دعوتی به خروج از انزوا، ائتلاف، و بازگشت به جامعه
نوشته ای از جوانان مارکسیست داخل کشور
برای ائتلاف بزرگ گرایشات مختلف چپ
در قالب کمیته های اقدام و عمل مشترک :
باز نشر دریافتی از دنیای مجازی، جبهۀ مردم برای نجات ایران ـ فرح نوتاش 23. 02. 2026
چپ ایران امروز در موقعیتی ایستاده است که دیگر نمیتوان آن را با واژه هایی چون «دورهٔ سخت»، «عقب نشینی موقت» یا «بازآرایی نظری» توصیف کرد. مسئله عمیقتر است. ما با خطر حذف تاریخی مواجه ایم. در شرایطی که بحران معیشت، ناامنی اجتماعی و فرسایش زندگی روزمره مردم را به ستوه آورده، این راست است که توانسته زبان پاسخگویی به این اضطراب عمومی را به دست بگیرد. اگر این روند ادامه یابد، هژمونی راست نه فقط قدرت سیاسی، بلکه تخیل اجتماعی جامعه را نیز در اختیار خواهد گرفت.
این متن نه بیانیه ای نظری، بلکه فراخوانی برای تغییر جهت عملی است. متن را نقد کنید. بسنجید. راهی بیاید. ما جوانان مارکسیست ایرانی از شما عزیزان دعوت می کنیم که برخیزید.
ما باید از تجربه ها—بویژه از دیماه—درس بگیریم. آن لحظه نشان داد که جامعه می تواند ناگهان به حرکت درآید، اما اگر نیرویی ریشه دار، سازمان یافته و قابل اعتماد حضور نداشته باشد، انرژی اعتراضی یا فرومی نشیند یا به راحتی توسط نیروهای دیگر مصادره می شود. مشکل، نبود خشم یا نارضایتی نبود؛ مشکل، غیبت ما بود.
اکنون پرسش اصلی این نیست که «حق با کدام گرایش چپ است»، بلکه این است: آیا چپ می خواهد در تاریخ بماند یا به حاشیهٔ آن رانده شود؟
برای ماندن، باید چند تغییر اساسی را بپذیریم.
۱. از حاشیهٔ گفتار به متن زندگی بازگردیم چپ سالهاست بیشتر سخن گفته تا حضور داشته باشد. بازسازی از نوشتن برنامه های کلان آغاز نمیشود؛ از درگیر شدن با مسائل مشخص آغاز می شود. باید در کنار مطالبات واقعی مردم—دستمزد، اجاره، درمان، امنیت شغلی—حضور پیدا کنیم. مردم به نیرویی اعتماد می کنند که در لحظهٔ دشوار کنارشان دیده شود، نه فقط در سطح تحلیل.
۲. سازماندهی را از مقیاس کوچک و واقعی آغاز کنیم تشکیلاتهای بزرگِ اعلامی، بدون ریشهٔ اجتماعی، فقط نام هایی توخالی می سازند. باید هسته های کوچک، منعطف و مداخله گر ایجاد کرد؛ جمع هایی که در محیط کار، محله یا یک مسئلهٔ مشخص فعال شوند، اعتماد بسازند و به تدریج به شبکهای گسترده تبدیل شوند. آینده از اتصال این نقاط کوچک ساخته میشود.
۳. زبان خود را تغییر دهیم بخش بزرگی از جامعه امروز بیش از هر چیز به «ثبات» و «قابلیت پیشبینی زندگی» می اندیشد. اگر چپ نتواند عدالت اجتماعی را به زبان امنیت زندگی ترجمه کند، میدان را واگذار کرده است. باید نشان دهیم که عدالت، نه آرمان دوردست، بلکه شرط یک زندگی قابل دوام است.
۴. به محیطهای کار و زیست واقعی بازگردیم سیاست فقط در فضای مجازی یا محافل فکری شکل نمی گیرد. محل کار، مدرسه، بیمارستان، کارخانه، و محله همانجایی است که اعتماد اجتماعی ساخته میشود. بدون حضور در این فضاها، چپ به صدایی بیرونی تبدیل میشود.
۵. رسانه را به ابزار پیوند بدل کنیم، نه نمایش دانایی نیاز به تولید مستمر محتوای ساده، قابل فهم و مرتبط با زندگی روزمره داریم. رسانه باید توضیح دهد، آموزش دهد، تجربه ها را به هم وصل کند و امکان همبستگی بسازد. پیچیدگی زبانی، ما را از جامعه دورتر کرده است. بسیار از رفقای چپ گرا در داخل کشور درحال تولید محتواهای بی نظیر هستند اما به کمک شما احتیاج دارند.
۶. مبارزات پراکنده را به یکدیگر متصل کنیم امروز هر گروه اجتماعی جداگانه می جنگد و همین پراکندگی، نیروی اعتراض را فرسوده میکند. نقش چپ باید ایجاد پیوند میان این مبارزات باشد؛ نشان دادن اینکه ریشهٔ مسائل مشترک است و راه حل نیز باید جمعی باشد. دست از تک روی برداریم. بیاید باهم بسازیم.
۷. اختلافات درونی را به سطحی ثانویه ببریم تداوم منازعات فرقه ای، در شرایط کنونی، به معنای خودانحلالی است. هیچ گرایشی به تنهایی قادر به بازسازی چپ نیست. باید یاد بگیریم حول حداقلهای مشترک همکاری کنیم، حتی اگر در افق های نظری اختلاف داشته باشیم. ائتلاف، امروز یک انتخاب تاکتیکی نیست؛ شرط بقاست.
۸. از دگماتیسم عقب نشینی کنیم وفاداری به سنت فکری، زمانی معنا دارد که بتواند در واقعیت زنده عمل کند. تکرار قالب های گذشته، بدون بازاندیشی در شرایط امروز، ما را به نیرویی موزهای بدل می کند. مارکسیسم، اگر زنده است، باید در تحلیل اکنون و عمل امروز بازتولید شود، نه در حفظ شکلهای کهنه.
۹. مفهوم جمعی «ایران» را به میدان عدالت اجتماعی بازگردانیم احساس تعلق ملی را نمی توان به نیروهای اقتدارطلب واگذار کرد. دفاع از کرامت و آیندهٔ این سرزمین، فقط با دفاع از زندگی مردم آن معنا پیدا میکند. عدالت اجتماعی باید به عنوان شرط بازسازی جامعه طرح شود، نه در تقابل انتزاعی با مسئلهٔ ملی.
۱۰. صبور، اما مداوم باشیم بازسازی اجتماعی یک پروژهٔ بلندمدت است. نمی توان با شتاب زدگی یا انتظار جهش ناگهانی، آن را پیش برد. باید حضوری پیگیر، قابل اعتماد و ماندگار ایجاد کرد. اگر ما این کار را نکنیم، دیگران جای آن را پر خواهند کرد.
چپ امروز زمین خورده است، اما هنوز از میدان بیرون نرفته است. اگر اکنون دست به بازسازی نزنیم، فردا دیگر نیرویی برای بازسازی باقی نخواهد ماند. این متن دعوتی است برای رها نکردن چپ در لحظه ای که بیش از همیشه به آن نیاز است. نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای ساختن حضوری تازه در دل جامعهٔ امروز. زمان آن رسیده است که به جای دفاع از نامها، به بازسازی یک نیروی اجتماعی واقعی بیندیشیم. یا این کار را با هم انجام میدهیم، یا جداگانه حذف خواهیم شد.
این ده گزینه هرروز درحال به روزرسانی و دریافت نقد سازنده است. به کمک کردنش بپیوندید.
به یاد رفیق کشته شده ما، جاوید نام امین
حلقه جوانان مارکسیست ایرانی
Comments
دعوتی به خروج از انزوا، ائتلاف، و بازگشت به جامعه — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>