دونالد ترامپ علیه خطر سرخ
برگردان بهروز عارفی

راستگریان آمریکا در مخاطره؟
دونالد ترامپ علیه خطر سرخ
نفوذ کاندیداهای چپ در ایالات متحده، دونالد ترامپ را واداشته که مبارزه با کمونیسم را یکی از موضوعهای اصلیِ بسیجِ مردم قرار دهد. لحنِ او حال و هوای فاشیسم دارد و سوءقصدهای قدیمیِ راستِ افراطی را مَسکوت گذاشته است. همه دولتهای اتحادیه اروپا، با نادیدهگرفتن این وضعیت، در سمیناری رسمی در واشینگتن علیه «تروریسمِ چپ» شرکت کردند.
نویسنده Serge HALIMI برگردان بهروز عارفی
چنین برمیآید که اوضاع برای رئیس جمهور آمریکا بسیار بد است. جنگی که او با اسرائیل علیه ایران به راه انداخت، از همان روز نخست نامحبوب بود. شش ماه بعد، باتوجه به اینکه این جنگ بدون رسیدن به حتی یکی از هدفهای اولیه و پس از این که باعث شده تنگه هرمز بسته شود ، در باتلاق فرورفته، بازهم بیشتر غیرمحبوب شده است. اما برای آمریکائیان، این مناقشه پیش از هرچیزی مترادف با افزایش قیمتها، بهویژه بهای بنزین است (با افزایش ۳۵% از فوریه گذشته) . دو سال پیش، دونالد ترامپ برای بالا بردن قدرت خرید و پایان دادن به «جنگهای بیپایان»، مجدداً انتخاب شد. با نزدیکشدن انتخابات میاندورهای در سوم نوامبر آینده، ترازنامه او درخشان نیست. میزان محبوبیت رئیس جمهور بیتأثیر از آن نبوده است.
بنابراین، چگونه باید واکنش نشان داد؟ نخستین گزینه این است که به امید یک رویداد ورزشی، حادثه پُرسروصدا یا توفان شدیدی باشید که افکار عمومی را از جنگی که در بین آمریکائیان زیاد مرگبار نبود ( ۱۸ سربازکشته شدند) منحرف کند. راهکار دیگر، عَلَمکردنِ یک هیولاست که باید ازپا درآورد، تا کارزار انتخاباتی پیشِ رو دراماتیزه شود. با توجه به این نکته که پایداری استراتژیکی قابلیت اصلیِ دونالد ترامپ نیست، او گاهی امکان نخستین را بهکار میبندد و گاهی دومی را. سحرگاهان، بهبرکتِ پیروزیهایم که جهان حسودیاش را میکنند، همه چیز روبهراه است؛ عصر، بدا به حالِ تروریستهای کمونیست که برای نابودی کشور ما توطئه میکنند.
تروریستهای کمونیست در ایالات متحده؟ آری، حتی این عمدهترین موضوعِ بسیج انتخاباتیِ حزب جمهوریخواه است. قتلِ صاحب یک شرکت بیمه در دسامبر ۲۰۲۴، سپس قتلِ چارلی کرک، اینفلئونسر راست افراطی در سپتامبر ۲۰۲۵، انتخاب زُهران مَمدانیِ سوسیالیست به عنوان شهردار نیویورک دو ماه پس از آن، همه رویدادهای ناهمگون، نه به معنی تلاش برای نابودی وال استریت [مرکز بورس نیویورک.م] است و نه معادل یورش به «کاخ زمستانی» [اشاره به حمله کاخ زمستانی تزار روسیه در ۲۵ اکتبر ۱۹۱۷ در پتروگراد.م]. اما در کشور مککارتیسم و ملغمههای عجیب و غریب، تکرار پیدرپی آنها فضای خاصی ایجاد میکند. و نیز سوخت کافی برای داغ کردن تنور انتخابات .
در مراسم خاکسپاری کرک، استِفِن میلر راه را نشان داده بود. بیش از اینکه در جستجوی وحدت کشور برای محکومکردن یک قتل سیاسی باشد، این مشاور ویژه رئیس جمهوری ایالات متحده از این درام برای بی اعتبار کردن بیشتر دشمنان ترامپ استفاده کرد. ونیز به حریفان فهماند که «اژدهای» فوقالعاده محافظهکار را «بیدار» کرده اند. سخنرانیِ تجلیل او با لحنِ خشن، نفرتآور و تکاندهندهاش بهویژه از این رو شگفتآور بود که بیوهی قربانی به نقل از انجیل و سخنان مسیح روی صلیب گفت: «ای پدر، اینان را ببخش؛ زیرا نمیدانند که چه میکنند». خانم اریکا کرک حتی درباره قاتل همسرش افزود: «این مرد، این مردجوان را، من میبخشم».
میلر که معمار سیاست مهاجرتی ترامپ است، با بخشش به هیچوجه آشنا نیست. سخنان او تکرار سخنوریِ فاشیستها است، بهطوری که مخالفان او به طنز میگویند که سخنرانی او از آلمانی ترجمه شده است. میلر در استادیوم آریزونای مملو از جمعیت و در حضور رهبران کشور که برای تجلیل آمده بودند – رئیس و معاون رئیس جمهور، وزیرامورخارجه و غیره –سیل حملههایش را چنین روان کرد : «ما توفان هستیم. دشمنان ما قادر به درک قدرت، عزم واراده، اشتیاق ما نیستند. (…) نور ظلمات را شکست خواهد داد، ما بر نیروهای شر پیروز خواهیم شد. آنها میتوانند قدرت ارتشی را که برمیخیزد تصور کنند زیرا ما از نیکی، تقوی ونجابت دفاع میکنیم. و شمائی که علیه ما نفرت میپراکنید، چه دارید؟ شما هیچ ندارید. شما شر هستید، شما حسادت هستید، شما طمع هستید، شما نفرت هستید. شما هیچ نیستید. شما قادر به ساختن هیچ چیز، تولید هیچ چیز، خَلقِ هیچ چیز نیستید. ما کسانی هستیم که میآفرینند، انسانیت پرورش میدهند. شما فکر میکردید که کرک را میکشید، او را جاودانه کردید (…) ما در طرف خدا هستیم. به دوستم، به برادرم چارلی، قول میدهم: ما تو را سربلند خواهیم کرد. ما کار را تمام خواهیم کرد». آیا این، فقط موعظهی یک بنیادگرای متعصب بود؟ دنباله نشان خواهد که چنین نیست .
شش هفته بعد، پیروزی ممدانی نشان داد که جهش چپ در ایالات متحده قادر است در بزرگترین شهر کشور پیروز شود. قتل کرک به دست فردی بدون وابستگی ایدئولوژیکیِ مشخص، امکان بهرهبرداری روشنی را نمیداد.برعکس، پیروزی انتخاباتی یک سوسیالیست شناختهشده، یک ضدامپریالیست خندان و درخشان در ثروتمندترین کلانشهر جهان مفهوم خاصی داشت. بهویژه که چندین نتیجه مشابه انتخاباتی را در نیویورک و نیز در میشیگان، کُلُرادو، مینهسوتا، فلوریدا بهدنبال داشت. در آنجا کاندیداهایی در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات پیروز شدند که در کارزار انتخاباتیشان به حمایت از فلسطین، مخالفت با «مرکز داده»(data centers) و مطالبه بیمه اجتماعی پزشکی اهمیت قائل شده بودند. بنابراین، دشمنی که میلر به عنوان ناتوان از «ساختن، تولید، خَلقکردن» معرفی کرده بود، «گرگی تنها» و بدون آینده نبود، بلکه ارتشی از کنشگران چپ بود که مصمم بودند تشکیلات دموکرات را با شکست دادن چند چهره شاخص آن حزب واژگون کنند. استیو اسکالایز، رهبر اکثریت جمهوریخواه در مجلس نمایندگان، اوضاع را به «قدرتگیری بلشویکی» حزب مخالف تشبیه کرد. عکسبرگردانی از «کمونیسم، این هم دشمنمان»*. پیشبینی دنباله فیلم آن چنان ساده بود که هر فردی در ایالات متحده حکایت آن را میداند. (۱)
بهویژه خود ترامپ. که در آنزمان یک بسازوبفروش جوان نیویورکی بود، مرشدی داشت به نام رُوی کوُهن. او پس از مشاوره دادن به سناتور جوزف مَککارتی که به خاطر تعقیب «کمونیستها»ی واقعی یا خیالی در سالهای دهه ۱۹۵۰ مشهور گردید، بارئیس جمهور آینده آشنا شد. در محاکمهای که اِتِل و جولیوس روزِنبِرگ را به اعدام با صندلی الکتریکی محکوم کرد، کوهن دادستان بود. او به شاگرد جوانش زیروبمِ شهرتِ رسانهای، ناسپاسی و سماجت و سرسختی قضائی را آموخت (۲).
ترامپ با کمال میل به ترفند «ساحرهگیری» [تعقیب مغرضانه مخالفان] دست مییازد، به ویژه که پیش از او ، دو رئیس جمهور ، ریچارد نیکسون و رونالد ریگان برای نفوذ در صحنه سیاسی از این شیوه بسیار استفاده کردهاند. نیکسون در دشمنی با اَلجِر هیس، یک مقام عالیرتبه وزارت خارجه که به جاسوسی برای اتحاد شوروی متهم شد. ریگان با افشای همکارانش، نویسندگان و هنرپیشههای کمونیست در برابر کمیسیون فعالیتهای ضدِآمریکائی. کمیسیونی که ادامه کار چارلی چاپلین، اُرسُون وِلز، آرتور میلِر، داشیِل هَمِت، ژول داسَن و بسیاری دیگر، را ممنوع کرد ، و گاهی آنها را به زندان فرستاد.
روز سوم ژوئیه گذشته، در آستانه جشن ملی آمریکا ، در برابر کوه راشمور و چهرههای تراشیده از سنگ چهار رئیس جمهور برجسته آمریکایی (۳)، ترامپ بهمناسبت بزرگداشتِ دویستوپنجاهمین سالگرد اعلام استقلال ایالات متحده، این سنت را دوباره زنده کرد. او نزدیک به یکچهارم سخنرانیاش را به «رواج دوبارهی کمونیسم» اختصاص داد و تمام هنر مختصر ولی گزافهگویش را بهنمایش گذاشت: «کمونیسم خطری مرگبار برای آزادیِ آمریکائی است. بدتراز آنچه جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، حمله به پِرل هاربُر یا یازده سپتامبر بود. کمونیسم مرگ است، استبداد است و تداوم شر(…) آنان خدا را دوست ندارند و خدا نمیخواهند. آنها مذهب را دوست ندارند و دین نمیخواهند. ولی نخواهیم گذاشت که برنده شوند. این، ایدئولوژی دزدی، دروغ، کنترل وقتلهای دستهجمعی است. نباید هیچ جائی برای این دکترینها در یک دموکراسی وجود داشته باشد. (…) شما میتوانید یا وفادار به کارل مارکس باشید یا وافادار به آمریکا. شما میتوانید یا کمونیست باشید یا میهندوست. (…) آمریکا هرگز یک کشور کمونیست نخواهد بود». رئیس جمهور ایالات متحده، شاید با خیانت به میلر افزود که «حزب کمونیست آمریکا» که بیشتر آمریکائیان احتمالاً تازه درمییابند که این حزب هنوز وجود دارد، متشکل است از «مهاجران مخفی، جنایتکاران و همه کسانی که نمیخواهند کار کنند». از آن پس، ترامپ به حدی به این سخنرانی مغرور است که از آن مرتباً یاد میکند یا بخشهایی از این گفتار را در میتینگهای انتخاباتیِ نامزدان حزب جمهوریخواه نقل میکند. و گاهی تکههای جدیدِ و اغراقآمیزی می-پراکند مثل «کمونیستها میخواهند کوه راشمور را منفجر کنند». (۴)
«یک شکست خورده کمونیست که از یهودیان متنفر است»
این دروغپردازیها که احتمالاً میتوانند اقدامهای آزادیکُش یا اعتراض به نتیجه انتخابات آینده را ترغیب کنند، فقط برای مصرف داخلی نیست. از آنجا که، بهقول رئیس جمهوری ایالات متحده «نیاکان ما خون خود را در میدوِی یا نورماندی نریخته اند که یک دستهی دزد، تندرو و دیوانه بیایند و ملت ما را چپاول کنند»، . شگفتآور نیست که او در جریان اجلاس آنکارا در ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ به متحدانش در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) هشدار داد . [اشاره به نبرد میدوی علیه نیروهای ژاپنی در جزیرهای مرجانی به همین نام واقع در شمالغربی هاوائی از ۳ تا ۷ ژوئیه ۱۹۴۲. م]. او یادآوری کرد که کمونیسم هم قول «اجاره خانه مجانی برای همه عمر به شما میدهد و هم فقر مطلق و کثافت پس از دوازده ماه»، «قتل در همه جا»، «یک فاجعه» به ارمغان میآورد. از سوی دیگر او گفت که دلیل آن، «از هزاران سال پیش با نامهای گوناگون ثابت شده است. شما میدانید که آنان را رادیکالها، سوسیالیستها یا کمونیستها میخوانند. تفاوت زیادی وجود ندارد».
حمله به کمونیسم در اجلاسِ سازمانی نظامی که دشمن اصلیاش را مسکو میداند، امری بدیهی نبود، زیرا رهبران روسیه به همان میزان این ایدئولوژی را بهکار میبرند. لذا، شاید یک دلیل محلی، خصومت ترامپ و همچنین اشاره او به اجاره بهای خانه را توضیح میدهد: اعلام ایجاد مالیاتی برای اقامتگاه فرعی [و غیردائمی] برای مِلکهای بیش از ۵ میلیون دلاری در نیویورک. بهعقیده ممدانی [شهردار جدید نیویورک] بخشی از این مالیات به حفاظت اجتماعی از کودکان اختصاص خواهد یافت و «بهویژه طرحی است برای گرفتن مالیات از ثروتمندترینِ ثروتمندان که ثروتشان را در املاک نیویورک سرمایهگذاری میکنند، بدون اینکه در آنجا زندگی کنند». این تصمیم، بسازوبفروش قدیمی نیویورکی را خشمگین کرده، زیرا اجارهنامه کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۹ به پایان میرسد: «شهردار ممدانی در حال نابودی نیویورک است!…این سیاست مالیاتی بسیار ناجور است (۵)».
هنگامی که او خشمش را با یک دوست میلیاردر درمیان گذاشت، وی به رئیس جمهور توصیه کرد که این مُنتَخَبان چپگرا را که به قول خود ترامپ «کسانی که هیچ موفقیتی بهدست نیاورده و از کشورهای ورشکسته میآیند و به ما درس مدیریت میدهند» وتقریباً در همه جا انتخاب میشوند، «جهادیست» بهنامد. با چنین روحیهای، رئیس جمهور آمریکا ار انتخابِ عبدُل السیِد در انتخابات مقدماتی دموکرات-های میشیگان استقبال کرد ولی درضمن او را «کمونیست شکستخوردهای نامید که از یهودیان نفرت دارد». بااینوجود، این «بازنده» بهرغم هزینهی ۳۲ میلیون دلاری لابی طرفدار اسرائیل برای رقیب او، برنده شده بود.
«کمونیست»، «جهادیست»، «تروریست»، از اتهامهای رایج در جریان جنگ سیاسی است که بیوقفه از مخلوطکردن عوامل گوناگون، وسلبِ صلاحیت تا اتهام خیانت به اشخاص دست میزند. فقط این «ساحرهگیری» یک پایهی روشنفکری و یک قانون موسس کم داشت. در ۱۶ ژوئیه گذشته، مارکو روبیُو، وزیر امور خارجه آمریکا با برگزاری کنفرانسی به این کار رسمیتی بینالمللی بخشید.
این نشست با عنوان «بازگشت تروریسم سیاسی»، با شرکت شصت و شش دولت، از جمله بیست و هفت عضو اتحادیه اروپا در واشنیگتن برگزار شد. دو ماه پیش از آن، «استراتژی ضدِتروریستی ایالات متحده» منتشر شده بود. برخلاف سندهای گذشته، در آن هیچ اشارهای به تروریسم راست افراطی نشده بود. در واقع به عقیدهی نویسندگان آن، درواقع، «سه گونه عمده از گروههای تروریستی» وجود دارند: «نارکوتروریستها [فعال در زمینه مواد مخدره. م] و باندهای چندملیتی»، «اسلامگرایان» و «تروریسم چپگرا، از جمله آنارشیستها و ضد فاشیستها».(۶) با این حال، اولویت به گونههای گروه سوم داده شد، یعنی «خنثیسازی گروههای خشن غیرمذهبی دارای ایدئولوژی ضد آمریکایی، به شدت تراجنسیتی و آنارشیستی». مقدمهای از رئیس جمهور ترامپ، مفهوم واژهی «خنثیسازی» را روشن میکرد: «اگر به آمریکاییها آسیب برسانید یا قصد انجام این کار را داشته باشید، شما را خواهیم کشت.»
یک سال قبل، وقتی وزیر دادگستری آمریکا یک بررسی انجام شده در سال ۲۰۲۴ را که نشان میداد از سال ۱۹۹۰، افراطیهای راستگرا پنج بار بیشتر از چپ افراطی در ایالات متحده مرتکب حمله شده و هفت برابر آنان مردم را کشته اند، از سایت آن وزارتخانه حذف کرد، در واقع، محل کنفرانس واشینگتن را از هر اعتراضی که برای کشور میزبان آزاردهنده باشد، پاک کرده بودند (۷). بهویژه این یادآوری آنگاه آزاردهنده میشدکه تروریسم مورد نظر رابیو از منظر سیاسی، میبایست به ایران وصل میشد یا حتی بهتر از آن، به «شبکه گسترده و نامنظمِ اطلاعات و تبلیغاتی رژیم کوبا که امکان داد چپ افراطی را در کشور و نیمکرهی ما ایجاد کند» (۸).
بهزودی «گولاگ» ؟
لذا، سخنرانی وزیرامورخارجه آمریکا در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶، خشونت (قدیمی) توپاماروسها در اوروگوئه، مونتونِروس آرژانتینی، نیروهای مسلح انقلابی (فارک) در کلمبیا، «راه درخشان»( PCP-SL) پروئی، «بادرماینهوف» [فراکسیون ارتش سرخ] در آلمان ، بریگادهای سرخ در ایتالیا، را محکوم کرد و آنها را به قتل کرک و مرگ کنشگر نئونازیِ فرانسوی کانتَن دِرانک در شهر لیون مرتبط کرد. برعکس، درباره ده-هاهزار قربانی دیکتاتوریهای راست افراطی آمریکای لاتین (اغلب با پشتیبانی ایالات متحده) و یا ۶۹ جوان که در سوئد به دست آندِرس برِئیویک، برتریطلب سفید در جزیره اوتویا (سوئد) به قتل رسیدند، یا ۱۶۸ آمریکائی که در سال ۱۹۵ به دست تیموتی مَکوِیگ، برتریطلب راستِافراطی کشته شدند، حتی یک کلمه بر زبان نیاورد.
روبیو، وزیرخارجه خطاب به تمام دنبالهروان ایالات متحده که به دعوت وزارت امور خارجه شتابان آمده بودند، کالبدشکافی منحصر به فرد از کمونیسم و «چپ رادیکال» را چنین شرح داد: «این شورش بدترینها علیه بهترینها، شورش ضعیفان و بزدلان علیه خوبان است. این شورش کسانی است که نمیتوانند بسازند، نمیتوانند خلق کنند و میخواهند انتقام کاستیهای خود را با نابوددی کسانی که قادر به این کار هستند، بگیرند». نتیجه آن، «جهانی بدون خلاقیت، بدون بلندپروازی، بدون قهرمان، بدون معجزه» خواهد بود. آیا این کافی است؟ نه، بدتر از آن هم هست، «کمونیسم جهانی بدون خدا را در نظر دارد».
در روایت آخرالزمانی و پارانویایی از غرب وحشتزده و جهانی آزاد که به طور فزایندهای در بند ترسهایش است، جای میلر فقط خالی بود. او پس از شرحِ دقیقِ وضعیتی که شکست احتمالی دوستان راست افراطیاش ایجاد خواهد کرد – قطعاً منظورش برپائی «گولاگ» بود – ابراز تاسف کرد که چپ میتواند از آزادیهای مدنی برای «محافظت از خشونت خود در برابر پیگرد قضائی» بهره بَرَد. زیرا، به گفته او، زمانی که «تمدن شما اقامتگاه شماست، باید با همان شور و اشتیاقی از آن دفاع کنید که گویی دشمنی در خانهتان، محلی که خانوادهتان زندگی میکند، حضور دارد». میلر با مشاهده عکسهای فعالان ضد فاشیست چهره «دشمن» را چنین تحلیل کرده است: کسانی که «عادی نیستند، از نظر ظاهر، لباس و رفتار، همه چیزشان تغییر شکل داده است.»
ما از وزارت امورخارجه در مورد مشارکت فرانسه در این کارزار تبلیغاتیِ راستِافراطی که به شکل یک کنفرانس بینالمللی بزک شده، سؤال کردیم. سرویسهای وزارتخانه تأکید کردند که «فرانسه در روز ۱۶ ژوئیه در این رویداد در سطح پائینتر از وزیر شرکت کرده است. فرانسه را فرستادهی ویژه برای مبارزه با تروریسم نمایندگی میکرد. این نشست در چارچوب استراتژی جدید ضد تروریسمِ ایالات متحده که در مه ۲۰۲۶ منتشر شده، قرار میگرفت». ما همچنین پرسیدیم که آیا پیش و پس از اجلاس بین شرکت-کنندگان مشاورههایی صورت گرفته بود یا نه؟ آیا کنفرانس جالب بود و دنبالهای خواهد داشت؟
وزارت امورخارجه فرانسه پاسخ داد: «ما تفسیر دیگری نخواهیم کرد».
*اشاره به جمله معروف آلبرت سارو، وزیر کشور فرانسه که در دوران استعمار الجزایر در کنستانتین بیان شد
زیرنویسها:
۱-مقاله « شیوه مالیخولیایی در سیاست »، لوموند دیپلماتیک، سپتامبر ۲۰۱۲ https://ir.mondediplo.com/2012/09/article1886
و « L’obsession de la subversion aux États-Unis », Le Monde diplomatique, février 1988,
۲- Cf. Kai Bird et Susan Goldmark, « The mentor : How Rohn Cohn taught Donald Trump everything », The New Yorker, 3 août 2026.
۳- George Washington, Thomas Jefferson, Abraham Lincoln, Theodore Roosevelt.
۴- Meeting à Marietta, Géorgie, 22 juillet 2026
۵- Julia Rock, Zehra Munir et Amelia Pollard, « New York City’s super-rich complain about Mamdani’s tax on second homes », Financial Times, 16 avril 2026.
۶- Maison Blanche, « United States conterterrorism strategy », 2026 ۷- یعنی ۲۲۷ حمله و ۵۲۰ کشته برای راست افراطی؛ ۴۲ حمله و ۷۸ کشته برای چپ افراطی. نگاه کنید به: Steven Chermak, Matthew Demichele, Jeff Gruenewald, Michael Jensen, Raven Lewis et Basia E. Lopez, « What NIJ research tells us about domestic terrorism », National Institute of Justice, 4 janvier 2024 لینک این گزارش : https://archive.is/1t1rm
۸- Secretary of State Marco Rubio with Secretary of the Treasury Scott Bessent, White House Deputy of Staff and Homeland Security Advisor Stephen Miller, and Deputy Secretary of State Christopher Landau at the Opening of the Ministerial on the Resurgence of Political Terrorism, Département d’Etat des Etats-Unis, 16 juillet 2026
Serge HALIMI
دبیر هیئت تحریریه لوموند دیپلوما تیک
خطر “سرخ” وجود دارد. اگر سیاستمداران غربی مالیات بر درآمد و املاک سرمایه داران غرب و آمریکا را زیاد کنند، آنها را در رقابت با سرمایه داران شرق که از مزد کار کم سودهای نجومی به جیب می زنند، تضعیف میکنند و یواش یواش مثل الان سطح درآمد طبقه کارگر غربی را کاهش میدهند. تا وقتیکه طبقه کارگر ایدئولوژی ملیگرایی در سرش را خوب میداند، باید قاعدتا از بورژواهای مثلا خودی دفاع کند. حال اگر بورژوای مثلا خودی کار را خراب کند و بجای بهتر کردن وصع کارگران، اوضاع را بدتر کند، مثل ترامپ و جمهوری اسلامی، بتدریج ایزوله میشوند و این آن اربابها دیکتاتور تر می گند و سرمایه داران دموکرات شیادی بیشتری میکنند. حال چرا شیادی؟ به این دلیل که در انتها همه سرمایه داران جهانی و خودی در ایدئولوژی ناسیونالیسم کارگران خودی و استثمار کارگران جهانی، هم منافع هستند. پس، نظرات ترامپ چندان هم در چهارچوب روابط سرمایه داری نامعقول نیست.
بعلاوه،کجای دولت سابق مارکسیسی روسیه و دولت فعلی چین کمونیستی بوده اند. وقتی سرمایه داران آمریکائی میگویند کمونیست منظورشان هم کمونیستهای آنارشیست است و هم سرمایه داری دولتی مارکسیستی. دومی رقابت درون طبقاتی است، اولی مبارزه طبقاتی.
آنارشیست