Comments

توقف جنگ و آزاد سازی تنگه هرمز <br> مرجان افتخاری — 3 دیدگاه

  1. در کامنتی میخوانیم:
    “سکه «جنگ ارتجاعی» خیلی روشن تبلیغ تسلیم به امپریالیزم جنایتکار متجاوزه! علاوه بر این، اعتراضات بازاریان نئولیبرال در دیماه ۱۴۰۴ به حذف رانت=دزدی ارز ترجیحی بخصوص از مقطع رهبری خیابانی طویله پهلوی پرست، بگزارش شاهدان صحنه مثل اکبر معصو‌م‌بیگی و محسن حکیمی، خیز فاشیستهای طویله عاریایی صهیونیست برای قدرتگیری بوده!
    حواستون باشه که با تاکتیک هدف وسیله رو توجیه میکنه بااطلاعات غلط غلوط حداقل ناخواسته، بنفع صهیوفاشیستها و ترامپستها تبلیغ نکنین.”

    اصطلاح “جنگ ارتجاعی” عبارت درستی است چون دو طرف ارتجاعی هستند. وقتی یک امپریالیست به یک کشور دیگر حمله میکند، اگر کشور مورد تعرض قرار گرفته خودش غرتگر زنان و کارگان خودش باشد، هم علیه زنان و کارگران در جنگ است و هم علیه تجاوز امپریالیستها. پس، خیلی واضح است که جنگ بین کشور امپریالیستی و دولت سرگوبگر، جنگی ارتجاعی است نه انقلابی.
    اما شعار سرنگونی این ایده را ایجاد میکند که حمله به رژیم خودی کار درستی است و موجب پایاتن جنگ می شود. این ایده درست نیست زیرا اگر رژیم سرنگون شود و رژیم جدید ضد امپریالیست باشد، جنگ قطع نمی شود.
    بهترین کار نقد و نفی دو طرف است که هست نقد و نفی روابط ارتجاعی موجود در جامعه تا ذهن زنان و کارگران جامعه برای از بین بردن قدرت ارتجاع و مدیریت جامعه خودشان آماده شود.
    آنارشیست

  2. سکه «جنگ ارتجاعی» خیلی روشن تبلیغ تسلیم به امپریالیزم جنایتکار متجاوزه! علاوه بر این، اعتراضات بازاریان نئولیبرال در دیماه ۱۴۰۴ به حذف رانت=دزدی ارز ترجیحی بخصوص از مقطع رهبری خیابانی طویله پهلوی پرست، بگزارش شاهدان صحنه مثل اکبر معصو‌م‌بیگی و محسن حکیمی، خیز فاشیستهای طویله عاریایی صهیونیست برای قدرتگیری بوده!

    حواستون باشه که با تاکتیک هدف وسیله رو توجیه میکنه بااطلاعات غلط غلوط حداقل ناخواسته، بنفع صهیوفاشیستها و ترامپستها تبلیغ نکنین.

  3. “کشورمان ما” نداریم و نداشتیم. ایران همیشه متعلق به حاکمین ارتجاعی بوده است از جمله شاه عباس و طبقه اش.

    مقاله بدرستی از ضرورت سازماندهی میگوید اما اهداف این سازماندهی ی که پیشنهاد میکند خیلی کلی و بدرد نخور است. .این اهداف: “آزادی، برابری، رفاه و عدالت اجتماعی”، روشن نیستند و قابل تفسیرند. چطور؟
    آزادی – معلوم نیست آزادی از چه؟ یک کلی گوئی واقعا فریبنده و بدرد نخور، داریم آزادی سرمایه گذاری، آزادی مذهب، آزادی از دولت مذهبی، آزادی در حمل اسلحه و غیره. آزادی باید مشخص باشد تا بدرد بخور باشد.
    رفاه – رفاه میتواند نتیجه درامدهای امپریالیستی و سیاست پر کردن شکم ها برای سرپوش بر واقعیاتها باشد، میتوان “ایران عزیر” امپریالیست درست کرد تا گشنه وجود نداشته باشد.
    برابری و عدالت اجتماعی – یعنی اینکه همه در برابر قانون یکسان باشند، درجه استثمار نیروی کار بر اساس نژاد و ملیت و جنسیت تغییر نکند، سرمایه دارها در استثمارگری افراط نکنند و یک دولتی داشته باشیم که افراط را کم کند و نگذارد تضادها حاد شود، همه حد خودشان را بدانند: زنان و کارگران و سرمایه داران و قومها. یک دنیایی که قربانیان ارتجاع خوب و سربزیرند و اربابان خیر خواه هستند.

    خیر، هدف نباید آزادی و رفاه و برابری و رفاه اجتماعی باشد. اینها خزعبلات طبقه سرمایه دار ۲۰۰ سال پیش علیه فئودالها بود. هدف از سازماندهی باید از بین بردن هرگونه سلطه جوئی و هر گونه استثمارگری باشد. هدف مشخص تر باید از بین بردن هیرارشی در کار گروهی، مردسالاری، سرمایه داری (بردگی مزدی) ، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، خرافات و غیره.

    دلیل اینکه اپوزیسیون همیشه ، حتی قبل از سقوط شاه، ضعیف و چند پاره بوده است، دقیقا این است که خودش در حقیقت مرتجع و از بخشی از اربابان جامعه تشکیل شده است.

    نقد و نفی ارتجاع در اپوزیسیون بخشی از نقد و نفی ارتجاع حاکم است. ارتجاع حاکم صرفا دستگاه سیاسی رژیم جمهوری اسلامی نیست. ارتجاع حاکم افکار حاکم بر فرهنگ جامعه و روابط منتج شده از آن است. یک زنی که فکر میکند باید کلفت شوهر باشد، یک کارگری که فکر میکند باید سربزیر و نوکر سرمایه دار باشد، افکار ارتجاعی دارد.

    کسی در سایت روشنگری جلوی گفتن حقایق را نگرفته، چرا اینجا هم حقایق را نمی گوئید؟

    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>