↓
 

Comments

دولت کین توزی <br> سوسن آرام — 6 دیدگاه

  1. هر دولتی عقیدتی است یکی نفعش در حجاب زنان گره خورده است و دیگری در ازادی ان به نفع صاحبان سرمایه و بازار ازاد\
    این تز ارتجائی تفکیک دولت ها بعد از شکست سرمایه داری دولتی در روسیه مد شده است و هر کسی میخواهد بسادگی تحت هر شرایطی دولت های بد وخوب را تبلیغ و ترویج کند و شاید به انتخابی هم برسد\
    این رسمن جانی جائی عرض کرده است \ اگر لازم باشد کاباره ها را هم باز می کنیم\ اما دولت اسلامی در ایران با زیر خط فقر فحشای یا زده ساله ها روبروست و برای سر کوب به حربه اسلام و شهدای مرتجعش متو صل شده و خواهد شد\

  2. حکومتهای غربی قصد نابودی اسلام سیاسی را ندارند. این حکومتها و در رأسشان آمریکا فقط در صدد هستند که حیوان وحشی اسلام سیاسی را اهلی و خانگی کرده تا در مقابله با نیروی چپ از آن استفاده نمایند. حجاب نیز که سمبل بردگی زن است یکی از نشانه های مهم این حیوان وحشی میباشد. حجاب نشانه آزادی انتخاب پوشش برای زنان نیست. این شرکت بزرگ نیز به نظر من بعد از حملات تروریستی به لندن در واقع میخواهد که یک حال سیاسی به حیوان اسلامی بدهد

  3. بحث،
    میخوانیم:
    “حالا دولتی را در نظر بگیرید که بخواهد در دفاع از یکی ازاین عقاید قدرت خود را به کار بگیرد. چنین دولتی مجبور است دایم به جنگ طرفدارن عقاید مخالف خود برود. بنابر این بهترین نامی که برای این دولت می توان انتخاب کرد، چیست؟ دولت کین ورزی.”
    تعریف دولت در این استدلال روشن نیست، به عبارت دیگر درستی حکم به تعریف دولت هم بستگی دارد.
    حال فرض کنیم هر دولتی عقیده خودش را دارد، این حکم در استدلال فوق وجود دارد.
    عقیده دولت نمیتواند این باشد که استثمار نیروی کار نباید وجود داشته باشد زیرا اگر چنین باشد باید کار مزدی را ممنوع کند و سرمایه های سرمایه داران را بگیرد. حال اگر چنین کند، با چنین کاری دولت از بین می رود زیرا کسی نخواهد بود که استخدام شود و وقتی کارکنی وجود نداشته باشد،‌دولتی وجود ندارد.
    پس، نمیتوان دولتی را تصور کرد که به جنگ عقاید مخالف خود نرود، هر دولتی باید ابتدا در جنگ سلطه و استثمار پیروز شده باشد.
    .
    قبل از اینکه حرف از عشق بزنیم باید روشن کنیم که منطق و علم موضوع چیست.
    زندگی انسان از عشق، از جمله عشق به زندگی ، شروع نمی شود. زندگی انسان از جنگ با تحمیل واقعیت فیزیکی مرگ به اوست. انسان با گیاه خوردن و کشتن موجودات زنده دیگر بقا پیدا میکند. انسان نمیتواند کلا به موجودات زنده عشق داشته باشد، مسئله حیات انسان ابتدا یک مسئله ای مربوط به علم و منطق است. بعد که مسئله منطق و علم به بقا و آرامش کشید، آنوقت عشق و عاشقی مطرح میشود که خودش نسبی است و برایش کمی فراموشی واقعیات لازم است. مثلا، جفتگیری برای تولید مثل است، این مسئله منطق و علم است و به مسابقه زیبائی مربوط نیست، ولی “مسابقه” زیبائی این جفتگیری را پیش فرض دارد و بدون آن وجود ندارد.
    آنارشیست

  4. بحث،
    میخوانیم:
    “… طرفداران آزادی هیچ مشکلی در همزیستی با صاحبان واپس گرایانه ترین عقاید ندارند. چون فقط با عشق به آزادی دیگران است که میتوان از آزادی خود و از آزادی به طور اعم دفاع کرد.”
    ارزیابی این حکم:
    این بستگی دارد که یک واپسگرا اهل عمل هست یا نیست. برای همین حکم شما جهانشمول نیست. اگر یک واپسگرا معتقد باشد که زنان بی چادر فاحشه هستند، اشکالی ندارد، میگوئیم به هر چرندی که میخواهد اعتقاد داشته باشد. اما اگر او به بی چادر حمله کند که یعنی به زور به سر او چادر بگذارد، شما طرفدار آزادی او نیستند و میگوئید بیاندازیدش زندان تا به کسی صدمه نزند.
    یک شخص به این عقیده واپسگرایانه معتقد است که دلیل باید پول پس انداز کرد و سرمایه دار شد، اما کارگران احمق هستند و پول جمع نمیکنند و بفکر فردایشان نیستند. غلط بودن این حکم بسیار روشن است: اگر همه اعتقاد او را داشته باشند و به آن عمل کنند، کارگری وجود نخواهد داشت که بتوان استخدام کرد و سرمایه دار شد. ما به عقیده چنین کسی کاری نداریم و میگوئیم آزاد است که اینطور فکر کند، کاریش نمیتوان کرد، اما اگر او پول جمع کند و پولش بشود سرمایه و با سرمایه اش کارگر استخدام کند و ثروتمند بشود، میگوئیم در نظام سرمایه داری دارد از موقعیتش استفاده و کارگران را استثمار میکند. پس، نمی توان به آزادی چنین شخصی عشق داشت.
    پس حکم فوق به این بستگی دارد که صاحب عقیده چقدر اهل عمل به عقاید متعرضانه است.
    پس این ایده شما درست نیست.
    ایده درست این است که اعمال کسی نباید مضر به زندگی کسی دیگر باشد ، به عقیده اش کاری نداریم.
    برای همین است که میگوئیم به دموکرات و دیکتاتور کار نداریم، مهم این است که نتیجه عملش چیست. مثلا، کوبا دیکتاتوری است اما استعمار نکرده. ولی انگلیس دموکراتیک است ولی بزرگترین امپراتوری بود. ما به دموکراتیک بودن انگلیس کاری نداریم به اعمالش کار داریم.
    سرمایه داران میتوانند دموکرات باشند، مهم نیست بگذار باشند، مشکل ما با آنها این است که کارگران را استثمار میکنند یا نه، سرمایه دار بودن یعنی استثمار کردن کارگران. برای اثبات درستی این حکم آخر ، مارکس کتاب سرمایه را نوشت.
    آنارشیست

  5. تبلیغ دموکراسی و درست کردن دولت دموکراتیک علیه دیکتاتوری رژیم و علیه ضد زن بودنش است، شکی نیست، اما استعمار و استثمار از دموکراسی بخوبی استفاده می کند و فقط راه حل برای کسانی است که معتقدند سرمایه داری برای ایران چیز خوبی است، یعنی اینکه سلطه بر کارگران داشتن و استثمار کردن آنها مثل آنچه که در غرب در جریان است، خوب است.
    ولی،
    از آنارشیسم کمونیستی نمیتوان استفاده کرد. در آنارشیسم کمونیستی همه چیز باز است و سلطه و استثمار توجیه ندارد. آنارشیسم مثل مارکسیسم نیست که راه سلطه را از طریق توجیه آتوریته و حزب سلسله مراتبی در عمل باز کند.
    من مطمئن هستم که همه کسانیکه در روشنگری مقاله میگذارند در مخالفت کردن با اینها هم نظرند:
    مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تبهکاری ها، تعصبات، خرافات و افکار ضد علمی و غیر علمی.
    اما،
    با این نه:
    آتوریته گرائی، اقتدارگرائی، جامعه سلسله مراتبی، رهبر داشتن، مقام داشتن و غیره.
    آنارشیست

  6. خانم آرام،
    دولت مورد نظر شما یک کاری هم برای بردگی مزدی و طرف دیگرش حق مالکیت خاص بر وسایل تولید انجام دهد زیرا بدون این هیچ کالائی ممکن نیست و زن هم کالا نمی شود و روسری و چادر هم قیمتی نخواهد داشت.
    خب، حالا فرض کنیم که دولت شما گفت باشه، بردگی مزدی و مالکیت خاص بر وسایل تولید را از بین می بریم. ما هم میگویم بسیار عالی، ولی دلیل وجودی دولت دیگر چیست؟ ممکن است بگوئید که این دولت برای حفظ نظم کمونیستی برقرار شده. پاسخ به این این است که پیش شرط از بین بردن بردگی مزدی و روابط سرمایه داری ذهنیتی حاکم بر جامعه است که علیه چنین چیزی باشد، برای همین پاسخ شما قابل قبول نیست.
    برای همین است که میگوئیم بجای تبلیغ نوع دولت و سرنگونی به عنوان طرف دیگرش، ذهنیت آنارشیستی و کمونیستی تبلیغ و ترویج گردد.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

↑