Comments

جنگ و رقابت برای دستیابی به منابع و قدرت <br> شباهنگ راد — 3 دیدگاه

  1. اصلاح این جمله:
    پیروزی امپریالیستها به اندازه شکست خوردنشان، در شرایط حااکمیتهای ارتجاعی، بردگی زنان و کارگران را تغییر نمیدهد.
    این بهتره:
    چه امپریالیستها پیروز شوند و چه شکست بخورند، تا وقتیکه روابط جامعه ارتجاعی است، بردگی زنان و کارگران از بین نمی رود.
    نمونه مشخص:
    چین – امپریالیستها شکست خوردند اما روابط ارتجاعی جامعه دست نخورد. تازه امپریالیستهای غربی در چین سرمایه گذاری کردند و ارزش اضافی استخراج میکنند و صنایع چین نیز برای عینیت یافتن ارزش اضافی به بازارهای غرب نیاز دارند. تازه مطالعاتی نشان میدهد که خود چین گرایشهای امپریالیستی پیدا کرده که با توسعه سرمایه داری اش قابل تعجب نیست. یک نمونه از سیاستهای امپریالیستی چین رای دادن به تحریم دولت ایران است. اگر اقتصاد و سیاست را در چین از زاویه طبقاتی و روند ارتجاعی روابط درونی و خارجی اش ارزیابی کنیم خواهیم دید که: بردگی زنان و کارگران از بین نرفته، یک سری ارباب رفته یک سری دیگر آمده اند.
    آنارشیست

  2. قسمت دوم

    مشکل با این سلسله مقالات،
    در این سلسله مقالات مرز بین انقلاب و ارتجاع کاملا روشن نیست. جریانات مقاوم در مقابل اسرائیل و آمریکا و کلا امپریالیستهای غربی انقلابی ارزیابی شده در حالیکه شواهد عینی بسیاری حکم میکنند که جریاناتی که در مقابل امپریالیستهای غربی مقاومت میکردند و میکنند خودشان ارتجاعی هستند. مقاله کمک بسیار زیادی میکند که ارتجاع دموکراسی خواه، نفوذ امپریالیستهای غربی برای کسب قدرت سیاسی نرم، اعمال تروریستی و بلاخره حمله آنها به ایران درک شود تا بتوان فریب دموکراسی خواهان پرو غرب درون و بیرون اپوزیسیون را نخورد و درک درستی از ارتجاع امپریالیست داشت. اما دیدگاه آقای قراگوزلو فاقد عنصر متحد کننده زنان و کارگران منطقه علیه ارتجاع خودی و خارجی است زیرا ارتجاع غیر خودی را بیش از حد عمده میکند. پیروزی امپریالیستها به اندازه شکست خوردنشان، در شرایط حااکمیتهای ارتجاعی، بردگی زنان و کارگران را تغییر نمیدهد.

    پیشنهاد به آقای قراگوزلو این است که مسائل را نه صرفا از زوایه مقاومتهای ملی و دولتها بلکه از زوایه رابطه بین زنان و کارگران جامعه با مرتجعین داخلی و امپریالیستی بررسی کند تا زنان و کارگران منطقه بازیجه رقابتهای سیاسی نشوند و روزی بتوانند بعنوان طبقات مستقل و متحد در مقابل ارتجاع متشکل شوند. فعلا مقاله این فکر را بر می انگیزد که بهتر است زنان و کارگران خودی با ارتجاعی خودی علیه ارتجاع غیر خودی متحد شوند، در حالیکه مناسب ترین راه برای آزادی زنان و کارگران منطقه حفظ استقلال طبقاتی، نقد ارتجاع و نفی آن در محل کار و زندگی بصورت ایجاد تشکلات شورائی-کلکتیو است. متاسفانه هواداران مارکسیست کارگران بعلت انحرافات فکری مارکس و انگلس، توجه شان به اعمال دولتها و احزاب متمرکز شده و همه چیز را از زاویه قدرت دولتی می فهمند و در دور باطل رفتن یک دولت و آمدن دولت دیگر می چرخند. آگاهی طبقاتی بجای اینکه استقلال فکری فهمیده شود، شده وابستگی به رهبران حزبی و دولتها.

    پایان
    آنارشیست

  3. درباره این سلسله مقالات:
    شکست بالکانیزاسیون ۳ – محمد قراگوزلو
    قسمت اول
    معمولا جای این کامنت در قسمت “نظر در مورد دیگر مقالات” است، اما بعلت ربط مستقیم مقاله آقای قراگوزلو به مقاله این صفحه در اینجا نوشته می شود.

    این سلسله مقالات حاوی مطالب تاریخی و نکات سیاسی و اجتماعی بسیار مهمی برای درک ارتجاع امپریالیستی است. کسانیکه در پی از بین بردن ارتجاع در جامعه هستند باید حتما این سلسله مقالات را بخوانند زیرا امپریالیسم بخشی از مجموعه ارتجاع ست. این مقالات سیاستها و اعمال مرتجعین غربی و دشمنی شان را با جامعه توضیح میدهد. نظر حاکم بر مقالات این است که تشکلات فلسطینی و رژیم و سایر نهادها و دولتهای عربی (زمانی که پادو نبودند) از زاویه ضد امپریالیستی انقلابی بوده اند.

    پایان قسمت اول
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>