شنبه, ۲۴ مهر , ۱۴۰۰
   

Comments

موج سواری بورژوازی مستاصل و کتمانِ رذیلانۀ ماهیتِ «نه» و «مرگ» بر جمهوری اسلامی / آناهیتا اردوان — 4 دیدگاه

  1. مارکسیزم اختراع سرمایه داری بود ومنفعتش را برد ودارد میبرد.
    اینکه یک به یک احزاب وسازمانهای مارکسیستی در سطح جهان درجریان جبهه بندی بر علیه خط ضد جهانی سازی ترامپ متحد با جریانات اسلامی در کنارغولهای دو درصدی ارباب زمین ودولت های امپریالیستی ایستادند به هیچ وجه اتفاقی نیست.
    نکته دیگر اینکه منافقین مدعی هستند رژیم رضا پهلوی و…را بخاطردورکردن مردم از منافقین علم کرده است.
    البته در اینکه رضا پهلوی از خود رژیم است شکی باقی نمانده اما اینکه هر کس بیمقداری اجتماعی خود را به رضا پهلوی گره بزند بسیار مضحک است.
    در مورد ادعای فکاهی منافقین باید گفت
    خوب قربان فرض کنیم این چنین باشد.
    شما چرا نتوانستید این توطئه!رابا بمیدان آوردن هزاران هزار!!! اعضاء کانون های شورشی!خود در سی شهر میهن!وبالا بردن پرچم وشعار های خود در جریان دو خیزش بزرگ وسراسری که اخیرا رخ داد درهم بشکنید؟
    همین نوع خالی بندی را سرکار خانم نویسنده بکار میبرد که بله رژیم بخاطربه حاشیه بردن مبارزات کارگری و…رضا پهلوی را علم کرده است.
    اما زمانیکه به جایگاه اجتماعی وسیاسی مبارزات کارگری نگاه میکنیم می بینیم این مبارزات هیچ گاه سیاسی وآرمانی و فراتر ازمطالبات صنفی نبوده که حال رژیم بخواهد آن را به حاشیه ببرد وآنچه میماند بجز تخیلات وخود فریبی روشنفکری،رضا پهلوی بهانه ای شده است برای ماست مالی نبود پیوند کارگر بارهبران! وآموزگارانش!.
    در این مورد نیز باید از خانم نویسنده سوال کرد آیا بیش از یکی دو سال است که رژیم رضا پهلوی را زیر نور افکن تبلیغاتی قرار داده است؟
    خوب پیش ازآن مبارزات کارگری در کدامین نقطه مختصات آرمانی فراتراز مطالبات صنفی پایمال شده بود؟که رژیم آنچنان هراسی از آن داشته باشد که حالا برود آقا رضا را به صحنه بیاورد؟.
    اما درورای همه این حرفها اگرکارگران و حاشیه نشین ها و…در معنی اکثریت جمعیت ایران در چنین نقطه فلاکت بار اقتصادی قرار دارند واگراشغالگران حاکم براستی خاک ایران به توبره کشیده اند واگر…
    تماما بخاطر این است که شاه اعلام کرد صدای انقلاب را شنیده است.
    اگر شاه آنقدرعقب افتاده نبود که صدای انقلاب! را بشنود آنگاه ودر زمانیکه هنوز خمینی وبی بی سی و…پای توده هارا بخیابان باز نکرده بودند دستورزدن سرانگشتان امام گور بگوری را صادرمیکرد.
    منظور از زدن هم حتماکشتارنیست بلکه با زندانی کردن هم زمان مصدقی های جبهه ملی ونهضت آزادی و تعداد مشخصی از آخوند ها وبازاری هاکه کانال خمینی بودند وتظاهراتها و…را شکل میدادند توطئه امریکائی بر علیه ایران وکل منطقه خاورمیانه رادر نطفه خفه میکرد.
    اماافسوس که آریامهرعقب افتاده بود.

  2. چیزی که مارکس و انگلس خوب نفهمیدند این است که تاریخ انسان تاریخ طبیعت بصورت انسان است نه تاریخ طبیعت بصورت حیوانات دیگر. تفاوت قضیه در این است که انسان زندگی خودش را با خلاقیتهای خودش میسازد اما حیوانات خیر. مارکس و انگلس فکر میکردند که بدون اراده و فکر و خلاقیت عقاید آدمها از طریق کار کورکورانه در تولید و تکنولوژی و مناسباتش شکل میگیرد و تکامل پیدا میکند و در نتیجه خود بخود اعمالی انجام خواهند داد که موجب بوجود آمدن جامعه کمونیستی می شود. این اشتباه آنها دو گرایش بوجود آورد. یکی گرایش بلشویکی که گفت حال که رشد نیروهای مولده معجزه میکند پس با تمام قوا و با زور و دیکتاتوری اینها را رشد بدهیم تا افکار کمونیستی شمل بگیرد. گرایش دیگر، گرایش رفرمیستی و پارلمانی است، این گروه میخواهد در دولت بورژازی شرکت کرده تا به آن کمک کند تا تمام جنبه های عقب افتاده جامعه و تمام کمبودهای کارکران را برطرف نماید تا مثلا افکار کارگران به کمونیسم رشد کند و امکان جامعه کمونیستی فراهم شود. این گروه دوم به بورژوازی توهم دارند و در آن چیزی می بینند که وجود ندارد.
    .
    مارکس و انکلس و بلشویسم و سوسیال دموکراسی رفرمیست ش ندیدند که تاریخ انسان را انسانها میسازند و در زمان ما این انسانها بورژوا های اقتدارگرا، استثمارگر ، سرکوب گر و بی نهایت ریاکار هستند. نقش طبقه کارگر در ساخت جامعه امروزی آگاهانه نبوده بلکه با اجبار بوده و نقش بورژوازی آگاهانه و آزادانه بوده است. هر چند کارگران مقاومت میکنند اما کماکان شکست میخورند و اربابان سرمایه جهان انسان را برای منافع خودشان شکل میدهند.
    .
    آنارشیستها در مجموع حاکمین ریز و درشت و سرمایه داری را بهتر فهمیدند چون برخلاف مارکس و انگلس متوجه بودند که گرایش انسان به اقتدار و سازماندهی سلسله مراتبی جامعه و دولتش تضمین کننده و بوجود آورنده فرمهای زورگوئی و انگل وار در روابط انسانها هستند. برای همین از همان ابتدا ، برخلاف مارکس و انکلس، به طبقات حاکم از جمله طبقه سرمایه دار خوشبینانه نگاه نمیکردند و راه حل را مقاومت از طریق تشکلات کلکتیو و شورائی میدیدند نه کپی برداری طوطی وار مارکسیستیها از تشکل و دولت بورژوازی.
    .
    امروز دیگر همه چیز آشکار شده و به اندازه کافی سند تاریخی در غلط بودن راه مارکسیستها وجود دارد و به همین علت امکان رشد مارکسیستها از سه طریق سد میشود: بورژواها از جنایتهای مارکسیستها علیه آنها استفاده میکنند، مارکسیستها وحدت ندارند و تو سر کله هم می زنند و بلاخره، مارکسیستها نمیتوانند از نقد آنارشیستها خلاص شوند.
    .
    پس بهترین راه کمونیستی، فراموش کردن بت مارکس و انکلس و سایر نخبه ها، کنار گذاشتن تکبر و ژست تو خالی عالم دهر بودن و بوجود آوردن تشکلات ضد اقتدارگرائی در جامعه بمثابه کانونهای و سلولهای جامعه آتی ست. مارکسیستها باید ایده حزب و دولت سازی مارکس و انگلس را فراموش کرده و به خودشان و دیگران بیش از این لطمه نزنند.

  3. نقد و نفی و مقاومت و تعرض به ارتجاع و عقاید ارتجاعی در ایران باید از آلودگی به فرهنگ زورگوئی، اقتدارگرائی و رئیس بازی و نخبه گرائی پاک شود. این کار باید ابتدا توسط مارکسیستها و از خودشان آغاز شود. این مارکسیستها هستند که مارکس و انگلس را بت کرده اند و درشان نخبه گرائی و رابطه بالا به پائین وجود دارد. از غیر کمونیستها انتظاری نیست. برای اینکار مارکسیستها باید این اقدامات را بکنند:
    مارکسیسم. را کنار بگذارند و به مارکس مثل بقیه متفکران نگاه کنند (لازمه کمونیست بودن عشق به مارکس نیست، ببرعکس عشق به یک یا جند نخبه کمونیستی نیست)
    تشکلات سلسله مراتبی را رد کنند
    تشکلات غیر کارگری و خارج را از محیط کار را نقد کنند، حزب گرائی
    وارد روند سیاسی و‌پارلماتی بورژوازی نشوند
    بعبارت دیگر، مارکسیستها باید رویکرد آنارشیستها به دولت و تشکل را بپذیرند.
    آنارشیست

  4. نویسنده باید ابتدا تکیف خودش را با بلشویسم سرکوبگر و استالین مونارک شده و بعد بردگی مزدی دولتی شده روشن کند، نه اینکه آنها را تقدیس کند و دولت سازی و حزب سازی را کارگری وانمود کند و در پی احیای آنها باشد. این ضد انقلاب است. بلشویسم و حتی ضدش سوسیال دموکراسی، ضد انقلابی است.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,992 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار