پنج شنبه, ۲۳ اردیبهشت , ۱۴۰۰
   

Comments

تجارب پرونده تروریستی رژیم، هشداری به نیروهای انقلابی! / ع.شفق — 5 دیدگاه

  1. آلترناتیو در مقابل نظم مردسالارانه، سرمایه داری، امپریالیستی، نژادپرستانه، مذهبی- خرافی فعلی، ایجاد تشکلات شورائی در محل کار و زندگی و الغای مالکیت خصوصی و دولتی بر وسایل تولید است. روشن است که برای بوجود آوردن چنین نظمی نیازمند ذهنیت آنارشیستی هستیم و بوجود آوردن چنین ذهنیت انقلابی ی کار یکشبه و عبارت پردازانه و صرفا سرنگونی طلبانه و دموکراسی خواهانه پرو غربی نیست. آنارشیست

  2. فعالیت علنی باید در ارتباط با توده کارگر و از درون این توده باشد. وقتی از توده فاصله میگیرید، مجبور هستید غیر علنی باشید و جایتان امن و گرم و نرم باشد. بدتر از همه این است که از توده ها فاصله بگیرید و علنی باشید که یعنی خارج کشوری. بهترین و سالم ترین و طبیعی ترین و غیر متکبرانه ترین نوع فعالیت انقلابی، بودن در درون توده ها و تلفیق فعالیت علنی و غیر علنی است. جدا کردن خود بصورت سازمان غیر کارکری مارکسیستی و درست کردن حزب مارکسیستی گارانتی میکند که گروهی بصورت ارباب مارکسیست پرورش داده شود و بعد از سرنگونی بشود رئیس دولت و فرمانده جامعه بردگی مزدی دولتی.
    آنارشیست

  3. بعبارت دیگر، آیا از تجارب تروریسم رژیم نمی گوئید تا از تروریسم دولت مارکسیستی حزب بلشویک چیزی نگوئید؟
    .
    یک مثال دیگر،
    .
    کشتن تزار و زن و بچه های او، تکه تکه کردن و سربه نیست کردن آنها چه فایده ای داشت؟
    .
    من انقلابی نیستم، یک توده هستم. اینها سئوال یک توده (برده مزدی ی) مثل من.
    .
    ارتجاعی بودن رژیم ۵۰ درصد قضیه است، ۵۰ در صد دیگر این است که چه نظمی بعد از این سرنگونی میخواهید بیاورید. فعلا که، در اکثر اپوزیسیون مارکسیستی، این نظم همان نظم دولت بلشویکی-استالینی بوده (دولت تک حزب) یا همکاری “دموکراتیک” با استثمارگران. هواداران بردگی مزدی ر اپوزیسون هم هم که بهمان بدی. خودتان هم اینها را در پشت درهای “شورای انقلاب” بحث میکنید، یا فراموش میکنید.
    .
    تمام وقایع دولتهای مارکسیستی از جمله عملکرد همین دولت فعلی چین قابل چشم پوشی نیستند. نمیتوانیم تمام جنایات دولتهای امپریالیستی غرب را لیست کنیم تا جلوی افشای جنایت دولتهای مارکسیستی را بگیریم. بلاخره اگر در سال ۱۹۱۹ افشا نشود، در سال ۲۰۲۱ می شود.
    .
    وقتی میگوئد انقلابی هستید و جوانها انقلابی هستند، باید ده ها مسئله از لحاظ نظری پاسخ داده شده باشند و ذهنیت انقلابی از ارتجاع پاک شده باشد. فعلا انقلابی ی نمیتوان دید. هر چه می بینیم انتقام جوئی و عکس العمل است. با این ذهنیت، وقتی سرنگون کردید خواهید گفت که فعلا وقت سازندگی است، این انتقادها بهانه گیری و ضد انقلاب است. درست مثل خود رژیم. اول از وزرای شاه و سران ارتش شروع کرد، کسی چیزی نگفت. بعد رفت سراغ خود مختاری طلبان کرد، بعد ملی مذهبی ها، بعد بنی صدر، بعد مجاهدین خلق، بعد اصلاح طلبان. حال به رفتار بلشویکها توجه کنید. اول لیبرالها، بعد منشویکها، بعد آنارشیستها، بعد اپوزیسیون درون خود حزب بلشویک، بعد تروتسکی ها، همه اش شد ۳۰ سال حکومت تک حزبی و تک نفره یک شخص مارکسیست. عمر جمهوری اسلامی فعلا ۴۲ ساله، عمر بلشویسم ۷۲ سال. عمر جامعه سلطه گرانه ۱۴۰۰۰ سال. بشر تاکنون ۳۶۴۰۰۰۰۰۰۰ نفر از خود را از طریق جنگ و یا از در ارتباط با جنگ کشته است. تعداد اعدام ها و ترورها چقدر بوده؟ نمیتوان بدون نقد اینها انقلابی بود. فلان رژیم آدم کش است، سرنگون باد، رژیم آدم کش بیاوریم تا بعد دوباره بگیم رژیم آدم کش است، سرنگون باد.
    https://en.wikipedia.org/wiki/War#History
    .
    آنارشیست

  4. از اپوزیسیون مردسالار و هوادار بردگی مزدی انتظاری نیست.
    .
    اما تشکلات و نشریات مخالفین مردسالاری و بردگی مزدی ، که ۹۹ درصد آن مارکسیستی هست، هیچ کوششی در توضیح چیستی زندگی، بشریت و آزادی برای توده های کار و زحمت نمیکنند. آنها دائم میگویند رژیم باید سرنگون شود. گوئی آزادی یعنی سرنگونی رژیم در حالیکه چنین چیزی اصلا نیست. درست است که آزادی بدون سرنگونی رژیم و رژیمهای جهان ممکن نیست، اما برای اینکه این سرنگونی ها به آزادی منجر شود باید توده های سرنگون کننده درک نسبتا روشنی از کم و کیف واژه آزادی داشته باشند. روش برخورد هژمونی طلبانه و متکبرانه چپ مارکسیستی و حتی بخشا آنارشیستی این است که ما میدانیم آزادی چیست لازم نیست شما فعلا بدانید، رژیم را سرنگون کنید و ما را رهبر کنید، ما برایتان توضیح خواهیم داد. ولی این جریانات خودشان هم نمیتوانند ارتجاعی شدن احزاب مارکسیستی سابق را توضیح بدهند!! آنها خیال میکنند که با سرنگونی، توده ها جذب اپوزیسیون مکار و پولدار و سرکوبگر حامی بردگی مزدی نمی شوند. این تصور باطلی است، از شورش و سرنگونی سال ۵۷ و فاجعه برای دیدگاه کمونیستی در ایران چیزی یاد نگرفته اند.
    آنارشیست

  5. علنی گرائی مخصوصا بصورت رایج شده درست نیست اما جنبش ضد ارتجاع (سلطه گری و استثمارگری) باید توده ای و علنی باشد تا فعالین بدانند که بازیچه دست اندر کاران پشت صحنه نیستند.
    .
    روند عادی و روزمره مبارزه زنان و توده های کارگر در ایران در محلهای کار و خیابانها و محلات زندگی همگی دارای پتانسیل انقلاب هستند. لازم نیست که یک عده بیایند خود را تافته جدا بافته کنند و خود را به دیگران انقلابی معرفی کنند. روند درک جامعه باید توده ای باشد نه متعلق به یک عده خاص. توده ها الزاما عقاید انقلابی ندارند و حتی شورش ارتجاعی میکنند اما باید در میان آنها بود تا ذهنیت یک جنبش معین را تغییر داد. چنین کاری از بیرون با شعار پردازی و عبارت پردازی ممکن نیست.
    .
    اگر درجه ذهنیت ارتجاع در اپوزیسیون بالا باشد، ۸۰ درصد نقد هم کم است و ما الان در چنین وضعی هستیم.
    .
    یک نمونه از وجود ارتجاع در اپوزسیون چپ که نیازمند نقد است:
    نقد نویسنده از ترور ترتسکی توسط حزب کمونیست و مارکسیستی روسیه چیست؟
    نقد نویسنده از سرکوب کارگران کرونشتاد و آنها را ضد انقلابی اعلام کردن توسط آن حزب چیست؟
    نقد نویسنده از سرکوب و قتل رهبران شوراهای کارکری اوکراین توسط حزب کمونیست زمان لنین چیست؟
    نقد نویسنده از سرکوب و استحاله حقه بازانه شوراهای کارگران و دهقانان در روسیه و حاکم کردن حزب بلشویک بر آنها چیست؟
    نقد نویسنده از انحلال مجلس موسسان بعد از “انقلاب” اکتبر و حزب بلشویک را حاکم کردن بجای روند دموکرتیک توده ای چیست؟
    نقد نویسنده از اعدامها و تبعبدهای استالین از خود حزب بلشویک چیست؟
    بعلاوه،
    چرا باید توده ها بی اطلاح باشند و یک دفعه خبر ترور یک مجاهد فدائی توسط بخش تشکل مارکسیست شده آن را بشنوند؟
    چرا توده ها بی اطلاع باشند و یک دفعه خبر انشعاب چریکهای فدائی را بشنوند و بخش اکثریت آن با رژیم و احتمالا با کی جی بی همکاری کند؟
    اینها مرض انقلاب هستند نه انقلابی؟
    این مسائل آنقدر زیاد هستند که ۸۰ درصد هم کم است.
    .
    بعلاوه، دقیقا همین غلطهای کرده هستند که اسلام را جای کمونیسم در خاورمیانه گذاشت و مرتجعین جهانی و وطنی از آن بهره بردند، یعنی ورشکستکی کمونیسم مارکسیستی-استالینی در اخلاق و برخورد و سازمان انقلابی در درون خود کمپ چپ.
    .
    آنچه گفته شد نقد مرض ها در انقلابیون است که به آدم کشی ها کشیده شده.
    .
    احتمالا نویسنده حل مشکلات داخلی “انقلابیون” را میخواهد درونی، جدا از توده ها و بصورت امری مربوط به فرشتگان نجات اعلام کند اما نبودن پاسخ به سئوالات فوق بیان این است که او حتی به بیست درصد که چه عرض کنم ، به یک درصد انتقاد هم اعتقاد ندارد.
    .
    پس،
    راه حل نه درست کردن سازمانهای مخفی جدا از توده ها و نه درست کردن قشر انقلابی متکبر و از خود راضی دارای تئوری، بلکه برعکس تشویق به تشکل یابی در محل کار و زندگی بصورت شفاف و ورود آزادانه هر کس به بحثهای مربوط به آزادی است. عناصر ناجور خودشان را نشان میدهند.
    اگر شعار سرنگونی ورد زبان نباشد و بحثها و گفتگو های مربوط به چالشها در مقابل ارتجاع (در رژیم و در درون خود) بدون عبارت پردازی های سرنگونی طلبانه نباش و آشورا تاسوعائی نباشدد، ذهنها برای انقلابی درست و واقعی شکل میگیرد.
    .
    نویسنده قضیه را غلط می بینید چون فکر میکند که باید رفت مدام در دورن توده های اعتصابی و اعتراضی شعار سرنگونی داد. بعد گله میکند که رژیم تروریست است و باید تشکل مخفی درست کرد و امکان فعالیت توده ای نیست و احتمالا مشی چریکی و یا تشویق به مبارزه مسلحانه کاری درست است. خب، اگر رژیم ارتجاعی نبود که اصلا اعتصاب و اعتراضی نبود. سرکوبگر بودن ، مردسالاری و سرمایه داری یک پیش فرض است که ما همه داریم و همه باید بدانند.
    .
    حتی میتوان گفت که رژیم منتظر عکس العمل افراطی است تا با سرکوب آن هم تعداد مخالفان را کم کند و هم رعب و وحشت بیاندازد.
    .
    مشی درست مشی توده ای و کار آرام و دراز مدت است.
    .
    رژیم در حال سرنگونی نیست و اگر هم باشد، وضعیت ذهنی و تشکیلاتی توده ای برای نتیجه مثبت و انقلابی (ضد مردسلاری و ضد استثمارگری) گرفتن وجود ندارد و مرتجعین بعد از این سرنگونی مثل سرنگونی قبلی اجازه چنین کاری نمیدهند و توانائی مالی و نفراتی آنرا دارند.
    .
    رژیم جاسوس دارد و سرکوب و ترور میکند اما نمیتواند تمام جمعیت کارگری و زنانه را نابود کند. قوی ترین امپریالیستها هم قادر به چنین کاری نیستند چون به نیروی کار آنها محتاجند. بهترین راه بقای انقلابی، بودن در میان میلیاردها توده و در واقع توده بودن است نه انقلابی بودن.
    .
    زنان و توده های کارگر باید از تشکلات خود ممتاز اعلام شده فاصله بگیرند و تشکلات خود را ساخته و برای ایجاد جو گفت و شنودهای مربوط به مسئلله آزادی در بعد فوری و دراز مدت و شفاف کوشش نمایند. این کار شدنی است و باید با بی اعتنائی و نقد عبارت پردازی ها و رویکردهای احساسی افراطی شروع شود. البته کسی منتظر این کامنت من نیست. تا حدودی چنین چیزی در ایران و سایر نقاط جهان در جریان است.
    .
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,962 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار