ایرانیکا: گفتگو با دکتر تورج دریایی
دانشنامه ایرانیکا یکی از مهمترین و معتبرترین پروژههای علمی در حوزه ایرانشناسی است که بیش از نیم قرن برای گردآوری، ساماندهی و انتشار دانش مربوط به تاریخ، فرهنگ، زبانها، ادیان و تمدن ایران و جهان ایرانی بر روی آن کار شده است. این پروژه به ابتکار و مدیریت زندهیاد دکتر احسان یارشاطر، از برجستهترین ایرانشناسان معاصر، بنیان نهاده شد و امروز نیز زیر نظر پژوهشگر برجستهای چون دکتر تورج دریایی به مسیر علمی خود ادامه میدهد. ایرانیکا نه تنها حاصل همکاری صدها متخصص و دانشگاهی از سراسر جهان است، بلکه به دلیل دقت علمی، استناد به پژوهشهای معتبر و بهرهگیری از نویسندگان صاحبنظر هر حوزه، به یکی از مراجع اصلی مطالعات ایرانشناسی در سطح بینالمللی تبدیل شده است. در روزگاری که اطلاعات نادقیق و روایتهای غیرمستند بهسرعت در فضای مجازی گسترش مییابند، مراجعه به منابعی همچون ایرانیکا بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. از این رو، به پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان تاریخ و فرهنگ ایران توصیه میشود که این دانشنامه را به عنوان یکی از معتبرترین مراجع علمی در تحقیقات و مطالعات خود مورد استفاده قرار دهند.
این مصاحبه توسط کامیار رودکیان و مرمر کبیر انجام گرفته
برای مخاطبانی که آشنایی چندانی با ایرانیکا ندارند، این پروژه را چگونه معرفی میکنید؟ چه ویژگیهایی باعث شده است که پس از چند دهه همچنان یکی از معتبرترین مراجع پژوهشی برای مطالعه تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران باقی بماند؟
ایرانیکا پروژهای است که بیش از پنج دهه روی آن کار شده است. بهطور کلی، دانشنامهها و قاموسها که فرانسویها نیز در شکلگیری این سنت، با آثاری مانند دانشنامه دیدرو، پیشگام بودهاند ــ در واقع دانش و دستاوردهای یک تمدن را به شکلی نظاممند گردآوری و ثبت میکنند. ایرانیکا نیز با همین هدف شکل گرفته است؛ یعنی آنچه را به جهان ایرانی و نیز ارتباط آن با همسایگان و حوزههای پیرامونی آن مربوط میشود، در بالاترین سطح علمی و بر پایه پژوهشهای دانشگاهی، در قالب مدخلهای تخصصی تدوین و منتشر کند..
این دانشنامه در آغاز به صورت چاپی منتشر میشد، اما امروز بهطور رایگان در فضای مجازی در دسترس همگان قرار دارد. همان گونه ابتدا یکی از اهداف اصلی ایرانیکا این بود که دسترسی آزاد و رایگان به دانش معتبر را برای همه فراهم کند.
اهمیت دیگر ایرانیکا در این است که نویسندگان هر مدخل، برجستهترین پژوهشگران همان حوزه هستند. افزون بر این، ایرانیکا از نظر دقت علمی و شیوه ارجاع به منابع، حتی در مقایسه با بسیاری از دانشنامههای معتبر جهان نیز جایگاهی کمنظیر دارد.
با توجه به اینکه بخش مهمی از پژوهشهای ایرانشناسی در خارج از ایران پدید آمدهاند، امروز نقش پژوهشگران جوان و پژوهشگران مستقر در ایران را در توسعه این حوزه چگونه ارزیابی میکنید؟ مهمترین موانع و فرصتهای همکاری چیست؟
از آنجا که ایرانیکا در ایالات متحده مستقر است، طبیعتاً برخی محدودیتها و مشکلات ناشی از روابط بینالملل وجود دارد. با این حال، این دانشنامه همواره تلاش کرده است از توان پژوهشگران ایرانی بهره ببرد؛ زیرا بسیاری از دانشها، منابع و اطلاعاتی که پژوهشگران داخل ایران در اختیار دارند، در هیچ جای دیگری یافت نمیشود.
من به عنوان سردبیر جدید ایرانیکا، معتقدم باید بیش از گذشته از نسل جدید پژوهشگران برجسته، بهویژه پژوهشگران جوان و همچنین بانوان پژوهشگر، برای نگارش مدخلها استفاده شود. در گذشته شاید بیشتر نویسندگان مقالات مرد بودند، اما این وضعیت باید متناسب با شرایط قرن بیستویکم تغییر کند.
ملاک ما تنها کیفیت پژوهش است. هر کجا در جهان که پژوهشگری در یک موضوع، برجستهترین متخصص باشد، باید از دانش و توانایی او استفاده کرد.
در سالهای اخیر بحث «استعمارزدایی از دانش» بیش از گذشته مطرح شده است. آیا این بحث امروز در حوزه ایرانشناسی نیز جایگاهی دارد؟
پیش از هر چیز باید توجه داشت که علم، در نهایت، بر پایه استانداردهای بینالمللی استوار است و این اصل نباید فراموش شود.
در برخی حوزهها، پژوهشگران غربی پیشگام بودهاند و طبیعی است که از دستاوردهای آنان استفاده شود. اما در ایرانیکا، از زمان دکتر یارشاطر تاکنون، مسئولیت علمی و تصمیمگیری درباره محتوای دانشنامه عمدتاً بر عهده ایرانشناسان ایرانی بوده است. البته در دورهای که دکتر یارشاطر سردبیر بودند دکتر Elton L. Daniel هم در کار ها فعالیت داشتند. .اما در مجموع جهتگیری علمی پروژه همواره با مشارکت گسترده پژوهشگران ایرانی شکل گرفته است.
از سوی دیگر، کاملاً روشن است که در بسیاری از زمینههای ایرانشناسی، پژوهشگران ایرانی از جایگاه ویژهای برخوردارند. به همین ترتیب، در موضوعاتی مانند روابط ایران و ترکیه، پژوهشگران ترکیه ای، یا در مباحث مربوط به ارمنستان، پژوهشگران ارمنی، به دلیل تخصص و آشنایی عمیقتر، نقش مهمتری ایفا میکنند. این رویکرد از ابتدا در ایرانیکا وجود داشته است؛ یعنی معیار انتخاب نویسندگان، ملیت آنان نیست، بلکه تخصص و جایگاه علمی آنها در موضوع مورد بحث است.
. مفهوم «جهان ایرانی» یکی از ایدههای محوری ایرانیکاست. از دیدگاه شما، این مفهوم بر چه مبنایی تعریف میشود: زبان، تاریخ سیاسی، شبکههای فرهنگی، یا ترکیبی از این عوامل؟ و این چارچوب چه کمکی به فهم بهتر تاریخ منطقه میکند؟
مفهوم «جهان ایرانی» را میتوان از چند منظر توصیف کرد. بهطور سنتی، ما از فلات ایران سخن میگوییم و من معمولاً محدودهای از جیحون تا فرات را قلب ایرانشهر میدانم. اما این تنها یکی از معیارهاست.
از منظر فرهنگی نیز هر سرزمینی که آیینهایی مانند نوروز یا مهرگان در آن رواج داشته، به نوعی بخشی از تمدن ایرانی به شمار میآید. این جشنها از مهمترین نشانههای نفوذ و استمرار فرهنگ ایرانی هستند. برای مثال، مهرگان در گذشته حتی در بخشهایی از شمال آفریقا و مصر نیز شناخته شده بود و نوروز نیز امروزه از ایران تا آسیای مرکزی، قفقاز و حتی بخشهایی از سوریه همچنان برگزار میشود.
البته میتوان جهان ایرانی را بر پایه تاریخ سیاسی نیز تعریف کرد، یا از منظر زبانهای ایرانی به آن نگریست؛ زبانهایی که شمار آنها بسیار زیاد است و در طول تاریخ در مناطق گستردهای رواج داشتهاند. بنابراین، جهان ایرانی مفهومی چندبعدی است که تاریخ سیاسی، زبان، آیینها و شبکههای فرهنگی را همزمان در بر میگیرد و همین نگاه چندوجهی به ما کمک میکند تاریخ منطقه را عمیقتر و دقیقتر درک کنیم
در بسیاری از جوامع، تاریخ به بخشی از منازعات هویتی و سیاسی تبدیل شده است و در فضای مجازی نیز روایتهای سادهسازیشده یا نادقیق از گذشته بهسرعت گسترش مییابند. از نگاه شما، یک مرجع دانشگاهی مانند ایرانیکا چه مسئولیتی در قبال ارتقای فرهنگ تاریخی عمومی و مقابله با روایتهای غیرمستند و تحریفشده دارد؟ مرجعیت علمی چنین پروژههایی تا چه اندازه میتواند بر شکلگیری حافظه تاریخی، هویت جمعی و برداشت عمومی از گذشته تأثیر بگذارد؟
این پرسش بسیار مهمی است. امروزه در دنیایی زندگی میکنیم که بسیاری از افراد می کوشندن پاسخ مسائل پیچیده تاریخی را در یک ویدئوی سیثانیهای یا چند خط متن در شبکههای اجتماعی همرسانی کنند؛ در حالی که بخش بزرگی از این مطالب سطحی و همراه با خطاهای فراوان است.
ایرانیکا نقطه مقابل این روند است. این دانشنامه بر پژوهشهای عمیق و تخصصی استوار است و همانگونه که اشاره کردم، هر مدخل را برجستهترین متخصص آن حوزه مینویسد. در اینجا ملیت نویسنده اهمیت ندارد؛ آنچه اهمیت دارد این است که چه کسی معتبرترین پژوهشگر آن موضوع است..
البته اگر بخواهیم چنین دانشنامهای برای نسل جوان نیز مرجعیت خود را حفظ کند، باید شیوه ارائه محتوا را متناسب با دنیای امروز تغییر دهیم. صرف متن دیگر کافی نیست؛ باید از تصویر، فیلم و ابزارهای جدید ارتباطی نیز بهره گرفت تا مخاطبان بیشتری با این مطالب ارتباط برقرار کنند.
امروز با پدیده هوش مصنوعی نیز روبهرو هستیم. بسیاری از جوانان هنگام جستوجوی اطلاعات، حتی در دانشنامههایی مانند بریتانیکا، از گزینههای مبتنی بر هوشواره استفاده میکنند که مطالب را خلاصه و سادهتر ارائه میدهند. اما نکته مهم این است که این خلاصهها باید بر پایه همان محتوای معتبر دانشنامه تهیه شوند، نه بر اساس منابع نامطمئن.
در ایرانیکا نیز در حال برنامهریزی هستیم تا سامانهای مبتنی بر هوش مصنوعی ایجاد کنیم که بتواند بر اساس مجموعه کامل مطالب دانشنامه، پاسخهای دقیق و منسجم در اختیار کاربران قرار دهد. همچنین یکی از برنامههای ما این است که ارتباط نزدیکتری میان ایرانیکا و ویکیپدیا برقرار شود تا مطالب مرتبط در ویکیپدیا، بیش از پیش بر پایه اطلاعات مستند و علمی ایرانیکا تنظیم شوند..
با گسترش هوشواره ها و ابزارهای تولید محتوا، هم فرصتهای تازهای برای دسترسی به دانش ایجاد شده و هم خطر انتشار اطلاعات نادرست افزایش یافته است. ایرانیکا چگونه میتواند از این فناوریها بهره ببرد و در عین حال دقت و اعتبار علمی خود را حفظ کند؟
بخش مهمی از پاسخ این پرسش را در سؤال پیشین بیان کردم. به نظر من، هوش مصنوعی ابزاری است که باید از آن استفاده کرد، اما با احتیاط و بر پایه منابع معتبر.
اگر قرار باشد کاربران از طریق هوش مصنوعی به مطالب ایرانشناسی دسترسی پیدا کنند، ضروری است که این سامانه مستقیماً از منابع ایرانیکا استفاده کند تا پاسخها از انسجام و اعتبار علمی لازم برخوردار باشند.
یکی از برنامههایی که در نظر داریم، فراهم کردن امکان دسترسی گستردهتر به محتوای ایرانیکا به زبان فارسی است تا این گنجینه علمی بیش از پیش در اختیار فارسیزبانان قرار گیرد. به گمان من، هوش مصنوعی میتواند نقش مهمی در دسترسپذیرتر کردن این مجموعه ایفا کند..
همچنین در حال بررسی امکانات دیگری نیز هستیم؛ برای مثال، بسیاری از کاربران فرصت مطالعه کامل یک مدخل را ندارند و ترجیح میدهند هنگام انجام کارهای دیگر، محتوای آن را به صورت صوتی بشنوند. استفاده از فناوریهای نوین میتواند این امکان را فراهم کند که مخاطبان، بدون کاستن از دقت علمی، با مفاهیم و یافتههای هر مدخل آشنا شوند..
ایرانیکا: https://www.iranicaonline.org
منبع لوموند دیپلماتیک
سئوال شده:
“در سالهای اخیر بحث «استعمارزدایی از دانش» بیش از گذشته مطرح شده است. آیا این بحث امروز در حوزه ایرانشناسی نیز جایگاهی دارد؟
.
اما پاسخ روشنی دریافت نشده. قراره ایران شناسی علمی باشد اما داده ها حذف میشود، علم بدون داده کافی علم نیست ابزار مهندسی فکری در خدمت مرتجعین است. خود انسان شناسان را باید مطالعه کرد نه؟ جامعه انسان شناسان را باید انسان شناسی کرد، آنها مستثنا نیستند.
.
استعمارزدائی در انسان شناسی باید به ارتجاع زدائی ارتقا پیدا کند در غیر اینصورت شناخت انسان ایرانی ناقص و در خدمت مرتجعین خواهد بود.
اگر در شناخت مردم ایران سعی شود از تضادهای طبقاتی که هست سلطه یک عده بر یک عده دیگر و استثمار قربانیان دوری شود، آن مردم شناسی بدرد نخور و در خدمت حاکمین است. فرهنگ ایرانی که شناخت عید نوروز و جشن مهرگان نیست، در این فرهنگ کلی آدم کش و زورگو و جنگ طلب و استثمارگر و امپریالیست وجود داشته است. انسان شناس خود فروش و نوکر حاکمین در تاریخ کم نبوده اند و بعد از یک جنبشی در قرن بیستم عقب نشینی کردند اما کلا آکادمی ها بعلت وابستگی به پروژه های دولتی و حفظ حقوق و شغل، نمیتوانند واقعیات را بیان کنند. فعالین انقلابی هستند که باید کار شناخت فرهنگها را بعهده بگیرند و خارج از آکادمی ها قربانیان ارتجاع را با خصوصیات طبقاتی یک جامعه آشنا کنند.
.
آنارشیست