بیانیه هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک: اعتراضات سراسری و تشکل یابی هر چه بیشتر …
بیانیه هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک:
اعتراضات سراسری و تشکل یابی
هر چه بیشتر در محل کار و زندگی، اجتماعی و عمومی شدن تجمعات و گردهمائی های اعتراضی می توانند بساط طبقه حاکم ستمگر و استثمارگر را برچینند!
این خواست فوری اکثریت مردم ایران است!
اعتراضات و اعتصابات، حضور فعال و سراسری در این چند سال گذشته ، برآمده از خشم انباشت شده ده ها سال ستم، استثمار، سرکوب و تحقیر، در این چند روز گذشته جنگ رو در رو بار دیگر در شهرها و خیابانها بی وقفه در جریان است. در تداوم مستقیم اعتراضات، تجمعات، اعتصابات و جنبشهای اعتراضی و انقلابی وارد مرحلهای نوین، رادیکال و تعیینکننده خواهد شد.
این اعتراضات نه واکنشی مقطعی و نه اعتراضی محدود به مطالبات اقتصادی، بلکه پاسخ تاریخی جامعه به کلیت حاکمیت استبداد دینی وسرمایهداری، فقر ساختاری، غارت سازمانیافته، سرکوب سیستماتیک، اعدامهای گسترده، تبعیض جنسیتی و ملی، و نابودی سازمانیافتهی کرامت انسانی است. خیزشهای 96، 98 و 1401 مقابله جامعه و اکثریت مردم با بانیان فقر و بی حقوقی، ستم و تبعیض، استثمار و سرکوب بود و تا زمانی که از میان نرود، راهی جز ادامه مبارزه تا آزادی و دست یابی به یک زندگی انسانی موجود نیست. جامعه از هر فرصتی برای رسیدن به پیروزی استفاده میکند.
در چند روزگذشته، تداوم اعتراضات خیابانی، اعتصابات کارگری و صنفی، نافرمانیهای مدنی و مقاومت روزمرهی مردم ، از تهران و اصفهان تا تبریز، همدان، لرستان، کرمانشاه، ایلام، قم و دهها شهر دیگر نشان داده است که جامعه نهتنها مرعوب ماشین سرکوب نشده، بلکه مطالبات خود را شفافتر، ریشهایتر و سراسریتر بیان میکند. تیراندازی مستقیم، کشتار خیابانی، بازداشتهای گسترده، فضای امنیتی، نظامی و تشدید فشار بر خانوادههای دادخواه، نهتنها آتش اعتراض را خاموش نکرده، بلکه هدف را روشنتر ساخته است: برچیدن کلیت دستگاه و سیستم حاکمه در ایران.
رژیم حاکم که هیچگاه مشروعیت اجتماعی و سیاسی نداشته، بار دیگر ثابت کرده است که تنها پاسخاش به مطالبات نان، کار، آزادی و کرامت انسانی، گلوله، زندان، شکنجه و اعدام است. نیروهای سرکوبگر وابسته به سپاه، بسیج و دستگاه امنیتی، قضایی دست در دست هم، مردم معترض را هدف قرار دادهاند. کشته و زخمیشدن شهروندان ، از جمله نوجوانان و جوانان، و تداوم بازداشتهای جمعی و احکام سنگین، ماهیت عریان و فاشیستی این حاکمیت را بیش از پیش برملا میکند.
اعتراضات آغازشده که به سرعت به سمت سراسری شدن پیش می رود؛ علاوه بر اعتراض به گرانی و بیکاری؛ بلکه حرکت توده ای است که میتواند در همراهی با اعتصابات و اعتراضات کارگران، بازنشستگان، پرستاران و … در مسیر درهمشکستن ساختار حاکم در ایران حرکت کند. ساختاری که ثروتهای عظیم نفت و گاز و منابع عمومی را در انحصارخود و نهادهای مذهبی، سپاه پاسداران و شبکههای مافیایی قدرت قرار داده و اکثریت جامعه را به فقر، حاشیهنشینی، بیثباتی و ناامنی دائمی سوق داده است. تورم افسارگسیخته، مالیاتهای هنگفت وضد مردمی، حذف خدمات اجتماعی، خصوصیسازیهای ویرانگر و دستمزدهای زیر خط فقر، ابزارهای جنگ طبقاتی از بالا علیه کارگران، زحمتکشان و فرودستان است.
اعتراضات و تجمعات اعتراضی آغاز شده که رو به افزایش است، همزمان جنبش گرسنگان، فرودستان و بهحاشیهراندهشدگان و نیز جنبش دادخواهی است؛ فریاد میلیونها انسانی که زیر بار فقر، بیکاری، ناامنی غذایی، تخریب محیطزیست و بیحقوقی خرد شدهاند، و صدای خانوادههای جانباختگان، اعدامشدگان و زندانیان سیاسی که عدالت، حقیقت و پاسخگویی را فریاد میزنند. اعدام به ابزار رسمی حکمرانی تبدیل شده است؛ ابزاری برای ایجاد رعب، شکستن مقاومت اجتماعی و جلوگیری از سازمانیابی تودهای. زندانها مملو از کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، فعالان ملیتهای تحت ستم و معترضان سیاسی است.
رژیم اسلامی، در پی بنبستهای عمیق داخلی و تشدید بحرانهای منطقهای و بینالمللی، مردم ایران را دشمن اصلی خود میداند. افزایش سرکوب داخلی، گسترش اختیارات نهادهای نظامی وامنیتی، تصویب بودجههای نجومی برای ارگانهای سرکوبگر و همزمان تشدید غارتگری، فساد ساختاری و ویرانگری محیطزیست، نشان میدهد که حاکمیت برای حفظ قدرت، حتی نابودی جامعه را نیز به جان میخرد.
امروز بیش از هر زمان، همبستگی طبقاتی، سازماندهی مستقل تودهای و پیوند اعتراضات خیابانی با اعتصابات سراسری کارگران و زحمتکشان ضرورتی حیاتی است. ایجاد تشکل و متشکل شدن در محل کار و زندگی از ضروریات پیش روی اعتراضات و تغییر توازون قوا به نفع اکثریت جامعه است. تداوم و پیروزی این اعتراضات در گرو سازمانیابی از پایین، به شکل جمعی و شورایی، ایجاد تشکلهای متنوع ، مستقل و همبستگی میان جنبشهای زنان، کارگران، جوانان، ملیتهای تحت ستم و نیروهای مترقی است. اعتراضات برای پیش روی نیاز به سازماندهی و حفظ استقلال و تصمیمات جمعی و به جنگ علیه استثمار، فقر، بیکاری، علیه ستم جنسیتی، تبعیض قومی و ملی، استثمار طبقاتی و سرکوب سیاسی بپردازد.
این مبارزه، نه در چارچوب اصلاحات، بلکه علیه کلیت نظام حاکم است. هرگونه مداخلهی قدرتهای خارجی در سرنوشت مردم ایران محکوم است. آلترناتیوهای ارتجاعی، از جمله سلطنتطلبی و بازتولید دیکتاتوری پهلوی با حمایت امپریالیسم، نیروهای منطقهای و رسانههای وابسته هیچ ارزش و اهمیتی برای مردم ایران ندارند. باید بی وقفه علیه نیروهای نیابتی ارتجاعی و سیاستهای جنگافروزانهای که هزینهاش را از جان، نان و آیندهی مردم میپردازند، مقابله کرد.
ما آزادی فوری و بیقید و شرط همهی زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو کامل و فوری مجازات اعدام
انحلال نهادهای سرکوبگر و محاکمهی علنی آمران و عاملان جنایات، لغو حجاب اجباری و نابودی تمامی سازوکارها و قوانین سرکوب جنسیتی، حق تشکلیابی، اعتصاب و تجمع مستقل کارگران، معلمان، دانشجویان و زحمتکشان، تأمین نان، کار، مسکن، آموزش و درمان رایگان، همگانی و انسانی، برابری کامل و بیقید و شرط حقوق زنان و مردان در همهی عرصههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، بهرسمیتشناختن حقوق برابر همهی ملیتها و حق تعیین سرنوشت، قطع سیاستهای جنگی و مداخلهگرایانه و اختصاص منابع کشور به رفاه، امنیت اجتماعی و زندگی شایستهی مردم را خواهانیم.
سپاه پاسداران، دستگاه قضایی و دیگر دستگاه ها در مقابل آزادی، عدالت و برابری ایستاده اند و کماکان پاسخ این نظام به هر خواست انسانی، گلوله، زندان و چوبهی دار است. بساط حاکمان و جلادانشان را باید برچید.
زنده باد همبستگی کارگران و فرودستان
زنده باد تشکل یابی هرچه بیشتر در محل کار و زندگی
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک
ژانویه ۲۰۲۶
«تشکل یابی هر چه بیشتر» در کدام نقطه جغرافایی؟ خارج کشو یا در داخل ایران؟ چرا بعد از 5 دهه چپ کمونیست واقعی در ایران پایه نگرفته است؟
«تشکل یابی بیشتر» خوب است اما کافی نیست! محیط جغرافیایی این «تشکل یابی» را مشخص نکرده اید ؟ چرا؟ علت درد را باید جستجحو کرد و نه اینکه اینگونه فقط به «تشکل یابی بیشتر» در خارج کشور تاکید کرد!
5 دهه «تشکل یابی» در خارج کشور به مبارزات مردم در واخل ایران نتیجه و تاثیرش چیست؟ امروز این «تشکل یابی بیشتر» چه دستاوردی برای جنبش برحق کف خیابان مردم تحت ستم و استثمار ایران داشته است؟
ذهنیات خودتان را به جای واقعیت عینی می گذارید… هنوز شیوه و رویکرد علمی کمونیسم که مارکس و انگاس به واقعیت عینی(حقیقت عینی یا ضرورت پیشاروی) کشف کردندو با ما آموختند را شما نیاموخته اید!
عمیقا مانند یک کمونیست واقعی فکر کنیم! خیلی عمیقر از آنچه تاکنون فکر کرده ایم!
وقتی چپ و به ویژه کمونیستهای واقعی در جامعه حضور فعال ندارند، نتیجه مبارزات مردم ستمکش ایران همین میشود که جلو چشممان است! فرجام این مبارزه بر حق چه شد؟ متاسفانه باید قبول کینم که یکبار دیگر با دادن هزاران کشته شکست خورد! یکبار دیگر سوال میکنم: علت اساسی آن شکست چیست؟ علت اساسی: نبود حزب کمونیست انقلابی ایران که در میان هزاران ریشه دارد!
حال شما به جای تشکیل حزب دلخوشی تان به تاکید بر پراکندگی با دادن بیانیه ای تحت عنوان «تشکی یابی بیشتر» هست! اینکار درجازدن، عقبگرد است و نه پیشتازی! یکبار دیگر جنبش کمونیستی نشان داد که خواهان زیر ذره بین گذاشتن و ارائه راهکار در مورد مشکل اساسی اش نیست!از دیدن واقعیت حاکم بر خود فرار میکند! چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟
برای آشنایی با آنچه در ایران گذشت و هزاران نفر در کف خیابان بدون شما و بقیه چپ پراکنده (از جمله خود من و همه ما که نمی خواهیم یکی شویم) از جان مایه گذاشتند، توصیه میکنم اینرا بخوانید شاید به خودبیاییم:
جرمی بوئن: رژیمهای اقتدارگرا ناگهان سقوط میکنند، اما ایران هنوز به آن نقطه نرسیده است
https://www.bbc.com/persian/articles/cy9yx2pq4j7o
خوب این بیانیه «هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک» است… چرا اسامی امضا کنندگان این بیانیه در این شرایط نادر و اضطراری و فوری نوشته نشده است؟
این اصلا حصحیح نیست که بیانه ای در این شرایط اضطراری فقط تحت نام «هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک» بیرون بیاید!