تفنگ دنیا قشنگ است.
هودا
تو آهو دیده اى تفنگ،آهو دیده اى به چشمهایش هیچوقت نگاه کرده اى ؟به چشمهاى آهو نگاه کن دلت مى آید آخر؟
تفنگ! دنیا قشنگ است،اگر بدانى چه رنگهایى دارد،چه رنگهایى ،چه فصلهایى ،هر روزش یک رنگ است،هر فصلش یک جور است .بهار را دیده اى و پرنده هایى را که در بهار بر شانه هاى درخت مى نشینند و آواز مى خوانند؟
آواز مى دانى یعنى چه پرواز مى دانى چه پر بازى است، پرنده مى دانى چقدر پرواز است وقتى هراس تو نیست؟
باز مى خواهى چشمهایت را ببندى ،باز مى خواهى نبینی؟ اصلا ببینم تو هیچ مى دانى چشم یعنى چه؟ نگاه یعنى چه؟
بگذار من برایت بگویم چشم یعنى دیدن، یعنى نگاه ،نگاه یعنى عشق،عشق یعنى لحظه اى که چشممان به هم مى افتد و دیگر نمى توانیم نگاه از هم برداریم.تو هیچوقت نگاه کرده اى تفنگ؟ اصلا تو هیچ مى دانى براى اینکه یک آدم به دنیا بیاید بزرگ شود چه نگاهى لازم است؟
بگذار برایت بگویم ،اول باید دو تا آدم عاشق شوند،قبل تر از عاشق شدن باید چشمهایشان را پیدا کنند،بعد باید ببیند،بعد از آن نگاه کنند و بعدتر نگاهشان توى چشمهاى همدیگر ثابت بماند آنقدر که ذیگر نتوانند چشم از همدیگر بردارند آنقدر که عاشق شوند،آنقدر عاشق که یکى شوند ،یکى یکى آنقدر یکى که یکى دیگر از آنها به دنیا بیاید ما به این یکى دیگر نوزاد مى گوییم.آنوقت یکى از آن دو یکى شده که اسمش مادر است این نوزاد را به زیر پستان مى گیرد و آنقدر بزرگش مى کند که درخت را ببیند که پرنده را ببیند که بهار را ببیند که نگاه را بفهمد که زن را ببیند که مادر را ببیند که عاشق شود که قشنگ شود که آدم شود.تو مى دانى آدم یعنى چه تفنگ؟ آدم خیلى قشنگ است خیلى. مادرخیلى خوب است .مادر دلش خیلى مى سوزد که تو نمى بینى که دنیا خیلى قشنگ است،تفنگ ! مادر دلش خیلى مى سوزد،ترا به خدا چشمهایت را باز کن!
از آرشیو
Comments
تفنگ دنیا قشنگ است.<br> هودا — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>