↓
 

Comments

دارا و آذر و ترامپ و مجتبی و شب اول مهر من <br> محمد علی اصفهانی — 4 دیدگاه

  1. قسمت دوم
    .
    سرنگونی شاه دلایل اقتصادی نداشت و نتیجه اش هم تغییر بنیادی در وضعیت اقتصادی جامعه نبود. رژیم خمینن تمام قواعد رایج و بنیادی اقتصادی جامعه و حتی وابستگی های جهانی اقتصادی را نگه داشت، اما بعلت ضد اسرائیل و ضد آمریکا بودن عملی اش باید از طریق امپرالیستهای غربی محدود و کنترل و یا حتی ساقط میشد تا این قضیه پایان یابد. امپریالیستهای غربی بسیار صبور بودند و رژیم را بدرستی هم طبقه ای خود میدانستند و گرچه تنبیه میکردند اما فرصت هم میدادند.
    .
    اما امروز در اواخر کار هستیم. یا رژیم دست از ضد اسرائیل و ضد آمریکا بودنش بر میدارد، و حالا حتی با خفت، یا کارش تمام است. تنها راه بقای رژیم این است که تضادهای روسیه و چین با آمریکا و اسرائیل به حدی برسد که آنها به ایران بصورت نیروئی موثر علیه دشمنشان نگاه کنند. ولی وضعیت فعلی چنین نیست و کار رژیم به مفهوم رایج کلمه تمام است. “به مفهوم رایج کلمه” یعنی اینکه ممکن است رژیم بماند، اما از دورن تهی شود. این، البته، دقیقا تز ترامپ است. ترامپ به اربابان امپریالیستهای غربی گفته که راه حلش در مورد کشورهای ضعیف و غیر نوکر چیست و آنها هم راه را برایش باز کرده اند وگرنه قرار بود برود زندان.
    .
    انتخابات در غرب برای سنجش درجه رادیکالیسم و آگاهی زنان و کارگران غرب است و تاثیری بر سیاستهای کلی امپریالیستهای غربی ندارد. معمولا تغییر جناحهای حاکم نارضایتی بوجود می آورد که بصورت اپوزسیون فهمیده می شود. اپوزیسیونهای غرب مثل مثلا جریان اصلاح طلب در ایران هستند. اپوزیسیونهای غربی بخشی از قدرت سرمایه داران و امپریالیستهایشان هستند. دولتها معمولا انتخاب میشوند تا سیاست خاصی را در ارتباط با وضعیت حاکمیت ملی و جهان پیاده کنند. تمام تضمبم گیری ها توسط موسساتی که کارشان تعیین استراتژی است صورت میگیرد – بخشی از آنها را میگویند لابی، ولی همه آنها لابی نیستند. دموکراسی و دیکتاتوری بنا بر مصلحت حاکمیت بر جامعه اجرا میشود.
    .
    زنان و کارگران جهان باید معنی و محتوای آنارشیسم کمونیستی را درک کنند. در این ذهنیت هیچ آتوریته ای اعتبار ندارد جز علم و منطق. انارشیسم ایدئولوژی نیست، بسیار باز است. با این دیدگاه میتوان فساد جامعه بشر را خوب تشخیص داد (در موارد زیادی این تشخصی از طریق ذهنیت رایج ممکن نیست) و شر آنرا از زندگی خود کم کرد. معمولا به این شر میگوئیم وجود سلطه و استثمار که هست وجود طبقه حاکم.
    .
    پایان
    آنارشیست

  2. به این هم میتوانید فکر کنید
    —
    قسمت اول
    رژیم شاه از طریق غفلت کسی سرنگون نشد. سکولارها و خداناباوران هیچ شانسی نداشتند. اینکه چه غلطی کردیم را باید کسی بگوید که قدرتی داشت و انتخاب غلط کرد. کجا سکولارها و خداناباوران دارای نهادهای روزمره تماس با زنان و کارگران جامعه بودند؟ هیچ جا.
    .
    هیچ اراده ای نمی توانست در عرض یک سال و نیم ذهنیت مذهبی وابسته زنان و کارگران را به روحانیون تغییر دهد. وابستگی ذهنی باعث شد که نتیجه شورش و سرنگونی رژیم شاه پیدایش رژیم مذهبی جمهوری اسلامی باشد. برای درک این احتیاجی به نابغه بودن نیست.
    .
    وضعیت ذهنی زنان و کارگران در دوران رژیم شاه، بعد از “انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم”،به این صورت شد که عده ای از جمله توده های وسیع کارگر، درآمد و سطح زندگی شان بهتر شد، اما عقب افتادگی های ذهنی شان تغییر نکرد. رژیم شاه علاقه ای به ارتقای آگاهی اجتماعی زنان و کارگران جامعه نداشت. عقیم افتادگی ها به اینصورت بود که یک عده ذهنیت هواداری از فرهنگ غربی پیدا کردند که عمدتا از طبقه متوسط بودند (کارگران متخصص و تحصیل کرده از دیپلم دبیرستان به بالا و خرده بورژاها) و کارگران را امل میدانستند و تحقیر میکردند، ولی ذهنیت اکثریت جامعه تحت سلطه روحانیون مذهبی بود. روحانیون شیعه همیشه بر ذهن توده های ایران سلطه داشتند. این سیاستهای افراطی غرب پرستانه رژیم شاه بود که باعث شورشها شد و شورش آخر کار رژیم ش را تمام کرد. روحانیون می توانستند مشروطه و مصدق را تحمل کنند، اما اعمال متناقض شاه قابل قبول و غیر قابل اعتماد بود، مخصوصا اینکه در جبهه ای بود که سرمایه داری اسلامی منطقه را از طریق فلسطین به خطر انداخته بود – ریسک اخیر پسر شاه. اگر دقت کنید، رژیمهای منطقه همه فاسد و خودفروش هستند اما ثبات ارتجاعی برقرار است و چین و شوروی هم راضی هستند زیرا بطور نسبی در ارتباط با وضعیت ذهنی توده هایشان افراط نمیکند.
    پایان قسمت اول
    آنارشیست

  3. ضمناً:

    تصویری هم به عنوان جایگزین تصویر کتاب اول دبستان برای این نوشته ساخته بودم که همراه این نوشته در ایران گلوبال و عصر نو و سایت خودمان ـ ققنوس ـ منشر شده است.
    نشانی مستقیم خود تصویر به تنهایی در ققنوس:

    http://www.ghoghnoos.org/azmg/mz/Azar600x333.jpg

    در تصویر می بینیم که دیگر آذر های جدید به دبستان نمی‌روند و کودکی خود را در کارگاه های تنگ و نمور قالی‌بافی گم می‌کنند، و دارا های جدید هم به جای مدرسه رفتن، زباله‌گردی می کنند.
    و این همه، از نحوست ج.ا، است و بلایی که ما بر سر نسل های بعد از خود آورده ایم، ولی بسیاری‌مان هنوز شهامت اخلاقی پذیرفتن مسئولیت خود را نداریم و یاوه هایی سر هم می‌کنیم از قبیل سرقت انقلاب که گویا ناگهانی و «غفلتاً» بعد از ۲۲ بهمن اتفاق افتاده است، نه در زمانی که هژمونی خمینی بر «مبارزه»، مسجل شده بود و کاملاً تثبیت شده بود و حاکم بر همهٔ «حرکت های انقلابی» بود، و زیر علم او بود که «انقلاب» پیش می‌رفت!
    اول، مسئولیت رفتار خود را بپذیر و بابت آن از مردم پوزش بخواه، و بعد از آن از نسل های جدید طلبکاری کن که چرا چنین و چنان می گویند و چرا چنان و چنین می کنند.

  4. چون نگران شدم که طنز و شوخی «پسران پدرسوخته»، و «دختران پدرسوخته» و در (مورد پسران) «همجنسان پدر سوخته تر از خودشان» در اوایل حکایت بازنویسی شدهٔ «با مهر و مهرگان و آذر و دارا و آدمی» را بعضی ها که یک کم «تلخ» هستند جدی فرض کنند (!) کلاً آن را در سایت خودمان خذف کردم.
    آن «پدرسوخته»، فحش نیست، بلکه دقیقاً نوازش از سر علاقهٔ زیاد است، مثل این که آدم به یکی که شیطنت با مزه‌یی کرده است با خنده بگوید که «خیلی پدر سوخته ای تو!»

    به هر حال، حالا آن قسمت، بعد از حذف سه تا «پدر سوخته» ی دوستانه، به صورت زیر در آمده است، و شما هم لطفاً به همین صورت زیر بخوانیدش:

    «من آذر را خیلی دوست داشتم؛ اما، اگر بخواهم دروغ نگویم، دارا را نه به اندازهٔ آذر.»
    «شاید برای این که آذر دختر بود و من پسر بودم، و حلاوت اولین و زیباترین عشق همهٔ زندگیم مرا سر کلاس درس کلاس اول هم با خود تا جایی میان زمین و آسمان، جایی که فقط عاشق‌ها می‌دانند کجاست، می بُرد و در همانجا نگاه می‌داشت، و من از آنجا بود که به کتاب و دفتر و تخته سیاه نگاه می‌کردم.»

    آدم های یک کم «تلخ» هم لطفاً اخم نکنند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

↑