بنایی بر عشق یا نفرت
سوسن آرام
داستان عشق ویران شده ی خانم سوزان ناتان

سوزان ناتان نویسنده و فعال سرشناس یهودی می گوید ما اخیرا یک روز سیاه تاریخ مان را در اسرائیل تجربه کردیم. او به روزی اشاره می کند که دادگاه عالی اسرائیل بر یک تصمیم دولت صحه گذاشت که بر مبنای آن شهروندان عرب تبار اسرائیل حق ندارند با هر کس که دوست دارند عشق بورزند و ازدواج کنند. او میگوید حالا اسرائیل به کشوری تبدیل شده است که در آن جایی برای عشق نیست. ما باید بفهمیم حق داریم عاشق چه کسی بشویم و عاشق چه کسی نشویم. خانم ناتان می گوید به نوشته روزنامه هاارتص هیچ کشور دیگری در جهان نیست که قوانین مشابه برای انتخاب شریک زندگی مخصوص فقط یک بخش از شهروندان خود تصویب کند. اما نشریه اکونومیست نوشته است این عجیب نیست و به عنوان دلیل موجه به قوانین ضد مهاجرتحت حکومت ائتلاف نژاد پرست در دانمارک(2006) استناد می کند. با این استدلال دیگر هیچ دولتی برای توجیه انجام هر نوع جنایتی علیه شهروند خود یا دیگران کم نمی آورد. کافی است جمع حسابی نه جبری عملکردهای رژیم های کنونی ایران و آمریکا و اسرائیل را معیار بگیریم. کدام جنایتی در تاریخ است که با توسل به این معیار غیر قابل توجیه باشد؟
خانم ناتان در انگلستان بزرگ شده و در سال 1999 به اسرائیل رفت. او در جلیله در تامارا ساکن است و زبان انگلیسی تدریس می کند. نویسنده کتاب ,یک اسرائیل دیگر, بعلاوه در پروژه های مختلفی برای نزدیکی یهودیان و اعراب فعال است. داستان عشقی او در جریان همین فعالیت شکل گرفت. او میگوید یک سال پیش من خود را در موقعیتی اضطراب آمیز و غریب یافتم. در جریان کارم در ارتباط نزدیک تلفنی با یک مددکار اجتماعی فلسطینی ساکن غزه قرار گرفتم. در حین کار مشترک بین ما احساس همدلی پیدا شد که به رابطه ای عشقی نزدیک شد. همسر او مرده بود و من خودم از شوهرم جدا شده ام. او پیشنهاد کرد یکدیگر را ببینیم . این ممکن است در گوش غربی ها کاملا عادی باشد. اما اینجا در اسرائیل این رابطه ای ناممکن به شمار می رود که با کوهی از دشواری ها روبرو ست. تنها برای یک روز دیدار من مجبور بودم فرم های تقاضای سفر و اقامت یک روزه را پر کنم تا بعد از بارها رد تقاضا شاید بتوانم به ملاقات او نایل شودم. ما دچار چنان وضع فاجعه بار و ناامید کننده ای شده بودیم که سرانجام به این تصمیم درد ناک رسیدیم که بهای ملاقات ما آن قدر بالاست که در شرایط سنی من و او توانایی تحمل آن را نداشتیم.
مبنای قانونی که خانم ناتان از آن نام می برد، در سال 2003 گذاشته شد و به روال معمول کارهای دولت اسرائیل نخست گفته شد تدبیری موقتی است برای جلوگیری از ورود تروریست ها. امروز این تبدیل شده است به قانونی برای پاکسازی قومی از سرزمین هایی که در سال 1967 اشغال شد و حفظ نژاد خالص یهودی در داخل مرزهایی که داستان تکان دهنده و دردناک آن را اندکی پایین تر خواهیم شنید. اما در این ماه ها ضربات هولناک آن عمدتا بر پیکر فلسطینی هایی وارد میشود که زمین های آنها به عنف تصرف شده و به اسرائیل منضم میشود. تعداد پیوندهای در حال پاره شدن در نتیجه این اقدامات هم اکنون به هزاران مورد می رسد. برخی از آن ها در آخر بهار همین امسال طی داستانی که هم اکنون به آن خواهیم پرداخت، عشق شان را با جغرافی و تاریخ شان یک جا از دست دادند.
داستان تفاوت عملی یک انگشت یا یک دم ماهی
قانون مزبور تنها مورد نقض قوانین شهروندی تحت تاثیر توسعه طلبی و اشغالگری دولت های اسرائیل نیست. دموکراسی هیچوقت نتوانست در اسرائیل پا بگیرد. چنانکه گفته اند هیچ دولت و ملتی نمی تواند ملتی دیگررا سرکوب کند و خود از ضربات آن مصون بماند. دولت های اسرائیل اغلب از طریق ائتلاف های گسترده تشکیل می شوند و گروه های افراطی کوچک هرکدام رای خود و جای خود در پارلمان را در مقابل امتیازات و یا در حقیقت باج های کلان به هزینه دمکراسی برای مدت موقت به این یا آن حزب حاکم کرایه میدهند.
اصطلاح باج بگیری یک ناسزا نیست، بلکه این یک ویژگی ,دموکراسی اسرائیل,است و بخاطر همین ویژگی قوانین مدنی در دموکراسی اسرائیل هرگز جهانشمول نیست، حتی آموزش و خدمت نظام و خدمات شهرداری و قوانین استخدامی و اداری و غیره، خصلت عام ندارد و با استثناهای متعدد اعمال میشود.
مثلا دولت اهود المرت توانسته بود وسیع ترین ائتلاف را برای تشکیل دولت ایجاد کند. گراهام آشر وابسته اکونومیست در خاورمیانه و ستون نویس کنونی الاهرام هفتگی در شماره 10- 4 مه نشریه اخیر در توصیف این ائتلاف نوشت: هرچه ائتلاف گسترده تر، ضعف دولت بیشتر. ائتلاف المرت شامل گروه هایی حزب نئوفاشیست اسرائیل بیتینو، گروه مذهبی افراطی شاز و نظامیان تندروی حزب کارگر است. اولمرت برای به دست آوردن توافق شاز که 12 کرسی دارد و با این 12 کرسی میتواند هروقت بخواهد دولت را سرنگون کند، 4 وزیر و 400 میلیون دلار کمک دولتی از جمله برای بازسازی مدارس مذهبی به شاز باج داد. تازه شاز این قرار داد را مدت دار و موقت اعلام کرد.
گراهام آشر مینویسد تنها نقطه اشتراک احزاب ائتلاف اولمرت اشتهای مشترک آن ها برای اشغال زمین های فلسطینی هاست. در 30 آوریل امسال دولت اسرائیل تشکیل جلسه داد و همه به اتفاق آراء به آخرین مسیری که برای دیوار اشغال در ساحل غربی پیشنهاد شد رای دادند. این دیوار که فعلا 10 درصد از زمین های ساحل غربی را بلعیده، هم اکنون و بدون مذاکره به عنوان مرز سیاسی اسرائیل اعلام شده است. به گفته آشر در این جلسه ,تغییرات کوچکی, نیز در طرح دیوار داده شد که به اتفاق آراء در جلسه کابینه تصویب شد. این تغییر عبارت است از این که دو بلوک اشغالی کادومیم و آریل که دومی حدود 20 کیلومتر در عمق خاک ساحل غربی قرار دارد، به جای این که به شکل ,دم ماهی, به خاک اسرائیل منضم شوند، آن را با دو باریکه به شکل ,انگشت, به اسرائیل وصل کنند. عیب شکل ماهی چه بود؟ نژاد پرستی به این سوال جواب میدهد. عیب این بود که 1500 فلسطینی ساکن اورشلیم شرقی دردم ماهی زندگی میکردند که با انضمام اورشلیم شرقی به اسرائیل، بر ناخالصی جمعیت اسرائیل می افزودند.,دو انگشت, حداکثر خاک مفید را بالا میکشد، و حداکثر جمعیت فلسطینی را به زندگی طاقت فرسا بین دو انگشت محکوم میکند.
با این تغییر روستای بیت الاقصا در اورشلیم شرقی خود را در طرف فلسطینی دیوار باز خواهد یافت و زمین های روستائیان در طرف اسرائیلی دیوار قرار خواهند گرفت. به گفته آشر با این تغییر کوچک 1500 فلسطینی دیگر نیز به صدها هزار فلسطینی خواهند پیوست که یک دیوار عظیم نیم دایره سیمانی آهسته ولی سرسخت و بیرحم آن ها را برای همیشه از زمین، خانواده و تاریخ خود جدا میکند.
داستان تکان دهنده,صلح,
داستان ,صلح, با اسرائیل مثل داستان ملاقات با حضرت عزرائیل است. مذاکره ای در کار نیست. باید سرتسلیم در برابر فرشته ای فرود آورد که از جانب خدا با حکم مرک در دست ظاهر شده است. با این تفاوت که عزرائیل مسوول دفن نعش قربانی خود نیست، اسرائیل این حق را هم به خود اختصاص داده است.
آریل شارون زمانی که هنوز در لیکود بود ,طرح صلح, جدید را که از حریف قبلی خود دزدیده بود برنامه ریزی کرد و حزب کادیما را برای اجرای آن بنیان گذاشت. براساس این طرح که برخلاف رسانه های انحصاری دیگر خود اسرائیل و اهود اولمرت هم حاضر نبودند آن را صلح بنامند و اسامی عجیب و غریب و من درآوردی برای آن خلق میکنند، اسرائیل مرزهای خود را یک جانبه تعیین کرده و بخش های مهم سرزمین های اشغال شده را در درون مرز قرار داده و دور آن دیوار می کشد. در این مورد حاضر به مذاکره با هیچکس نیست چه فلسطینی، چه آمریکایی و چه هرترکیبی از,جامعه بین المللی,. اساس طرح انضمام گزینشی سرزمین های اشغال شده بعد از سال 67 است که بر طبق قوانین تاکنونی سازمان ملل غیر قانونی است. گزینش به نحوی صورت می گیرد که زمین های دارای منابع مهم بویژه آب و مناطق استراتژیک به اسرائیل تعلق می گیرد و هرچه ممکن است تعداد بیشتری عرب از بخشهای ضمیمه شده حذف میشوند و به زندگی در بانتونستان های جدا از هم و تحت کنترل در خارج دیوار محکوم میکند.
امروز دیگر حتی مدافعان دولت اسرائیل این حقایق را انکار نمی کنند. حتی رسانه هایی مثل بی بی سی و اکونومیست که تا چند سال پیش هر نوع اقدام توسعه طلبانه و هرنوع کشتار و ترور اسرائیل، در داخل و خارج، از انسان ها یا احشام یا حتی حیوانات باغ وحش رامنحصرا تدبیری برای حفظ امنیت آن جلوه میدادند، حالا به تحلیل گران و گزارشگران خود اجازه میدهند، بخشی هایی از واقعیتی را که همه باید بپذیرند، در صفحات یا برنامه هایی که مخاطب آن ها معمولا توده مردم نیستند،منعکس کنند.
به عنوان نمونه میتوان به گزارش مفصلی که نشریه اکونومیست ارائه داد، مراجعه کرد. یا به گزارش مارتین آسر تحلیل گر بی بی سی که جمع و جورتر است.
مارتین آسر می نویسد حزب کادیما توسط شارون با این قول تشکیل شد که یک سرزمین یهودی با اکثریت یهودی درست کند که در آن اعراب هرگز نتوانند به اکثریت تبدیل شوند. بعد از سکته شارون اولمرت انجام این نقشه را برعهده گرفت . المرت می گوید:,ما سعی می کنیم توافق فلسطینی ها را جلب کنیم ولی اگر نشد با کمک دوستان بین المللی و بویژه آمریکا این کار را خواهیم کرد. وقت عمل فرا رسیده است., و گزارشگر بی بی سی تاکید میکند وقت عمل همین حالاست.
آسر در ادامه چگونگی اجرای طرح را که بر سر آن مذاکره نخواهد شد چنین شرح میدهد: پاره ای از سرزمین های اشغال شده هم اکنون به اسرائیل منضم شده است، یعنی اورشلیم شرقی و تپه های جولان که هنوز قوانین بین المللی آن را به رسمیت نشناخته است. قدم بعدی در عرض چندسال عبارت است از انضمام بخش بزرگی از ساحل غربی مثل گوش اتزون در جنوب آن و آریل و کدومیم در شمال آن و معل ادمیموم در شرق آن.پروسه قرار دادن این بخش ها در داخل دیوار که اسرائیل دارد دورساحل غربی و در داخل آن می سازد آغاز شده است.
آسر میگوید سرزمین هایی که به اسرائیل انضمام پیدا می کنند فقط شامل مردم و ساختمان نمی شوند، بلکه مزارع قابل کشت و منابع آب که برای آینده اسرائیل حیاتی است نیز از فلسطینی ها گرفته میشود. آسر ادامه میدهد حرکت بعدی احتمالا انضمام دره اردن است که به اسرائیل امکان میدهد مرز خود را در کنار اردن از خلیج عقبه تا تپه های جولان بکشد. حتی غزه جدا افتاده هم که سرزمین تحت کنترلی است از انضمام مصون نمی ماند و هبرون که به گفته گزارشگر بی بی سی دومین شهر مقدس یودائیسم است منضم خواهد شد.
با این که بنا براشاره گزارشگر نشریه اکونومیست بعد از اجرای کامل این طرح قرار است اسرائیل تا ابد در درون این دیوار ستم با رقص و پایکوبی و شادمانی زندگی کند و فلسطینی ها هم اگر ناراضی اند باشند کاری از دست آن ها ساخته نیست ، اما با وجود این اسرائیل دست از سربیرون دیوار هم بر نمی دارد. یعنی بر بقیه قطعات پاره پاره و غیر قابل زیست انسانی هم باید یک مقام فلسطینی تحت هر عنوان، دولت فلسطین، حکومت خود مختار یا هرچیز دیگر با نظر اسرائیل تعیین شود و نقش پلیس محلی آن را ایفا کند. بعد برای مردم فلسطین انتخاباتی کنترل شده سازمان داده میشود که مردم در آن موظفند به ترکیبی رای دهند که اسرائیل از قبل آن ها را برگزیده باشد. این ترکیب هم داستان جالبی دارد که پائین تر خواهیم شنید و در انتخابات قبلی حماس هم با نظر اسرائیل در آن گنجانیده شده بود. اما اگر مردم به آن ترکیب و به نسبتی که اسرائیل تعیین کرده رای ندادند چه خواهد شد؟ برای پاسخ به گزارش آلن جانستون وابسته مطبوعاتی بی بی سی در غزه نگاه میکنیم.
داستان کلیه های رعبا المصری
جانستون گزارش خود را با ارائه تصویر یک مرد مسن در بیمارستان شفا آغاز کرده است. رعبا المصری یک بیمار کلیوی است که لوله های دستگاه دیالیز به دست هایش وصل است. المصری نگران است. او با انگلیسی دست و پاشکسته ای به جانستون می گوید ,حالم خیلی خیلی بد است. شب ها نمی توانم بخوابم. چشمانم نمیتواند ببیند., وبعد به ناله می افتد:,اکسیژن نیست. اکسیژن نیست,. جانستون توضیح میدهد مایعات در بدن او جمع شده و حالت پوستش تغییر پیدا کرده است.
دکترالثقی پزشک بیمارستان الشفا به جانستون میگوید ما مجبور شدیم به جای سه روز در هفته، دو روز دیالیز برای المصری بگذاریم. این برای بیماران دیالیزی خطرناک است، چون مواد سمی در خون بیمار که در شرایط عادی و درهنگام دریافت درمان هم حال وخیمی دارند، جمع می شود. ما اکنون جراحی های برنامه ریزی شده را متوقف کرده ایم تا با داروها و وسایلی که باقی مانده بتوانیم بیماران اورژانس را تحت درمان قرار دهیم.دکتر می گوید تاکنون چهار بیمار دیالیزی در بیمارستان درگذشته اند.
پیرمرد دیالیزی به جانستون می گوید ,می خواهم به اتحادیه اروپا و آمریکا بگویی به ما کمک کنند. هیچ چیز برای ما نمانده است.,
اما اتحادیه اروپا و آمریکا قبلا به المصری و هم وطنانش تذکر داده بودند که رای گیری عمومی را قبول دارند، ولی به شرطی که مردم به کسانی رای بدهند که شورای نگهبان فلسطین، یعنی اسرائیل مقام او را تایید کرده باشد.
هرچند تنبیه دسته جمعی مردم طبق مصوبات سازمان ملل غیرقانونی و نقض حقوق بشر به شمار می آید، اما اتحادیه اروپا، آمریکا و اسرائیل ظاهرا مردم فلسطین را تحریم کرده اند تا بر حماس فشار بیاورند. اما واقعیت این است که هدف آگاهانه ی فشارها، خود مردم فلسطین هستند. مردم فلسطین باید بفهمند حتی از ناامنی، تحقیر و فشار اقتصادی تحت رژیم اشغال، چیزی بدتر هم میتواند وجود داشته باشد.
تحریم اقتصادی مردم فلسطین بی رحمانه آغاز شد. برای تحریم آن ها دیگر نیاز به بیا وبرو وشورای امنیت و از این حرف ها هم نبود.فلسطینی ها اکنون دهه هاست که محکوم شده اند اقتصادی نداشته باشند وحیات آن ها به جای خزانه ملی به صندوق خیریه وابسته باشد. جانستون نوشت آمریکا و اروپا کمک های خود را قطع کردند و پولهایی که کشورهای اسلامی وعده دادند نیز نرسید. زیرا بانک ها زیر تهدید آمریکا حاضر به انتقال آن ها نبودند و میترسند آمریکا آن ها را منجمد کند.
نخست روزنامه نگاران مستقل مثل امیرا هاس، گزارشگر اسرائیلی ساکن غزه و بعد رسانه های رسمی بین المللی گزارشات تکان دهنده ای از نتایج تحریم در همان هفته های اول منتشر کردند. تصاویر کودکانی که در خیابان غش کرده بودند و بیمارانی که بی دارو در انتظار مرگ بودند و زنانی که در بازار حلقه ازدواج و تمام یادگارهای زندگی خود را برای تامین شیرو نان کودکان خود میفروختند توسط رویتر و بی بی سی و سایر خبرگزاری ها مخابره شد.
اکونومیست نوشت: علیرغم این که دولت های غربی از ماه مارس که کمک ها را قطع کردند گفتند هدف تنبیه توده ای مردم فلسطین نیست، اما سرانجام مجبور شدند تصدیق کنند که تنبیه توده ای مردم صورت گرفته است. این نشریه تصویر شهر تحریم شده را چنین منعکس کرد: ترافیک شلوغ شهر غزه متوقف شده است. بیشتر مغازه داران بیکار دست روی دست گذاشته اند، به جز جواهر فروشی ها که پر است از مردم که حلقه های عروسی و نقره خانواده را می فروشند. سبزی ها در مغازه رو به پوسیدگی گذاشته چون کسی قدرت خرید آن را ندارد. وضع سوخت که تاکنون دچار کمبود بود با تهدید فروشنده اسرائیلی آن با شدت بیشتر به وخامت گراییده است. لبنیات و دارو به علت اینکه اسرائیل مرز غزه را بسته است نایاب است. ضربات تحریم بسیار شدید تر و شتاب آمیز تر از آن که تصور میشد خود رانشان میدهد. موسسات دولتی رو به تعطیل است و مقامات فلسطینی به کارمندان می گویند میتوانند در خانه بمانند. نگرانی پزشکان بدون مرز این است که اولین گروهی که شغل خود را از دست میدهند و به جستجوی کار در جاهای دیگر بر می آیند پرستاران هستند. فعالیت وزارت بهداشت متوقف شده و مرگ و میر دربیمارستان ها رو به افزایش است. بانک جهانی اخطار داده است به علت تعطیل نهادهای آموزشی مردم ممکن است به سوی مدارس مذهبی غیر رسمی رو بیاورند. بسیاری از مردم دارند به این نتیجه میرسند بهتر است وظایف دولتی از حکومت فلسطینی گرفته شده و به اسرائیل داده شود.
این البته برای اسرائیل یک کابوس است. زیرا زمینه چیزی را فراهم می کند که بسیاری از روشنفکران سکولار فلسطینی از سال ها پیش در تئوری مطرح می کردند: راه حل یک دولت و تلاش برای دستیابی به دمکراسی واقعی در چارچوب آن دولت و این آن چیزی است که اسرائیل بیش از بمب اتم جمهوری اسلامی از آن وحشت دارد. برای جلوگیری از به تحقق پیوستن این کابوس، آقای اهود المرت شاید تا خود سال 2010 هم به عباس نیاز دارد و هم به حماس! عجیب به نظر میرسد؟ شاید، ولی عجیب، دوره ای است که در آن به سرمیبریم.
حماس کارت برنده اسرائیل؟
پیروزی غیر منتظره و قاطع حماس در انتخابات محصول طرح یک جانبه اسرائیل و تدارکات آن بود. چنانکه قاعده است شرایط خشونت بار نیروهای مدنی را از میدان خارج میکند. حماس که در بدو تشکیل به عنوان وزنه ای در برابر سازمان آزادیبخش سکولار مورد حمایت اسرائیل بود، بعد با ایجاد توازن وحشت یعنی عملیات انتحاری در مقابل ترور دولتی اسرائیل برای خود وزنی ایجاد کرد و با اتکاء به خدمات اجتماعی و ادامه مقاومت در برابر طرح اسرائیل، در مقابل تسلیم طلبی و فساد عباس و الفتح به آلترناتیوی ممکن تبدیل شد. حماس در نهایت ظرفیت کنار آمدن با اسرائیل را دارد، اما این کار به تدارکات و زمان نیاز دارد.
برای اسرائیل اما ماجرای پیروزی حماس بهانه مناسبی است تا جامعه جهانی را وادار کند بطور رسمی طرح تصرف یک جانبه اسرائیل را بپذیرد . در حقیقت فشار به حماس مثل فشار به عرفات چیزی نبود به جز وادار کردن آن به تسلیم علنی و بی قید وشرط به طرح تصرف یک جانبه. در زمان عرفات حداقل جامعه بین المللی به طرح محاصره عرفات اعتراض داشت، این بار خود قدرت های بین المللی دست به حصر و محاصره نه فقط یک نفر بلکه یک ملت زدند، آن هم برای قبولاندن طرح تصرف یک جانبه که با شناسایی خود اسرائیل در یک سبد در مقابل حماس ودر حقیقت در مقابل رای دهندگان گذاشته شد و این برای اجرای طرح اسرائیل گام بزرگی به پیش است.
گراهام آشر نوشت این ائتلاف بین المللی حول توافق برای ,تغییر رژیم, صورت گرفت. یعنی آن ها امیدوار بودند که حماس زیر فشار اقتصادی فرو بپاشد و عباس که کاندید آمریکا و اسرائیل بود روی کار بیاید.
اما ,تغییر رژیم, بزرگ ترین کارت اسرائیل را برای جلب حمایت بین المللی از طرح تصرف یک جانبه و امتناع از مذاکره را از آن می گیرد.,تغییر رژیم, و منصوب کردن ابو مازن به جای حماس اولویت آمریکاست نه اسرائیل. اگر به مقام عباس رسمیت داده شود و میلیشیای او همانطور که اسرائیل می خواهد لوله تفنگ را به سوی نیروی مقاومت بگیرد، شاید اروپا، روسیه، کشورهای عرب به آمریکا بگویند چرا اسرائیل با عباس مذاکره نمی کند؟ و این در شرایطی که تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی در دستور است آمریکا را زیر فشار می برد و برای اسرائیل خطرناک است. از آغاز روشن بود اسرائیل راه شرکت حماس در انتخابات را بطور کامل نبست، زیرا میخواست نتیجه انتخابات یک عباس ضعیف باشد با حضور یک حماس موی دماغ در دولت و جنگ فرقه ای بین فلسطینی ها در پائین. این هم بهانه برای امتناع از مذاکره را فراهم میکرد، هم راه حمایت آمریکا و جامعه جهانی ازتصرف یک جانبه را. اگر اسرائیل به حذف کامل حماس و انتقال تمام قدرت به عباس تن در دهد از سر اکراه و اجبار است. به همین علت عباس با اتکاء به حمایت آمریکا بحران رابطه با حماس را به منظور آن حذف آن دامن میزند.
از نظر اسرائیل تحریم و فشار کنونی باید اوضاع را به شرایطی برگرداند که انتخابات کنترل شده می بایست به دست می داد، اما پیروزی منکوب کننده حماس آن را بر هم زد.
شکست یک تحریم اقتصادی دیگر
گراهام آشر نوشت.,تغییر, کم کم ولی به صورت قابل توجهی داشت ظاهر میشد. نخست معلمان به خاطر این که دو ماه حقوق نگرفته بودند اعتصاب کردند. بعد درگیری فتح، نیروی نظامی وابسته به عباس با نیروی نظامی وابسته به حماس در غزه صورت گرفت که 4 کشته داد. محمود عباس منتخب وزارت خارجه آمریکا هم آنقدر سرمست شده بود که به دیپلومات های خارجی گفت ,اگر حماس به روش کنونی ادامه دهد من علیه آن خواهم ایستادزیرا خواست من همان خواست جامعه بین المللی است., یک دیپلومات غربی با رضایت خاطر گفته بود که ,حماس سقوط خواهد کرد و عباس و جنبش فتح, کنترل را به دست خواهند گرفت.
اما تحریم بیرحمانه مردم فلسطین، با شتابی حیرت انگیز قانون اساسی تحریم های سنگین اقتصادی رابه نمایش گذشت. قبل از اینکه حماس فرو بپاشد، بقایای جامعه مدنی که با دهه ها تلاش نفس گیر در سرزمین اشغال شکل گرفته است رو به از هم پاشی رفت.
تحلیل گران وابسته به نهادهای بین المللی بویژه در بانک جهانی خبرهای ناخوشایندی داشتند: مجازات جمعی مردم، ریشه حکومت حماس را نمی زند، بلکه احتمال داردامکان هرنوع اداره، حکومت و کنترل غزه و ساحل غربی در آینده نزدیک بطور کامل از بین ببرد. کارشناسان بانک جهانی در نیویورک به اعضای گروه چهار گانه گفتند ارزیابی قبلی بانک مبنی بر اینکه 67 درصد فلسطینی ها در فقر و 41 درصد در بیکاری به سر می برند، خوش بینانه بوده است و اگر تحریم کنونی ادامه یابد ممکن است , خسارات نهادی غیرقابل برگشت شده و غزه و ساحل غربی غیر قابل حکومت شوند, حتی وزرای امور خارجه دولت های گوش به فرمان اردن، مصر و عربستان سعودی گزارش دادند ادامه اوضاع کنونی نه به انتخابات مجدد بلکه به جنگ تمام عیار داخلی منجر خواهد شد.
از مدت ها قبل تحلیل گران عرب گفته بودند نقشه های کنونی اسرائیل که مورد حمایت آمریکا و اروپاست یک انتفاضه دیگر را در دستور آینده گذاشته است. اما اگر روند گذشته ادامه یابد، به نظر می رسد انتقاضه ها به تدریج خطرناک تر می شوند. انتفاضه اول یک جنبش مدنی، یک جنبش امیدبود. انتفاضه دوم، جنبش ناامیدی بود و عملیات انتحاری را در مرکز خود داشت و به مخاصمات درونی دامن زد. انسانی که همه امید خود را از دست میدهد، میتواند انسان بسیار خطرناکی بشود.
اختلافات بین قدرت های بین المللی و مخالفت روسیه در این شرایط تشدید شد و سرانجام گروه بندی چهار گانه,کوارتت, یعنی آمریکا، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و روسیه با شتاب به نیویورک شتافتند و خانم رایس با قیافه ای گرفته اعلام کرد جامعه بین المللی مایل است فشارها بر مردم فلسطین را بطور موقت و محدود کاهش دهد. او گفت قرار است مقداری کمک از طریق دور زدن دولت که اکنون در دست حماس است به مردم فلسطین می رسانند. اما با کدام مکانیسم؟
تحلیل گران مستقل، برخی گروه های وابسته به سازمان ملل، حتی تحلیل گران منابع مدافع اسرائیل مثل اکونومیست نوشتند و گفتند در عمل هیچ مکانیسم معقولی که بتواند مقامات دولتی را دور بزند و واقعا آلام مردم را تخفیف دهد وجود ندارد. آشر می گوید 64 درصد مردم فلسطین زیر پوشش وزارت بهداشت دولتی که قرار است دور زده شود هستند، آیا قرار است دارو و درمان ازآن ها دریغ شود و یا از طریق خیالی سازمان بهداشت جهانی و سازمان های غیردولتی دارو در اختیار وزارت بهداشت قرارگیرد؟ آیا قرار است حقوق 164000 کارمند دولت پرداخت شود یا فقط به بعضی از آن ها پرداخت شود که تاییدیه دارند، از که؟ هرطرحی که با دور زدن حکومت فلسطینی به اجرا در آید به معنای رسیدن پول به دست قاچاقچیان، دزدان، اختلاس چیان و برخی میلیشیاهای خودی ودر نتیجه فقر و مرگ و میر توده ای است. اما این بخشی از نقشه های اسرائیل راهم برای پائینی ها و هم برای بالایی ها ی جامعه فلسطین تامین میکنند. پائین غرق در فلاکت و تنازع بقا و نزاع فرقه ای، وبالا متشکل از سران فرقه ها و در نزاع با هم برای گرفتن سهم مهم قدرت و ثروت. بخشی دیگر از این هدف باید با اتکاء به زور تامین گردد. استفاده از زور همیشه و نیروی نظامی همیشه بازوی مکمل تحریم اقتصادی است.
داستان توتسی ها و هوتوهای خاورمیانه
برای استفاده از زور در فلسطین نیاز به تصویب قطعنامه یا دخالت ناتو نیست. اکونومیست نوشت وقتی تحریم مردم را از پای انداخته بود، ,اسرائیل به پودر کردن شمال نوار غزه با 300 بمباران در روز ادامه میدهد, میلیتانت های اسلامی با پرتاب چند راکت به آنسو به اسرائیل کمک می کنند: ,راکت های آن ها عملا هیچ آسیبی به اسرائیل نمی زند، بمباران های اسرائیل که بیشتر به مناطق کم جمعیت شلیک میشود خانه ها را درهم می کوبد و مردم را زخمی کرده و میکشد.صدای وحشتناک بمباران ها چندین مایل آن طرف تر در دورن غزه شنیده میشود و مردم را بیش از پیش به آن آستانه ای میراند که هم اکنون نیز در لبه آ ن قرار دارند.,
بنا بر گزارش امیره هس و تعداد دیگری از گزارشگران مستقل مردم معتقدند راکت اندازی ها بنا به دستور و توسط میلیس الفتح عباس صورت می گیرد. این شایعه چه درست باشد چه نباشد، به هر حال حماس از مقامات گروه عباس و الفتح در جلسه ای تقاضا کرد بیانیه مشترکی برای جلوگیری از انداختن راکت های دست ساز و ضعیف به آن سوی مرز صادر کنند. اما آن ها امتناع کردند.
مجموعه این اوضاع شرایطی فراهم کرده که تا مرگ عرفات اسرائیل موفق به ایجاد آن نشده بود: گروه های فلسطینی مسلحانه در مقابل هم بایستند بطوریکه جنگ میلیشاهای خودی، جنگ فلسطین و اسرائیل را تحت الشعاع قرار دهد.
همان روندی که در عراق می بینیم و اگر به خود نجنبیم بعید نیست به زودی در ایران و بعد در سراسر خاورمیانه شاهد آن باشیم.شرایطی که روی دیکتاتوری های فاسد و جبار از صدام و جمهوری اسلامی گرفته تا رژیم مبارک و ملک های سعودی را سفید کند. شرایطی که در آن مردم خاورمیانه و ماورای خاورمیانه ازمرزهای روسیه تا شمال آفریقا به فرقه های مذهبی و قومی متعددی تقسیم شده و مثل توتسی ها و هوتوهای رواندا با نفرت به قتل عام یکدیگر می پردازند. اگر چنین شود، اثر ,انگشت سفید, را اگر در رواندا پیدا کردید، در اینجا هم میتوانید پیدا کنید. شاید وحشت از این سرنوشت مردم خاورمیانه را بیدار کند و پرچم اسلام گراهای شرقی و پرچمداران غربی جنگ صلیبی را از خاورمیانه بیرون بریزد و خود را از چنین غرقابی برهاند. آنوقت مسلما در اسرائیل و ایران هم جا برای عشق باز تر و برای نفرت تنگ تر خواهد شدو سوزان ناتان و زنان بی گناه ایرانی که در معرض سنگسار قرار میگیرند، میتوانند هرکه رابخواهد دوست داشته باشند و با هرکس که مایل اند عشق بورزند.
سوسن آرام
* اسامی عربی و اسرائیلی از متن انگلیسی ترجمه شده و ممکن است املاء و تلفظ آن با اصل تفاوت داشته باشد.
منابع:
*اکونومیست: 31-25 مارس 2006 صفحات 25- 23
* الاهرام
http://weekly.ahram.org.eg/2006/793/fr2.htm
http://weekly.ahram.org.eg/2006/794/eg4.htm
*بی بی سی
http://news.bbc.co.uk/1/hi/world/middle_east/4856762.stm
http://news.bbc.co.uk/1/hi/world/middle_east/4756303.stm
از آرشیو
Comments
بنایی بر عشق یا نفرت <br> سوسن آرام — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>