من پهنه می خواهم و بادیه
من پهنه می خواهم و بادیه
تا هرچه می خواهد دل تنگم بترکانم
(۲۸ تیر ۱۳۰۶ – ۲۸ مرداد ۱۳۹۳)سیمین بهبهانی

زمانم زمان انفجار خمپاره هاست، زمان غرش دهانه ی پولادین توپ هاست، زمان جنگ و جنون و آتش و خون است، خانه ها در این انفجارها ویران می شوند، بیابان ها، اما، نه. شعرم بازتاب این زمان را چگونه در سایه سار امن «بیت الغزل» بگنجاند؟ من پهنه می خواهم و بادیه، تا هرچه می خواهد دل تنگم بترکانم.
روزی در حریر و ابریشم از خیابان می گذشتم و، از عطر نوازشگر، دالانی می ساختم در پی. و امروز، در پوشش اُرمک و پای افزار کتان، هنوز از هیئت خویش به تردیدم که در چشم مادران داغدار و پدران امید از کف داده چگونه می نمایم، و آرامش ظاهرم را به کدام بی دردی حوالت خواهند کرد. قالب آراسته و ظریف غزل سنتی دیگر به چه کار می آیدم؟ قبایی دوخته ام چارپاره، تاب آور باد و توفان، نگاهدارنده ی سرما و گرما، که در دی و تیرم به کار است و آن است که می خواستمش. می گویید جامه ی بزم نیست؟ می گویم تن پوش زمان است. می گویید غزل نیست؟ می گویم شعر روزگار است.
سر بریده ی زهره را به مجلسِ خان آوردن، بکارت خون افشان دختران را به سپاهیان چنگیز سپردن، دست بریده ی کولی را از شاخه آویختن، تیر نشانگیر تیمور را در مردمک چشم زنان نشاندن، دیوان تنوره کش دیدن و جان از شاخه ها چیدن … کدام را در قالب قدیم غزل بگنجانم که با ساز خوانده شود و مضحکه نسازد؟
(سیمین بهبهانی: یاد بعضی نفرات)
*****
سروده ای از سیمین بهبهانی:
سنگسار
سوار خواهد آمد. سرائى رفت و رو کن
کلوچه بر سبد نه، شرا ب در سبو کن
ز شستشوى باران، صفاى گل فزون تر
کنار چشمه بنشین، نشاط و شستشو کن
جلیقه زرى را ز جامدان برآور
گرش رسیده زخمی، به چیرگى رفو کن
ز پول زرد به گردن ببند طوقى اما
به سیم تو نیارزد، قیاس با گلو کن
به هفت رنگ شایان، یکى پرى بیاراى
ز چارقد نمایان، دو زلف از دو سو کن
ز گوشه خموشی، سهتار کهنه بر کش
سرودى گر توانی، به پرده جستجو کن
چه بود آن ترانه؟ بله، به یادم آمد
ترانه ز دستم گلى بگیر و بو کن
سکوت سهمگین را از این سرا بتاران
بخوان، برقص، آری، بخند و هاى و هو کن
سوار چون در آید در آستان خانه
گلى بچین و با دل نثار پاى او کن
سوار در سرایت شبى به روز آرد
دهت به هرچه فرمان، سر از ادب فرو کن
سحر که حکم قاضى رود به سنگسارت
نماز عاشقى را به خون دل وضو کن
*************
Comments
من پهنه می خواهم و بادیه — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>