نگاهی به تداوم جنگ
فرامرز دادور
بر مبنای یک نگاه تاریخی منصفانه و پیشرو، شعله ور شدن جنگ در منطقه به احیای سیاستهای زورگویانه و تجاوزگرانه امپریالیستی از جانب حکومت امریکا در همراهی با رژیم مافوق ارتجاعی در اسرائیل و برنامه های ماجراجویانه نظامی از سوی رژیم ایران مرتبط است. البته از دوران ریاست جمهوری دانلد ریگان که دولت ایران را “حکومت پشتیبان ترور” معرفی کرده تحریمهای اقتصادی را آغاز نمود و در زمان جرج دبلیو بوش که ایران را “محور شیطان” خطاب نموده، خواهان تعویض رژیم در ایران بود، تعرضهای امپریالیستی به کشور ایران وجود داشت. اما شرایط امروزه متفاوت است. در دوران بعد از بحران اقتصادی سالهای 2007-2009، سیاست تحمیل دیسیپلین برای استثمار در عرصه های تولیدات و مالیِ جهان سرمایه داری از سوی قدرتمندترین هژمون جهانی یعنی امپریالیسم امریکا تشدید گشت که صاحب قدرت عظیم نظامی میباشد. از پس از قدرت گرفتن دانلد ترامپ، بویژه در دوره دوم ریاست جمهوری، مرتبط با شخصیت ماجراجویانه و طمع کار او، مسیر تهاجم آور هژمونگرا، بویژه در سطح جغرافیائی و از جمله علیه ایران خصلت افراطی یافته است. در عین حال، پیامد های این جنگ تنها به نوسانات در بازارهای جهانی انرژی محدود نیست و با مخاطرات در عرصه کشتیرانی، امنیت منطقه ای و مخاطره برای تبادل تجاریِ انبوهی از سایر محصولات کالائی جهانی از جمله محصولات شیمیایی و معدنی در کنار وارد آمدن آسیبهای جدی به زیرساختهای عظیم تجاری روبرو میباشد. در این ارتباط است که دستگاه حکومتی ترامپ با ایجاد تغییر در مسیر تنشهای نظامی، دوباره به توقف جنگ و استقرار نوعی وضعیت منطقه ای تحت هژمونی آمریکا خود روی آورده است.
در طرف دیگر، رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی، نیز از اوان پیدایش نظام همواره علاوه بر اعمال سرکوبها، شکنجه ها و اعدامها علیه توده های معترض در ایران، برنامه های مافوق ارتجاعی در خارج از کشور و از جمله تقویت جریانات بنیاد گرا و تند رو مانند حمس، حزب الله و دیگر گروه های مذهبی در جنبش فلسطین با هدف صدور “شیعه” و نهایتا جهانگیر نمودن اسلام مورد نظر را دنبال نموده است. در سالهای اخیر سرانِ سپاه پاسداران در حین تسلط بر شریانهای اصلی اقتصادی و انتظاماتی در چارچوب سرمایه داری فاسد…، منافع اقتصادی تبهکارانه و فاسد خود را به معادلات مرتبط به چگونگی ادامه جنگ افزوده اند. در بعد از حادثه تاسف بار 7 اکتبر در سال 2023 و پیشبرد سیاستهای تهاجمی نظامی اسراییل به مردم فلسطین که ترکیبی از اشغالگری هرچه بیشتر و نسل کشی را در بر میگیرد، در ژانویه 2025، ایران از سوی امریکا و اسراییل مورد بمباران های شدید و حملات موشکی قرار گرفت و در فوریه طی بمباران های شدیدِ دیگر، علی خامنه ای و بسیاری از دیگر مسئولان رژیم هدف قرار گرفته از بین رفتند. هم اکنون، جنگ همچنان ادامه دارد و سپاه پاسداران با بستن تنگه هرمز و از طرف دیگر حکومت امریکا با محاصره دریائی و تشدید تحریم ها به جنایات و ضربات خانمانسوز بر مردم ایران و منطقه دامن میزنند.
جنگ تحمیلی اخیر از سوی اسرائیل و امریکا به ایران، دستاویزی مساعد در دست قدرتمندان نظامی و تئوکراتیک در ایران جهت حفظ قدرت سیاسی و منافع غارتگرانه خود قرار داد که تداوم ماجراجوئی نظامی در منطقه جنبه اصلی آنرا تشکیل میدهد. برای مثال در هفته های اخیر که پیشنهادات حکومتی از سوی امریکا جهت برقراری آتش بس و برگشت به نوعی از نظم قبلی ارائه گشته، در عوض پاسخ از سوی جناح برتر که بخشی از اصولگرایان، اعتدالیون و سران اصلی سپاه را در “حکومت” فعلی ایران در بر میگیرد، روی آوردن به تاکتیک های جنگی مانند موشک پراکنی شده و حمله به کشتی های تجاری مورد حمایت امریکا، تحت مدیریتی با سمتگیری استراتژیک در راستای حفظ نظام بوده است. توده های مردم که اکثرا تحت فشار شدید اقتصادی/اجتماعی، فقر، تورم و خفقان سیاسی قرار دارند، بخاطر درگیریهای نظامی از برخی از روشهای اعتراض و مقاومت که از آنها در گذشته استفاده میکردند، محروم گشته شرایط جنگی ضربه بزرگی به مقاومت آنها زده است. اما بهرحال اعتراضات و اعتصابات حق طلبانه از سوی بخشهای گسترده مردمی، بویژه در میان جنبش کارگری همچنان ادامه دارد. برای فعالن و جریانهای چپ و مترقی حیاتی است که از مبارزات توده های مردم و بالاخص کارگران و زحمتکشان در جهت مقابله با تعرضات و تجاوزات امپریالیستی و برکناری نظام حاضر در راستای ایجاد مناسبات انسانی تر، غیر ستمگرانه و غیر استثماری دفاع گردد.
فرامرز دادور
2 اگوست 2026
از “برکناری نظام حاضر در راستای ایجاد مناسبات انسانی تر، غیر ستمگرانه و غیر استثماری دفاع گردد. ”
در چندین شورش گذشته هیچ علائمی از خواست بوجود آوردن یک نظام غیر استثماری وجود نداشته است ،یعنی، نمیتوان اصلا گفت که کارگران و زحمتکشان خواستار حکومت سوسیالیستی و یا کمونیستی (ضد سرمایه داری) هستند. بسیاری از کارگران و زحمتکشان هنوز طرفدار رژیم هستند و مخالفان رژیم هم یک طیفی هستند از سلطنت طلب پادو تا سرمایه دار سکولار هوادار غرب دموکراتیک امپریالیست.
مقاله خودش هیچ آلترناتیو سیاسی اقتصادی مشخصی در مقابل جمهوری اسلامی جلو نمی گذارد ولی از کارگران و زحمتکشان میخواهد که رژیم را سرنگون کنند. با سرنگونی رژیم توسط توده های ناآگاه، امپریالیستها وارد ایران میشوند و حکومت ایران را بدست میگیرند. کار درست نه دعوت به سرنگونی بلکه ارتقای اگاهی کارگران ایران به سطح ضد سرمایه داری ست. پیش کشیدن مسئله سرنگونی این توهم را ایجاد میکند که با سرنگونی همه چیز درست میشود اما با سرنگونی فقط امپریالیستها حاکم می شوند و خونهای بیشماری ریخته خواهد شد. چشمتان را باز کنید و ببینید که شورشهای تاکنونی در اروپای شرقی، سوریه و لیبی و سرنگونی هائی مثل صدام و مبارک کار را به کجا کشید. ندانسته توده ها را دعوت به شورش و سرنگونی نکنید.
برده مزدی