در معرفی کتاب ارزشمند ” قلعه ایمان بر فراز قله آزادی”
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
باروئی پی افکندن
رفیق اشرف دهقانی، یار صادق کارگران و زحمتکشان، در کتاب جدید خود، با نام “قلعه ایمان بر فراز قله آزادی” به شرح زندگی برادر، آموزگار و رفیق انقلابیش بهروز دهقانی از سلاله چریکهای فدایی خلق،(جویندگان شادی در مجری آتشفشانها) پرداخته و زندگی او را از دوران کودکی تا رشد و شکلگیری مناسبات رفیقانه مبارزاتی با یارانش را به رشته تحریر در آورده است. این کتاب در واقع بخشی از تاریخ اجتماعی، سیاسی، فرهنگی کشورمان به خصوص آذربایجان می باشد.
رفیق بهروز دهقانی، فدایی کبیر، با مبارزات راستین و انقلابیش، بعد از دستگیری توسط مزدوران ساواک رژیم شاه در زیر شکنجههای وحشیانه شکنجهگران، به رسم مبارزاتی یارانش، رسم سازشناپذیری و مقاومت در برابر دشمنان مردم و برای زیستن در جامعهای عاری از هرگونه ظلم و ستم، با نثار خون سرخش، در کنار کارگران و زحمتکشان و مردم میهنش ایستاد و جاودانه شد.
کتاب “قلعه ایمان بر فراز قله آزادی” دارای بخشهای زیادی میباشد که پرداختن به همه آنها در این نوشته امکان پذیر نمیباشد؛ بنابراین در اینجا تنها به توضیح چند بخش آن اکتفا میکنم.
در یکی از نکات بسیار با ارزش کتاب که در کنار شرح و شکلگیری و مبارزه رفیق بهروز دهقانی میباشد، ما شاهد قسمتی از رشد و شکلگیری نسلی از آگاهترین، شجاعترین و صادقترین فرزندان میهنمان میباشیم که با مبارزات آگاهانه و ادغام تئوری و عمل در مبارزاتشان و به منظور کشاندن تودهها به صحنه مبارزه، اسلحه بهدست گرفتند و خط بطلانی بر خفقان و سکوت قبرستانی در کشورمان کشیدند. آنها با افشاء خائنین، سازشکاران و دشمنان مردم و اربابانشان، شرایطی را برای مبارزه و تحرک تودههای میلیونی در جامعه به وجود آوردند و با نام چریکهای فدایی خلق در قلب میلیونها تن از مردم کشورمان جای خود را باز کردند.
از بخشهای دیگر کتاب میتوان به تشریح اصلاحات ارضی یا همان “انقلاب سفید” شاه اشاره کرد. در این بخش با نظرات و مواضع گوناگون برخی از افراد وسازمانها از جمله جبهه ملی دوم و یا همچنین “به اصطلاح روشنفکرانی” مواجه میشویم که به تائید و یا تعریف و تمجید اصلاحات ارضی پرداختند.
همانطور که میدانیم، هدف امپریالیسم آمریکا که در آن دوره بیشترین سلطه در ایران را داشته، از بین بردن مناسبات فئودالی در روستاها و برقرارکردن مناسبات سرمایهداری، گسترش و نفوذ بیشتر سرمایههای امپریالیستی و صدور کالاهای امپریالیستی بوده است.
در همین رابطه میتوان قسمتی از حرفهای خسرو گلسرخی، شاعر و نویسنده مردمی و انقلابی کشورمان در بیدادگاههای شاه اشاره کرد که گفت: “اصلاحات ارضی در ایران، تنها کاری که کرده راهگشایی برای مصرفی کردن جامعه و آب کردن اضافه تولید بنجل امپریالیستی است. در گذشته اگر دهقان تنها با خان طرف بود، حالا با چند خان طرف است. امپریالیسم در جوامعی مثل ایران برای این که جلودار انقلاب تودهها بشه، ناگزیره که به رفرمهایی دست بزند”.
کتاب حاضر با اشاره به تحقیقات روستایی، سه یار آگاه، صادق و صمیمی، رفقا صمد بهرنگی، کاظم سعادتی و بهروز دهقانی، اطلاعات بسیار واقعی و ارزشمندی از روستاهای آذربایجان، زندگی دهقانان، ماهیت اصلی اصلاحات ارضی، ظلم و ستم از بین نرفته فئودالها بر دهقانان، فقیرتر شدن بیشتر دهقانان و غیره را در اختیارمان قرار میدهد.
از دیگر بخشهای جالب کتاب، آموزشهای رفیق بهروز دهقانی در خانواده و همچنین ترجمهها و برخی از نوشتهها و مکاتبات با رفیق صمیمیاش صمد بهرنگی میباشد که همگی نمایانگر دانش وسیع و آگاهی و همچنین آگاهی طبقاتی او میباشد.
رفیق بهروز دهقانی علیرغم دشواریهای زندگی چون فقر و تنگدستی خود و خانواده، هیچگاه از احساس مسئولیت آموزش و فراگیری مسائل گوناگون اجتماعی، فرهنگی، ادبی و سیاسی خواهران و برادرانش کوتاهی نکرد. همانطور که در کتاب شاهد میباشیم بر اساس مقتضیات سنی آنان، نوشتهها، مقالات و یا کتابهای آگاهی دهنده بسیاری را در اختیار آنان قرار میداد. به عنوان مثال نوشتههایی از دکتر غلامحسین ساعدی یا مقالات آگاهیدهنده تاریخی، ادبی و سیاسی که همگی نگرشهای واقعبینانه و مارکسیستی را آموزش میدادند.
معرفی کتابهایی چون “بشردوستان ژنده پوش”، “خوشههای خشم” و “چگونه انسان غول شد” و یا کتابهای دیگر که همگی خاطراتی را در ذهن نیروهای کتابخوان و نیروهای سیاسی و انقلابی کشورمان بار دیگر زنده میکنند. همچنین در این کتاب شاهد اشاره به نشریات زیادی هستیم که یکی از آنان “مهد آزادی آدینه“ بوده که با همکاری خود رفیق بهروز دهقانی، صمد بهرنگی و دوستان دیگر منتشر میشد؛ یا نشریاتی که با همکاری احمد شاملو انتشار مییافت و همچنین توصیف و تعریف بسیار زیبایی از کتاب “فونتامارا”، چنانچه اگر کسی تا کنون موفق به خواندن آن نشده، شوق و علاقه فراوانی در او به وجود میآید. همچنین کتابها و نوشتههای دیگری که در آموزش خانواده رفیق بهروز تاثیر بسزایی را داشته است، در این کتاب مورد اشاره قرار میگیرند.
یکی دیگر از موضوعات بسیار جالب کتاب، خاطرات و تجربیات رفیق اشرف دهقانی از خانواده، فقر، مبارزه و بسیاری مسائل دیگر میباشد که نویسنده در نهایت صداقت و صمیمیت و با عشقی قابل رویت با مردم زحمتکش سرزمیناش در میان میگذارد.
کتاب، نشان میدهد که چگونه ترجمههای رفیق بهروز دهقانی، یکی دیگر از کارهای بسیار ارزشمند و آگاهیدهنده او میباشند. او در دورهای که رژیم دیکتاتوری شاه از نشر هرگونه کتاب، نوشتهجات و یا مقالات آگاهیدهنده جلوگیری میکرد، با ابتکار و خلاقیت بینظیرش، برای آگاهی جامعه به ترجمه آثار نویسندگان و هنرمندان مردمی، مترقی و متعهد در سطح جهانی پرداخت و از این طریق هم دریچهای تازه برای خود و هم یارانش صمد و کاظم گشود. ترجمههایی که گفتگوهای پر باری در میان آنان دامن زد و با استقبال روشنفکران و نیروهای سیاسی و مبارز در جامعه روبرو گشت.
از ترجمههای رفیق بهروز دهقانی می توان به “باغ آلبالو” نوشته آنتوان چخوف و یا “افسانههای ایتالیا” از ماکسیم گورگی و گوشههایی از نوشته برتولت برشت، برای شناخت بیشتراز مبارزه علیه فاشیسم اشاره کرد.
همچنین یکی از ترجمههای بسیار برجسته و با ارزش او، معرفی زندگی وآثار شون اوکیسی، نمایشنامهنویس مردمی و مبارز ایرلندی میباشد که در این کتاب به قسمتهایی از آن پرداخته شده است و یا در ادامه به مبارزات مردم ایرلند و انگلیس پرداخته میشود و تجلیاتی از تاریخچه استعمار انگلیس و مبارزه مردم ایرلند برای آزادی مورد مداقه قرار میگیرند که نکات آموزنده بسیاری را در بر دارد.
همچنین ما شاهد کتابهایی از دو یار صادق و صمیمی، رفقا صمد بهرنگی و بهروز دهقانی میباشیم که از آنان میتوان به “افسانههای آذربایجان” در شناخت ادبیات و اجتماع و یا “دیداری از روستا” و بسیاری دیگر از نوشتهجات آنان اشاره کرد که در همه آنها واقعیات اجتماعی با نگرشی مارکسیستی توضیح داده شدهاند.
یکی از نتایج آموزنده و ارزنده که از شرح زندگی رفیق بهروز دهقانی و سپس در ابعادی وسیعتر رفقای انقلابی چون احمدزاده، پویان و دیگر انقلابیون میتوان گرفت، این واقعیت است که آنان با دانش وسیع مطالعاتی و مبارزات آگاهانهشان، بر دروغها و اراجیف سازشکاران، خائنین و دشمنان مردم که با برچسبهایی چون “مشی چریکی”، “مبارزات جدا از توده”، “جوانان احساساتی” و یا آرمانگرا و غیره در رد ضرورت مبارزه مسلحانه و تشکیل یک سازمان مسلحانه انقلابی، سر از لانههای خود بیرون آورده بودند، خط بطلان کشیدند. چنانچه در همان دوره ما شاهد استقبال وسیع تودههای مردم از مبارزات فداکارانه و دلیرانه آنان بودهایم. همچنین امروز در جریان مبارزات انقلابی و قهر آمیز تودههای میلیونی مردم در سراسر کشورمان علیه دژخیمان حاکم بار دیگر، آنها جوابی شجاعانه و آگاهانه به اراجیف، دروغها و فریبهای این سازشکاران و خائنین بیشرم جدا از تودهها دادهاند که شعارهایی چون “ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم”، “مرگ برجمهوری اسلامی” یا “سقف و کتاب و گندم، قدرت به دست مردم” انعکاس چنین واقعیتی در میدان مبارزه است.
واقعیت این است که زندگی رفیق بهروز دهقانی و یارانش همانطورکه به قسمتهایی از آن در کتاب اشاره گردیده دلیلی روشن بر دانش وسیع آنان در عرصههای سیاسی، ادبی، اجتماعی، تاریخی، فرهنگی و مبارزاتیشان میباشد؛ انقلابیون آگاهی که با آگاهی طبقاتی در پیوند به مبارزه طبقاتی و زندگی با مردم و آموختن از مردم با نگرشی مارکسیستی توانستند پاسخی درست به ضرورت زمان خود بدهند.
همانطور که در بالا اشاره شد کتاب دارای بخشهای بسیار خواندنی و ارزشمندی از زندگی رفیق بهروز دهقانی میباشد ولی برای طولانیتر نشدن نوشته به همینها اکتفا میکنم.
در خاتمه رفیق بهروز دهقانی، از طریق مطالعه و تجربه زندگی در کنار خانواده و دیگر اقشار زحمتکش و آگاه جامعه، درسی از پیوند اندیشه و عمل را برای مبارزین راستین نسل خود و نسلهای دیگر بر جای گذاشت و از حلقه کوچک زندگی از شهرها و روستاها با ترجمه و سفر هایش دریچه بزرگتری را از آگاهی، دانش و مبارزه برای جوانان گشود.
فراموش نکنیم که رفیق بهروز دهقانی، به رسم و اندیشه رفیق و یار صمیمیاش صمد بهرنگی که گفت: “اگر وقتی ناچار با مرگ روبرو شوم، که میشوم مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد” وفادار ماند و به راهش ادامه داد.
اگر بنا باشد در خاتمه از رفیق بهروز دهقانی بیانی داشته باشم به نظر من هیچ شرح و بیانی شایستهتر از رفیق و خواهر مبارزش که در قسمتی از کتاب به آن اشاره شده، نمیتوان بیان کرد که چنین میگوید: “بهروز مردی سرشار از صداقت و راستی و درکی عمیق از مسایل سیاسی و اجتماعی و آموختههای مارکسیست ـ لنینیستی خود، مردی با عشقی عظیم به تودهها و رهایی آنان از قید ستم و استثمار، مردی پیگیر و پایدار در مبارزه با دشمنان تودهها، آری بهروز به آن دسته از مردان خدمتگزار کارگران و زحمتکشان ایران تعلق دارد که نامشان به عنوان مردان بزرگ تاریخ جاودانه مانده است”.
در اینجا لازم میدانم ضمن گرامیداشت یاد و خاطره رفیق بهروز دهقانی (نهال خلق آذرگون، آیدین) نامی که رفیق سعید سلطانپور بر او نهاده، از زحمات بیدریغ و صمیمانه رفیق نویسنده، اشرف دهقانی برای نگارش کتاب ارزشمند حاضر که دریچههای دیگری از زندگی و مبارزات رفیق بهروز دهقانی و مبارزات نسلی از انقلابیون جنبش نوین کمونیستی را برای انقلابیون و نسل جوان باز میکند، صمیمانه تشکر کنم. باشد که تجربیات پربار تشریح شده در این کتاب در مسیر مبارزات مردم بهویژه جوانان شجاع و دلیرمان، برای رهایی و دمکراسی مردم دربند میهنمان، مورد ثمر واقع شود.
گرامی باد یاد و راه چریک فدایی خلق رفیق بهروز دهقانی!
اکبر نوروزی
تیرماه ۱۴۰۵
Comments
در معرفی کتاب ارزشمند ” قلعه ایمان بر فراز قله آزادی” — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>