Comments

سیامک کیانی: پیوند نبرد دموکراتیک و سوسیالیستی: چنگ‌انداز لنین در انقلاب اکتبر و آموزه‌ای برای ایران امروز — 5 دیدگاه

  1. یکی از بدبختی هائی که بسیاری از کمونیست های ایرانی گرفتارش هستند دنباله روی از دیگران است، چون در روسیه و چین و کوبا و ویتنام و ….. چنین و چنان شد پس ما هم باید در ایران چنین و چنان کنیم و یا چون لنین و مائو و هوشی مین و کیم ایل سونگ و ….. چنین و چنان کردند پس ما هم باید چنین و چنان کنیم! بدون فهم این نکته که ایران، روسیه و چین و کوبا و ویتنام و کره نیست و ویژگی های ایران با آن سرزمین ها یکسان نیستند.

    نویسنده این نوشتار درباره روسیه و لنین و بلشویک ها و منشویک ها سخنانی را نوشته و ایران را نیز فتوکپی روسیه دانسته و خواسته است انقلاب کمونیستی را در ایران عکسبرگردان انقلاب کمونیستی در روسیه کند! کاری که بیش از صد سال است بسیاری از کمونیست های ایرانی کردند و نتیجه ای هم نگرفتند.

    همه اینها به کنار، نویسنده این نوشتار هم در این نوشته اش و هم در بسیاری از نوشته هایش اقتصاد ایران را نئولیبرالیستی دانسته اما ما در ایران آخوند زده چیزی به نام نئولیبرالیسم نداریم و اقتصاد ایران بر کلپتوکراسی استوار است.

    به این سخنان نگاه کنید: “….. پیکار طبقاتی طبقه کارگر و دیگر رنجبران در ایران بیش از سه دهه است که زیر ستم اقتصاد سیاسی سرمایه داری و نئولیبرلیسم دنبال می شود! …..” و یا “….. شرایط فرمانروا، زاده اقتصاد سیاسی نئولیبرال امپریالیستی در بیش از سه دهه گذشته به همه گردان های رنجبر ایران آگاهی طبقاتی را آموخته است! …..”

    روشن نیست نویسنده از کدام اقتصاد نئولیبرالیستی وجود نداشته در ایران سخن می گوید؟ برای فهمیدن ناهمسانی نئولیبرالیسم و کلپتوکراسی به نوشتاری در لینک زیر نگاه کنید

    https://tabiran.blogspot.com/2026/06/blog-post.html

  2. آنارشیستها نباید در مقابل مارکسیستها خجالتی باشند. مارکسیستها آنها را به قتل رسانده اند و دولتهای سرمایه داری دیکتاتوری تک حزبی ارتجاعی درست کرده اند. گول کارگر کارگر گفتن آنها را نخورید، آنها رئیس اند نه رفیق. همه آنها میخواهند لنین و استالین و رهبر بشوند. در فلسفه آنها آتوریته ضروری است و رقابت برای داشتن رهبری ، مثل بورژواها، امری طبیعی ست.

  3. آنارشیسم هیچوقت شکست نخورده است. آنارشیسم را سرکوب میکنند که در روسیه کار لنین و استالین و ترتسکی بود. همان بهتر که احزاب مارکسیست یکی بعد از دیگری سرنگون و یا فاسد و یا سرمایه دار شدند تا کارگران ببینند که مارکسیسم بدرد آنها نمیخورد. دوره مارکسیسم بسر رسیده و بقیه فقط جسد است. تا وقتیکه سلطه طلبی، آتمریته گرائی و استثمارگری خصوصی و دپلتی وجود دارد، آنارشیسم شکست نخورده باقی خواهد ماند. مقاومت در مقابل ارتجاع وقتی منطقی و علمی می شود، میشود آنارشیستی-کمونیستی نه مارکسیستی. مقاومت مارکسیستی در مقابل ارتجاع مقاومت مرتجعین فاقد قدرت سیاسی و دولت است. به محظ گرفتن دولت، مارکسیستها مرتجع می شوند و بجای کارگری،‌دولتشان سرمایه داری دولتی ضد کارگری می شود. اگر بلشویکها جای رژیم می آمدند، ایران در “بهترین” حالت شده بود مثل کره شمالی.
    حزب توده را نمیتوان احیا کرد چون وجودش وابسته به ارباب شوروی اش بود.

  4. https://eshtrak.wordpress.com/2026/06/27/%d8%a2%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%b3%d9%85-%db%8c%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%9f%d8%a8%d8%ae%d8%b4%db%b1-%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%84/

    در لینک بالا استالین دلیل شکست و فساد در آنارشیسم را بشکل میم-لام توضیح میدهد. چرا سوسیالیسم در شوروی دومین ابرقدرت، و در فضا نموردی رقیب امریکا شد.

  5. دموکراسی لنینی را دیدیم. جناب نویسنده خواب و خیالهای استالین را به ما یاد میدهد نه واقعیات را.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>