Comments

بررسی مذاکره، استقلال ملی و ضرورت تغییر مسیر اقتصادی: محمد حقیقت/ فرح نوتاش — 3 دیدگاه

  1. اوضاع دارد قاراش میش می شود،
    با مراجعه به خبرها و داده ها میتوان گفت که تعرضات امپریالیستهای غربی به امپریالیستهای شرقی (روسیه و چین) و ایران بصورت جنگ و تحریم و تهدید، هیچ وقت قطع نشد، بلکه فقط ابعاد آن کاهش یافت. تا امروز رژیم و روسیه و چین کوتاه نیامده اند و مقاومت میکنند. چین هم مواضع سیاسی سختگیرانه اتخاذ کرده است – البته از پشت صحنه چیزی نمیدانیم که در دراز مدت خواهیم فهمید.
    اوضاع اقتصادی و سیاسی امپریالیستهای غربی هم جالب نیست. هر چه دست راستی ها را تقویت میکنند، احتمال شورش و تضادهای درونی خودشان را بیشتر میکنند. اگر آوردن دست راستی ها بلاخره کار کند و رژیم و روسیه عقب نشینی کنند و یا تسلیم شوند، دوباره از تریاک دموکراسی استفاده خواهند کرد تا زنان و کارگران را گوسفند نگه دارند. فعلا نتایج کاملا مثبتی نگرفته اند ولی معلوم نیست که این وضع ادامه پیدا کند. تسخیر سوریه توسط تروریستهایشان دست آورد بزرگی برایشان بود اما روسیه آهسته دارد وجب به وجب پیشروی میکند و رژیم ایران هم ساقط نشده و هر دو قلدرتر هم شده اند و روی طرف مقابل سلاح های جدیدشان را امتحان میکنند.
    اما مصیبت بزرگتر این است که شکل گیری انقلاب که هست گسترش اگاهی آنارشیستی کمونیستی، بسیار آهسته پیش می رود. ابتدا باید موانع رشد این آگاهی کنار برود. موانع شکل گیری اگاهی انقلابی، مارکسیسم (چپ و راست) ورشکست شده اما هنوز طلبکار و دموکراسی خواهی است. هر دو از قشر مدیر ارتجاع هستند، مدیرانی که پلیدی های ارتجاع را می بینند اما نمیتوانند تغییر را بدون رهبری خود بفهمند، رهبری ی که هم جنایتکارانه شد و هم سازشکارانه.
    آنارشیست

  2. درباره مذاکرات،
    هر دو توافق دارند که فعلا باید جنگ محدود باشد و هر دو سر زنان و کارگران منطقه و جهان را شیره بمالند.
    تضمین توافق این است:
    ما تو را بمباران نمیکنیم، تو کمپانی ها ما را در خلیج نزن.
    توافق بمعنای رایج کلمه وجود ندارد. صدبار اتش بس اعلام شده اما جنگ ادامه دارد.
    جنگ منطقه شده مثل یک رقابت ورزشی. دو طرف میدانند که به هم نیازمند هستند اما باید با هم رقابت کنند و دیگری را شکست بدهند.
    بیماری اقتدارگرایی و استثمارگری کاملا و بدون پرده قابل مشاهده است. دیگر سوسیالیسم دروغین نداریم، دیگر اسلام مستضعفین نداریم و دیگر دموکراسی حقوق بشری نداریم. همه چیز برای کسانیکه خودشان را به کوری و کری و لالی نمی زنند کاملا واضح و روشن است.
    آنارشیست

  3. وضعیت امروز،
    – ملی و وطن یعنی وابستگی سیاسی نداشتن و از خود دفاع کردن و واندادن است. رژیم فعلا کاملا ملی است. دموکراسی خواهان و غرب نشینها وا داده اند و ملی گرایی و وطن پرستی شان دروغین است. اصلا ایده داشتن دولت دموکراتیک در ایران ایده ملی نیست. تز ولایت فقیه اصالت ملی بیشتری دارد تا دموکراسی سکولاریستی که از غرب وارد شده. اسلام شیعه ذات ملی دارد. دلیل اینکه رژیم با خیال راحت سرکوب و اعدام میکند دقیقا به علت وابستگی بلشویسم، لیبرالیسم و سلطنت رشوه گیر به خارج بوده است.‌
    – دلیل وجود فقر و خرابی ماورای وضعیت متعارف جوامع سرمایه داری در ایران، دشمتی رژیم با اسرائیل متعلق به امپریالیستهای غربی، مخصوصا آمریکاست. حالا هم ارتش آمریکا، به همان علت، پشت دروازه ایران خیمه زده و منتظر فرصت برای ورود است. رژیم هم با از دست دادن اکثر سرانش چاره ای جز سرکوب و اعدام و دودوزه بازی ندارد.
    – ماموریت ترامپ این است که کار رژیم را تمام کند اما رژیم مقاومت میکند.
    – تمایل امروزی سرمایه داران سکولار ایران یعنی دموکراسی خواهان و ملی گراها به غرب کاملا قابل مشاهده است.‌آنها همیشه تمایل به نوکری برای غرب داشته اند، از جمله مصدق.
    – تمایل سرمایه داران سکولار و اسلامی متمایل به شرق تقویت شده است. چپ جبهه مقاومت، چپ سرمایه داری دولتی متمایل به امپریالیستهای شرقی است.
    – قشر ملی گرای واقعی که واپسگراهای مذهبی هوادار ولایت فقیه هستند، در استیصال کامل بسر می برند.
    – آلترناتیو مارکسیستی کاملا غیر قابل تصور است چون ده ها آلترناتیو متناقض شده است. چیزی بنام مارکسیسم هم اصلا قابل تصور نیست.
    – راه درست و روشن هم واضع شده است: نقد ارتجاع در محل کار و زندگی و نفی ارتجاع بصورت تشکلات شورایی-کلکتیو در سطح ایران و جهان.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>