Comments

معماری پنهان دانش. <br>برگردان: سامان — 1 دیدگاه

  1. بحث این مقاله درست است اما نویسنده و خوانندگان باید یک مطلب را در تظر بگیرند. این مطلب خیلی مهم است و باید فعالین انقلابی آنرا خوب درک کنند.
    .
    اگر انسان شناسی را کاملا علمی و منطقی پیش ببریم به این نتیجه میرسیم که نوع انسان در خودش اقتدارگرائی آفریده و مشغول استثمار افراد نوع خودش است. مطمئنن طبقه حاکم اجازه نمیدهد که انسان شناسی اقتدار و استثمار مبنای آموزش و تحقیق قرار بگیرد. اما جلوگیری طبقه حاکم از علوم نیز خودش مبنای علمی دارد و ان در خود انسان شناسی هم هست که هست انسان شناسی ارتجاع. این انسان شناسی مبنا و پایه علمی دارد چون انجام اعمال زشت، داشتن افکار غلط و احمقانه و جنایتکار کردن و استثمارکردن و غیره یک پتانسیل واقعی در افراد نوع انسان است. این تخیل نیست، این بخشی از وجود واقعی اتسان است که باید برسمیت شناخته شود تا اصلاح گردد – مثل هر بیماری دیگری.
    .
    با این مقدمه، باید گفت که علم و عمل انسان شناسی دو وجه پیدا کرده که یکی علم سلطه گری و استثمار و دروغگوئی و نفاق است و دیگری علم رهائی از سلطه گری و استثمارگری و راست گویی و وحدت. اولی علم ارتجاع و دومی علم انقلاب است، در راستای این مقاله، باید کفت که ما یک علم انسانشناسی ارتجاعی داریم و یک علم انسانشناسی انقلابی. پایه گذار انسان شناسی انقلابی، مارکس و انگلس بودند، اما انسان شناسی آنها، ماتریالیسم تاریخی آنها، ناقص است. یکی از کارهای ما نقد سازنده انسان شناسی مارکس و انگلس است نه تقلید میمون وار از آن تا علم رهائی زنان و کارگران ایران و جهان تقویت شود.
    .
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>