Comments

خطرگسترش دامنه جنگ وکنترل ناپذیرشدن آن، و آزمون آتش بس جدید؟ تقی روزبه — 4 دیدگاه

  1. قسمت چهارم
    حال امروز، رژیم جنگ طلب نیست، اما خودش در پیدایش جنگ بعلت ایدئولوژی غیر علمی اش و سرکوب زنان و کارگران (جنگ ش با زنان و کارگران) گیر است. این بود توضیح علت جنگ از زاویه ارتجاع رژیم که اساس آن ضعف ایدئولوژیک رژیم، ماهیت طبقاتی آن و وجود امپریالیسم است.
    فعالین آزادی زنان و کارگران ایران و جهان باید این جنگ را جنگ مرتجعین بدانند و در آن شرکت نکنند. وقتی انقلاب ضعیف است جلوی جنگ را نمیتوان گرفت و تنها راه ممکنه مبارزه با روابط ارتجاعی در جامعه است تا انقلاب تقویت شود. روابط ارتجاعی جامعه بصورت عینیت یافته اینهاست: هیرارشی در کار گروهی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، خرافات و افکار ضد علمی و نیمه علمی. اصل ارتجاع هست گرایش به سلطه داشتن و استثمار کردن در انسان. این گرایش باید سرکوب شود و اگر از بین نرود باید محدود گردد. انسان خودش در تکامل خودش از لحاظ عقلی سهیم است.
    پایان
    آنارشیست

  2. قسمت سوم
    جنگ طلبی در این جنگ فقط از امپریالیستهای غرب و شرق شیاد نیست. رژیم جمهوری اسلامی از همان روز اول علیه زنان و کارگران ایران اعلام جنگ کرد. تمام امپریالیستهای غرب و شرق و دولتهای وابسته شان، در این نوع جنگ علیه توده هایشان پیروز بودند و هنوز هم هستند. تضمین سلطه و استثمارگری بدون جنگ کار ساده ای نبود برای همین تحریک صدام و جنگ شد بهترین وسیله برای سرکوب کردن و تضمین حاکمیت.
    مشکل حاکمیت فعلی در ایران این است که توانائی حفظ استقلال خود را ندارد ولی بنای ایدئولوژیک اصلی روی کار آمدنش شعار استقلال اسلامی بود. استقلال اسلامی رژیم ضد زن و ضد کارگر و ضد علم و صنعت بوده است و نمیتواند جامعه شناسی ( در حقیقت انسان شناسی) و علم و صنعت برای قدرت حاکمیتش بوجود بیاورد، برای همین حاکمین مجبور شدند فقط و فقط همان اقتصاد وابسته متکی به نفت دوران شاه را، که طرح امپریالیستهای غربی بود ، ادامه بدهند. بعلاوه، ایدئولوژی رژیم حکم میکرد که از منافع طبقه سرمایه دار حزب الله در لبنان و اسلامی در فلسطین دفاع و حمایت عملی کند. این نیز برای امپریالیستهای غربی قابل قبول نبود و هنوز هم نیست.
    حال امروز وضعیت رژیم به این صورت است که از یک طرف جنگ با زنان و کارگران ایران را برده اما در مقاومت در مقابل امپریالیستهای غربی در حال شکست خوردن است. رژیم جنگ مستقیمی را علیه امپریالیستهای غربی آغاز نکرد چون هوشیاری طبقاتی-ارتجاعی داشت و دارد اما نتوانست آنها را راضی کند تا از استقلال طلبی او و هم پیمانهایش دست بردارند. همانطور که زنان و کارگران ایران نتوانستند رژیم را راضی کنند که سرکوب و استثمار نکند، رژیم هم نمیتواند ارتجاع غرب را راضی کند تا دست از استعمارگری اش بردارد. رژیم یا سرنگون می شود و یا وابسته به یکی قدرتها.
    پایان قسمت سوم
    آنارشیست

  3. قسمت دوم
    حمله آمریکا به ایران در حقیقت حمله امپریالیستهای غربی و شرقی است به ایران با انصراف امپریالیستهای شرقی بعلت تضادهای رشد یافته آنها.
    سهم امپریالیستهای شرقی در همکاری شان با امپریالیستهای غربی در تحریم ایران در شورای امنیت بود. آنها خودشان پروژه های تولید سلاح هسته ای داشتند و دارند اما میخواستند جلوی چنین پروژه هائی را در ایران بگیرند. کار ان پی تی این است که تضمین کند صاحبان سلاحهای اتمی بیشتر از تعداد فعلی نمی شود. اما مسئله غرب دموکراتیک با ایران صرفا سلاح هسته ای نیست، مسئله شان این است که با سرنگونی شاه حاکمیت سیاسی ایران مستقل شد و این برای حفظ نواستعمارهای آنها مشکل ایجاد کرد و میکند. برای همین از همان روز اول حیات رژیم مشغول سرسپرده کردن رژیم بوده اند. اینکار از این لحاظ هم برای آنها مهم بوده که جلوی رفتن رژیم به کمپ امپریالیستهای شرقی را هم بگیرند. یکی از مهمترین راههای آنها دفاع از جنگ ایران با عراق از عراق بود. بعد از عدم موفقیت، راه دیگر، بوجود آوردن جریان دموکراسی خواهی و سیاستمداران چپ و راست آن بوده است. این ترفند هم با سرکوب شورش انتخاباتی به نتیجه نرسید. بعد از این اخری، تحریمها افزایش یافت تا از تباهی اقتصادی استفاده شود تا اپوزیسیون سرنگونی طلب مرتجع تقویت گردد. اپوزیسیونی که موفقیت ش بعلت توخالی بودنش چیزی نیست جز سپردن قدرت به امپریالیستهای غربی. چندین شورش توخالی بوجود آمد و رژیم نه غربگرا شد و نه سرنگون. در نتیجه، مجبور شدند که ترامپ را از زندان در بیاورند و‌جنگ راه بیاندازند. طرح صلح اوکراین و بیرون آمدن از افغانستان بودجه اولیه جنگهای طراحی شده را فراهم میکرد که چندان موفق نبود. این ماهیت جنگ را از زاویه منافع ارتجاع امپریالیست غرب توضیح میدهد. البته یک وجه رقابتی با امپریالیستهای شرقی هم در این جنگ وجود دارد که بعلت کمبود جا فعلا به آن نمی پردازیم.
    پایان قسمت دوم
    آنارشیست

  4. قسمت اول
    باید گفت علت جنگ چیست. مرتجعین حاکم بر ایران و تمام جهان، علت اصلی جنگ را پنهان میکنند.
    علت اصلی جنگ وجود روابط ارتجاعی در جامعه است.
    روابط ارتجاعی جامعه روابطی است که یک عده عده ای دیگر را استثمار میکنند تا در رفاه و آسایش زندگی کنند و برای آن مجبور هستند دستگاه سلطه اختراع کنند که دولت و ایدئولوژی ست.
    مرتجعین به جنگ نیاز دارند تا بتوانند سلطه گری و استثمارگری در جامعه را (روابط ارتجاعی را) حفظ کنند. برای اینکار مستعمره و نو مستعمره درست میکنند تا شورشهای درونی خود را کاهش دهند. این دلیل اصلی تمام جنگهای دولتها با هم بوده است، از دوران باستان تا به امروز.
    وقتی یک جنگ شروع میشود، ماهیت افشاگری از ارتجاع تغییر نمیکند چون جنگ خودش بخشی از مصیبت هائی ست که وجود ارتجاع بوجود می آورد مثل فقر و سختی زندگی و غیره.
    در مبارزه برای قطع جنگ باید ماهیت جنگ توضیح داده شود تا زنان و کارگران ناآگاه بفهمند چرا باید با جنگ مخالفت کنند.
    اگر زنان و کارگران جامعه آلوده به ایدئولوژی های ارتجاعیون باشند، که پر است از دروغ و شیادی وارد شده به ذهن آنها مثل دفاع از دین و یا وطن، مبارزه با جنگ به جائی نمی رسد.
    مبارزه با جنگ ادامه مبارزه با ارتجاع است. وقتی مبارزه با ارتجاع محدود شده باشد به جنگ مرتجعین با هم برای کسب قدرت سیاسی، مبارزه با جنگ هم میشود مبارزه برای کسب قدرت سیاسی توسط مرتجعین نه آزادی از شر ارتجاع.
    پایان قسمت اول
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>