کشاکش قدرت
نگاهی به فیلم ددیو (Daddio)
کشاکش قدرت
نگاهی به فیلم ددیو (Daddio)
(هشدار: این تحلیل فیلم را لو میدهد)ئدت
شناسنامه فیلم
نویسنده و کارگردان: کریستی هال (Christy Hall)
بازیگران: داکوتا جانسون (Dakota Johnson) و شُن پن (Sean Penn)
تهیه کننده: داکوتا جانسون (Dakota Johnson)
کشور سازنده: ایالات متحده امریکا
زبان: انگلیسی
مدت زمان: تقریبا 101 دقیقه
ژانر: درام، جادهای (Road Movie)
داستان فیلم
زنی جوان (داکوتا جانسون) از فرودگاه JFK سوار تاکسی میشود. راننده (شان پن) مردی میانسال و پرحرف است. در مسیر طولانی تا منهتن، گفتگویشان از تعارفات معمولی فراتر میرود و به اعترافات شخصی، روابط شکستخورده و آسیبهای دوران کودکی میرسد.
فیلم «Daddio» در ظاهر یک گفتوگوی ساده در تاکسی است، اما در عمق، میدان نبردی روانشناختی میان دو نسل و دو جهانبینی است. گفتوگو در این فیلم نه ابزار درمان است و نه آموزش؛ بلکه ابزاری برای برهمزدن تعادل و افشای ساختارهای قدرت است. از همان ابتدا، فیلم یک دینامیک نامتقارن میسازد: مردی میانسال، از طبقهی کارگر، با تجربهی طولانی رانندگی در نیویورک، و زنی جوان، تحصیلکرده و از طبقهی متوسط که با سکوت و فاصلهگذاری وارد تاکسی میشود.
کلارک با اعتمادبهنفس یک «آدمشناس» خودآموخته، ذهن گرلی را میخواند: اهل نیویورک بودن، رابطه با مرد متأهل، و حتی ماهیت پدر-دختری این رابطه. این خواندنها دو کار میکنند: کلارک را بهعنوان ناظر تیزبین تثبیت میکنند و همزمان این توهم را میسازند که شاید او در حال «نجات» زن است. اما فیلم این توهم را عمداً میشکند. کلارک دانای کل نیست؛ مردی است با سابقهی بدرفتاری، خیانت و شکست، که حالا از موضع «مرد شکستخورده اما صادق» دربارهی زنان و مردان سخنرانی میکند. فیلمنامهنویس عمداً اجازه میدهد او گاهی حق داشته باشد و گاهی منزجرکننده باشد – و همین «حق داشتنِ گاهی» خطرناکترین بخش شخصیت اوست، چون لحظهای مخاطب را وسوسه میکند که فکر کند «شاید دارد کمک میکند».
لحظهی کلیدی فیلم زمانی است که گرلی از تجربهی سقطجنینش میگوید: سفر به اوکلاهاما، خونریزی، دعا در رقص باران آیینی خواهرش، و احساس «پاک شدن». کلارک در پاسخ فقط میگوید: «تو بردی.» این جمله تمام ساختار قدرت را واژگون میکند. کلارک که تا این لحظه خود را قاضی و راهنما میدید، ناگهان به شاهدی خاموش تبدیل میشود. او برای اولین بار نه قضاوت میکند و نه تحلیل؛ فقط میپذیرد که زن از چیزی که فکر میکرد قویتر بیرون آمده است. «تو بردی» برای کلارک یک عقبنشینی است، نه یک پیروزی – و مهمتر اینکه گرلی اصلاً وارد بازی او نشده بود.
این وارونگی قدرت در دو لحظهی دیگر نیز تثبیت میشود. نخست، پیام مرد متأهل: «من هم دوستت دارم.» کلارک پیشبینی کرده بود چنین چیزی هرگز اتفاق نمیافتد، اما گرلی این پیام را به او نمیگوید. سکوت او یک کنش قدرت است: او وارد بازی کلارک نمیشود، چون میداند هر واکنشی دوباره او را در زمین کلارک قرار میدهد. دوم، پایان فیلم: کلارک دستش را دراز میکند تا نقش «پدر» را رسمی کند، اما گرلی دست نمیدهد. او نه بیادب است و نه سرد؛ فقط نقش پیشنهادی کلارک را نمیپذیرد. سپس گونهی او را نوازش میکند – نه بهعنوان دختر، بلکه همچون مادری که کودکی زخمخورده را آرام میکند. این لمس، سلسلهمراتب کل فیلم را وارونه میکند: کلارک از پدر به کودک تقلیل مییابد.
انعام ۵۰۰ دلاری نیز بخشی از همین وارونگی است. این پول نه تشکر است و نه لطف؛ یک «بستن پرونده» است. گرلی با این کار میگوید: «تو برای من یک راننده بودی. تمام.» او رابطه را به یک معاملهی تمامشده تبدیل میکند و نشان میدهد که هیچ بدهی عاطفی میانشان وجود ندارد. کلارک که تمام مسیر را در نقش قاضی، پدر و راهنما گذرانده بود، در پایان کسی میشود که پول را میگیرد- نه کسی که نقش را تعیین میکند.
در نهایت، فیلم نشان میدهد که برخلاف ادعای کلارک دربارهی «تکرار چرخهها»، این چرخهها لزوماً تکرار نمیشوند. کلارک در چرخهی همیشگیاش گیر افتاده: زن اول، زن دوم، خیانت، دعوا، تنهایی. او فکر میکند همهی آدمها در همین چرخهاند. اما گرلی چرخه را بدون سر و صدا میشکند: لقب «خراب» مادرش را نمیپذیرد، پیام «دوستت دارم» را به کلارک نمیگوید، نقش پدر را رد میکند، و وارد بازی قدرت نمیشود. او هیچچیز را رد نمیکند؛ فقط واردش نمیشود- و این سختترین شکل مقاومت است.
کلارک در پایان چیزی را میفهمد، اما تغییر نمیکند. او همان مرد اول فیلم باقی میماند؛ فقط این بار یک شاهد دارد. گرلی در تمام مسیر نه شاگرد او بود و نه نیازمند او؛ فقط تماشاگر بود. و این، جوهرهی «Daddio» است: فیلمی دربارهی مردی که فکر میکند میفهمد، و زنی که بدون جنگیدن، از او قویتر بیرون میآید.
دربارهی کارگردان
کریستی هال (Christy Hall) نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس و کارگردانی آمریکایی است که با فیلم «Daddio» اولین تجربه کارگردانی بلند خود را پشت سر گذاشت. هال ابتدا به عنوان نمایشنامهنویس در نیویورک فعالیت میکرد و برای گذران زندگی کارهای جانبی مثل راهبری سگ و ساقیگری انجام میداد. او «Daddio» را ابتدا به صورت یک نمایشنامه نوشت، چون فکر میکرد نمیتواند فیلم بسازد . اما وقتی کسی حاضر به تولید نمایشنامه نشد، آن را بهعنوان فیلمنامه بازنویسی کرد. این فیلمنامه در سال ۲۰۱۷ در لیست سیاه هالیوود (Black List) قرار گرفت؛ فهرستی از بهترین فیلمنامههای تولیدنشده که مورد توجه مدیران هالیوود قرار میگیرند. این اتفاق مسیر حرفهای او را تغییر داد.
هال پیش از کارگردانی«Daddio»، بهعنوان خالق و نویسنده سریال «I Am Not Okay with This» ۲۰۲۰ ، برای نتفلیکس شناخته میشد. او همچنین فیلمنامه اقتباسی «It Ends With Us»۲۰۲۴، را بر اساس رمان کالین هوور نوشت.
نکاتی فنی در مورد فیلم
داکوتا جانسون نه تنها نقش اصلی را بازی کرد، بلکه تهیهکننده فیلم هم بود و شان پن را برای نقش راننده تاکسی پیشنهاد داد. هال گفته که بازیگرانش «کلمه به کلمه» فیلمنامه را حفظ بودند، اما بازیشان آنقدر طبیعی است که برخی فکر میکنند بداههپردازی شده است. کل فیلم در طی 16 روز فیلمبرداری شد و برای فیلمبرداری صحنههای داخل تاکسی، هال از صفحههای LED غولپیکر استفاده کرد تا خیابانهای نیویورک را شبیهسازی کند. این تکنیک به بازیگران کمک میکرد.
چشم عام، نگاه خاص
شهریور 1405
ما گروهی از زنان و از مخاطبان عام سینما هستیم که نه نکات فنی و حرفهای بلکه عمدتا محتوا و پیام فیلمهایی را که میبینم مورد بررسی و تحلیل قرار میدهیم و خاصتر اینکه فیلمهایی که انتخاب میکنیم عمدتا در حوزهی زنان و محیط زیست است. و با این توضیح نام «چشمعام، نگاه خاص» را برای خود برگزیدهایم.
Comments
کشاکش قدرت <br> نگاهی به فیلم ددیو (Daddio) — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>