Comments

بیانیۀ کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس (ایران) خطاب به برون مرز — 4 دیدگاه

  1. هر آدمی می داند که یک نیرویی در داخل کشور تعیین کننده است مخصوصا وقتی کادر علنی دارد که نوشتند که در فیسبوک دقیقا یک روز قبل از اغاز جنگ با شال سرخ وسط کارگران تهران از خودش فیلم از خودش گذاشته و کاردهای علنی دیگه شان که خوب ما هم دیدیم ما همه فیسبوکم هستیم. مطلب به انگلیسی در سایت کمونیستهای استرالیایی منتشر شده و آنجا نوشتند که قائم مقام قائم یعنی جانشین وجوه رهبری کمیته. این نشان میده این کمیته ستاد قدرتمند دارد. اول خودشان را نقد کردند. هیچ نیرویی هم اینطوری رابطه رودی جولیانی که هم طرفدار مجاهدا بود و هم وکیل رضا ضراب پول شوی جمهوری اسلامی را روی اب نریخته که اینها ریختند. دقیقاً پس از انتشار این بیانیه و مطرح شدن بحث «غسل تعمید سپاه»، دونالد ترامپ در سخنرانی‌های اخیر خود (مارس ۲۰۲۶) از تعابیر عجیبی استفاده کرد که تحلیل «کمیته مارکسیست‌های ارتدوکس» را به واقعیت نزدیک کرد. گفته که رهبر داخل ایران است و یکی هست که محبوب است و من تعیین می کنم. جالب اینجاست که ترامپ در یکی از نشست‌های خبری خود با اشاره به نیروهای نظامی ایران گفت که آن‌ها «جنگجویان بزرگی» هستند و اگر در مسیر درست (همسو با منافع آمریکا و علیه نفوذ چین) قرار بگیرند، می‌توانند تضمین‌کننده امنیت منطقه باشند. این نشان میده این کمیته زیر بمباران دقیقا تا این ساعت استراتژی جنگ مشخص کرده دقیقا هم به همین دلیل که در نفت هستند و در ایرانند.حرفهای ترامپ بعد از انتشار بیانیه تایید تحلیل «پلیس منطقه»: این دقیقاً همان چیزی است که بیانیه ۱۰ اسفند پیش‌بینی کرده بود. «دیپلماسیِ پنهانِ جنگ» سخن می‌گویند. من مارکسیست نیستم گروههای خارجی حتی چپها قشنگ مشخص هیچ سازماندهی در ایران ندارند. این کمیته هم نوشتند ما چند کادرمان علنی کردیم با فیلم که باهاشان ارتباط بگیریم چیزی جز ابرو ریزی برایشان نداشت تازه ما را لو هم دادند عکسهای کادرهایمان را برداشتند. طرف دیگه می ماند مجاهدین و رضا پهلوی که واقعا من و خانواده ام رعشه به بدن ما می افته. بیانیه شان از نقاطی بسیار تخصصی است مخصوصا درباره نفت و اصالت میدانی. تخصص درباره شعار زدگی، مرزبندی قاطع با جریانهای منفور، استمرار و انضباط تشکیلاتی طوری که مطلبشان به انگلیسی ترجمه شده مثل مالجو نیست که از تهران می آید یک گریه و زاری می کند در فیسبوک، مالجو یک نفر است. این یک تشکیلات زیر بمباران و تحلیل صریح طبقاتی کرده.

  2. در بیانیه هوشمندانه این حقیقت نهفته است که مانورهای امپریالیستی را از ۲۰ دی ماه ۱۴۰۴ می‌دانند — یعنی ماه‌ها پیش از آغاز جنگ و حرفهای امپریالیسم گفتند که ( الترناتیو امپریالیسم در خون رژیم است. علت این است که در ایران است و در نفتند والا همه دارند می گویند رضا پهلوی است. دوباره این بالا در بیانیه شان در (۱۰ اسفند ۱۴۰۴) بر این تحلیل پافشاری کردند. یعنی درست قبل از حرفهای ترامپ در مارس ۲۰۲۶ (۱۳ اسفند به بعد) که از جایگزینیِ «یک فرد محبوب از درون ایران» خبر داده. این تطابق نشان می دهد که کمیته و کمیسیون پیش از اینکه نقشه های امپریالیسم به مرحله اجرا و بیان برسد، آن ها را افشا کرده است. کادرهای علنی دارد چند تا و من هم در صفحه فیسبوکی یکیشان هستم دوتایشان که شخصیتند همانطور که نوشتند نام بلند مرتبه تاریخی ریشه در رهبریت تاریخی. مسئله رضا ضراب که وکیلش، از سناتورهایی که دوروبر مجاهدین هن می چرخند با سلطنت طلبان هم همینطور. خیلی مسائل مهمی را از نفت و زیر بمباران گفتند. تحلیلی و یکتا و یگانه. تشکیلاتند و واقعا خارجی ها صد هزار تا کشورشان دارند و قدر هر کدامشان را می دانند ما یک دونه داریم و زیر بمباران.. فرمان بایکوت مجاهدین و سلطنت طلبان را دادند از جنبه حمایت از خودشان از طبقه خودشان مهندس و تولید کننده اند. از یک فاجعه دارند می گویند که خارج از کشور گروهها اتفاقا چون در نفت و گاز نیستند و خارجند نگفتند. همین که نوشتند نیرویی که سازمان یافته بوده برای انقلاب تبدیل شده به نیرویی که برای بقاء دست و پا بزند و صندوقهایی درست کردند برای اعتصاب حالا باید برای شکم پرکردن باشد جنگ تخریبگر جنگ بدبختی می اورد و خوب معلوم است چه کسانی عمری خواستند با جنگ بروند نوشتند ( یک طرف قضیه را می بینند می گند جنگ تقصیر جمهوری اسلامی است و طرف دوم قضیه را که امپریالیسم پنهان می کنند تا دستشان را ببوسند. با این بیانیه با این زبان و این سواد فردای ایران حتی رضا پهلوی باشد یا مجاهدا که منم فکر نمی کنم تقابل یک تقابل خونین است.

  3. چقدر بیانیه هولناک و ملموس است از زیر بمباران تا بیانیه ای که اخیرا یک سری نوشتند از ایران برای توقف جنگ و بعضی مثل مالجو زیر آن را امضاء کرده بودند. چقدر تحلیلی و عمیق است. این کمیته پرچم و آرم خود را با بخشی از صداهای کادرهایشان در ایران را سه هفته قبل در فیسبوک منتشر کردند. چند کادر علنی دارند که همانطور نوشته است با فیلم در ایران بارها گفتند که یک ماموریت انتحاری را قبول کردند که علنی باشند در تقابل با گروههای مجازی. خیلی هم باسوادند. ما در تاریخ چریکها حتی نداشتیم که تشکیلاتی اینگونه به خود تاخته باشد در مقابل یک عده (دلال جنگ) مثل مجاهدین که در بیانیه زیر بمباران حسابی عقلانی به آن تاختند که حتی رهبرشان می میرد و حاضر نیستند بگویند و دروغهای شاخدار میگویند. پاراگراف در بخش اول (علت قطعی اینترنت) بسیار ملموس و فنی است، اما در بخش دوم (ریشه‌های جهانی جنگ) به سمت تحلیل‌های کلان و انتزاعی حرکت می‌کند که پذیرش آن مستلزم باور به چارچوب‌های تئوریک مارکسیستی است. از نظر فنی، نویسنده به درستی بر این نکته دست گذاشته است که در شرایط تخریب فیزیکی، تحلیل‌های سیاسی حول محور «سانسور» نادقیق هستند. با دقتی تئوریک و لحنی افشاگرانه، شکاف عمیق میان «مبارزه میدانی در داخل» و «سیاست‌ورزیِ گلخانه‌ای در خارج» را نشان می‌دهد آن هم از درون لایه های نفت. درست است خارج از کشور از رقیب سیاسی در ایران می ترسند مخصوصا مثل این کمیته کادر علنی با فیلم همانطور که توضیح دادند.تکیه بر «بازوی پرولتری» در استراتژیک‌ترین بخش اقتصاد (صنعت حفاری و نفت)، نشان می‌دهد که شما بقای انقلاب را نه در هیاهوی رسانه‌ای، بلکه در «تداومِ تولیدِ سازماندهی» در نقطه صفرِ مواجهه با سرمایه می‌بینید. جایی که خشم طبقاتی به جای ویرانگریِ صرف، توسط عقلانیتِ تشکیلاتی صیقل می‌خورد تا از انحلال جلوگیری کند. با ایمان به اراده‌ی پولادین‌تان در قلبِ میادین نفت و حفاری، پیروزیِ عقلانیتِ سرخ و تداومِ ایستادگی‌تان آرزومندم

  4. نویسندگان این مقاله هیچ حرفی برای گفتن ندارند جز اینکه مثل ترامپ بگویند ما در ایران هستیم ، شما در خارج، ما فلان و بهمان هستیم و بقیه ابله هستند – به کاربرد کلمه ابله در وسط مقاله مراجعه کنید. ولی اینها خودشان ابله هستند. آنها میگویند که کمونیستهای خارج کشور متعلق به طبقه متوسط هستند. اگر ابله نبودند به خود نمیگفتند “مارکس” + یست که هست عقیده یک شخص از طبقه متوسط (مارکس) و یک شخص از طیقه سرمایه دار (انگلس) + یست. لنینیسم هم هست یک شخص از طبقه متوسط + یسم.
    شما که گهگاهی بیانیه میدهید و از خودتان تعریف و تمجید میکنید که از صفات اربابان است، چرا یک بیانیه نمیدهید که توضیح دهد بعد از سرنگونی قهر آمیز مثلا انقلابی شما قرار است جامعه دارای چه نظمی باشد؟ اگر ذهنتان کیفیت علمی داشت، اول این مطلب را بیان میکردید تا مثلا پرولتاریا بفهمد که ارباب آنها نیستید. اما دفاع شما از لنینیسم بما میگوید که در واقع ارباب کارگران و مثل سایر سرمایه داران خواستار سلطه و استثمار کردن هستید.
    لنینیسم در زمان لنین یک فرضیه بود برای انقلاب مارکسیستی که نتیجه نداد زیرا به جنایتکاری ، سرمایه داری دولتی، کثافتکاری های تصفیه خودی و پادشاهی استالین و‌ سوسیال امپریالیسم منحر شد. حال با دانستن این حقیقت که دیکر صرفا نظر نیست بلکه داده تاریخی است، آیا ابله نیستید که آن سیاست شکست خورده را میخواهید دوباره تکرار کنید؟ صد در صد.
    افکار مارکس در زمانش سوسیال دموکراتیک بود یعنی اعتقاد به درست کردن حزب، پیروزی انتخاباتی و کسب قدرت سیاسی. این از ساده لوحی مارکس بود. او متوجه نبود که سرمایه داران مترقی نیستند و الکی دموکراسی درست نمیکنند، بلکه بکمک علم و تکنولوژی جنایتکارترین و خطرناک ترین انسانهایی هستند که فرهنگ انسان پرورانده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>