موضعگیری اصولی درباره جنگ ارتجاعی بین امپریالیسم آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی
حسن جداری
موضعگیری اصولی درباره
جنگ ارتجاعی بین امپریالیسم آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی!
چپ انقلابی ایران باید در همه موارد سیاسی، موضع قاطع انقلابی اتخاذ کند. در رابطه با جنگ کنونی بین امپریالیسم آمریکا و رژیم تجاوزگر اسرائیل از یک طرف و رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی از طرف دیگر، چپ انقلابی ایران باید قاطعانه تجاوزات امپریالیسم آمریکا و اسرائیل را به ایران محکوم ساخته و این مخالفت اصولی را در همه نوشته ها و تظاهرات و افشا گری های خود، در مد نظر داشته باشد. در عین حال، چپ انقلابی که خواهان سرنگونی انقلابی رژیم آدمکش جمهوری اسلامی است، وظیفه دارد در رابطه با مقاصد ارتجاعی رژیم جمهوری اسلامی در جنگ کنونی، موضع قاطع اتخاذ کند. به عبارت دیگر، چپ انقلابی ایران در عین حال که علیه اهداف تجاوز گرانه امپریالیسم آمریکا و رژیم توسعه طلب اسرائیل مبارزه می کند، مبارزه بی امان علیه رژیم آزادی کش جمهوری اسلامی را هرگز نباید به باد فراموشی بسپارد. در واقع امر، مبارزه با امپریالیسم امریکا و نوکر سر سپرده آن اسرائیل، به هیچ وجه جدا از مبارزه با رژیم آدمکش جمهوری اسلامی، نیست.
این واقعیت را نباید لحظه ای از یاد برد که تنها راه رهایی کارگران و توده های زحمتکش ایران از چنگال فقر و استبداد و استثمار، سرنگونی انقلابی رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی میباشد. تا رژیم جمهوری اسلامی به عمر ننگین خود ادامه میدهد، اسارت توده های زحمتکش از چنگال استبداد قرون وسطائی، فقر و استثمار، امکان پذیر نخواهد بود. نیروهای انقلابی چپ باید در همه حال از جنگ و درگیری بین امپریالیسم آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی در جهت سرنگونی سلطه پوشالی رژیم خون آشام جمهوری اسلامی، بهره برداری کنند. رژیم سرکوبگری در ایران بر سر کار است که در چهل و هفت سال سلطه جابرانه خود، همواره با حبس و شکنجه و اعدام به فریاد های آزادیخواهی توده های زحمتکش، پاسخ داده است. رژیمی که در همین چند سال گذشته، دست پلید خود را به خون دهها هزار تن از آزادیخواهان و مبارزین، آغشته ساخته است، تشدید هرچه بیشتر بحران اقتصادی همراه با جنگ خانمانسوز ارتجاعی، جامعه اسیر در چنگ انواع محرومیت ها را با سرعت به سمت انقلاب و فروریختن کاخ های استبداد رژیم خودکامه جمهوری اسلامی، سوق می دهد. سالهاست توده های زحمتکش ایران در چنگال فقر و بی خانمانی و بیکاری گرفتارند. تورم عنان گسیخته، اکثریت عظیم زحمتکش جامعه را سخت به ستوه آورده است. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، مذبوحانه می کوشد با توسل به حربه سرکوب و کشتار، جلو رشد روز افزون مبارزات توفندهُ کارگران و توده های زحمتکش را بگیرد. اما بر خلاف خواست رژیم آزادی کش، انزجار و تنفر عمومی علیه رژیم خود کامه هر روز دامنه گسترده تری پیدا کرده و روز سرنگونی این رژیم قرون وسطائی به دست توده های محروم و زحمتکش، نزدیک تر میشود. نیروهای چپ انقلابی در شرایط مساعدی که اینک برای خیزش های توده ای در جامعه تحت ستم بوجود آمده است، باید در جهت سرنگونی انقلابی رژیم کشتار و شکنجه جمهوری اسلامی، مبارزات خود را دو چندان کنند. هر نوع اتحاد و همسویی نیروهای سیاسی چپ با رژیم جمهوری اسلامی در شرایط جنگ و کشمکش بین این رژیم آزادی کش و امپریالیسم آمریکا و اسرائیل، اقدامی ارتجاعی بوده، دشمنی آشکار با منافع کارگران و زحمتکشان ایران محسوب می گردد. فراموش نکنیم که در سالهای جنگ ارتجاعی بین ایران و عراق، برخی از نیروهای چپ به بهانه دفاع از ” میهن”، به مدافعین پر شور جنگ ارتجاعی مبدل شده، به امیال جنگ طلبانه رژیم دشمن زحمتکشان، یاری رساندند. حاصل این موضع گیری اپورتونیستی این شد که در فردای جنگ ارتجاعی، رژیمی که جام زهر را نوشیده و به صلح خفت بار تن داده بود، هزاران تن از کمونیست ها و غیر کمونیست های مبارز زندانی را بیرحمانه، اعدام کرد.
در امر شرکت در تظاهرات افشا گرانه ضد جنگ کنونی و علیه تجاوزات امپریالیسم آمریکا و اسرائیل به ایران، نیروهای انقلابی چپ مقیم خارج، باید در نهایت احتیاط برخورد کنند و در تظاهراتی که امکان دارد در آنها پرچم منحوس رژیم جمهوری اسلامی و تصاویر سردمداران جنایتکار این رژیم آزادیکش بلند شود و در کلیه گرد هم آییها و حرکت های اعتراضی که عمال و مزدوران رژیم در سازماندهی آن ها دخالت داشته باشند، هرگز نباید شرکت کنند. در خارج از کشور، تنها راه دفاع پیگیر از مبارزات توده های زحمتکش ایران علیه رژیم جمهوری اسلامی، مخالفت با جنگ ارتجاعی کنونی و محکوم ساختن تجاوزات امپریالیسم سلطه گر آمریکا و رژیم دست نشانده اسرائیل، همانا ایجاد جبهه متحد دموکراتیک چپ های انقلابی در کشورهای مختلف، گسترش هر چه بیشتر همبستگی و اتحاد بین نیروهای انقلابی ایرانی و همبستگی در سطح جهانی با نیروهای انقلابی ضد امپریالیست می باشد.
چپ های سازشکار که در تمام مدت چهل و هفت سال گذشته در کنار رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، مدافع سیاست های ارتجاعی این رژیم ضد مردمی بوده اند و در حال حاضر نیز تحت عناوین مختلف نظیر ” چپ مقاومتی” – بخوانید چپ وا داده – از این رژیم فرتوت و سیاست های ارتجاعی آن دفاع می کنند، به هیچ وجه نباید در جبهه چپ های انقلابی و ضد امپریالیست خارج از کشور، جائی داشته باشند.
حسن جداری – تیر ماه ۱۴۰۵
مجددا در باره پاسیفیسم،
اگر نه بنفع امپریالیستها شعار بدهیم و نه بنفع جمهوری اسلامی و نه شعار سرنگونی بدهیم چون ذهنیت توده ها فعلا آمادگی درک تفصیلات آنرا ندارد ، وقتی تبلیغ پاسیویسم می کنیم که نگوئیم ارتجاع را در محل کار و زندگی نقد و نفی کنیم. کار نقد و نفی ارتجاع کار همیشگی است و به نوع رژیم بستگی ندارد.
آنارشیست
ممکن است بگوئیم که رژیم اسرائیل و آمریکا ثروت و قدرت نظامی بیشتری دارند و اگر فقط بگوئیم نه به جنگ و نگوئیم آری جنگ بنفع حماس و یا دپلت جمهوری اسلامی، آنها پیروز جنگ خواهند بود.
اول اینکه پیروزی جنگ الزاما پیروزی نظامی نیست. مثلا الان، آبروی کشورهای عربی و غربی در ارتباط با غزه و کرانه باختری و ایران رفته است و داده هایی فراهم شده که در خدمت تئوریزه کردن ضرورت و جهتگیری انقلاب بکار برده می شود.
دوم اینکه شکست خورده جنگ، چه حماس و چه دولت فلسطینی کرانه باختری و چه رژیم جمهوری اسلامی، خودش تقصیر کار است. کسی نیامد آنها را رهبر مملکت کند، آنها خودشان با زور تفنگ و ترور و سرکوب خودشان را دولت بالای سر زنان و کارگران کردند. آیا آنها آمدند از ما زنان و کارگران بپرسند که جامعه باید چگونه اداره شود تا روزی به امپریالیستها شکست نخوریم؟ نه! آنها حتی حاضرند نیروی کار ما را بقیمت ارزان به سرمایه داری جهانی شرق و غرب بفروشند. برای همین، شکست خوردن آنها تقصیر خودشان است و شکست خوردن ما نیست. باز برمیگردیم به همان استدلال قبلی که اصل ارتجاع سلطه گری و استثمارگری است و مهم نیست که ارباب کیست. وقتی این درست درک نشود، انقلاب شکل نمی گیرد، اپوزیسیون ارتجاعی شکل میگیرد.
آنارشیست
پاسخ به این کامنت:
“گرچه تو برخلاف این مقاله تبلیغ عملی بسود جانیان متجاوز نمیکنی اما خودت میبینی با نسخه ای که تو میپیچی، جریانات مترقی در بهترین شکلش میشن ناظر پاسیو. پاسیو=حامی عملی متجاوزین در کشتار فرودستان و تخریب بنیه کشور بدست امپریالیزم و شرکأ و نوچهها تا هر دو ارتجاع خودشون خشک بشن بیفتن!”
.
بحث این است که اگر امپریالیستهای غربی پیروز شوند، نه زنان از مردسالاری رها می شوند و نه کارگران از بردگی مزدی (سرمایه داری). پس ما سلطه امپریالیستهای را نمی خواهیم. حال، اگر جمهوری اسلامی پیروز شود، باز هم “نه زنان از مردسالاری رها می شوند و نه کارگران از بردگی مزدی (سرمایه داری)”. پس ما سلطه جمهوری اسلامی را هم نمیخواهیم. یعنی در هر دو حالت، نتیجه یکی است. از آنجا که منافع زنان و کارگران ایران و جهان در از بردن روابط ارتجاع مردسالاری و بردگی مزدی و جنبه های دیگر ارتجاع است، رهائی مشروط است به انقلاب زنان و کارگران علیه ارتجاع ایران و جهان نه مشروط به پیروزی یکی در جنگ. درک این قضیه نباید مشکل باشد، مشکل است؟
.
حال با این درک، دوباره به شعار “نه جنگ و نه رژیم جمهوری اسلامی” می پردازیم.
.
– شعار نه به جنگ درست است زیرا کسانی که کشته می شوند و یا آسیب می بینند این جنگ را انتخاب نکرده اند. امپریالیستهای غربی جنگ را شروع کرده اند اما رژیم ایران به زنان و کارگران خودش اجازه نداده که جلوی این جنگ را بگیرند. برای همین زنان و کارگران ایران باید از این جنگ دوری کنند چون جنگ آنها نیست.
– در ارتباط با نه به جمهوری اسلامی، این شعار به امپریالیستهای غربی کمک میکند چون در حال حاضر نه زنان و کارگان ایران بلکه امپریالیستهای غرب هستند که دارند رژیم را سرنگون میکنند. اگر وضعیت ذهنی زنان و کارگران ایران ضد ارتجاع بود، نه اینکه مثل الان آلوده به افکار ارتجاعی، نه به جمهوری اسلامی درست بود زیرا نتیجه کار آزادی زنان و کارگران میشد. الان چنین شرایطی وجود ندارد و این شعار ضد انقلابی است چون بنفع امپریالیستهای غربی تمام می شود.
.
شعار درست نه به جنگ است و بس.
شعار اضافه تر، باید شکل مشخص داشته باشد و به شعار ضد جنگ وصل نشود. مثل شعار ازادی زندانیان سیاسی و امثالهم. اینها به جنگ مربوط نیست به زندگی زنان و کارگران مربوط است. شعارهای ضد اعمال اسرائیلی علیه فلسطینی ها هم درست هستند اما نباید ناسیونالیستی باشند باید دفاع از انسانیت باشند.
.
آنارشیست
به آنارشیست.
خب اگه «پیروزی نظامی-سیاسی رژیم ایران به سود فرودستان و زحمتکشان در سراسر منطقه نیست…» و «شعار نه به جنگ درست است اما نه به جمهوری اسلامی خیر. شعار نه به جمهوری اسلامی در حقیقت دفاع از حمله آمریکا و اسرائیل است…» پس چه باید کرد؟
.
کمک کنیم در ایران و فلسطین امپریالیزم و صهیونیزم پیروز بشن؟ که بدرستی گفتی نه. پس برای ادامه کشت و کشتار «یک ارتجاع و ارتجاع دیگر» هورا بکشیم تا خودشون همدیگه رو تموم کنند که به این هم بدرسی گفتی نه. در پناه امپریالیزم، ارتجاع داخلی رو هم که نمیشه سرنگون کنیم چون میشیم ابزار دست شرور امپریال-صهیونیستی….
.
گرچه تو برخلاف این مقاله تبلیغ عملی بسود جانیان متجاوز نمیکنی اما خودت میبینی با نسخه ای که تو میپیچی، جریانات مترقی در بهترین شکلش میشن ناظر پاسیو. پاسیو=حامی عملی متجاوزین در کشتار فرودستان و تخریب بنیه کشور بدست امپریالیزم و شرکأ و نوچهها تا هر دو ارتجاع خودشون خشک بشن بیفتن!
در کامنتی میخوانیم:
“تجربه تاریخی نشون داده سیادت سرمایه و زائده صهیونیستیش جبراً به فاشیزم (امثال ترامپ و نتانیابو) ختم میشن! پس از نظر اصولی (نه اپورونیستی، پراگماتیستی یا ماکیاولیستی) پیروزی نظامی-سیاسی رژیم ایران بر متجاوزین امپریال-صهیونیستی-ناتوی-شیوخی بسود فرودستان و زحمتکشان در سراسر منطقه ست چونکه حق مشروع و انسانی دفاع ازخود، موجب تضعیف شر حاکم بر جهان میشه والخ!”
پیروزی نظامی-سیاسی رژیم ایران به سود فرودستان و زحمتکشان در سراسر منطقه نیست چونکه باعث آزادی زنان و کارگران از شر روابط ارتجاعی در جامعه نمی شود و فقط یک ارتجاع را عقب زده، ارتجاعی دیگر را تقویت میکند. نفع زنان و کارگران منطقه در اتحاد و انقلاب علیه ارتجاع خارجی و داخلی است.
آنارشیست
اولاً وضیت کنونی جنگ نیست بلکه تجاوزه! وقتی اسم تجاوز رو میذاری «جنگ» و شعار «نه به جنگ» بموازات «نه به رژیم…» میدی، داری در ترازوی داوری جای مهاجم و مدافع رو بسود شرور امپریال-صهیونیستی-ناتوی-شیوخی متجاوز جنایتکار عوص میکنی! پس شعار صحیح اشکال مختلف «نه به تجاوز» بدون دادخواهی از شرور امپریال-صهیونیستیه!
.
تجربه تاریخی نشون داده سیادت سرمایه و زائده صهیونیستیش جبراً به فاشیزم (امثال ترامپ و نتانیابو) ختم میشن! پس از نظر اصولی (نه اپورونیستی، پراگماتیستی یا ماکیاولیستی) پیروزی نظامی-سیاسی رژیم ایران بر متجاوزین امپریال-صهیونیستی-ناتوی-شیوخی بسود فرودستان و زحمتکشان در سراسر منطقه ست چونکه حق مشروع و انسانی دفاع ازخود، موجب تضعیف شر حاکم بر جهان میشه والخ!
بهمین دلیل جریانات اصولی و مترقی با ترویج آگاهی طبقاتی و تشکیل سمنهای مستقل از بودجه/فاندهای خارجی در عین پیشبرد امر انقلاب علیه جانیان حاکم، موظفن هیچ چوبی لای چرخ جنگ/دفاع رژیم با جبهه امپریال-صهیونیستی-ناتوی نگذارند. چونکه برای نمونه تجربه شکست عملیات اپورتونیستی و نتیجتاً بقدرت رسیدن یلتسین در شوروی به ما دیکته میکنه،اپورتونیزم یعنی هم جبهه شدن خواسته و ناخواسته باامثال متجاوزین امپریال-صهیونیستی-ناتوی-شیوخی در همه اشکالش، تماماًو در همه ابعادش بزیان فرودستان و زحمتکشان نه فقط در ایران بلکه در سراسر منطقهست با تأثیراتی جهانی!
اپورتونیزم یعنی هم جبهه شدن خواسته و ناخواسته باامثال متجاوزین امپریال-صهیونیستی-ناتوی-شیوخی در همه اشکالش، تماماًو در همه ابعادش بزیان فرودستان و زحمتکشان نه فقط در ایران بلکه در سراسر منطقهست با تأثیراتی جهانی!
شعار سرنگونی دادن و یا دفاع از رژیم کردن در تظاهرات ضد جنگ کار درستی نیست. دلیل این قضیه این است که سرنگونی های خواسته شده ماهیت انقلابی ندارند و ذهنیت زنان و کارگران ایران ذهنیتی انقلابی نیست. آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کرده اند و رژیم فقط پاسخ داده. اگر آنها حمله نکنند، رژیم فعلا توانائی پاسخ گویی ندارد. برای همین تظاهرات ضد جنگ باید علیه حمله آمریکا و اسرائیل باشد. شعارها علیه هیچ دولتی نباید باشد. شعارها باید فقط و فقط علیه خود جنگ باشد. توده های غربی هم ذهنیت انقلابی ندارند و ذهنشان آلوده به افکار ارتجاعی است. شعار نه به جنگ درست است اما نه به جمهوری اسلامی خیر. شعار نه به جمهوری اسلامی در حقیقت دفاع از حمله آمریکا و اسرائیل است. اگر آمریکا و اسرائیل جنگ را متوقف کردند اما رژیم ادامه داد، باز هم شعار همان شعار نه به جنگ باید باشد.
آتارشیست