روز فتح زندانی که سمبول سرکوب، سنت گرایی، زورگویی و نابرابری و قدرت متحد نجبای وابسته به دربار و روحانیون بود
14 ژوئیه، ، روز باستیل بود.زندان باستیل سمبول سرکوب، سنت گرایی، زورگویی، نابرابری و قدرت متحد نجبای وابسته به دربار و روحانیون بود. در 14ژوئیه 1789 پاریسی ها به این زندان هجوم بردند. کمی بعد لویی 16 و ماری آنتوانت از ترس شورش دهقانان به کاخ ورسای پناه بردند. اولین قانون اساسی جمهوری در 1791 نوشته شد و در سال 1880 روز حمله به باستیل به عنوان روز پایان سلطنت شاه و خدا بر مردم، روز جمهوری و روز ملی فرانسه به رسمیت شناخته شد و چندسال بعد شعار سه گانه آزادی ، برابری و برادری- که در ترجمان امروزی اش همبستگی است- به کد ملی فرانسه تبدیل شد.
به کودک فرانسوی در مورد این روز چه گفته می شود؟ به انبوه نوشته ها در این مورد مراجعه می کنیم. اکثریت نوشته ها مضمونی در این حدود به دست می دهند: این روز سمبول آن است که فرانسوی شهروند دولت منتخب و مجری خود محسوب می شود نه بندگان والا مقامی که به نمایندگی از خدا بر مردم حکومت می کند. جمهوری در ذهن فرانسوی دراساس به این معناست و فرانسوی به این معناست که این روز را روز ملی خود حساب می کند. به همین جهت سالها پیش وقتی برای اولین بار گارد سلطنتی انگلیس در مراسم جشن های روز باستیل شرکت کرد، خبر با آب و تاب در رسانه ها، بویژه رسانه های انگلستان پخش شد.
امروز توریست ها به دیدن باستیل، این یادگار زورگویی اولیاء الله بر روی زمین در قرون وسطای اروپا می روند. در روز باستیل پاریس غرق درشورو شادی است. ایفل یک پارچه نور است،و احزاب مختلف در آتش بازی های پرشکوه، پیام های خود را با نور و رنگ بر دل آسمان نوشته و در مقابل دید مردم قرار می دهند.مردم می نوشند، می رقصند و می خوانند، و کودکان بر دوش بزرگ سالان به راه پیمایی ها ی شانزه لیزه تماشا می کنند و بستنی می خورند.
نایبان خدا، بر روی زمین، تاجدار و معمم، حتی با دو انقلاب از گرده مردم ایران پائین نیامدند. کودک ایرانی در عزای زندانی اعدامی یا در عزای عمومی دولتی میگرید. جوان هاو پیر هادر سیاه چال می پوسند، رعایای نایب خدا بر سرنوشت ایران می گریند. و اوین استوار و فعال بر پای ایستاده است، راستی پشت دیوار های مخوف اوین چه خبر است؟ راستی از زندانیان سیاسی چه خبر؟ چه کسی از رنج مردم این سو و آن سوی دیوار گزارش خواهد داد، زهرا کاظمی را که زیر شکنجه کشتند و دست خبر نگاران که از توی سوراخ های در بیدادگاه پرونده او دردمندانه در تلاش خبر بود، خالی ماند.
آیا همین سرنوشت بود که حضرت جبرائیل که به گفته امام خمینی روزی 75 باری بر فاطمه زهرا ظاهر می شد وشاید در مورد ایران هم می گفت، بر پیشانی مردم ایران رقم زده بود؟
اگر آری، که درست گفته بود،همین است سرنوشت مردم زیر سایه حکومتی که به نیابت از خدا حکومت کند و بر این سرنوشت است که باید گریست و به این سرنوشت است که باید گفت: نه
زهره سحر خیز
Comments
روز فتح زندانی که سمبول سرکوب، سنت گرایی، زورگویی و نابرابری و قدرت متحد نجبای وابسته به دربار و روحانیون بود — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>