرشته کوک کنیم در حالیکه منافقین به استناد اعلامیه ها ونشریات خوددبزرگترین فروشنده وی بمردم ایران بوده است.؟
    بمردم

  2. در پاسخ به خیر و بله های مقاله،
    ..
    سرمایه دار یعنی صاحب وسایل تولید و خدمات. برای این مالکیت باید کسانی وجود داشته باشند که مالک نباشند و مجبور باشند نیروی کار بفروشند. اینها کارگرند. فروش نیروی کار امکان تولید ارزش اضافی را فراهم میکند که همان سود است. سود یا ارزش اضافی، آن قسمت از ارزش تولید شده توسط نیروی کار کل طبقه کارگر است که به کارگران بر نمیگیردد و سرمایه دار به تناسب موقعیتش در نظام بردگی مزدی به جیب می زند. دولت (اصلش نیروهای مسلح است) چه دموکراتیک و چه دیکتاتوری، چه سکولار و چه مذهبی، تضمین میکند که مالکیت بر وسایل تولید در دست سرمایه داران بماند و بردگان مزدی در مجموع فقط نیروی کار بفروشند. حتی آن بخش از طبقه کارگر که سهام دارد و یا پاداش میگیرد و غیره، فقط بخشی از کل ارزش اضافی تولید شده توسط نیری کار کل طبقه کارگر را دریافت میکند و در حقیقت فقط مزدش اضافه می شود.
    .
    طبقه کارگر ایران بخشی از طبقه کارگر دنیاست و همراه با آنها توسط کل طبقه کارگر جهان استثمار شده و تحت دیکتاتوری سرمایه داری زیست میکند. سرمایه داران ایران و جهن با هم علیه کارگران ایران و جهان متحد هستند. معنای واقعی آزادی در دوران ما آزادی از بردگی مزدی و مردسالاری است. فعلا مردسالاری باشد جدا از بحث. این بردگی و دیکتاتوری سرمایه داری را نباید فقط در دولتها و پارلمانها دید بلکه اصل و اساس ش در محل کار و در رابطه سلسله مراتبی ش می باشد. تغیر در فرم دولت، از مذهبی به سکولار، از لیبرال به محافظه کار، از دموکراتیک به مارکسیستی و بلشویکی، وضعیت کارگران را در اصل و اساس ش تغییر نمیدهد. اگر دیکتاتوری سازمانی و تشکیلاتی محل کار (سلسله مراتبی) و مالکیت انحصاری خصوصی و دولتی بر وسایل تولید الغا نشود، وضعیت کارگران تغییر نمیکند.
    .
    فرهنگی که باد جا بیافتد فرهنگ آنارشیستی و کمونیستی در کارگران است. چرا؟ چون تنها در این نگرش است که حقایق بردگی نفع می شود، در فرهنگها و ایدئولوژی های دیگر همیشه بندگی و بردگی حفظ میشود. مارکسیسم به آنارشیسم نزدیک است اما نه اقتدار را رد میکند نه تشکل سلسله مراتبی را. مارکسیسم در بهترین حالت به سرمایه داری دولتی ختم می شود، ردگی مزدی دولتی. برای همین مارکسیسم نمیتواند انسانهای کارگر متکی به خود و بطور آگاهانه متحد (بدون واسط رهبر و نخبه) بوجود بیاورد. فرهنگهای دیگر، لیبرالیسم دموکراتیک و بینشهای مذهبی گوناگون نیز که اصلا به استثمارگرانه بودن سرمایه داری اعتقاد ندارند و کارشان فریب کارگران است.
    .
    آنارشیست

  3. برای رشد سرمایه داری هیچ احتیاجی به فرهنگ غربی نیست. در روسیه و چین سرمایه داری (بردگی مزدی) رشد کرد بدون اینکه دموکراسی غربی وجود داشته باشد. این تصور که سرمایه داری یعنی دموکراسی پارلمانی از تبلیغات فریبنده امپریالیستهای غربی است. خود سرمایه داران غربی در سرکوب آزادی های بیان و اندیشه کمونیستی و آنارشیستی لحظه ای درنگ نکرده اند. سیستم سیاسی آنها متکی به پول (سرمایه) و استفاده از پول (سرمایه) برای خرید سیاست و تبلیغات و تصفیه دولت و مجلس و ایجاد پلیس بی نهایت خشن ، کاملا بیان دیکتاتوری سرمایه داری و وجود زندان دهشتناک فرهنگی و فیزیکی برای کارگران غربی است.
    .
    البته کارگران غربی میتوانند تلویزیون نگاه کنند، سینما بروند، کنسرت بروند و فوتبال تماشا کنند و غیره، اما نمی توانند مالکیت بر وسایل تولید و خدمات را الغا کنند و در مدیریت محل کار و جامعه شرکت کنند و بمحظ آگاه شدن، ارتشی از سوسیالست خود فروخته و وکیل و وزیر و تبلیغات چی پر حرف و شیاد بر سرشان خراب شده و اگر نشد، پلیس و جاسوس و تروریست و گروههای اوباش خواهند آمد. جمهوری اسلامی هم اینها را دیده و یاد گرفته.
    .
    برای اثبات گفته فوق نمونه های زیادی وجود دارد و تاریخ دویست ساله دارد. ولی بنظر من بهترین نمونه انتخابات اخیر آمریکا و بسیج سراسری و تبلیغاتی گوش کر کن بخش غالب حاکمیت آمریکا علیه ترامپ است. آنها ابتدا از سوسیالیستها برای جذب جوانها استفاده کردند و با گول زدن آنها و بیرون انداختن رهبران سوسیال دموکرات از رای توده ها استفاده کردند. من مطمئن هستم اگر تین ترفند موثر نمی شد، احتمالا ترامپ در یک صانحه و یا توسط یک بیماری هلاک میشد. حال حسابش را بکنید که اگر ترامپ یک سوسیالیست و کمونیست بود چه میشد، که البته در همان اوایل انتخابات تصفیه شده بود.
    .
    همین بازی را حالا اپوزیسیون سرمایه دار سوسیالیست و کمونیست شده رژیم اسلامی می خواهد با جوانان کارگر ایران بکند. میخواهند اتحادی از سوسیالیستها فراهم کنند تا از نیروی کارگران برای حاکم شدن در ایران استفاده نماید. سرمایه داران که نمیتوانند بگویند ما استثمارگر هستیم، میگویند ما دموکرات و یا سوسیال دموکرات هستیم. پسر شاه م فعلا کوتاه آمده شده جمهوریخواه. همه یک درجه به عقب رفته اند تا ده درجه در آینده بیایند جلو.
    .
    آنارشیست

  4. واتیکان هم برده داری و بعد فئودالی بود اما امروز یک سرمایه گذار بزرگ در موسسات مالی و تجاری و صنعتی است. مذهبیون میلیاردر و فاشیست مبلغ مسیحت در آمریکا و اروپا کم نیستند. رابطه موسسات قرون وسطائی مسیحی و یهودی با دولتهای غربی نه تنها قطع نشده بلکه رابطه بسیار مستحکمی دارد. حتی در قلمروهای امپریالیستهای شرقی غیر دموکرات هم مذهب کاسبی سرمایه دارانه بزرگی شده است. اما آنها در غرب فهمیده اند که بجای تظاهر به زهد بهتر است بگذارند ذهن کارگران از طرق دیگر مسموم شده تا براحتی تن به کار، این منبع اصلی ثروت، بدهند. اما وقتی اوضاع بحرانی است و یا جنگ راه می افتد، کلیساها همگی با همکاری دموکراتها و سکولارها صدای زنگشان در می آید و خدا و مسیح می آیند تا کارگران به تکه تکه شدن و دو برابر کار کردن راضی شوند.
    .
    دولت جمهوری اسلامی نه میخواست و نه میتوانست روابط فئودالی بوجود بیاورد و برعکس با علاقه فراوان با همان روابط بردگی مزدی یعنی سرمایه داری به استثمار طبقه کارگر ایران پرداخته است. روند رشد کمی طبقه کارگر ایران از زمان حاکمیت اسلامی کم نشده بلکه دائم در حال رشد است. روند رشد اقتصاد غیر نفتی در دو دهه اول حیات جمهوری اسلامی، علی رغم جنگ، قابل توجه است. اینکه اربابان اسلامی سرمایه دار نتوانسته اند این رشد کمی را مثل اربابان سرمایه دار غربی به انباشت سرمایه تبدیل کنند بعلت اسلامی بودن آنها نیست بلکه بعلت ضد غربی بودن آنهاست.
    .
    آنها سعی کردند شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل را نگه دارند و گروههای تروریستی و مسلحانه را علیه اسرائیل و آمریکا تقویت کنند و هم زمان سعی کردند از کمپانی های غربی برای سرمایه گذاری در تمام جوانب اقتصاد ایران استفاده نمایند. امپریالیستهای غربی هم احمق نیستند و سیاست دیگری داشتند. امید آنها به پیروزی جناح اصلاح طلب رژیم بود که بعد از شکست انتخاباتی موسوی بباد رفت. از آن موقع سیاست تعرضی غربی ها زیاد شد و تحریمها و عملیات نظامی روند رشد اقتصادی در ایران را به وقفه انداخت.

    حال اگر روند اتکا اصل رژیم که تندروها هستند و همیشه بودند به امپریالیستهای دیکتاتور و شرقی ادامه پیدا کند، که کار ساده ای نیست، و اگر چین و روسیه از زیر ضرب و یا تحریمها ی غربی ها خلاص شوند، روند انباشت سرمایه در ایران روند دلخواه سرمایه داران را در پیش میگیرند و بخش بزرگی از اپوزیسیون ارتجاعی رژیم ساکت می شوند چون شمردن پولهایشان مهم تر است. فعلا تحریمها بورژواهای به عقب رانده شده را به اپوزیسیون آورده. باید پرسید اینها زمان رفسنجانی و خاتمی کجا بودند؟ وقتی مارکسیستهایش هم با خاتمی لاس میزدند دیگر وضعیت غیر مارکسیستهایش روشن است. اما بعد از ناامیدی، همگی داد و فغان راه انداختند که رژیم سرمایه داری نیست، فرهنگ غربی و دموکراتیک ندارد بدون اینکه بگویند فرهنگ دموکراتیک غربی همیشه دیکتاتوری سرمایه داری-امپریالیستی بوده است. فراریان آنها به غرب پناه آوردند و تبلیغ فرهنگ بورژاقی غربی را بدون فرهنگ امپریالیستی اش میکنند که بسیار مضحک است.
    .
    آنارشیست

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 1,264 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار