به یاد هنرمند آزاده نصیر گیلانی
در تاریخ 2 آگوست 2026 نصیر گیلانی، هنرمند آزاده ایرانی در اتریش درگذشت. در تاریخ 30 آگوست گردهماییای برای بزرگداشت این هنرمند مردمی در وین برگزار شد. متن زیر توسط فعالین چریکهای فدایی خلق ایران در اتریش تهیه و در یادبود وی در این مراسم در میان حاضران توزیع شد.
*****
وداع با انسانی که دوستش داشتهایم آسان نیست. مرگ میتواند حضور جسمانی انسان را از ما بگیرد، اما نمیتواند خاطره، صدای او، باورهایش و اثری را که بر زندگی دیگران گذاشته است، از میان ببرد.
نصیر از نسلی بود که استبداد جمهوری اسلامی، زندگی بسیاری از آنان را دگرگون کرد. نسلی که شماری از آنان زندان و سرکوب را تجربه کردند، شماری جان باختند و بسیاری ناگزیر شدند سرزمین خود را ترک کنند. نصیر نیز ماندن زیر حاکمیتی را که با آزادی، کرامت انسانی و حقوق مردم سر ستیز داشت، برنتافت و راه مهاجرت را برگزید.
اما مهاجرت برای او به معنای فراموش کردن ایران و مردمش نبود. وطن در قلب او زنده ماند؛ در دوستیهایش، در باورهایش و بیش از همه در هنرش!.
هنگامی که دف را به دست میگرفت و با صدای دلنشین خود اشعار گیلکی میخواند، گویی فاصلهها از میان میرفت. نوای دف او ما را به شمال ایران میبرد؛ به سرزمین سبز گیلان و مازندران، به کوه و جنگل و دریای خزر، به سرزمینی که از آن دور بودیم، اما هیچگاه از یاد نبردیم.
نصیر عضو هیچ حزب و سازمان سیاسی نبود. اما برای آزادیخواه بودن، برای تشخیص ستم از عدالت و برای ایستادن در کنار مردم، همیشه نیازی به کارت عضویت یک حزب نیست.
او میدانست در کدام سوی تاریخ باید ایستاد.
در کنار مردم
در کنار آزادی
در کنار زنانی که برای حقوق و کرامت انسانی خود مبارزه میکنند
در کنار کسانی که آزادی بیان میخواهند
در کنار مردمی که علیه استبداد و سرکوب به پا میخیزند
او مخالف اعدام های جمهوری اسلامی بود، زیرا می دانست دیکتاتوری حاکم برای ایجاد رعب و وحشب هر روز دارد اعدام می کند. از حقوق زنان دفاع میکرد، زیرا آزادی را تجزیهپذیر نمیدانست. از آزادی بیان دفاع میکرد، زیرا میدانست جامعهای که در آن انسان از گفتن عقیدهی خود بترسد، جامعهای آزاد نیست.
و هرگاه مردم ایران علیه استبداد به میدان آمدند، قلب نصیر نیز با آنان بود.
هنر او نیز از باورهایش جدا نبود. دف برای نصیر تنها یک ساز نبود؛ گاه صدای اعتراض بود، گاه صدای همبستگی و گاه نوایی برای امید.
او در گردهماییها و مراسم آزادیخواهانه و در حمایت از نیروهای مبارز و انقلابی حضور مییافت و با هنرنمایی خود فضایی میآفرید که بسیاری از ما آن را به یاد داریم. صدای دف او به جمع نیرو میبخشید و آوازش میان انسانها پیوند ایجاد میکرد. این شاید یکی از زیباترین ویژگیهای نصیر بود: او هنر را در خدمت انسان و آزادی قرار داده بود.
نصیر در زندگی شخصی نیز انسانی ساده، صمیمی و بیتکلف بود. دوستی برایش معنا داشت. رابطهی انسانی برایش معنا داشت. در روزگاری که مهاجرت بسیاری از ما را از خانه و خانواده و گذشتهمان جدا کرده است، دوستیهایی از جنس دوستی نصیر خود به بخشی از وطن تبدیل میشوند.
انسانهایی چون نصیر تنها با تعداد سالهایی که زندگی کردهاند سنجیده نمیشوند؛ با اثری که از خود در دل دیگران باقی گذاشتهاند سنجیده میشوند.
تا هنگامی که صدای دف او در گوش دوستانش زنده است؛
تا هنگامی که آوازهای گیلکی او را به یاد میآوریم؛
تا هنگامی که خاطرهی لبخندها، دوستیها و لحظههای مشترکمان باقی است؛
و تا هنگامی که آرمان آزادی و کرامت انسانی، که او به آن باور داشت، زنده است؛
نصیر نیز در میان ما زنده خواهد ماند.
امروز با نصیر وداع میکنیم، اما با آرمانهایی که به آنها باور داشت وداع نمیکنیم.
مبارزه برای ایرانی آزاد، برای جامعهای بدون اعدام و سرکوب، برای برابری زنان و مردان، برای آزادی اندیشه و بیان و برای حق انسان در تعیین سرنوشت خویش ادامه خواهد داشت.
و چه یادبودی شایستهتر از این برای انسانی آزاده، که آنچه را دوست میداشت و آنچه را برایش میایستاد، زنده نگاه داریم.
راهت پررهرو،
یادت گرامی،
و نامت در قلب دوستانت جاودان باد.
بدرود رفیق عزیز، نصیر گیلانی
فعالین چریکهای فدائی خلق ایران در اتریش- وین
تاریخ: ۶ شهریور ۱۴۰۵
Comments
به یاد هنرمند آزاده نصیر گیلانی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>