پنج شنبه, ۲۳ اردیبهشت , ۱۴۰۰
   

Comments

خدا و دینمدار یاور بهره کشان و دشمنان ما / بهنام چنگائی — 30 دیدگاه

  1. همیشه بخش ارتجاعی اپوزیسیون در هر کشوری از جمله ایران، خودش را با وضعیت آگاهی بردگان مزدی تطبیق میدهد تا جای بادکشهائی مکش خونی که به بردگان مزدی وصل میکند را از دست ندهد.
    آنارشیست

  2. آقای چنگائی خطاب به سلطنت طلب می نویسد:
    .
    “من پی یافتن و ساختن و پرداختن به اراده و اداره اجتماعی کارگران و زحمتکشان و نیروهای وابسته به کارمزدیم.

    شما بی تردید می دانید که زدودن نابرابری ها و ایجاد یک جامعه سوسیالیستی پیش از همه مستلزم راهکارها و راهبردهائی آغازینی ست که سمتگیری ای بسا اندک آن یکراست، رودرروی کاست سرمایه سالاری داخلی و امپریالیسم جهانی ست؛”
    .
    ضدیت با دولت دینی از “راهکارها و راهبردهای آغازینی” نیست که امپریالیستها با آن مخالف باشند. اگر امپریالیستهای ببینند که ضدیت با دین اسلام کمک است حتما ضد اسلام می شند. مثلا اگر مردم ایران همگی ضد اسلام بشوند، امپریالیستها هم همه برای فریب دادن کارگران ضد اسلام می شوند. همانطور که خود شما هوادار شورا نبودید تا اینکه آقای اسماعیل بخشی حرف از شوا زد.
    .
    چیزی که امپریالیستها و سرمایه دارها نمی پذیرند، الغای مالکیت دولتی و خصوصی بر وسایل تولید، الغای کار مزدی و حاکمیت تشکلات کارگران در محل کار و زندگی است. “راهکارها و راهبردها آغازین” به بینشی احتیاج دارد که ضدیت با اسلام و هواداری از دولت دینی معرف آن نیست، چون ضدیت با اسلام و دولت دینی میتواند وجود داشته باشد و همزمان سرمایه داری و امپریالیستی باشد، مثل دولت حزب کمونیست روسیه.
    .
    جناب چنگائی، پاسخ؟ قبل از پاسخ به محتوای تمام مقالات خود نگاهی بیاندازید ببینید که هواداری از سوسیالیسم است و یا هواداری از دولت غیر دینی و ضدیت با دولت اسلامی. لطفا قبل از بررسی تمام مقالات خود، پاسخ ندهید چون بدرد نمی خورد و تکراری است. شما نمیتواند دائم بگوئید که سوسیالیست هستید اما دائم مقالات فقط ضد مذهب اسلام بنویسید. از خودتان باید سئوال کنید چرا سلطنت طلب ضد مجاهد و ضد اسلام انقدر به مقالات شما علاقه مند است. اول به اینها فکر کنید بعد پاسخ بدهید تا بحثها تکراری نشود.
    .
    آنارشیست

  3. بررسی کامنتهای اخیر،
    .
    آقای چنگائی که ترجیح میدهد با سلطنت طلب وحدت ضد رژیمی اش را حفظ کند، برای همین متشکر شده است.
    .
    ولی ناشناس ۲ سلطنت طلب جواب نداد که:
    .
    ۱ – حال که پسر شاه قرار است پادشاه نشود، چه شاهی را در نظر دارد؟
    ۲ – چگونه میخواهد پادشاهی و نظام سلطنتی را با سوسیالیسم آشتی دهد.
    .
    سئوالات دیگری هم وجود دارد.
    .
    برخلاف آقای چنگائی که از توضیح رژیمی که قرار است جای رژیم اسلامی بیاورد تفره میرود، جناب سلطنت طلب شهامت لازم را دارد و میگوید “حاکمیتی وطنی بنیاد گرا” میخواهد.
    .
    احتمالا “حاکمیت وطنی بنیادگرا” فاشیستی و نژاد پرستانه است، شبیه عقاید حزب پان ایرانیست؟ چیزی شبیه عقاید هیتلر؟ گفتم احتمالا، اما باید خود او توضیح دهد.
    .
    جناب ناشناس ۲ سلطنت طلب باید توضیح دهد که:
    .
    ۱ – حاضر است بلوچستان ها از ایران جدا شود یا خیر؟
    ۲ – حاضر است بپذیرد که افغانها استقلال خودشان را حفظ کنند یا خیر؟
    ۳ – حاضر است کردستان از ایران جدا شود یا خیر.
    ۴ – حاضر است آذربایجان از ایران جدا شود یا خیر؟
    ۵ – حاضر است که مالکیت خصوصی بر وسایل تولید الغا شود تا ارباب مالک وجود نداشته باشد (چه دولتی و چه خصوصی) و بجای کارگر، کارکنان، از طریق شوراها، همه اقتصاد را در دست بگیرند یا خیر؟
    ۶ – حاضر است خرافات زرتشت را جای خرافات اسلام نگذارد؟
    ۷ – حاضر است امپریالیسم غارتگرانی چون کورش و داریوش را محکوم کند یا خیر؟
    .
    تا این سئوالات پاسخ داده نشود، باید به نیت ها و مقاصد سلطنت طلب کاملا شک کرد تا خمینی و رضا شاه و هر قلدر دیگری بنام شاهنشاه کبیر و وطنی را بر کارگران حاکم نکنند.
    .
    گول چرب زبانی و قربان صدقه را هم نمیخوریم. آقای چنگائی که نتوانست توضیح بدهد میخواهد رژیم ارباب سرمایه دار میخواهد بیاورد و یا خیر، ببینیم سلطنت طلب هوادار په جوابی میدهد.
    .
    اگر سلطنت طلب جواب نداد، این سئوالات را فراموش نکنید و احتمالا میخواهد با زور تفنگ تمامیت ارضی حفط کند.
    .
    آنارشیست

  4. جناب بهنام.
    بادرود.
    من به احترام پرسش شمایک پاسخ بسیارفشرده میدهم چرا که حاکمیت آینده دربحث های نظری تعین نمیشود بلکه درکشمکش اربابان زمین باشرایط مشخص اجتماعی و…خیابان تعین میشود.
    جناب بهنام.
    اگر سلیقه شخصی ویارویاهای شیرین راکناربگذاریم و به واقعیت های عینی دنیای مادی اجازه سخن گفتن دهیم خواهیم دید راه دیگری بجز یک حاکمیت دموکراتیک!جهان سومی همسو باجهانی سازی یا همان دیکتاتوری دیجیتالی سرمایه بهمراه یک رفرم سطحی اقتصادی بنفع خاموش کردن موقت آتش خشم بحق تهی دستان دربرابرما قراردارد وآن خروج انقلابی از چرخه اقتصادی و…است که سرمایه بر جهان تحمیل نموده است.
    این دموکراسی بوی گند درآمده محصول حاکمیت نمایندگان سیاسی سرمایه برنود ونه درصدی ها میباشد که اگر بخواهیم چرخه اقتصادی و…رااز چرخه مو جود جهانی جدا کنیم وچرخه ای بر اساس نیازهای واقعی انسان ونه نیازهای سرمایه امپریالیستی برقرار کنیم نیاز به این دموکراسی بوی گند درآمده بورژاوزی جایش را به نیازبه حاکمیتی وطنی بنیاد گراخواهد داد که در تضاد بنیادین با انترناسیونالیزم خانه خراب کن سرمایه میباشد.
    شاد وتندرست باشید.

  5. پسر شاه می شود جمهوری خواه، سلطنت طلب میشود هوادار کارگر و سوسیالیسم، بازاری اسلامی هوادار مستضعفین، اصلاح طلب ولایت فقیهی میشود بورژوا دموکرات، مارکسیت میشود اصلاح طلب و سکولار، بلشویک میشود فاشیست، دموکرات غربی میشود امپریالیست، یهودی قربانی نازیسم میشود صهونیست نژاد پرست، حتی آنارشیست در اسپانیا میرود به دولت جمهوریخواهان.
    .
    هیچ کدام نمیگویند دولتها بروند و سرمایه ها الغا و اجتماعی شوند و تشکل کارکنان بر جامعه حاکم گردد.
    .
    وقتی به اینها فکر میکنیم یک چیز می بینیم: همگی میخواهند بردگان مزدی برده بمانند. یعنن همگی پشت صحنه هوادار سرمایه داری هستند.
    .
    آنارشیست

  6. جناب ناشناس ۲ با درود؛

    من از شما بخاطر صراحت در بازتاب روشن وابستگی سیاسی تان به نظام پادشاهی قدردانی می کنم و همچنین بخاطر دیدگاهای انساندوستانه و مترقی تان.

    همزمان اگر اجازه دهید از شما سرراست می پرسم که چرا شما با وجود داشتن دیدگاه برابریخواهانه، این هدف سخت و سنگین را در مونارشیسم که جریانی مطلقا اشرافی، راست و فردگراست می جوئید؟ من پی یافتن و ساختن و پرداختن به اراده و اداره اجتماعی کارگران و زحمتکشان و نیروهای وابسته به کارمزدیم.

    شما بی تردید می دانید که زدودن نابرابری ها و ایجاد یک جامعه سوسیالیستی پیش از همه مستلزم راهکارها و راهبردهائی آغازینی ست که سمتگیری ای بسا اندک آن یکراست، رودرروی کاست سرمایه سالاری داخلی و امپریالیسم جهانی ست؛ و از همینرو منافع کلان دارندگان سرمایه و گردشدهندگان پولی بازار آزاد که ساختار شاهی نیز بی کم و کاست مدافع آن بوده هست را خوش نیامده و نخواهدآمد؛ آنچه را که شما دستکم با دیدگاه انسانمدار اجتماعی ـ طبقاتی تان گره زده و برشمرده اید باید دانست که بی گمان در ناسازگاری و ستیز آشکار با نرمش پذیرترین مواضع ساختار شاهی داشته و خواهدداشت و جز این نمی باشد.

    شایسته است که شما نگاهی هرچند گذرا به رئوس مواضع و چند و چونی هموندی های دور و نزدیک به وابستگان نظام پادشاهی بیندازید.

    پیرامون این تضاد و تناقض دیدگاه شما بسیار می توان نوشت و خواند و گفتمان آرام و آزاد و انسانمدار داشت. بهررو من خوشحالم که شما نوعدوستی را برگزیده اید.

    باسپاس

  7. به جناب سلطنت طلب،
    خب، گفتید که بچه شاه راه درستی نمی رود و قاعدتا نباید پادشاه شود، چه کسی را میخواهید ملکه و یا پادشاه کنید که هم ضد امپریالیسم باشد و هم ضد سرمایه داری و هم ضد اسلام؟ اگر منظور پادشاه شدن خودتان است، من که نمیگذارم چون به من میگوئید اراجیف گو.
    چطوری این مفاهیم متضاد را میخواهد با هم درآمیزید؟ نمیشود که آب و آتش ها را یکجا گذاشت و انتظار سلامت عقل و صلح و رفاه داشت. البته در داستانهای هالیوود از این نوع پادشاهان زیاد هستند. حالا در واقعیت چه پادشاه و یا ملکه ای را در نظر دارید؟ انقدر مجذوب فیلمهای پرو پادشاهی انکلیس و آمریکا نشوید. خنده دار این است که هالیوود مثلا قرار است جمهوری خواه هم باشد.
    .
    به جناب چنگائی،
    همانطور که مشاهده میفرمائید، تبلیغات ضد مذهبی و این تبلیغ که اول باید دولت بورژوایی سکولار (دولت غیر دینی) بیاید تا کارگران حق بوجود آوردن تشکل مستقل کارگری داشته باشند تا بعد امکان انقلاب کمونیستی و تبلیغ آن وجود داشته باشد مورد علاقه هواداران سلطنت و جمهوریخواهان هم هست. بشما قول میدهم که اگر کوشش کنید در میان اصلاح طالبان هم هوادار پیدا خواهید کرد. شما هم مثل سلطنت طلب آب و آتش را کنار هم میگذارید و انتظار صلح و صفا و سلامت عقل دارید.
    .
    شما هی میگوئید بارها گفته اید فلان و بهمان. من هم بارها گفته ام که تبلیغات ضد مذهبی شما هیچ چیز نیست جز هواداری از سرمایه داری، یعنی همان عقاید خدا مراد فولادی و بقیه سوسیال دموکراتهای ایرانی. اثبات نظری آن را صد بار زیر مقالاتتان نوشته ام. اثبات عملی آن در همین صفحه قابل مشاهده است. داد و فریادهای شما هیچ چیز نیست جز داد و فریاد علیه سکولار نبودن رژیم، رعایت قانون شبیه دولتهای غربی را نکردنش، حق تشکل مستقل ندادنش و در واقع بورژوا دموکرات نبودنش. کمونیست که منتظر نمی نشیند تا بورژوازی برایش اجازه تشکل صادر کند.
    .
    آنارشیست

  8. جناب بهنام.
    با سپاس ازمدنظرقراردادن کامنت من دررابطه با خط قرمزی که میبایست درچهارچوب منافع کارگران و…حفظ شود.
    جناب بهنام.
    اگرقرار باشد حکومت پادشاهی که من ازآن دفاع وبرای برقراریش تلاش میکنم لبخندی برچهره کودکان فقیرمیهنم ننشاند من اولین دشمن آن شاه وحکومت پادشاهی خواهم بود.
    این من خوشبختانه ما هستیم که امروز دربرابررضا پهلوی وبعلت همکاریش با رژیم اشغالگر اسلامی ایستاده ایم و اورا افشا میکنیم.
    چرا که دود این هم کاری بچشم میلیونها میلیون کارگر و…اسیرمیرود.
    اماآن برخی!میخواهند اینطور جلوه دهند که هر کس از شمای سوسیالیست تا من ایران گرا خواهان پاره شدن تور اختناق میباشد خواهان ایست وتوقف هرگونه بحث وتلاش درراستای آگاهی طبقاتی وتشکل یابی و…کارگران وزحمتکشان است.
    درصورتیکه آن برخی!میدانند مسئله درست برعکس است.
    حتی اگر بفرض آگاهی بخشی طبقاتی و…در کار نباشد تلمبارشدن مطالبات برحق کارگری وبیدادی که بر کارگران وکلا اکثریت تهی دست جمعیت ایران وارد آمده ومهمتر زنگ زدن اسلام اصلی ترین عامل کنترل ودر نابینائی نگه داشتن اقشار تهی دست اجازه نخواهد داد امپریالیستها درزمان پاره شدن توراختناق به وصله پینه آن بپردازند ویا اگر نتوانستند امام ویا شهریاری را از آب نمک بیرون کشند.
    جناب بهنام.
    این یک حدس یا خوشبینی ساده لوحانه نیست بلکه صحنه سیاسی و عقیدتی اجتمائی این را میگوید که از بالا نمیتوان فردی یادسته ای را بر سر کارگران و…گماشت.
    بدنه اصلی دو خیزش سراسری اخیر حتی بنا به اعتراف رژیم اشغالگر کسی بجز تهی دستان نبود وحتی یک شعار اسلامی ازآنها شنیده نشد.
    تنهاچهره صحنه سیاسی رضاپهلوی بود که رژیم اشغالگر بدلایل روشن وازروی ناچاری این مهره عقب افتاده تا خرخره گیرکرده درجهل اسلامی وخاطرخواه جهانی سازی را سوزاند.
    جناب بهنام.
    در تبلیغات امپریالیستی هیچگاه کارگریادیگر زحمتکشان پیشرو وجود ندارند وهر چه در مصاحبات و… هست پادو های داخلی وخارجی آنان ورژیم اشغالگرمیباشد.
    درصورتیکه زندانهاپرازکارگران ودیگر زحمتکشان پیشرو است.
    بنابراین واقعیت های عینی غیر قابل انکار دنیای واقعی بما میگوید نبایستی فریب برخی!را خورد که در تکمیل تبلیغات دروغ امپریالیستی تلاش دارند براین حجم بی سابقه اعتراضی کارگران وزحمتکشان در این چهل ساله وبر اینهمه زندانی ازآنان که هر دو نشانه عینی ازرشد سیاسی وآگاهی آنان میباشد خط قرمز کشیده وخود رامرجع تشخیص جایگاه آنان قرارداده وفتوا دهند این بخش عظیم از جمعیت کشور تا اطلاع ثانوی محتاج فراگیری کمونیزم میباشد و سرنگونی تاآن اطلاع ثانوی جنایت علیه بشریت است.
    جناب بهنام.
    همانطورکه شاهد بوده اید هر گاه که خیزشی رژیم اشغالگررا بخطر میاندازد این برخی!هادرلباس کمونیست های مدافع سر سخت کارگران خود را جر میدهند که ای وای امپریالیستهافتنه راه اندخته اند وکارگران تا زمانیکه “حزب طبقه کارگر”ایجاد نشده و رهبری انقلاب سوسیالیستی را در دست نگرفته نباید در این فتنه!ها شرکت کنند.
    امادر پاسخ بدین پرسش ساده که در زیرچترچنین فاشیسم اسلامی چگونه نهاد ها و… حزب طبقه کارگرساخته میشود؟
    یا سکوت میکنند ویامیفرمایند انشالله ساخته خواهد شد.
    جناب بهنام.
    عین همین اراجیف وزارت اطلاعاتی را رضاپهلوی قرقره میکند که بله من تلاش دارم تابا “نهاد سازی”پیش از فروپاشی!از پا گرفتن حاکمیت فردی جلوگیری کنم.
    البته مصاحبه گر صدای امریکا اجازه ندارد از وی بپرسد شازده… این نهاد ها!چگونه؟و با شرکت جه کسانی؟ با فرمان ملوکانه! در زیر چترفاشیسم اسلامی اساخته میشود؟
    جناب بهنام.
    برخی!ها درهر لباس یک وظیفه دارند تعطیل سرنگونی تا اطلاع ثانوی!

    شاد وتندرست باشید

  9. آقای چنگائی نوشته:
    تلاش برای ساختن جامعه ای برابر و آگاه و ساختاری سوسیالیستی و شورائی که تنها انگیزه ی ما کمونیست هاست؛ بی گمان هر کنشگر بینائی را بر این اهم معطوف می کند که با بقای نظام ولائی گام اندکی نیز بدانسو ممکن نیست.
    .
    اول ، فکر نمیکنم کوری به من بچسبد.
    دوم ، همانطور که در کامنتها ذکر کردم، تبلیغ و ترویج کمونیستی نکردن یعنی تبلیغ و ترویج سرمایه داری کردن یعنی ساخت و پاخت با استثمارگر. مقالات شما تبلیغ رژیم غیر دینی است نه تبلیغ و ترویج کمونیسم و آنارشیسم.
    سوم، حرفهای ضد اسلام زدن شما هرگز کارگران مذهبی را غیر مذهبی نمیکند چون آنها مثل همیشه خواهند گفت که رژیمهای سکولار و کمونیستی شما جنایتکارند که دروغ هم نمی گویند. پس تبلیغ ضد اسلام چیزی را تغییر نمیدهد.
    چهارم، کارگران غیر مذهبی و یا ضد مذهبی و یا مذهبی اما غیر متعصب هستند که مجذوب تبلیغات سکولار بورژوائی (حکومت غیر دینی) شما می شوند و از ایده آنارشیسم و کمونیسم دور می شوند و در تله استثمارگری گرفتار می شوند.
    .
    آنارشیست

    .
    آنارشیست

  10. آقای چنگائی همیشه میگفت که اول رژیم اسلامی برود و یک رژیم غیر دینی دموکراتیک بیاید ( که هست رژیم سرمایه داری دموکراتیک) تا بعد تشکلات مستقل کارگری امکان وجود قانونی پیدا کنند. بعد که آقای اسماعیل بخشی گفت کارگران شورائی اداره کنند، ایشون متوجه شد که عقب افتاده و موضع مثلا شورائی گرفت. اما باز هم همان تبلیغات انقلاب بورژوائی ش را ادامه داد. در حالیک سالها قبل از آقای بخشی آنارشیستها و خیلی از کارگران کمونیست به حاکمیت تشکلات شورائی کارگری اعتقاد داشتند.
    برای من خط قرمز نکشید، خط قرمز شما سفید است.
    آنارشیست

  11. همانطور که همیشه بارها گفته ام، مالکیت یک رادیو میتواند کمونیستی باشد، اما وقتی آن رادیو تبلیغات بورژوائی بکند و از ضرورت انقلاب کمونیستی و آنارشیستی چیزی نگوید، آن رادیو در واقعیت متعلق به سرمایه داران است. ادعای آقای چنگائی در مورد خودش آن مالکیت و مقالاتش آن رادیوست. دوستانش هم می بینیم کسانی هستند که آنارشیست و کمونیست نیستند. فردا سلطنت طلب کمونیست هم خواهیم داشت که میگوید کمونیسم خوب است اما اول دموکراسی و رژیم غیر دینی.

    آنارشیست

  12. همیشه بحث این است و خواهد بود که تبلیغ و ترویج آنارشیستی و کمونیستی میکنیم یا خیر، وقتی نمیکنیم، یا از جامعه چیزی نمیدانیم و قلم بدست میگیریم و یا دروغگو و استثمارگر هستیم.
    آنارشیست

  13. هر دو کامنت در واقع بعد از عبارت پردازی های گول زنک میگویند که تبلیغ و ترویج کمونیسم و آنارشیسم و تشکل یابی های مربوطه را باید تعطیل کرد چون اختناق نمیگذارد که این فعالیت به جائی برسد. اختنااق اسلامی و خود رژیم مسئله است سرمایه داری فعلا نه.
    .
    حال فرض کنیم کارگران آمدند و رژیم را برای اینها سرنگون کردند. کارگران با انگیزه های آنارشیستی و کمونیستی که رژیم سرنگون نکردند، چون آنها گفتید فعلا وقت این حرفها نیست و گذاشتند بورژوا دموکراسی سکولار در ذهن کارگران کاشته شود . پس چون کارکران نه آنارشیست هستند و نه کمونیست، بورژوا های دموکرات ها را ارباب خودشان میکنند همانطور که در شورش ضد شاه چهل سال پیش خمینی و آخوندها را ارباب کردند.
    .
    خب، اربابهای جدید دموکرات سرمایه دار هم که نمی نشینند تا کارگران یاد بگیرند کمونیسم و سوسیالیسم و آنارشیسم چیست. از همان اول با دموکراسی سرمایه داری دیکتاتوری ضد کمونیستی و ضد آنارشیستی راه میاندازند و بهانه و دلایل و رفیقهای امپریالیستی زیادی برای اینکار دارند.
    .
    بعد ایندو و امثالشان که مثلا خط قرمز دارند دوباره خط قرمز درست میکنند، آقای چنگائی و آن نویسنده کامنت خواهند کفت: حال وقت تبلیغ انقلاب کمونیستی و آنارشیستی نیست، چون رژیم جدید دیکتاتوری میکند و امپریالیستی است و بکمک دوستان امپریالیستش مثل بینوشه و شاه اردن و رژیم عراق و رژیم افغانستان نمیگذارند کارگران کمونیست بشوند و تشکل ضد سرمایه داری درست کنند.جامعه شده پر از مستشار و متخصص ضد کمونیست و ضد آنارشیسم غربی و سکولار، کلی آدم کش درست کرده اند، کلی شکنجه گر تربیت کردند، از تخته و دستگاههای برقی و دارو برای اعتراف گیری استفاده میکنند، ، آمده اند با پولهای چند صد میلیاردی مدارس ضد کمونیستی راه انداخته اند و نمیگذارند کسی نفس بکشد. پس اول باید امپریالیسم و اختناق نظم جدید از بین برود بعد حرف از انقلاب کمونیستی و آنارشیستی زد.
    .
    این آقایون نمی گویند که هر دولتی اختناق می آورد و ضد آنارشیسم و کمونیسم است.
    .
    آنارشیست

  14. با درود و سپاسگزاری از این پانویسگر گرامیغ
    ایشان نوشته اند:

    گفتگو کردن با برخی! خط قرمز ماو خط قرمز هرکه براستی درپی پاره شدن تور اختناق اسلامی می باشد که آزادشدن پتانسیل میلیونها میلیون کارگر و… ودردست گرفتن رهبری جنبش را بدنبال دارد.

    طبعاخط قرمز برخی! پاره نشدن و دست نخوردن تور اختناق و بحثهای داغ داغ ضد سرمایه داری در زیر چتر همین تور است.

    من نیز بارهای بار بر این نکته ی پایه ای و گریزناپذیر پافشاری کرده و خواهم کرد که بی گذر از خودکامگی مذهبیف ما توان رهلئی پتانسیل اجتماعی طبقاتی را نخواهیم داشت. اینکه در غرب دمکراسی بورژوائی هست و اقلاب سوسیالیستی متصورنیست، روندی ست که بازتاب های کنونی و آتی جنبش و خیزش اجتماعی چند و جون آنرا بتدریج نمایان خواهدساخت و از فضای حاکم بر جهان می توان قطب بندی های تازه بر علیه سرمایه سالاری گلوبال و تلاش برای سوسیالیسم را دید.

    پرسیدنی ست چرا باید حرکت رو به پیش را با سرنگونی دین دولتی آغازکرد؟

    زیرا: فاشیسم مذهبی بی پروا و بنام خدا و پیامبر سرمایه داری انگل و مفتخور را بسان سران و گردانندگان دستگاه مفتخور خود، دم کلفت و کاخ نشین کرده و هم با شلاق و شرارهای تحمیق دین آخوندپرور، آنان را پاک از خودباوری تربیت و بشکل و شمایل بخدمت و بندگی خود درآورده است و هر اعتراض آگاهانه و ساختار شکنی را در دم اسیر، خفه و در صورت نیاز به تیغ جلادان بی شمارش می سپارد.

    تلاش برای ساختن جامعه ای برابر و آگاه و ساختاری سوسیالیستی و شورائی که تنها انگیزه ی ما کمونیست هاست؛ بی گمان هر کنشگر بینائی را بر این اهم معطوف می کند که با بقای نظام ولائی گام اندکی نیز بدانسو ممکن نیست.

    من باوردارم که انقلاب کار توده هاست و اگر در ایران و جهان غرب چنین گرایشی در جنبش کارگری دیده نشده و نمی شود، در ایران دلایل ساختارهای شاهی و شیخی و جنبش رفرمیستی و سازشکار چپ بوده و می باشد؛ و در غرب نیز همین طیف اتحادیه ها و سندیکاهای زرد و همراه با رسانه های هولناک مقتدر است که روان و خرد توده های کار را تراشیده و یا نابودساخته است؛ همچنین فراموش نکنیم که سبک رفرمیسم تشکل های کارگری بیشتر در راستای منافع کوتاه زمان برنامه ریزی می شوند؛ ولی بخش بزرگی از توان پیشروان کارگری سازماندهی علنیو محکمی دارند و در هر بگیر و ببندی برابر دولت ها با قدرت می توانند بایستند و ایستاده اند.

    انسجام طبقاتی ایکه هرگز در بساط و دکان حکومت دینی بی پاسخ شلاق، زندان و مرگ میسر نیست. من بارها گفته و تکرارمی کنم که هرگام کوچک رفرمیستی ایکه بسود منافع اجتماعی ـ طبقاتی کارگران و مزدبگیران باشد، از آن پشتیبانی کرده و خواهم کرد.

    من باور به دگرگونی های ناگهانی و امامزمانی و الهی و… ندارم و سن و سالم نیز در جائی ست که بفکر چندش انگیز خودخواهی های غریزی نباشد و نباشم و از همینروست که می دانم و می توانم اندکی معقول به آینده ی دگرگونی تمرکزکنم و راهبرد و راهکار نزدیک شدن به آن را پیگیریکنم.

    باسپاس از شما دوست گرامی و پانویس تان

  15. گفتگو کردن با برخی!خط قرمزماو خط قرمز هرکه براستی درپی پاره شدن تور اختناق اسلامی میباشد که آزادشدن پتانسیل میلیونهامیلیون کارگر و…دردست گرفتن رهبری جنبش را بدنبال دارد.
    طبعاخط قرمز برخی!پاره نشدن ودست نخوردن تور اختناق و بحثهای داغ داغ ضد سرمایه داری درزیرچترهمین تور است.
    خاتمی را بهمین منظور با سلام صلوات و تکبیر های دموکراتیکاستکبار جهانی وشیطان بزرگ بمیدان آوردند.
    تعریف وتمجید های حال بهمزن کلینتون از وجود پتانسیل عظیم دموکراتیک درداخل حکومت اسلامی وتبریک رضا پهلوی به انتخاب!خاتمی و… در همین راستابود.
    گرچه اربابان جهان توانستند بکمک پادو های روشنفکر فارسی زبان خود وبلند گوهائی نظیربی بی سی یک منطقه خاکستری دیالوگ بین قاتل ومقتول ایجاد کنند اماعوارض عینی خانه خراب کن حاکمیت نگذاشت سم این منطقه خاکستری ازدایره روشنفکران مستوجب مجازات به درون توده ها نفوذ کند.
    خیزش های اخیرسراسری والتهابات کارگری روی دیگرشکست امپریالیستهادرتبدیل برانداز به منقد سیاسی ودیالوگ منتقد سیاسی با قاتلان وغارتگران حاکم بود.
    بنابراین برخی!زحمت بیخود می کشند تااین خط قرمززیرپا گذاشته وما با آن برخی!وارد گفتگو شویم.
    مرگ بر جمهوری اسلامی.
    پیروز باد مبارزه زحمتکشان ما.

  16. به خوانندگانی که میخواهند حقیقت را بفهمند نه انانکه از دور پشت میز نشسته اند و میگویند مردم ایران رژیم را سرنگون کنید تا ما بیائیم بشویم رئیس شما:
    .
    سرنگونی رژیم مثل آسپرین است رای یک درد میکروبی بزرگ، الغای سرمایه داری مثل یک آنتی بیوتیک خیلی موثر است علیه آن میکروب.
    .
    پس حقه باز اصل آنهائی هستند که سرنگونی طلبند اما از الغای سرمایه داری چیزی نمی گویند. ادعای دلسوزی دارند، اما وتی ضد سرمایه داری نیستند، ریاکارند. اول باید ضد سرماه داری نوشت و کفت بعد هیه رژیم محافظ آن نه برعکس. وگرنه روسیه هم علیه داعش است، این روسیه را که انقلابی نمیکند.
    .
    خب، ببینید من گفتم، حال ببینیم که چه کامنتهائی میدهند.
    .
    آنارشیست

  17. میخوانیم:
    “خوشبختانه من می بینم شما به این اصل اطلاعاتی اشراف دارید و برخی!نمی توانند شما را به ناکجاآبادی بکشانند که درآن هر گونه سخن از استثمار وجود دارد بجزسخن از حکومت اسلامی یعنی نگهبان و محافظ شماره یک روابط ومناسبات غارتگرانه ای که بیش از بیست و شش میلیون نفر را حاشیه نشین!نموده است که نام مستعارزاغه نشین وحلبی آباد نشین ”
    .
    ۱- بحث من این است که جناب چنگائی اصلا خواستار رژیم سوسیالیستی در ایران نیست و فقط رژیم غیر دینی میخواهد وگرنه میگفت که خواستار انقلاب ضد سرمایه داری است که در مقالاتش نمی گوید. پس کامنت بالا بدرد نمیخورد.
    ۲- حاشیه نشین بودن و زاغه نشین بودن و حلبی آباد نشین بودن اصلا از اسلامی بودن رژیم نیست چون چنین چیزهائی در کشورهائی که رژیم غیر دینی دارند هم وسیعا دیده می شود. حتی در کشورهای امپریالیستی دموکرات و سکولار هم زاغه نشین وجود دارد.
    ۳- خود کامنت نویس در واقع وضعیت خودش را در کامنتش توضیح میدهد یعنی اینکه خودش دارد سعی میکند بحث را عوض کند، از ضرورت الغای سرمایه داری دور کند و فقط مثل شاهنشاه جمهوری خواه شده، ضد سرنگونی کند.
    ۴- استثمارگرانه کافی نیست بگوئید سرمایه دارانه تا شامل جمهوریخواها و سلطنت طلبان و بچه شاه هم بشود.
    ۵- جناب نویسنده کامنت، اگر ضد سرمایه داری هم هستید همینجا بیان کنید تا بشما اثبات کنم که چرا کامنتهای من در واقع درست است و کتمنتهای شما غلط.
    ۶- اگر قرار است میلیونها آدم کشته شوند تا حکومت غیر دینی سرمایه داری بیاید، البته که بهتر است همین رژیم بماند و توده ها بازیچه شماها نشوند. دشمنی شما هم با کامنتهای من بخاطر دشمنی من با نظام سرمایه داری است نه ضد رژیم نبودن که ضد رژیم هستم.
    ۷- بجای حرف زدن با آقای جنگائی دل و جرات داشته باشید و به این کامنت من پاسخ دهید.
    آنارشیست،

  18. جناب چنگائی،
    اگر علیه سرمایه داری هستید پس چرا یکبار هم از ضرورت انقلاب سوسیالیستی چیزی نمی گوئید و دائم حرف از ضرورت رژیم غیر دینی می زنید که خودش در واقع فقط رژیم سرمایه داری میتواند باشد. بعلاوه اخیرا بدتر کرده از چین به عنوان جامعه کمونیستی دفاع کردید که همه میدانند چه شارلاتانهائی هستند. حتی نظر همه با هم و دوستی تان باسوسیال دموکراتی چو فولادی و سلطنت طلبان جکهوری خواهان هم بیان ضد سرمایه داری بودن الکی و فقط در حرف شماست. شما حتی هیچ نظری هم در مورد اینکه بعد از رژیم چه رژیمی بیاید ندارید و این خودش یعنی تائید نظام اقتصادی موجود که هست سرمایه داری. البته من به شیقتگی شما از خودتان کاری ندارم، بلکه بر اساس مقالات شما قضاوت میکنم و به تمجدیهای خودتان از خودتان کاری ندارم،
    آنارشیست

  19. جناب بهنام
    یک اصل اطلاعاتی می گوید هر جا که مشاهده کردید طرف مقابل شما انگشت روی نکته درستی گذاشته است نبایستی دردستگاه فکری طرف مقابل درمقام پاسخ گوئی برآئید بلکه درست برعکس باید طرف را به بحث انحرافی مشخصی بکشانید که ظاهرابه بحث اصلی گره دارد.
    بعنوان نمونه چنانچه طرف مقابل گرانی نان یا ارزاق عمومی رابدرستی به ماهیت حاکمیت ارتباط میدهد شما باید موضوع نان را رها نکرده بلکه آن را آنطور باید وارد دایره بی در و پیکرنظام اقتصادی و…نماید که حاکمیتی که نگهبان ومحافظ آن نظم اقتصادی استثمارگرایانه است نا خودآگاه ازبحث طرف مقابل حذف و وی وارد بحث تاریخی و…استثمار شود.
    خوشبختانه من می بینم شما به این اصل اطلاعاتی اشراف دارید و برخی!نمی توانند شما را به ناکجاآبادی بکشانند که درآن هر گونه سخن از استثمار وجود دارد بجزسخن از حکومت اسلامی یعنی نگهبان و محافظ شماره یک روابط ومناسبات غارتگرانه ای که بیش از بیست و شش میلیون نفر را حاشیه نشین!نموده است که نام مستعارزاغه نشین وحلبی آباد نشین و…میباشد.
    شاد وتندرست باشید.

  20. جناب ناشناس سلام؛

    من همیشه تلاش کرده ام که با سبک دیالوگ تان چنان کناربیایم که امکان گفتمام را از ما نگیرد.

    و شما؟ بله شما و شیوه های برخوردتان با سوژه ها چنان است که اغلب بسادگی بالا و پائین می پرید؛ زهنگرائی ویژه و ایدئولوژیک گریزناپذیر نشان داده و برچسب ناروامی زنید و از همینرو انگیزه های همفکری سازنده و مفید را سست، و یا آگاه ناخودآگاه آنرا سرکوب می کنید.

    من گمان می برم که اگر با شما چنان رفتاری می کردم که بارها های بار با من و دیگران رفتارکرده اید، آنگاه بیش از پیش نشان می دادید که بردباری در برابر دیگر نگرش ها تاب ندارید.

    نوشته اید:
    اگر خطاب شما به من آنارشیست هست، من از موضوع دور نشدم، من فقط نشان دادم که بر خلاف عقیده شما، مسئله آزادی در ایران رهائی از مذهب نیست بلکه رهائی از استثمار نیروی کار است.

    و من بارها به شما نشان دادم که سرمایه سالاری ولائی + فاشبسم مذهبی بیانگر یک چوب دوسر طلا هستند که هردو باهم و همراه بهره کشی ها با سرمایه داران انگل گره خورده و به نام خدا چنان کرده و می کنند که همینک کوچکترین راهکاری برای سیری شکم و اندکی از مبانی حقوق نوع بشری را نه که تاب نمی آورند؛ بل نابود و ویران کرده اند.

    من کمونیست که هیچ! آخر کدام انسان برایریجوئی یافت می شود که بهره کشی انسان از انسان را با هر بهانه و انگیزه ای اگر درست شناخته باشد برخواهدتابد؟!

    درد بزرگ ما وجود ناتوانائی های بررسی مستقل و اصالت فردی در عرصه ی منافع کلان اجتماعی ـ طبقاتی ست که آن نکته ی برجسته، این شکنندگی ساده دلان و دانش انسانی آنانرا با فرصتجوئی رنگ برنگ” سرمایه” تحمیق کرده و از اهرم الهی ـ آخوندی اش بخوبی علیه “نیروی کار” دینورزی را بکارمی گیرد و با همین مذهب و دینمداران آن( خودناباوری) بخش بزرگی از کارگران و توده ها را تعمیق و تحریف می کنند که قرن ها کرده و درین ۴۲ سال آنرا سیستماتیک به پیش می برند.

    باید همزمان با نقد سازش ناپذیر سرمایه سالاری همزمان، به خدائی دین از اراده ی سیاسی اجتماعی تأکیدکرد و درین راه به توده ها جسارت رد دعاوی دینی و الهی را آموزاند و فراگرفتن این خود باوری و خودآگاهی و با اعتماد به خودگردانی عقلی و تاریخی و اجتماعی و طبقاتی و شورائی را در کار جمعی و فضای مهیا آموخت و با نقد و رد گذشته ی شاه و شیخ سیوه های نوع و سرزنده را بکاربرد.
    باسپاس

    غیر اسلامی هم بد و سرکوبگرند و حکومت غیر دینی هم بدرد نمی خورد.

  21. آقای چنگائی،
    اگر خطاب شما به من آنارشیست هست، من از موضوع دور نشدم، من فقط نشان دادم که بر خلاف عقیده شما، مسئله آزادی در ایران رهائی از مذهب نیست بلکه رهائی از استثمار نیروی کار است. نشان دادم که سرمایه داران غیر اسلامی هم بد و سرکوبگرند و حکومت غیر دینی هم بدرد نمی خورد.
    آنارشیست

  22. در کامنتی میخوانیم:
    .
    “همانطور که مشاهده میفرمائید زمانی علیه شما ویایک پانویس سلطنت طلب! شمشیرکشیده میشود که جنابعالی از کلی گوئی های معمول آخوند پسند روشنفکری در مورد مذهب!دوری جسته وروی تضاد خاصی که در اینجا حاکمیت اسلامی وایدئولژی آن میباشد وکارگران و درمعنی اکثریت جمعیت ندارایران ازآن رنج میبرند تکیه نمائید.
    البته ترفند مربوطه حتی باحمایت کامل امپریالیستهای صاحب رژیم دربرابر واقعیت های عینی ناشی از حاکمیت اسلامی که روح وجسم این اکثریت حاشیه نشین و…را زیر شلاق برده رنگ باخت وتوطئه هرجا که روی آسمان بهمین رنگ است رنگ باخته است.”
    .
    در حقیقت کامنت من، آنارشیست، علیه کلی گوئی های عامه پسند آقای چنگائی بود.
    .
    چون نویسنده کامنت نتوانسته نقدی بر کامنت من بنویسد، خودش به کلی گوئی های غیر روشنفکری افتاده!!
    .
    آنارشیست
    .
    آنارشیست

  23. جناب ناشناس سلام،
    شما همچون همیشه باز از خود موضوع که مورد توجه تان بود و من هم دیدگاه شما را تاییدکردم شگفتا که بسیار دور شدید و روش ویژه و همیشگی را بکاربردید.
    پس ناگزیرم در برابر تان خاموشی را برگزیم.

  24. جناب بهنام.
    همانطور که مشاهده میفرمائید زمانی علیه شما ویایک پانویس سلطنت طلب! شمشیرکشیده میشود که جنابعالی از کلی گوئی های معمول آخوند پسند روشنفکری در مورد مذهب!دوری جسته وروی تضاد خاصی که در اینجا حاکمیت اسلامی وایدئولژی آن میباشد وکارگران و درمعنی اکثریت جمعیت ندارایران ازآن رنج میبرند تکیه نمائید.
    البته ترفند مربوطه حتی باحمایت کامل امپریالیستهای صاحب رژیم دربرابر واقعیت های عینی ناشی از حاکمیت اسلامی که روح وجسم این اکثریت حاشیه نشین و…را زیر شلاق برده رنگ باخت وتوطئه هرجا که روی آسمان بهمین رنگ است رنگ باخته است.
    رضاپهلوی به نیابت ازرژیم درحال پیش برد عین همین توطئه دربستردیگری است.
    شازده … ما با اراجیف چند روز پیش خود بنفع رژیم در یک بحث انجرافی را باز کرد.
    رضا پهلوی برای بردن تضاد بدرون مبارزه اجتماعی و دور کردن جامعه از تلاش برای بزیرکشیدن حکومت اسلامی یک بحث انحرافی را وارد صحنه نمود ودر تکمیل آن کمپین مسخره نه به جمهوری اسلامی را راه انداخت.
    جناب چنگائی.
    همانطور که مشاهده میفرمائید مدعیان اپوزیسیونی و روشنفکران و…فاقد شم اطلاعاتی چه راحت پا به دام وزارت اطلاعات گذاشتند و توسرو کله هم میزنند که سلطنت بد است جمهوری خوب است ودسته دیگرمیفرمایند جمهوری بد است وسلطنت خوب است غافل از آنکه رضا پهلوی به نیابت ازسوی وزارت اطلاعات با این بحث انحرافی دارد زیرآب اصل رهبری که هیچ جنبش وانقلابی بدون آن پا نگرفته است را میزند.
    اینرا عرض کردم بخاطریکی بودن ترفند هر جا که روی آسمان بهمین رنگ است که نتیجه آن میشود پس با همین حکمت حال کن با همین کاری که رژیم دارد با دست شازده … ما انجام میدهد.

    همانطور که مشاهده میفرمائید جامعه روشنفکری ایران سلطنت بهتر است یا جمهوری بمانند علم بهتر است یا ثروت

  25. حکومت اسلامی شیعی ایران مثل حکومت بلشویکها، مثل جمهوری های کشورهای اروپائی مثلا دموکراتیک و امپریالیستی و مثل نژادپرستهای دموکرات آمریکائی و اسرائیلی باید برای بقای قشری که نمایندگی اش را میکند آدم بکشد. آنها همیشه کشته اند حالا چرا رژیم ایران ویژگی پیدا کرده؟ چون میخواهد در آدم کشی و استثمار کردن تا آنجا که میتواند نوکر نباشد. فکر کنم در چهارچوب استثمارگری این حق جمهوری اسلامی است. دشمنی شما هم هم با جمهوری اسلامی در چهارچوب استثمارگی حق شماست. اینجا من استثمارگران را افشا میکنم.
    .
    این آدم کشی برای سرور توده کار و زحمت بودن، هیچ ربطی به مذهب خاصی ندارد، مذاهب و ایدئولوژی های دموکرات و غیره را ساخته اند برای توجیه رفتار زشت و آدم کشی و استثمار کردن و امپریالیسم.
    .
    مذهب را دیدن و تضادهای قشرهای حاکم را ندیدن تعجب آور است !!!!!! مذهب زرتشت چگونه جلوی امپریالیستهای خونخواری چون داریوش و کوروش را میگرفت؟ چرا کوروش و داریوش در ایران نمی ماندند و به کشورهای دیگر حمله میکردند و بعد میگفتند حقشان است؟ ساسانی ها آنقدر ضلم کردند تا اینکه به یک گروه چادر نشین بازنده شدند، ببین چه نزولی! در مذاهب باستانی چینی، ارباب حتی بعد از مرگ هم ارباب است، یعین قربانیان اقتدار حتی آرزوی مرگ هم نمیتوانستند بکنند. چرا سیکها در هندوستان آنقدر علیه اسلامیون جنایت میکنند؟ مذهب ابراهیم دارند؟ خیر.
    .
    جنایات و ریکاری ناسیونالیستهای دموکرات و غیر دموکرات حکومتهای غیر دینی دست کمی از رژیم ایران ندارد که هیچ از لحاظ ریاضی صد ها برابر است. همه این دموکراتهای سکولار امپریالیست هستند و هر روز دارند آدم میکشند و مردم خود را فریب میدهند وبمب اتم دارند و میسازند و دو جنگ جهانی راه انداختند. بی آبرو تر از جمهوری اسلامی همین دموکراتها و غیر دموکراهای سکولار و حتی مارکسیست (چین) هستند. فقط چون ثروت دارند و پول خرج میکنند، شما را فریب داده اند. شماها هم حرفهای آنها را اینجا برای ما تکرار میکنید.
    .
    پس رژیم جمهوری اسلامی هیچ ویژگی خاصی ندارد.
    .
    تازه، رژیم ایران انقلابی هم بنظر می آید!!! دلیل اینکه جمهوری اسلامی در چشم مردم خاورمیانه انقلابی بنظر می آید چیست؟ جنایات دموکراتهای سکولار در منطقه، مثل کودتا، جنگ و گرفتن زمین و خراب کردن و آواره کردن و خریدن حاکمین. مردم منطقه هم نمیخواهند به سرنوشت فلسطینی ها دچار شوند. اگر از خشونت دفاع نکنند، فردا غربی ها در خوزستان اردو میزنند و شهر درست میکنند و از پول نفت ارتش درست میکنند و یواش یواس اهالی ایران می شوند اهالی اقلیت، مثل اسرائیل. وقتی محیط زیست خراب شد، سطح آبها بالا رفت، خواهید دید. اینها را می بینند و از جمهوری اسلامی دفاع میکنند و فکر میکنند دردشان را جمهوری اسلامی دوا میکند که میدانیم نمی کند. تضمینی نیست که مخالفت با راتجاع، انقلابی باشد و خودش ارتجاعی نباشد. همه میدانند که مخالفت بچه شاه با جمهوری سلامی انقلابی نیست. هواداری مردم منطقه هم از اسلامیون علیه غربی ها انقلابی نیست فقط محافظت از حریم استثمارگری خودی هاست.
    .
    اینها بیان این است که جناب چنگائی و دوست سلطنت طلبش در این صفحه اصلا هیچ منطقی ندارند و هر روز چیزهائی را تکرار میکنند که همه میدانند و هیچ پایه رهائی بخش ندارد. خلاص شدن از مذهب هیچ کمی به طبقه کارگر اروپا نکرده. هنوز هم برده سیستم سرمایه داری است، هنوز هم به امپریالیسم رای میدهد و هنوز هم اکثرا نژاد پرست هستند و نشان نمیدهند. ۷۰ میلیون رای به ترامپ را فراموش نکنید، خیلی معنی دارد. رای دادن به محافظه کارها در اروپا هم همینطور.
    .
    خلاصه:
    ارتجاع دینی جمهوری اسلامی هیچ ویژگی خاصی ندارد. این رژیم هم مثل بقیه حامی استثمرگران است و مثل همه دموکراتها و سکولارها پتانسیل امپریالیست شدن هم دارد.
    .
    لطفا فریب ندهید.
    .
    آنارشیست

  26. جناب ناشناس درود؛
    من بشما راستش را بگویم که پیشترها همیشه واژه ی درود را در پانویس هایم بکارمی بردم و بخواست شما باشد، دوباره برمی گردم به شیوه ی پیشین.

    من با دیدگاه شما همسویم و در اینکه ادیان در گذشته و اکنون بخاطر تصرف مطلق قدرت سیاسی ـ اقتصادی همدیگر را بنام خدا و مقدسگرائی ها و… بارهای بار دریده اند جای هیچگونه گزافه ای وجودندارد.

    همه ی این و از جمله ادیان ابراهیمی چه خونخواری ها و بی آبروئی فراوانی را که در برگ برگ تاریخ سرشار سکتاریستی، راسیستی، فاشیستی و دشمنی افکن نداشته و ندارند؟ و چه شارلاتان بازی ها با دکان دین و اهرم های شگرف آن در میان خود با دیگر ادیان از یکسو و از دیگرسو با بهره برداری از ساده دلی و ناآگاهی ملت خود علیه یکدیگر چه ها مانده کهنکرده و در پرونده خود دارند؟

    در اینکه اسلام آخوندی و ولایت نادان اش توهم جهانی کردن فرقه ی پریش روان و واپسمانده خود را دارد، براستی چندانگیز و هالومنشانه است و نشان می دهد که چه پابرجائی آنان چه تاوان های سنگینی را بیش ازین در زیر عبا و قبای خود دارد.

    ساختاری آلهی ـ ولائی ایکه در ۴۲ سال گذشته در همه پهنه های سیاسی و اقتصادی مسخرگی دعاوی سران شیعی را نه برای ما قربانیان که در گستره جهانی پر زه گند و آشوب نیز رسواساخته است که آنان خود را برترمی بینند.

    به باور من با توجه به دارائی های کشور، فکر می کنم که اگر یک گاو هم جای این رهبر و بیماران آسمانمدار ریاکار در بالای اراده مطلق اجتماعی ـ طبقاتی اقتصادی ما می بود! آنگاه آسیب ها و تباهی ها و ویرانی های موجود کنونی بدین ژرفی و گستردگی وجوددنمی داشت.

    پیرامون جنگ صلیبی شما نیز نوشته اید و درست است. ۲۰۰ سال در شرق و ۲۰۰ در غرب اروپا واتیکان چه تبهکاری ها با نام خدا به پیش نبرد، و درست بهمین دلیل بود که مارتین لوتر اوضاع دین مسیح را ناگوار دید و در پی رفرماسیون مسیحی اعتراض ۹۵ ماده ای ( پروتستانیسم ) خود راعلنی کرد و…

    البته فراموش نکنیم که آنچه واتیکان با شمشیر نتوانست در شرق و غرب اروپا بدست آورد، اینک و دیری ست با نام همان خدائی پیشین ولی، اصلاح شده اش بدست آورده و در اروپا دستکم دومین سازمان کاردهی قدر است.

    درین پهنه انتقادی می توان بسیار نوشت. من بارها بر هموندی گریزناپذیر دین و سرمایه انگشت نهاده و برای ژرفش روشنگری و تشویق افشاگری های لازم ترجیح داده و می دهم که بیشتر بر همین سوی هراسناک دینی و انتقادهای سران مذهبی دریچه هائی بگشایم تا نگاه کردن توده ها بر آن متمرکز شود و خود آنها بعنوان شاکی پاکباخته سر بر اعتراض آگاهانه و محق بالابرندمی.

    البته در نوشته هایم نیز بی هیچگونه توهین و تنها از کلک و ترفند و دسیسه های سران نپام شان می نویسم، تا که از چشم مذهبی توده ها ناخودآگاه دورنماند.

    باسپاس از شما و پانویس تان

  27. جناب بهنام با درود بجای سلام.
    شما با قراردادن اسلام در کنارادیان نا خواسته اسلام را دین و دینی در کنار ادیانی معرفی میکنید که حال ارتجاعی یا …اما جنایت وغارت وکشور گشائی و…را در خود نداشته اند.
    بعنوان مثال هیچ گاه جنایات وسرکوبی که سران مسیحیت و امپراتور روم و شاهان اروپاانجام دادند درآئین مسیح تئوریزه نشده واتفاقا تاریخ آغاز آن به سیصدو بیست وچهار سال پس از مسیح واتفاقا بدستورامپراتورروم میرسد.
    دیگرادیان بویژهادیان ایرانی نیز بهمین منوال.
    شمافقط وفقط در اسلام است که مشاهده میکنید جنایت وغارت و تمامی اعمالی که امروزه در جریانات گوناگون اسلامی متبلور میشود مبداء ومنشاءایدئولژیکی قران وتاریخی اززمان سرکرده اسلام وتا به امروز دارد.
    اما متاسفانه روشنفکران ما بمانند عوام اسلام را دین به معنای رایج وتاریخی وایدئولژیکی آن میپندارند واین بزرگترین منفعت اسلامی ها میباشد.
    در صورتیکه با نگاهی ولو سطحی به تاریخ ماتریالیستی اسلام و به فرامین اصلی آن درقران و…در میبابیم اسلام یک مکتب خشن سیاسی میباشد که هدف نهائیش داغان کردن ملل وزبان وفرهنگ وهویت انسانها بنفع ساختن امت عربی جهانی وبرقراری نظم اسلامی برآن میباشد.
    در معنی اسلام پدرتاریخی وایدئولژیکی “جهانی سازی”است.
    متاسفانه روشنفکران مارکسیست ما منهای انگشت شماران درک عینی یا مادی از اسلام ندارند وبهمین جهت است که در تعریف مارکس از مذهب گیر کرده و همین موضوع دین دیدن اسلام از سوی آنان وگیرکردن در تعریف ذهنی مارکس ازمذهب موجب گردید تا توده ها خسارت بیشتری رادر تجربه عینی از اسلام پرداخت و سران اسلامی نیزبتوانند با جهل وخرافات بیشتری بر جامعه حکم رانند.

  28. نویسنده مثل سرمایه دارانی می نویسد که دلسوز طبقه کارگر هستند. خیر آقا جان، ما دلسوز نمی خواهیم، بگذار خودمان تکلیفمان را با استثمار و زور و سلسله مراتب و دولت روشن کنیم. کار شما ها عوض کردن مسیر فکر و عمل کردن ماست از درک انواع زور به فقط یک نوع زور. زورگوئی و استثمار و سلسله مراتب و دولت، مذهبی و غیر مذهبی ندارد، یک تجرید مزاحم، سرکوبگرانه و کشنده در زندگی انسان است.
    آنارشیست

  29. عجب!
    هزار سال پیش را بیاد بیاوریم اما شصد سال و صد سال و دویست سال پیش را فراموش کنیم.

    جنگهای استعماری از دولتهای غیر دینی بود و آنها دمار از روزگار قربانیانشان درآوردند و آنها را خوب چاپیدند و هنوز هم لوله مکش آنها چسبیده است.
    دو جنگ جهانی اول و دوم در قرن بیستم توسط حکومتهای سکولار و غیر دینی شروع شد و هزار برابر جنگهای مذهبی آدم کشت. بمبهای شیمیائی و بمبهای اتمی را حکومتهای سکولار و غیر دینی درست کردند و بکار بردند. آن جنگها ایدئولوژی ناسیونالیستی داشتند نه مذهبی.
    ایدئولوگهای دولت غیر دینی نمیتوانند دست خود را از خونهائی که ریختند بشویند.
    نوع دولت فرق نمیکند، دولت یعنی آدم کشی و قتل برای در دست گرفتن سرنوشت میلیاردها انسان.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,844 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار