پژواک سیلی انقلاب مشروطیت بر صورت استبداد، ارتجاع مذهبی و استعمار

راست است که :یک قرن پس از انقلاب مشروطه ، اکنون در ایران یکی از واپس مانده ترین انواع حکومت ها سلطه دارد. حکومتی ناهمزمان که نه فقط اشکال سرکوب فرومایه ترین خان های دوران قبل از مشروطه را به کار میگیرد ، بلکه به شیوه رذیلانه ای به قلدر منشی در برابر مردم افتخار میکند و دژخیمان سبع خود را بدون هرنوع پرده پوشی با عناوین مورد علاقه خان ها ، به جلوی صحنه میفرستد تا مردم دریابند که ملا و آیت الله و شیخ و “قاضی” و “سردار” با تفنگ و دشنه و زنجیر در مقابل آنها ایستاده است. .
و راست است که: استعمار به مدد همین حکومت قرون وسطایی در صحنه جولان میدهد و دندان خودرا برای تصاحب ایران تیز میکند. در واقع کاری که رژیم تا به حال در انجام آن موفق بوده است، تقویت ارتش استعمار علیه منافع ایران بوده است.
اما حقیقت بزرگی هم در پس این صحنه وحشت و فاجعه هست: انقلاب مشروطه زنده است و استبداد و ارتجاع و استعمار را به تجهیزخود وامیدارد. . انقلاب مشروطه ، مطالبه حق حاکمیت و دمکراسی و آزادی را در این کشور ریشه دار کرده است .اگر مشروطه نبودمستبدین ،ملاهای مرتجع، واستعمار همان یک قرن پیش ایران را ویران کرده و بین خود و یا”شراکتی” تقسیم کرده بودند و امروز دیگری نیازی نداشتند تا دندان مسلح شوند و مردم را به صلابه بکشند تا بقای سلطه خود را تضمین کنند.
این واقعیت که امروز بین آنها شکاف افتاده و ارتجاع داخلی و خارجی بر سر تسلط بر ایران با هم در تضاد افتاده اند، ذره ای این حقیقت را مخدوش نمیکند که بعد از انقلاب مشروطه، دفاع از حق حاکمیت مردم ایران به یک رکن اصلی دمکراسی درفرهنگ سیاسی مردم ایران تبدیل شده است. از این روست که هر کس به هر بهانه با این حق در می افتد، رسوا میشود. از این روست که ارتجاع مذهبی حاکم به چشم یک غاصب و اشغالگر نگریسته میشود. از این روست که هرکس به برنامه های مداخله آمریکا تن در میدهد وبرای مبارزه مردم ایران علیه استبداد حاکم قیم می تراشد، رسوا میشود. از این روست که هرکس با رژیم اسلامی یا با استعمار خارجی می سازد رسوا میشود، از این روست که هرکس با حق حاکمیت مردم ایران بر منابع خود مخالفت میکند یا ملی کردن نفت ایران را زیر سوال می برد، رسوامیشود.
به یک کلام پژواک مشروطه هنوز بر گوش استبداد، ارتجاع مذهبی، استعمار و عوامل وحتی تسلیم شدگان و وادادگان به آنها سیلی میزند. و از این روست که برای دفاع از دمکراسی باید صدو بیستمین سال انقلاب مشروطه را بیش از هروقت دیگر پاس بداریم ، زیرا شرایط خطیر است و همان دشمنان انقلاب مشروطه یعنی روحانیون مرتجع، نخبگان بی اعتقاد به دمکراسی که برای منافع خود در سایه قدرت سنگر میگیرند، دشمن خارجی همه و همه علیه دمکراسی، آزادی و استقلال ایران صف کشیده اند و به سیلی محکم انقلاب صد ساله و بیست ایران نیاز دارند.
دیدگاههای قدیمی:
دانه/: بی نام عزیز، روشنگری اجازه طرح سئوالات شما را میدهد و در نتیجه به من هم این امکان را میدهد که به شما پاسخ گویم. حال،
سئوال فرموده اید که:
“ایا این تغیر نام اندیشهای جدیدی را تداعی میکند یا صرفا نوعی “تکامل” قهقرائی است در رسالت تاریخی سرمایه؟”
پاسخ:
تکامل قهقرائی است در رسالت تاریخی سرمایه شما، بیشتر بخوانید متوجه می شوید، چون ممکن است ضرر مالی کنید.
سئوال فرموده اید که:
“ممکن است رابطه “ضد سرمایه” با “دانه” را برای دوستداران و مخالفان سرمایه توضیح دهید؟”
پاسخ:
عبارت زیبائی در زبان فارسی وجود دارد که درست “یادم نیست”، اما فکر می کنم اینطور شروع می شود: “خواستم بدانم …کیه”، اما منظور آن را بیاد می آورم، و آن این است که یک شخص میخواهد بداند که چه کسی علیه او ماموریت درست کرده است. البته امیدوارم مثل همیشه فکر نکنید شوخی می کنم یا با قانون در جامعه غرب آشنا نیستم چون مدتهای زیادی است که در غرب زندگی می کنم و با حقوق و مسائل حقوقی مربوط به اتهام زنیهای سیاسی آشنا هستم.
سئوال فرموده اید که:
“دراین دنیای بزرگ “دانه” شما کجا میروید و چه کسی انرا ابیاری میکند؟”
پاسخ:
چون در مکتب فلسفی من درس نیاموخته اید، متوجه آن نمی شوید. البته ایرادی ندارد و هر کس میتواند بتدریج هر علمی را بیاموزد. ولی اساتید این فلسفه فرموده اند که “تکامل” بلاغت را نباید در خود آن جسجو کرد بلکه باید آنرا از طریق سفاحت سنجید (نفی آن). شما این متد ژرف را میتوانید بسط داده تا متوجه شوید این دانه از کجا آبیاری می شود و پای شما در حقیقت در میان است.
پس شما هر چه بیشتر مرا دنبال کنید و بدنبال اسمهای من باشید، و من را به جاسوس متهم کنید، بلاغت من را با سرعت بیشتری تکامل میدهید.
فرزانه/: جناب جهانشاه عزیز تصور می شود از شدت هیجان حمله احتمالی امریکا به ایران و تنفرت نسبت به کمونیسم و مارکسیسم-لنینیسم در خود می سوزید . مگر نه هر عقل سلیمی که مطلب فوق را به خواند نه خط مارکس و لنین را در آن می یابد و نه غلو و بزرگ نمایی نسبت به حمله احتمالی امریکا به ایران . مطلب فوق می تواند عقیده هر انسان دومکرات ، آرادیخواه و یا حتا شرافتمندی باشد که به حق حاکمیت مردم ، دمکراسی و استقلال معتقد باشد و لزوماً هم کمونیست نباشد (اما نه ضد کمونیست ) . اگر به ادبیات و واژه های بکار رفته درمقاله فوق کمی دقت شود نه تنها هیچ واژه و ترم کمونیستی در آن مشاهده نمی شود ، بلکه ادبیات و ترمهای ملی گرایی و طرفداری از حاکمیت ملی وجع غالب آن می باشد. تنها جریانات راست افراطی یند که آزادی ، حق حاکمیت ملی و استقلال و ضدیت با جنگ ( Antiwar) را ترم و ادبیات کمونیستی می دانند .همین راست افراطی بود که در همان سلهای 50 و60 مورد نظرت هرگونه جنبشهای آزادیخواهی و استقلال طلبی را به کمونیسم و مارکس و لنین منتسب می کرد تا توجیع سرکوب و اشغال را فراهم کند .
ناشناس/: رفیق “ضد سرمایه” سابق و “دانه” جدید
ایا این تغیر نام اندیشهای جدیدی را تداعی میکند یا صرفا نوعی “تکامل” قهقرائی است در رسالت تاریخی سرمایه؟
ممکن است رابطه “ضد سرمایه” با “دانه” را برای دوستداران و مخالفان سرمایه توضیح دهید؟
دراین دنیای بزرگ “دانه” شما کجا میروید و چه کسی انرا ابیاری میکند؟
دانه/: من با نظر نویسنده مقاله موافقم، فقط نویسنده باید توجه داشته باشد که همیشه در طول تاریخ ایران بخش عظیمی از جمعیت توسط بخش کوچکی استثمار و تحقیر میشدند. اگر انقلابی شبیه انقلاب مشروطه لازم است، که آنرا از طریق متمم قانون اساسی از بین بردند، و روح پلید شیخ فضل الله را درون آن کردند، این انقلاب باید “آزادی” و “دموکراسی” را نه برای بخش ممتاز انقلابیون، بلکه برای طبقه استثمار شده و محکوم (کارگر و زحمتکش) بطور روشن و آشکاری تضمین کند. اما بهترین نوع تضمین آن این است که آزادی بی قید و شرط تشکلات کارگری را برسمیت بشناسد. اگر روح انقلاب مشروطه بدین صورت تحول کند، باید از آن دفاع کرد. دانه (ضد-سرمایه سابق)
جهانشاه جان ما را رنگ میکنی؟/: تو داری به تلویح میگویی خطر خارجی مهم نیست چون فوقش بازستانی آن از ج. ا” است. بعد میگویی میخواهی دولت آینده استقلال ایران را حفظ کند. یعنی الان چون مردم ایران گرفتار رژیمی جنایت پیشه هستند بگذار آمریکا بیاید ایران را از دستش پس بگیرد. بعد دولتی بیاورد که استقلال ایران را حفظ کند؟ نگون من این را نگفتم ، بگو برای چه به طعنه از “بازستانی ایران از ج. ا صحبت میکند. مثل این که ما دو تا ایران داریم. یکی ایرانی که مال ملاهای جانی است و هر روز آمریکا و اسرائیل حق دارند با وقاحت و گستاخی بگویند بمبارانش میکنیم. یکی هم ایرانی است که روی سیاره مریخ واقع شده و تو استقلالش را حفط میکنی. ایران در معرض خطر خارجی آتی نیست. همین حالا تحریم شده است. تازه این که ایران در معرض خطر حمله خارجی است ادعای خود آمریکاست .اتفاقا خامنه ای و احمدی نژاد و شریعتمداری هم با تو موافقند و میگویند در باره خطرخارجی نباید غلو کرد. برای همین هم بعضی ها میگویند اینها حجته ای هستند و میخواهند ایران را به دست اسرائیل و آمریکا ویران کنند تا امام زمان بیاید. من نمیدانم تو این وسط کجا ایستاده ای اما یک چیز را میدانم کسی که حالا سعی میکند هر کس را که هر طور با خطر خارجی مخالفت کند متهم بکند تو توده ای هستی باید یک ریگی به کفش داشته باشد .
بامداد /: انقلاب مشروطه از دو سو زیر ضربه بود یکی آخوندهای مرتجع و دیگری نوکران استعمار. اتفاقا مشروطه خواهان با دار زدن نوری آخوند های مرتجع را ضعیف کرده بودند، اما مزدوران استعمار که سر و مر و گنده مانده بودند و ظاهرا هم با مشروطه همراهی میکردند، با همدستی آخوندهای مرتجع کمر به نابودی انقلاب بستند. الان هم همینطور است و مطمئنا مزدوران آمریکا هستند که اگر به خر مراد سوار شوند دوباره پای مذهب را به سیاست باز میکنند.
کیانوش” لاهیجی /: دوستان گرامی
این متن / نوشته در یک صدویکمین سال پیروزی جنبش مشروطیت مردم فقط شعار است که نسل سوم /چهارم ایران گول می زنید
انقلاب ۲۰ سال بعدش شکست خورد و رضا شاه خواست جمهوری کند اما مشروعه طلبان به استناد ان کودتا سلطنت کردن و بعد از ۵۰ با چوبه های داربنام جمهوری استبدادی/ولایتی وقیقی در ۳۰ سال اخیر دارند لگد کوب می کنند کجا/چگونه شما سیلی را صورت پر پشم می بینید که من با عینک نمی توانم بعد از دو انقلاب تماشا کنم
کدام صفحه تاریخ ثبت کرده است.
از زمان نادر شاه جنبش مردم شروع شده است الان مردم در تهی صف نه بلکه تهی چاه چمکران دنبال ستاری /باقر خان می گیرند تا وکیلی به عدالتخانه برسد
کشور از کورش هخامنشی به احمدی نژاد سقوط کرده = از ستار به سیدعلی خامنه ی
بجای این تفسیر/سیلی امپریالیستی= ارتجاع کاری کنید همانگونه که چهار تا روشنفکر در استانبول. برلن از کافی شاپ طرح انقلاب برعیله استبداد صدساله قاجار تدارک دیده اند الان بعد سه نسل در سالن های دانشگاها دارید همدیگر اوت می کنید وجمهوری می شود اکثریت
فرزندان و نوه هایت ایگونه در اینده از یاد نخواهند کرد
سفیدی و سرخی پرچم ایران کارش به امروز رسیده به انقلا ب سبزهم تمرین را شروع کنید اسب مشروطه توان پیروزی قاطر ملای اسلامی را دارد.
شاد باشید
Jahanshah Rashidian/ :انقلاب مشروطه, اگر چه اولین نوع خود در منطقه, ولی کماکان فاقد دینامیسم انقلابی بود. مشروطه, نه مشروعه, خود حامل حفظ اسلام در قانون اساسی و اعطائ “موهبت الهی” و اختیارات وسیع به شاه بود. همین موهبت و اختیارات زمینه استقرار مجدد استبداد شد.
مسلماّ استعمار و نیو لیبرالیسم در کمین فرصت هستنند تا منافع خود را تامین کنند. وظیفه ملی ما و دولت دمکراتیک اینده ما حفظ استقلال ایران است. ما باید در چارچوب استقلال ملی با با همه کشورها مناسبات سالم برقرارکنیم.
عمده کردن غلو امیز خطرخارجی تا حدی که خطر گویا حمله جارجی و بازستانی ایران از رژیم ج.ا است در نهایت اب به اسیاب ج.ا و بی اعتقادی به ادامه اشغال کشور توسط حکومت جهل و شمشیر است.
تاریخ معاطر ایران نشان میدهد که حدت تلفات و صدمات این اشغالگران داخلی با هیچ دوران تسلط بیگانه قابل مقایسه نیست. مع الوصف هیچ ایرانی برای راهائی خواستار اشغال کشورش توسط بیگانه نیست و چنین ادعائی پارانوید و باعث اغتشاش فکریست.
بسط خطر “امپریالیس امریکا” شعارهائی متعلق به حزب توده و شرکا بود که در عمل سرپوشی برای خیانت انان بود ودیدیم که به مزدوران بی جیره و مواجب رژیم ضد انسانی ج.ا مبدل شدند.
امروز هم برخی از لوبیهای رژیم, بازمانگان تودهئی بنام Antiwar_CASMII و جریانات دیکر اسلامی وابسته به فراکسیونهای رژیم از مشروعیت رژیم جهل و جنایت ج.ا و حتی از هر جریان مرتجع مانند حزب الهه لبنان, حاماس… دفاع میکنند.
نویسنده مقاله که خواستار سقوط ج.ا است احتمالاّبه جهت ملاحظات ایدئولوژی و عدم شناخت کافی از الویتها فراموش کرده که ما در سالهای ۵۰ و ۶۰ زندگی نمیکنیم. لذا این مقاله با شعاراهای مشابه “مارکسیست لنینیستی” و یا اسلامیستی درذهنیت مردم اعتباری ندارند.
انچه در این شرایط حساس که ج.ا دست به کشتار علنی مردم میزد ضروریست نه بسط چنین اغتشاشات فکری, بلکه تلاش برای نجات مردم از ج.ا است که خطرناکترین و محسوس ترین دشمن ایران و مردم ماست
“انقلاب” مشروطه به معنای بوجود آوردن یک دولت دموکراتیک در ایران غیر ممکن ست.
در هیچ جای دنیا غیر از کشورهای اروپایی و کشورهایی که فرهنگ اروپایی داشته اند، دولت دموکراتیک وجود ندارد.
دلیل این قضیه این است که دموکراسی را سرمایه داران غربی بوجود آوردند تا اختلافات درونی موجود و معمول سرمایه داری را علیه طبقه استثمار شونده کارگر مدیریت کنند. سرمایه داران غربی دموکراسی درست کردند و همیشه هم امپریالیستی بودند و با هم در رقابت و جنگ. البته، نازیسم و فاشیسم و غیره هم در آنجا حضور دایم دارد. آنها همه کشورهای دنیا را وابسته بخود کردند و رشد سرمایه داری در آن کشورها کاملا تحت کنترل و سلطه آنها بود و هست.
مبارزه با امپریالیستها برای بوجود آوردن کشوری مثل خود آنها دموکراتیک توهم است زیرا سرمایه داران کشورهای تحت سلطه توانایی مقابله با نفوذ و جنگ با آنها را ندارند. موفق ترین مبارزات ضد امپریالیستی به دولتهای دیکتاتوری منجر شده زیرا جز این راه دیگری وجود ندارد، سرمایه داری غربی از طریق ثروت و توزیع آن، محاصره اقتصادی، کودتا، تحریم و انقلاب مخملی، قدرت را بلاخره میگیرند. اگر سرمایه داران ایران میخواهند سرمایه هایشان رشد کند و به امپریالیستها باج ندهند و نوکر نشوند، مجبورند دولت دیکتاتوری درست کنند، مثل چین و ویتنام و کره شمالی. روند سرکوب و اعدام و شکنجه و غیره در ایران را میتوان روند رشد سرمایه داری مستقل دانست که میخواهد در مقابل امپریالیستهای غربی دوام پیدا کند. رژیم موجود دیگر رژیم واپسگرای وابسته به فئودالیسم دوران مشروطه نیست.
وضعیت زنان و کارگران ایران که وضعیت ناشی از مردسالاری و سرمایه داری است، به رشد سرمایه داری، چه مستقل و چه وابسته، مربوط نیست. مسئله استقلال و رشد سرمایه داری مربوط به تضادهای درونی سرمایه داران دنیا از جمله سرمایه داران ایران است. مسئله بردگی زنان و کارگران ایران از طریق انقلاب جهانی آنارشیستی کمونیستی علیه مردسالاری، بردگی مزدی و امپریالیسم و غیره حل می شود. این انقلاب واقعی است. انقلاب مشروطه انقلاب نبود، تضادهای درونی طبقات استثمارگر و استعمارگر بود. انقلاب کبیر فرانسه و آمریکا و اکتبر انقلاب نبودند، رقابتهای مرتجعین با هم بودند. یک روزی باید این را فهمید. باید فهمید تا در دور باطل ارتجاع سرگردان و قربانی نبود. در ارتباط با این نگرش، به سئوالات مربوط به اوضاع کنونی خواهیم پرداخت که باشد در کامنتی دیگر.
آنارشیست