بر سر شاخ نشسته و بن می برید، مصداق چیست؟
جواد قاسم آبادی
همانا داستان موجود پیر و زخمی ست که خرد را پاک از دست داده است.
حکایت موجود عجیب الخلقه ای ست که خود را «جمهوری اسلامی» می نامد!
روایت بدعتی ست که بواقع نه جمهوری و نه اسلامی ست!
موجودی آزادی ستیز، ضد زن، دگرباش و دگراندیش کش که نه در خانه و نه در بیرون خانه، نه تنها دوستی ندارد بلکه مورد نفرت همه آزادیخواهان جهان است!
موجودی که در دوران زار زندگی نزار اکثریت ساکنان ایران، منافع خود را هم تشخیص نمیدهد و بر شاخه نشسته و بن می برد!
آری تاریخ نشان می دهد که بیماری و پیری و خستگی همواره به زوال عقل منجر شده و پیر فاسد فرتوت در «نشئه قبل از موت» بخودزنی و دیگر کارهای محیرالعقول دست می زند.
باری قرارداد ۱۴ مادهای که با عجله و زودتر از موعد مقرر میان روسای جمهور آمریکا و ایران امضا شد، از بند یکم تا ۱۴م آن، بدون استثناء منافع بدعت ناجمهوری نااسلامی ایران را تأمین و تضمین می کند.
۱۴ مادهای در حکم نوشدارو برای بقای این پیر فرتوت با عجله به امضا رسیده است.
با نگاهی اجمالی به چهارده بند مذکور (۲) می بینیم که سرمایهداری جهانی، جهت حداکثر استفاده از بقای یک رژیم ضعیف بدون پشتوانه مردمی در ایران، هم حاضر به پرداخت جایزه ۳۰۰ میلیاردی و همزمان به عدم دخالت در امور داخلی ایران تن داده است!
این ۱۴ ماده نشان می دهد که برای عدم شکلگیری یک آلترناتیو مردمی؛ که با تجربه خیزش سراسری شش ماهه زن، زندگی، آزادی و تظاهرات خیزش سراسری عمومی دیماه ۱۴۰۴ می رفت تا به سازماندهی یک آلترناتیو مردمی انجامد، با کشتار بیرحمانه و بی سابقه هزاران تظاهر کننده، نه تنها در این ۱۴ ماده از طرف سرمایهداری جهانی نادیده انگاشته می شود، بلکه ۳۰۰ میلیارد دلار جایزه نیز بخاطر قلع و قمع مخالفان معترض بعنوان دستخوش به این رژیم ددمنش عطا می گردد!
باری نویسنده از عدم قدردانی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران از «دستخوش» عموسام؛ جهت بقای این رژیم نامتعارف مورد تنفر اکثریت عظیم ملل ساکن ایران؛ هم در عجب و هم بغایت خشمگین است.
چه از نظر نویسنده حکومت «رانتی – مافیایی» ایران، حتی منافع خود در جهت طولانی کردن عمر خود را نمی شناسد و با لجاجتی فریبکارانه «بر سر شاخه نشسته و بن می برد»!
این قلم در نوشتههای گذشته خود نیز اشاره کرده است که بورژوازی رانتی فاسد و بی هویت ایران، منافع خود برای بقا را نمی شناسد و با تحکیم انواع تبعیض و سرکوب دائمی تودهها خودداری از هر نوع «اصلاحات» نقش موتور انقلاب آتی ایران را ایفا می کند!
جواد قاسم آبادی (م. ع. ب)
آموزگار تبعیدی
یکم امردادماه ۱۴۰۵
(۱)
یکی بر سر شاخ، بن می برید – مردان پارس https://share.google/tisz7dDA2flRUHT66
(۲)
توافق ۱۴ مادهای موقت بین رئیس جمهور وقت آمریکا و جمهوری اسلامی و نیروهای از خود راضی همیشه ناراضی «ضد امپریالیست» در درون و بیرون حاکمیت!
این قلم به عنوان یک بحرینی که از آسمان قربانی حملات پهبادی و موشکی جمهوری اسلامی قرار گرفته و از زمین دهههاست که قربانی ژاندارمهای سعودی و فرهنگ مبتذل تفنگداران ناوگان پنجم آمریکا قرار داشته است، از کلیت این قرارداد موقت حمایت میکنم اگرچه به بندهای ۱۴ گانه انتقادات خاص خود را دارم!
اما چرا و چگونه؟
برای روشن شدن این حمایت مشروط از کلیت قرارداد و خواست اجرایی شدن آن، لازم است اجزاء ۱۴ گانه این قرارداد موقت را یک به یک مورد بررسی قرار دهیم.
قبل از پرداختن به این اجزای ۱۴ گانه توجه خواننده را به این نکته جلب می کنم که با شناخت درست از دو طرف قرارداد، هیچ تضمینی برای تداوم شصت روزه آن وجود ندارد.
به عبارت دیگر هر لحظه یکی از طرفین می تواند دیگری را به نقض یکی از مفاد قرارداد متهم کند و جنگ را از سر گیرد.
با توجه به این عدم قطعیت بند اول می گوید:
قطع جنگ در همه جبههها!
به عبارت دیگر قطع جنگ در همه جبههها؛ حتی اگر بطور موقت باشد؛ نه تنها به نفع مردم همه کشورهای درگیر در جنگ است بلکه با توجه به خسارات ناشی از بسته شدن تنگه هرمز مورد حمایت همه دولتها بجز تنها یک استثناست!
در بند دوم طرفین تعهد می کنند که موقتا تمامیت ارضی یکدیگر را برسمیت شناسند و در امور داخلی یکدیگر دخالت نکنند.
نویسنده از بخش اول بند دوم این را می فهمد که هیچ یک از طرفین بدنبال تجزیه کشور دیگر اقدامی نکند.
در بخش دوم این بند هم تعهد می کنند تا در امور داخلی یکدیگر دخالت نکنند، برای این قلم به این معناست که طرف آمریکایی در زیر پا گذاشتن سیستماتیک حقوق اولیه انسان ها و نفی آزادی و برابری شهروندان ایران در گذشته و حال و آینده هیچ کاری نداشته باشد و جمهوری اسلامی نیز متعهد می شود هیچ کاری به دزدیها و دقلی ها و انواع فساد دولتی و سوءاستفاده های جنسی و سرکوب رنگین پوستان و دگرباشان و دگراندیشان در آمریکا هیچ کاری نداشته باشد!
بند سوم بنظر نویسنده روشن است!
بند چهار نیز روشن است مگر تعهد آمریکا در خارج کردن نیروهای خود از «مجاورت» ایران!
نویسنده منظور تنظیم کنندگان قرارداد از نیروهای آمریکایی در «مجاورت» ایران را درک نمی کند.
آیا این بند به این معناست که در صورت ادامه مذاکرات و توافق نهایی، آمریکا پایگاه های خود در کشورهای همسایه ایران؛ از جمله اردن و ترکیه و عراق و سوریه و کشورهای حاشیه خلیج ایران و عرب؛ را جمع و منطقه را ترک خواهد کرد؟
بند پنجم: که تکنیکی و روشن است!
بند ششم نیز بروشنی می گوید که جمهوری اسلامی نه تنها غرامتی به دیگر کشورهای جنگ زده نخواهد پرداخت بلکه آمریکا متعهد می شود بخاطر توقف جنگ و باز شدن تنگه هرمز جایزه ۳۰۰ میلیارد دلاری به جمهوری اسلامی تقدیم نماید!
بند هفتم هم که روشن است و دال بر اهمیت رفع تحریمها و تعهد آمریکا در رفع تحریم از جمهوری اسلامی ست!
بند هشتم نیز روشن و تعهد طرفین به حل نهایی مسأله هسته ای ایران با نظارت سازمان انرژی اتمی ست.
بندهای نه و ده و یازده و دوازده و سیزده هم تعهدهای طرفین نسبت به یکدیگر در روند مذاکره برای تنظیم توافقنامه نهایی ست.
بند چهارده بس شایان اهمیت است چه دو دولت امضا کننده این قرارداد، دیگر دولتهای جهان را قابل و برسمیت شناخته و خواهان تأیید این توافقنامه و نهایی شدن آن از طرف دیگر دول جهان و حتی صدور قطعنامهای در تأیید توافقنامه نهایی هستند!
تردیدی نیست که این قرارداد موقت، گام نخست در عادی سازی روابط بین ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران و ورود ایران به بازار جهانی می تواند باشد!
اما تردید از آنجاست که در صورت تداوم مذاکرات و توافق نهایی، آیا این عادی سازی رابطه، منافع مردم ایران و دیگر کشورهای منطقه را تأمین خواهد کرد و یا تسلط سرمایههای بومی و جهانی و استثمار ساکنان این منطقه را تشدید خواهد کرد و همزمان دست دولتهای گوناگون را در سرکوب تودههای ناراضی بازخواهد گذاشت و سرکوب وحشیانه معترضان و آوارگی مردم فلسطین و لبنان، تشدید خواهد یافت؟
آغاز تابستان ۱۴۰۵ در نیمکره شمالی
کار دولتها حفظ روابط ارتجاعی در جامعه است برای همین این توافقنامه بین ماموران حفظ ارتجاع نوشته شده. قرار نیست رژیم با رژیمی دیگر توافقنامه و یا پیمان صلح ببندد و مقصودش رهائی زنان و کارگران جامعه باشد. دولت را می سازند تا روابط ارتجاعی را حفظ کند. انقلابیون باید قبل از ضدیت با دولتها، ضد روابط ارتجاعی در جامعه باشند، در غیر اینصورت شیاد هستند نه انقلابی.
آنارشیست