Comments

مصاحبه  با سیامک کیانی دربارهٔ فاجعهٔ ملی (اعدام‌های دسته‌جمعی شهریور ۱۳۶۷) — 2 دیدگاه

  1. تاریخ آنارشیسم از حزب توده هم مخوف تر است ؛
    چون همرا با تفرقه و خشونت و تروریسم و اپورتونیسم همراه است،
    و اگر بقدرت میرسید ثابت میشد که 2 هفته هم نمیتواند در قدرت بماند و حتی یک قهوه خانه را هم مدیریت کند.
    تاکتیک و استراتژی آنارشیسم فقط شعار و دهن گشادی و توهم و مردم فریبی و مردستیزی بوده.
    به این دلیل در ایران 4 نفر هم هوادار ندارد و فقط در کشورهای امپریالیستی بورژوایی نشسته، برای سرمایه داری حماله میکند و رویاهایش را مثل خرگوش بشکل تکراری می جود.

  2. حزب توده فقط یک‌ نمونه از وضعیت مارکسیستهاست.
    همانطور که می خوانید، تاریخ حزب توده مارکسسیست تاریخ تفرقه، قدرت طلبی و توطئه است. مارکس و انگلس باید ماتریالیسم تاریخی توجیه گر طبقه سرمایه داری را کنار میگذاشتند تا اینهمه هوادار بورژوای مثلا مترقی درست نشود. آنها باید دولتگرایی را هم ارتجاعی میدانستند چون ریشه فساد حزبی و کثافات و جنایات ناشی از آن است که در جنایت پیشه شدن حزب بلشویک و استالینیسم و بعدا در رهبری حزب کمونیست چین پیدایش یافت.
    حال،
    حزب کمونیست چین به علت بورژوا بودن ارتجاعی است.
    حمله روسیه به اوکراین بعلت آسیب رساندن به طبقه کارگر روسیه و اوکراین ارتجاعی بود و هست.
    رژیم جمهوری اسلامی و دولتهای دشمن ش بعلت نماینده اربابان استثمارگر بودن ارتجاعی هستند.
    اما از ماتریالیسم تاریخی براحتی میتوان استفاده کرد و گفت بورژواها قشر مترقی دارند و فلان دولت مترقی است که هر دو یعنی کنار گذاشتن ضدیت با استثمار که ضد کمونیستی است.
    فساد نظری از خود مارکس و انگلس است نه هواداران آنها. هواداران آنها با بت سازی و ایدئولوژی سازی از افکار آن دو جنبش کمونیستی زنان و کارگران را تخریب کردند.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>