↓
 

Comments

چهار سال ایستادگی؛ از خون مهسا تا اعتصاب برای آزادی / ی. صفایی — 2 دیدگاه

  1. جناب آنارشیست، چرا فکر میکنید هر اقدام اعتراضی از جانب کارگران یا دیگر اقشار تحت ستم حتما به نفع ورژواهای سکولار و طبقه متوسط خوشگذران پرو غرب خواهد بود. لطفا توضیح دهید

  2. بهتر است کارگران ایران برای منافع بورژواهای سکولار و طبقه متوسط خوشگذران پرو غرب ایران اعتصاب نکنند مگر اینکه فکر کنند که بهتر است خون بدهند تا ارباب عوض کنند. اگر اینطور فکر کنند، بد بحال آنها، کسی دلش نخواد سوخت!
    .
    بورژوازی سکولار و طبقه متوسط پرو غربی ارتش امپریالیستی دارد و بهتر است کار سرنگونی را با آن ارتش انجام دهد. اگر افراد طبقه کارگر آسیب جسمی و مالی نبیند، اگر امپریالیستها نظم سکولار بیاورند، البته اگر را کاشتند و در نیامد، مهم نیست، بگذار بیاورند، بگذار بورژواها تو سر کله همدیگر بزنند، مخصوصا با ارتش شان.
    .
    کارگران بهتر است که فقط برای منافع اقتصادی خود و اگر میخواهند به سیاست کار داشته باشند، فقط برای کمونیسم اعتصاب کنند. کمونیسم هم بیاید، حتی اگر صرفا ابتدا در ذهنیت باشد، بورژواهای سکولار و مذهبی را با هم علیه کارگران کمونیست متحد میکند و مبارزه طبقاتی شکل اشکار پیدا میکند، همان شکلی که الان در غرب می بینیم.
    .
    گول چرب زبونی دموکراسی خواهی را نخورید. دموکراسی خواهی یک نقاب است که پشت آن استثمار سرمایه داری، زن بازی مردسالارانه و استعمار قرار دارد. بورژواها، برای مثلا سرنگونی، از خودشان مایه نمیگذارند و وابستگی مطلق به کارگران فریب خورده دارند. سرنگونی شاه بهترین نمونه است که چطور کارگران علیه شاه و در خدمت دشمنان طبقاتی خود که روحانیون بودند درآمدند. روحانیون نمیتوانستند به تنهائی رژیم شاه را سرنگونی کنند. تمام شورشها و جنگهای طبقات حاکم توسط برده ها انجام و موثر واقع می شود.
    .
    باید بورژواها را از ارتش سیاسی (این خودش نوعی از استفاده از نیروی کار است که در حقیقت جان و سلامت کارگران هم درگیرش می شود) و سلطه بر نیروی کار محروم کرد تا سرنوشت خود را بدست گرفت. اشک تمساح می ریزند، حواسمان باید خوب جمع باشد و دیگر فریب نخوریم. دفعه قبل شیادی استقلال و اسلام عزیر بود، حالا داریم شیادی دموکراسی و سکولاریسم. دموکراسی و سکولاریسم چند قرن است که وجود دارد و نتیجه آن استعمار و استثمار بوده است. کارگران وضعیت بردگی مزدی و زنان و ضعیت بردگی جنسی خود را بفهمند. این فهم برای آزادی ضروری است. بدون این فهم آزادی ممکن نیست.
    .
    اشکال عینی ارتجاع هست: هیرارشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاریها، خرافات و افکار ضد علمی و شبهه علمی.
    .
    آنارشیسم (آنارکوکمونیسم، آنارکو فمنیسم، انارکوسندیکالیسم)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

↑