مجاهدین هم حکومت ِ اسلامی می خواهند- بخش 3 و 4 / خدامراد فولادی
مجاهدین هم حکومت ِ اسلامی می خواهند 3
مجاهدین همچون دیگر فرقه های اقتدارطلب از زن و مرد،درانتظار ِتصاحب ِقدرت ِسیاسی عمر ِ درازی گذرانده و در این انتظار مو سفید کرده اند. یعنی ، تصاحب ِقدرت ِ سیاسی به هر طریق ِ ممکن آرزو و هدف ِتا به امروز تحقق نیافته ی آنان است.همچون خود ِ آخوندها که به قول ِ کسروی یک حکومت از ایرانی ها طلبکاربودند وآنقدرسماجت کردند وانتظار کشیدند ومو سفید کردند تا سرانجام به آرزوی شان رسیدند. آخوندها سرانجام به« سهم الارث ِاجدادی» ِ شان از قدرت رسیدند، اما این قدرت گیری هم به ضرر ِ خودشان تمام شد و هم اسلام ِ شان. یعنی هم ماهییت ِواپسگرایانه ی خودشان بیش از پیش علنی شد و هم ماهییت ِ ارتجاعی ِ اسلام ِ شان، به طوری که با سرنگونی ِ این رژیم نه از تاک ِ اسلام نشان خواهدماند ونه ازتاک نشان ِاسلام که خود ِ آخوندها باشند! بنا براین، مجاهدین هم دیگر نمی توانند بعد از سرنگونی ِ رژیم ِ اسلامی ادعا کنند که اسلامی غیرازآنچه آخوندها تبلیغ و ترویج کرده و با شیادی و عوامفریبی به این جامعه تحمیل نمودند اسلام ِ دیگری در چنته دارند که هنوز از آن رونمایی نشده است! اسلام، همین است که چهل وچهار سال رژیم ِ ملاها به ایرانیان – وحتا به جهانیان- نشان دادند، « نه یک کلمه کم تر و نه یک کلمه بیش تر»! اگر آن یکی پیش از کسب ِ قدرت ِ سیاسی وعده ها داد که هیچکدام در چنته ی اسلامییت ِ عقب مانده از دوران اش نبود و به همان دلیل نتوانست هیچکدام راعملی سازد،اما اینها- یعنی مجاهدین-هنوز بر این توهم اند وچنین وانمود می کنند که اسلام هنوز چیز هایی در کشکول ِ اعتقادات اش دارد که آخوندهاآنها را پیاده نکرده اند و پیاده کردن وعملی نمودن ِشان فقط از عهده ی مجاهدین بر می آید. حال آن که ملاها در این چهل و چهارسال حکومت ِ اسلامی- استبدادی ِ شان از سیر تا پیاز ِ اسلام را به زور ِ چماق و تفنگ های ساچمه ای و شلاق و قطع ِ اعضای بدن و زندان و شکنجه و اعدام و تحمیل ِ فقر و فلاکت به99 درصد غیر ِ خودی ها، و رفاه و آسایش و بهره مندی از تمام ِ امکانات ِ سیاسی اقتصادی برای یک درصد ِخودی های شان،خورانده اند، ودیگر چیزی در کشکول نمانده که مجاهدین به ایرانی های بیزارازاسلام بخورانند تا « اسلام ِ ناب و راستین» شان را به آنها بشناسانند .
اما، ببینیم این موسفید کرده های در انتظار ِ گرفتن ِ قدرت ِسیاسی ، اگر به قدرت برسند چه خواهند کرد که این یکی های نشسته برمنبر ِقدرت نکرده اند:
اول این که: مجاهدین بی دلیل نام ِ مجاهد، و آرم ِ سلاح و آیه ی وحیانی را انتخاب نکرده و بر روی ِ پرچم ِشان نگذاشته اند. آنها هنوز به قدرت نرسیده با این نام و آرم و پرچم به ایرانی ها فهمانده اند که نه به دموکراسی اعتقاد دارند، نه به آزادی ِ انتخاب و انتخابات ِ آزاد. از نظرگاه ِ اسلامی- شیعی ِ آنان ، اصل، دین ِ الله است که باید همچنان در ایران پایدار و بر قرار بماند. یعنی همچنان که خمینی هم گفت« حکومت ِاسلامی، نه یک کلمه کم ونه یک کلمه زیاد ». حتا اگر این« اصل ِ مسلم» را در حرف نگفته باشند، درعمل و با زبان ِتصاویر ِحک شده بر پرچم شان به ایرانی های آشنا با این زبان ِ معطوف به قدرت، تفهیم کرده اند.
دوم اینکه:مجاهدین بااعتقاد به چنین« اصل ِمسلم» ِ خدشه ناپذیر وآشتی ناپذیری، الگو وسلسله مراتب ِحکومتی شان راازهم اکنون آماده کرده وبه مصداق ِ « آش ِ کشک ِ خاله ته، بخوری پاته نخوری پاته» مهره های اصلی اش را پیشاپیش چیده و حاضر و آماده نموده اند: رهبر و رییس ِ جمهوری مادام عمری ِ حکومت شان را که صرفن با هدف ِ فریب کاری و برای خالی نبودن ِ عریضه جمهوری- یا جمهوری ِ دموکراتیک ِ خلق –هم خواهند نامید از حالا تعیین کرده اند:مسعود و مریم رجوی. این ها شخصییت های ثابت ِکاریزماتیک و تا زنده اند بیمه شده ی حکومت ِ مادام عمری ِ مجاهدین اند. تعداد ِ زیادی هم عضو ِ فرقه ای تشکیلاتی دارند که وقتی به قدرت برسند همان ها را به عنوان ِ وزیر و وکیل و نماینده ی مجلس ِ « بخوری پاته ، نخوری پاته» به جامعه تحمیل خواهند کرد. اگرهم چهارسالی یک بار برای مجلس و دولت ِاسلامی ِ شان انتخابات ِ از پیش مهندسی شده و فرمایشی بگذارند،مدام با جابه جا کردن ِ همان «افراد ِ خودی» در پست ها و مقام های مختلف، ادای انتخابات در می آورند تا دهن ِ مخالفان را ببندند. مگرمی شود یک تشکیلات ِ فرقه سالار که سال ها در کمین ِ قدرت ِ سیاسی بوده به آرزوی دیرینه اش برسد و آن را با غیر ِ خودی ها تقسیم کند؟ تا حالا چنین بذل و بخششی در میان ِ فرقه سالاران ِ انحصار طلب ِ تمامییت خواه سابقه داشته است؟
سوم این که: آنچه بعدازکسب ِقدرت ِسیاسی بیش از هرچیز برای آنها اهمییت دارد تبلیغ و ترویج ِ اسلام ِ شیعی است. ازاین رو،با تغییر ِ فرم و بازسازی ِ « صدا و سیما»ی رژیم، محتوای ایدئولوژیک ِ آن را حفظ وترکیبی از دین ِدولتی یا دولت ِدینی و دینمدار درعرصه ی سیاسی- عقیدتی یا به بیان ِ دقیق تر و گویاترعقیدتی- سیاسی به وجود می آورند، که بیانگر ِتقدم ِ اسلامییت بر سیاست است. یعنی دقیقن همان ایده ی آخوند مدرس که گفت: سیاست ِما عین ِ دیانت ِ ما، و دیانت ِ ما عین ِ سیاست ِ ماست. ایده ای که با تصویر ِ مسلسل در دست و آیه ی« فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرآ عظیما»ی نقش بسته بر پرچم ِ مجاهدین بیان ِ صریح تر و مقتدرانه تروکوبنده تری یافته است.آیه ای که معنای فارسی ِ آن چنین است:« الله، جهادکننده گان در راه اش را بر خانه نشینان ِ بی خاصییت برتری داده و برای شان پاداش ِ بزرگی در نظر گرفته است( از پست و مقام و ثروت گرفته تا حوریان و غلامان ِ زمینی و بهشتی ! البته زمینی ها به زور ِ مسلسل ِ خودشان و بهشتی ها را « الله اعلم» !).
**********
خدامراد فولادی
مجاهدین هم حکومت ِ اسلامی می خواهند 4
من همیشه در نقدهای ام بر فرقه سالاری و استبداد ِ خدایگان بنده گی بر این نکته ی کلیدی تاکید کرده ام که درچنین تشکیلات ها و رژیم هایی ایدئولوژی ِ پیشاسرمایه داری یا ایدئولوژی ِ فئودالی- پدرشاهی است که تعیین کننده ی سیاست است، و سیاست تابعی است ازآن ایدئولوژی. «مجاهدین ِ خلق»، هم به لحاظ ِ نام وعنوان وهم به لحاظ ِ اعتقادات و ساز وکارهای درون تشکیلاتی وحتا برون تشکیلاتی اش نمونه ی کاملن عیانی است از تسلط ِ ایدئولوژی بر سیاست. تشکیلات اش ایدئولوژی ِ تاریخ گذشته ی اسلامی را بیش ازنیم قرن با خود و درذهن ِاعضا و هواداران اش تا به امروزحمل کرده و چنانچه قدرت ِ سیاسی را تصاحب نمایدآن را به کل ِجامعه ی تحت ِ سلطه اش نیز تحمیل خواهد نمود. برنامه های« سیمای آزادی» ِ مجاهدین که سال هاست در خارج از ایران برای ایرانیان ِداخل ِکشور برنامه پخش می کند، الگوی تبلیغی- ترویجی ِ برنامه های اش را دقیقن از« صدا و سیما» ی رژیم ِ اسلامی- آخوندی گرفته است. از مسائل ِ روزمره مانند ِ پخش ِ اذان به وقت ِ تهران در سه نوبت ِ صبح و ظهر و مغرب گرفته، تا اهم ِمسائل ِ از دید ِآنها« دنیوی و اخروی ». یا پخش ِ اخبار همزمان با صدا و سیمای رژیم که زنان ِ گوینده موظف به رعایت ِ حجاب ِ اسلامی- اجباری اند. حجابی که رعایت ِ اش در تمام ِ جلسات ِ تشکیلاتی و غیر ِ تشکیلاتی اجباری است. حتا اگر مجاهدین آن را اختیاری بگویند. به این دلیل ِ واضح که پوشش ِ حجاب از دیدگاه ِ اسلام به اجبار است و نه به اختیار. چرا که در اسلام، همچون دیگر ادیان نه تنها پوشش که فقط در مورد ِ زنان به عنوان «جنس ِ دوم» و زائده ی مرد شناخته می شود – حوا همخوابه ی « آدم ِ ابوالبشر» از آب و گل ِ اضافی ِ او ساخته شد!- بلکه اساسن هیچ کاری حتا غذا خوردن و یا غذا نخوردن( روزه داری ) به اختیار نیست بلکه به اجبار ِدین و شریعت است. به طوری که برای مومنان وحتا غیر ِ مومنانی که این قوانین ومقررات را رعایت نکنند شدیدترین تنبیهات درنظر گرفته شده و اعمال خواهدشد. زن از دیدگاه ِ اسلام و بنابرنص ِصریح ِ وحیانی « کشتزار ِ مردان است»، و:« مردان بر زنان تسلط ِ کامل دارند» و از این رو،زن هیچ اختیاری از خود ندارد. مجاهدین و از جمله زنان ِمجاهد این نصوص ِ صریح را بهتر از هرکسی خوانده و می دانند و به آن ها نه تنها اعتراضی ندارند بلکه همه را دربست پذیرفته و به آن عمل می کنند. این پذیرش تنها در مورد ِ حجاب نیست بلکه در مورد ارثیه ی زنان نصف ِ مردان و یا حضانت ِ فرزندان که مختص ِ مردان است و زنان هیچ سهم و نصیبی ازآن ندارند – چون زن کشتزار ِ مرد است و محصول ِکشتزار از آن ِ مرد است و نه از آن ِ کشتزار-. با توجه به اینکه زنان ِ مجاهد به ویژه خارج ِ کشوری ها غالبن تحصیلکرده اند، این پذیرش را فقط باید به حساب ِ تعصب ِ ایدئولوژیک ِ آنان گذاشت که موجب شده تن به هر ذلتی – و از جمله چند همسری ِ مردان – در برابر ِ اسلام ِ مرد سالار ِ زن ستیز بدهند.
مجاهدین در « صدا و سیمای شان» چنین تبلیغ می کنند که خواهان ِ «جمهوری ِ دموکراتیک» هستند. این هم نوعی « تقیه» است که در اعتقادات ِ شیعی مجاز است. به این معنا که شیعه برای رسیدن به هدف اش هرچه باشد، مجاز است به داشتن ِ حتا اعتقادات ضد ِ شیعی تظاهر کند. همچنان که خمینی در پاریس که بود گفت در حکومت ِ اسلامی حتا کمونیست ها و مارکسیست ها هم آزاد خواهند بود. اما، ما باید قسم ِشان را باورکنیم یا دم ِ خروس را؟ آنهایی که هنوز به قدرت نرسیده رهبر و رئیس ِ جمهور برای این جامعه برگزیده اند اگر به قدرت برسند هرگز تن به « جمهوری ِ دموکراتیک»ی نخواهند داد که از بالا تا پایین اش انتخابی با رای اکثرییت ِ شهروندان و هرچندسال یک بار است و هربار مسئولان از بالا تاپایین باید تغییر کنند و جای شان را به کسان ِ دیگری بدهند. اگر اینها به دموکراسی و آزادی ِ انتخاب و انتخابات ِ آزاد اعتقاد دارند پس دعوای شان با دیگر فرقه ها بر سر ِ چیست غیر از قدرت ِ انحصاری برای خودشان؟.( این انحصار طلبی و تمامییت خواهی که در تضاد با دموکراتیسم و دموکراسی خواهی است شامل ِ سلطنت طلبان و فرقه های لنینیست هم می شود) . تشکیلاتی که دعای تحویل ِ سال ِ رهبرش التماس به الله برای به قدرت رساندن ِ او و دار و دسته اش است نه تنها دموکرات نیست بلکه اگر به قدرت رسید به نام ِهمان الله گردن ها خواهد زد و مخالفان ِ حکومت ِ مادام عمری اش را از دم ِ تیغ خواهد گذراند.
چند نکته: نکته ی اول، آیا می دانید مفهوم ِ آیه ی روی پرچم ِ مجاهدین چیست؟ مفهوم اش این است که « الله مجاهدین را بر تمام ِ غیر ِ مجاهدین – یعنی میلیون ها انسان ِ غیر ِ مجاهد و غیر ِ مسلمان برتری داده و به آنها مامورییت داده تا دین اش را، یعنی اسلام ِ شیعی را جهانی سازند. این معنای اش اعتقاد به دموکراتیسم است؟ نکته ی دوم،در مراسم ِ نماز ِ عید ِ فطر ِ امسال دوصف ِ جداگانه از مردان وزنان ِمجاهد تشکیل شده بود و جلوی این دو صف یک پیشنماز ِ مرد قرار داشت که زنان و مردان ِ پشت ِ سرش « باید حرکات و رفتارهای او را تقلید کنند». این«تقلید » وتبعییت از پیشنماز همین الان هم در رفتار و کردار ِ سیاسی ِآنها کاملن مراعات می شود به طوری که اگر به قدرت برسند تمام ِ جامعه باید از رهبر ِ خود خوانده ی مجاهدین تقلید و تبعییت نمایند وگرنه « نماز ِاعتقادی سیاسی » شان باطل و از تمام ِ مزایای شهروندی محروم و به عواقب ِ آن دچار خواهند شد! نکته ی سوم: این که مجاهدین چگونه خواهند توانست یک جامعه ی اکثرن بیزار شده از اسلام و قوانین ِ ضد ِ بشری ِ در عمل آزمون شده را «مجددن دعوت به اسلام » کنند، یقینن جز با زور و ارعاب و سرکوب امکان پذیر نخواهدبود. جامعه ای که نیمی از جمعییت آن یعنی دختران ِ جوانی که زنان ِ آینده خواهند بود دیگر هرگز تن به حجاب ِ اجباری و دیگر قوانین ِ زن ستیز ِ اسلام نخواهند داد. همچنان که پسران ِ جوان که مردان ِ آینده اند نیز نسبت به دین به طور ِ کلی بی تفاوت، و نسبت به اسلام به طور ِ خاص بیزار شده اند.
نکته ی آخر، مجاهدین به من خواهند گفت: ما در دو رژیم ِشاه و شیخ هزاران « شهید» داده ایم… ، پاسخ ِ من این است: من هم قبول دارم که تشکیلات ِ شما هزاران جانباخته در هردو رژیم ِ گذشته و کنونی داده است، و از این موضوع بسیار ناراحت و متاسف هستم، و این جنایت ها را نه فراموش کرده و نه می بخشم،« اجرکم عندالله»! اما شما به ما بگویید این« شهیدان» را برای چه هدفی داده اید؟ همین چند مقاله ی من «پاسخ به این سوآل » است و شما کدام گزاره ی این مقاله را قبول ندارید. اسلامگرا نیستید؟ که هستید. فرقه گرا و فرقه سالار نیستید؟ که هم به لحاظ ِ دینی و هم به لحاظ ِ سیاسی هستید. هدف ِ تان از کسب ِ قدرت ِ سیاسی پیاده کردن ِ قوانین ِ هزار و چهارصد سال ِ قبل ِ عربستان نیست؟ که عنوان ِ تشکیلاتی و برنامه های تلویزیونی و سخنرانی ها ومدح وثناهای تان در بزرگداشت های مناسبتی ِبنیانگذاران ِ این قوانین شهادت می دهند که هست. نتیجه این که: شما« شهید» داده اید، اما نه برای دموکراسی و آزادی های بی قید و شرط ِ سیاسی که در فرهنگ و آیات وادبیات و کرد و کارهای اسلامی اجباری کم ترین جایگاهی ندارند، بلکه برای برقراری ِاستبداد ِ دینی – اسلامی و برتری ِ « مجاهدین علی القاعدین ِ » تشکیلات ِ خودتان! یا به قول ِ آقای بیژن نیابتی : به ثمر رساندن ِ« جنبش ِ سرخ» ِ شیعه ی علوی ِ تان!! کدام را می خواهید کتمان کنید؟ این گوی و این میدان!( برای آشنایی ِبیش تر با بیژن نیابتی به عنوان ِ نظریه پرداز ِمجاهدین، بخوانید: نقدهای من براو را با عنوان ِ« پلمیک ِنقادانه4 و5،بیژن نیابتی 1 و 2» . نقدهایی که به آنها پاسخ نداده و نخواهد داد، چون نمی تواند ردشان کند. به این دلیل که هم مستند به نوشته های غیر ِ قابل ِانکار ِ ایشان است، وهم مستدل به دلایل ِبی چون و چرای من.در ضمن ، من همینجا از آقای نیابتی می خواهم یا تک تک ِ دلایل ِمن دروابسته گی شان به مجاهدین را رد کند، یا دست از مخفی کاری ِ بی دلیل و دوپهلو گویی و یکی به راست و یکی به چپ زدن بردارد و وابسته گی اش به مجاهدین را اعلام نماید. مگر وابسته گی به مجاهدین چه عیبی دارد آقای نیابتی؟ این درخواست را به این دلیل می کنم که خیلی ها و از جمله چندتن از دوستان ِ من فکر می کنند شما چپ ِ لنینیست هستید، وگرنه،من نیازی به تفتیش عقیده ندارم ، چون عقاید ِ شما را در آن دو مقاله کشف و علنی کرده ام. ضمن ِآنکه من با ابراز عقیده مخالف نیستم ، با « تقیه» مخالف ام. یعنی با چپ آوازه افکندن و از راست شدن که هدف اش یقینن گمراه کردن ِ « غیر ِ خودی ها» به هر دلیلی و ازجمله مسلمان ِ شیعه بودن و دیانت و تعلق ِ شیعی خود و خصوصن اعتقاد به « فضل الله المجاهدین علی القاعدین» را مخفی کردن برای خود را همرنگ ِ جماعت- به ویژه چپ ِ خلقی – نشان دادن و از امکانات ِ رسانه ای شان استفاده کردن است! ).