چهارشنبه, ۱۰ آذر , ۱۴۰۰
   

Comments

فقرها و پوپولیسم شیخ و شاه / بهنام چنگائی — 2 دیدگاه

  1. جناب سعید سلام؛

    برخورد یکسانِ سیاسی ـ موازی با فرهنگ و ساختارهای خودرأی شیخ و شاه، بیشتر از همه بخاطر ویژگی مشابه این دو دستگاه حاکمیت در ابعاد اراده گرایانه ی فردی ـ سکتاریستی آنهاست.

    دوست گرامی! شاه همان گردنکش یکه تازی بود که تا روزهای پایانی بساط اش، بجز چندتا از دست لیسانش به هیچ کس دیگری اعتماد نداشت و اعتبار مستقل سیاسی زیر پرچم شاه هم نمی داد و همه ی توان کشور یکجا در دست او بود و براستی خودکامه بود و برای اپوزیسیون آنزمانی خود و با هر نامی که داشتند وجود خارجی قائل نبود.

    همانگونه که رژیم یکسویه، فاسد و ریاکار شیعی هم در ذات خود از آغاز تا هم اکنون بی کمترین سازشی، حتی اپوزیسیون درونی خود را سرکوب و قتلعام کرده و به تمام وابستگان دور و نزدیک، و بانیان همین نظام ستمگری خودش پشت کرده، و کمترین اعتماد را به آنها داشته و ناچیزترین دخالت و رابطه ی زنده ی حکومتی آنها با خود را برتابیده و یا بر پایه ی اراده ی جمع وابستگان خود، علاقه ی همکاری اندکی داشته است.

    و بی گمان تا روز فروریزی کل سیستم ولائی، هرگز نمی توان از این نظام تمامیتگرا فردی انتظار همکاری و همرائی جمعی داشت( نه با اپوزیسیون) بلکه تنها و تنها با مخالفان درونی نظام خود، نمی تواند به سازش برسد؛ و یا از سوی تهدیدهای پنهانی آنها با غرب و یا…آسوده خاطر شود. و البته نتیجه ی این جنگ پیگیر و درونی و فرسایشی آنها همچنان به ویرانی کشور و برباددادن هستی مردم نیز توامان فراروییده و بسان پیشترها خواهد انجامید.

    پس در یک چنین روند تناقض آلود، سیستماتیک و ویرانگری های فردی و مذهبی که با اراده ی اجتماعی سازگاری ندارند و ساختارهای فریبکارشان را نفت بی حساب و کتاب پشتیبانی می کند، نقش اپوزیسیون رنگینِ بیرونی و سرنگونی خواه، چندان چشمگیر و تأثیرگذار نبوده است؛ که بتواند پوپولیسم گردن کلفت هر دو فرقه را آنچنانه که لازم بوده و هست به مردم خوشبین، گرسنه و آسیب پذیر بشناساند و بهتر از پیش به بیداری اجتماعی طبقاتی توده ها بیفزاید.

    زیراکه ساختارهای شاه و شیخ با تفاوت های ناچیزی همسان اند و هردو پیش از همه ی پارامترهای بیرونی و حاشیه ای “” ویرانی خود را خود بازتولید می کنند “” تا توانائی سازمانیافته ی اراده ی یکدست اجتماعی طبقاتی و آنهم از بیرون!

    چراکه اپوزیسیون نیز قادر به تحمل تفکر تکثرگرا در این مقطع گذر از استبداد مذهبی بسود دمکراسی پورژوائی، جهت ایجاد فضای باز سیاسی ” خودرائی بسان شاه و شیخ نبوده و نیست؛” و چنددستگی ها عملا موچود پیشین و همینک به یاری ناخواسته ی هردو نظام شاه و شیخ رفته و هنوز می روند و بر سر آتش هستی سوز و ویرانگر زندگی مردم، با سکتاریسم خود هیزم خشک نهاده و می نهند.

    فاجعه ای که لااقل می باید از دید چپ ها و کمونیست بیرون نمانده باشد که البته هست! آیا این از دید شما چنین نیست؟
    تندرست باتشید

  2. با گذاشتن حکومت شاه درکنار حکومت اسلام تنها کاری که انجام میشود خاک پاشیدن بر روی واقعیتهای عینی واز جمله اعدامها ونابودی کشور وبیست وهفتد درصد زاغه نشین و…کم کردن نجومی از جنایات وغارت حکومت اسلامی وافزودن آن بر حکومت شاه برای برابر کردن آن در فضای مجازی است.
    البته مردم ایران وحتی نسلهای جدید این را باور نکرده وبا همه آگاهی از بدی های حامیت شاه سالهاست دارند حسرت آن را در برابر حکومت اسلام ناب محمدی میخورند.
    اتفاقا یکی از دلایل اصلی رو برگردانی مردم از اپوزیسیون شاه وبویژه مجاهدین اتهام شرکت یا حد اقل سکوت وحمایت از خمینی در پروسه انقلاب مخملی ایران است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,493 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار