انحرافات راست و «چپ» جنبش کارگری ایران
هادی میتروی
از دیرباز جنبش کارگری جهانی همزمان مبتلا به انحراف راست اکونومیستی و رفرمیستی و انحراف «چپ» اراده گرا ماجراجو بوده است.
رفیق کارگران جهان ولادیمیر همواره تاکید می کرد که مبارزه همزمان با انحرافات راست و چپ جنبش کارگری، وظیفه اصلی کمونیست هاست.
این رفیق تأکید می کرد در روند همزمان مبارزه با انحرافات راست و «چپ» جنبش کارگری، مبارزه با انحراف «چپ،» دشوارتر است چه، این انحراف عجولانه در طی مسیر طولانی انتقال به سوسیالیسم، «صادقانه» است!
جنبش کارگری ایران نیز در سده گذشته از این قاعده مستثنی نبوده و همواره در تند پیچهای تاریخی و بروز موقعیت انقلابی، قربانی این راست و چپ روی ها شده است.
تغییر برنامه و اساسنامه حزب توده ایران درپی وقایع سال ۱۳۲۷ از بالا و متعاقب آن بی عملی رهبران این حزب در مقطع کودتای ننگین ۲۸ امردادماه ۱۳۳۲ نمونهای از این چپ و راست زدنها در تاریخ ایران است.
نمونه دیگر گرایش اراده گرایانه چریکی در میان روشنفکران ایران در مرزبندی با اکونومیسم و رفرمیسم در دهه ۴۰ و متعاقب آن شمع زدن رهبران حزب توده ایران و حزب رنجبران در زیر بنای فرسوده حاکمیت ارتجاعی فردای انقلاب نیز، نمونه دیگری از انحراف به چپ و راست است.
انحرافاتی که قربانی اصلی آن کارگران و خانوادههای کارگری بوده اند.
از آنجایی که آینده هر عنصر اجتماعی برآمده از گذشته اوست، امروز نیز با انحرافات راست و چپ این بازماندگان روبرو هستیم.
انحراف راست بدنبال منافع مادی خود است و مبارزه با آن سادهتر است چه این انحراف در تمکین به بورژوازی نظامی حاکم خود را بروز می دهد.
این گرایش راست در بالا با طیفی از «روشنفکران» و در پایین از کارگران، با بر تن کردن پوشش «ضد استکبار» از حاکمیت «رانتی-نظامی» ایران حمایت کرده و در سایه این حاکمیت خود را بازتولید می کند.
طبیعتاً مبارزه با چنین انحرافی و دوری از اژدهای هفت سر آزادی ستیز و ضد زن و دگرباش و دگراندیش کش ایران کار دشواری نیست!
اما مبارزه و مرزبندی با گرایشی که بدون شناخت دقیق از اصول کمونیسم و ساختار اقتصادی اجتماعی ایران، شعار پیش بسوی «حاکمیت شورایی» و دولت نوع کمون می دهد، کار ساده ای نیست و مرزبندی با انحراف «چپ» ماجراجو دشوارتر است چه این گرایش انحرافی «چپ» شعر و شعارهای زیبایی را صادقانه به جامعه عرضه می کند.
این گرایش امر انقلاب در ایران را مفروض پنداشته و در اقتدار «شوراها» و برقراری امنیت و نظم در آبادیها و محلات و کنترل و تولید و توزیع بوسیله خود مردم شعر می سراید!
این گرایش در شعر و شعارهای زیبای خود از یک سو دستاوردهای تاریخ بشر؛ از جمله حاکمیت قانون و جمهوری و تجزیه و تقسیم قوا و دموکراسی و حقوق بشر و دولت مدرن غیرایدیولوژیک؛ را نادیده می گیرد و از سوی دیگر با نظرات آموزگاران بزرگ کمونیسم بویژه دیکتاتوری پرولتاریا؛ بمثابه عالیترین نوع دموکراسی؛ و دولت کارگری و دوران طولانی انتقال به سوسیالیسم بیگانه است!
این گرایش «چپ» اراده گرا، شعار انقلاب سوسیالیستی و حاکمیت شورایی را در زرورق پیچیده با روبان «چپ» مزین کرده و به نسل جوان بی آینده و عاصی ایران هدیه می کند.
این گرایش انحرافی «چپ» بر این باور است که با انقلاب و قدرت گرفتن شوراها در همه جا، فرهنگ بورژوایی و روابط کارمزدی یک شبه لغو شده و آزادی و امنیت و برابری و رفاه و صلح در جامعه ۱۰۰ میلیونی ایران بدست خواهد آمد!
تردیدی نیست که تاریخ هرگز تکرار نمی شود چه پرولتاریای ایران و جهان از تجربیات گذشته خود درس گرفته، فاجعه کامبوج را هرگز از یاد نبرده و تکرار نخواهد کرد!
فاجعهای که در آن «رهبر داهی» پرولتاریا با اختراع «راه میان بر به کمونیسم» و زیر پا له کردن «دوران طولانی انتقال به سوسیالیسم»؛ که در آن اگرچه مالکیت اموال و منابع عمومی همگانی شده است اما سرمایهها اجتماعی شده و روابط کارمزدی همچنان برقرار هستند؛ نزدیک به نیمی از ساکنان کامبوج را در عرض چند سال راهی قبرهای دسته جمعی کرد!
رفقای کارگر، کمونیستها؛
بی تردید جامعه ۱۰۰ میلیونی ایران بخاطر بی کفایتی و رانت و فساد حکومتی، با زمینلرزه های بزرگ منطقهای و سراسری روبرو خواهد شد.
زمینلرزه های اجتماعی که زودتر و یا دیرتر ارگانهای نرم عوامفریبی و سخت سرکوب حاکمیت ایران را درهم خواهند کوبید و اکثریت عظیم تولیدکنندگان کنترل تولید و توزیع و خدمات را در پایین در دست گرفته و دژ دولت در بالا را تسخیر خواهند کرد.
شایسته است قدرت جایگزین با توجه به دستاوردهای موفق و ناموفق نیاکان، خود را سازمان دهد تا با گامهایی آرام و استوار مسیر طولانی انتقال به سوسیالیسم را بپیماید؟
(۱)
نویسنده انحراف «چپ» جنبش کارگری را در گیومه می گذارد چه تجربه نشان می دهد که این انحراف «چپ» برغم شعارهای زیبای عجولانه و عوامفریبانه با ظاهری انقلابی، همواره سر از راست درآورده است
و باعت پرداخت بهایی سنگین از طرف کارگران و خانوادههای کارگری شده است.
این گرایش با در پیش گرفتن تاکتیکهای نادرست بغایت ذهنی و عجولانه، از یک سو باعث ناامیدی کارگران فعال و از سوی دیگر توجیه سرکوب حکومتی و خوشنودی بورژوازی حاکم شده است!
زنده باد انقلاب!
برقرار باد حاکمیت مستقیم اکثریت عظیم تولیدکنندگان!
زنده با کمونیسم!
هادی میتروی (م. ع. ب)
دانش آموخته فیزیک در تبعید
امردادماه ۱۴۰۵
با پوزش از خواننده گرامی؛
مقاله به اشتباه بجای علامت تأکید (!) با علامت سوال (؟) به پایان رسیده است.