اشتراک و خبر نامه محبی
فرح نوتاش
اشتراک و خبر نامه محبی
نقد فرح نوتاش
به «کیفرخواست علیه یوسف و مسعود پزشکیان، باقر قالیباف، محسنی اژهای و حسن روحانی / گردآوری و تکثیر از جهانگیر محبی»
هموطنان گرامی لطفن توجه کنید!
دوستان و رفقای کارگر!؛
هوشمندی از شجاعت مهمتر است؛ و احتیاط از سرسختی،کارسازتر.
امنیت رهبرِ ایران،گرهخورده به امنیت و آینده کل کشور.حفظ جان او،حفظ آینده ایران است.
نقشِ دولتِ مسعود پزشکیان در ترورِ رهبر و فروپاشیِ ایران
این چند خط اول خبرنامه ای است که توسط جهانگیر محبی که در زیر همین نوشتار، خبرنامۀ او پخش می شود، آمده است.
او یکی از هواداران محور مقاومت، یا همان روبات های ژئو پولیتک است. که چون پادشاهی خواهان، کارگران را به حفظ جان رهبر ایران رهنمود می شود! که امنیت و آیندۀ کل کشور، در حفظ جان او گره خورده است!
رهبری که نه ملت ایران انتخاب کرده اند و نه کسی جز سپاه پاسداران رانت خوار.
و همین رهبری است که از زمان ، کودتای که محمود احمدی نژاد را از صندوق رای بیرون آورد دستانش آغشته به خون مردم ایران است.
نوشتن این نوع مطالب فقط با قلم ربات های ژئو پولیتیک میسر است.
وربطی به فضای فکری کارگران مطلقن ندارد.
پیام هایی این چنینی به کارگران ، درست در پی سوء استفاده از نیروی کارگران، برای ترویج نوعی کیش شخصیت برای ادامۀ سلطنت مطلق ولایت فقیه انگلیسی و جزغاله کردن کارگران ، در ایجاد فاصله های طبقاتی ، با پیاده کردن اوامر بانک جهانی، و جهانی کنندگان صهیونیست می تواند باشد.
به امید بیداری و احترام به رای عموم مردم در انتخاب شورای رهبری ، بجای یک رهبر
به امید بیداری و زدودن هر گونه حاکمیت هرمی شکل که فقط شکل حاکمیت، وابسطه به امپریالیست ها می باشد
فرح نوتاش
***
دوستان و رفقای کارگر!؛
هوشمندی از شجاعت مهمتر است؛ و احتیاط از سرسختی،کارسازتر.
امنیت رهبرِ ایران،گرهخورده به امنیت و آینده کل کشور.حفظ جان او،حفظ آینده ایران است.
نقشِ دولتِ مسعود پزشکیان در ترورِ رهبر و فروپاشیِ ایران
————————————————————————-
یوسف پزشکیان : «حیات ما به غنیسازی وابسته نیست؛غنیسازی نکنیم نمیمیریم».
——————————————————————
جفری ساکس اقتصاددان آمریکایی یهودی :
تمرکز بر غنیسازی اورانیومِ ایران به عنوان تهدید نظامی، صرفاً یک دستاویزی سیاسی از سوی واشنگتن و تلآویو برای تداوم فشارها است.
——————————————————————
جان مرشایمر دانشمند و استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو :
اگر من یک سیاستمدار ایرانی بودم ترجیه میدادم علف بخورم تا بتوانم سلاح هسته ای بسازم چون اگه ایران سلاح هستهای میداشت هرگز اسرائیل و آمریکا نمیتوانستند بهش حمله کنند!.
اینکه ایرانی ها تا حالا سلاح هسته ای نساخته اند نشان میدهد که چقدر احمق بوده اند !!! احمق !!!.
پیامِ تبریکِ کاخِ سفید به یوسف پزشکیان به مناسبتِ عضویت در باشگاهِ شبانهٔ اَمریکا فِرست.
——————————————————————
https://www.facebook.com/photo/?fbid=28511671428429602&set=a.101528736537251
رهبر جدید ایران هنوز خبر ندارد؛خنجر درست زیر گوش اوست!.
نگارش : ژانهائو (Zhanhao)-
ترجمه : مجله جنوب جهانی
تمام تحرکات این روزهای آمریکا،اسرائیل و[دولتِ پزشکیان]علیه ایران،به احتمال بسیار زیاد تنها یک هدف را دنبال میکند: اجرای دوباره عملیات ترور رهبر عالی ایران!.
در روز ۳ سپتامبر، مقامات ارشد اسرائیل هماهنگ و یکصدا خطونشان کشیدند. بنیامین نتانیاهو در جریان بازدید از ستاد کل ارتش اسرائیل در تلآویو، علناً اعلام کرد که سرنگونی حکومت ایران «هدف اصلی» حال حاضر اسرائیل است و این هدف «کاملاً در دسترس» قرار دارد. او مدعی شد که رهبری ایران «ضعیفتر از هر زمان دیگری» است؛ و «برای بقای خود میجنگد».
او همچنین به «دشمنان اسرائیل» هشدار داد که «با دم شیر بازی نکنند».
در همان روز، کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، تهدیدها را پررنگتر کرد و گفت: اگر ایران به اسرائیل حملهای کند، ارتش اسرائیل تمامی زیرساختهای ایران، از جمله تاسیسات انرژی را هدف قرار خواهد داد. برخی رسانههای اسرائیلی حتی از قول کاتس نقل کردند که او تهدید کرده «ایران را به عصر حجر بازمیگرداند».
همزمان، ارتش اسرائیل عملیات نظامی خود را در خطالرأس «علیالطاهر» در جنوب لبنان آغاز کرده و کنترل عملیاتی این منطقه راهبردی را به دست گرفته است. در مقابل، ایران از طریق آمریکا پیام فرستاده که اگر اسرائیل دست به هجومی همهجانبه به این منطقه بزند، ایران «پاسخی کوبنده» خواهد داد.
.[همزمان!،یوسف پزشکیان گفت : «حیات ما به غنیسازی وابسته نیست؛غنیسازی نکنیم نمیمیریم»].
همرزمان! وقتی این قطعات پازل را کنار هم بگذاریم؛
باید یک هشدار جدی بدهم: مجتبی خامنهای،رهبر جدید ایران،هماکنون در شرایطی فوقالعاده خطرناک قرار دارد.
تمام فشارهای کنونی، خطونشان کشیدنها و تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل، به احتمال قوی یک سناریوی حسابشده برای «از سوراخ بیرون کشیدن مار» است؛ تکنیکی با هدف نهاییِ کشاندن رهبر ایران به انظار عمومی و سپس اجرای دومین عملیات ترور در زمان مناسب. در ادامه، وضعیت فعلی را برایتان تحلیل میکنم.
–۱. ناکامی در دستیابی به هدف استراتژیک در ترور نخست؛تلاش حتمی آمریکا و اسرائیل برای«ضربهنهایی».
نگاهی بیندازیم به ۲۸ فوریه امسال که آمریکا و اسرائیل حمله نظامی مشترکی را علیه ایران آغاز کردند؛ عملیاتی که اسرائیل آن را «شیر غران» و آمریکا آن را «خشم حماسی» نامید. در جریان این حمله، آیتالله خامنهای،رهبر پیشین ایران،به شهادت رسید. نقشه آمریکا و اسرائیل روشن بود: ایجاد خلاء قدرت از طریق ترور، دامن زدن به آشوب داخلی و در نهایت تغییر حکومت.
اما آنچه حسابوکتاب آنها را برهم زد، این بود که رهبر جدید با انگیزه «گرفتن انتقام خون پدر» بر مسند قدرت نشست و عزم او برای مواجهه با آمریکا و اسرائیل به مراتب جدیتر است. انتقال سریع قدرت و یکپارچهتر شدن ایران در برابر تهدید خارجی، دقیقاً همان کابوسی بود که آمریکا و اسرائیل اصلاً انتظارش را نداشتند. از منظر استراتژیک، هرچند نخستین عملیات ترور موفقیت تاکتیکی به همراه داشت، اما یک شکست کامل استراتژیک بود.
آنها انتظار داشتند ایران وارد جنگ داخلی و تنازع قدرت میان گروهها شده و دستگاه حاکمیتی فلج شود، اما در واقعیت، ایران با سرعتی باورنکردنی فرآیند انتقال قدرت را طی کرد و مشروعیت رهبر جدید به لطف موقعیت «فرزند شهید» حتی تقویت شد.
بنابراین، منطق استراتژیک حکم میکند که آمریکا و اسرائیل به دنبال «ضربهنهایی» (تکمیل کار) باشند. اگر ترور اول به سرنگونی حکومت منجر نشد، دوباره امتحانش میکنند. اگر رهبر عالی بار دیگر از میان برود، حتی اگر بدنه داخلی متحد باشد، باز هم کشور وارد دورهای از تلاطم برای انتقال قدرت میشود؛ و همین دوره تلاطم، بهترین فرصت برای نفوذ، جذب نیرو و ایجاد تفرقه توسط آمریکا و اسرائیل خواهد بود. اگر فضایی برای روی کار آمدن یک جریان غربگرا فراهم شود، آنها به هدف خود رسیدهاند. بعید نیست ترور دوم در صورت وقوع، ضربهای مهلک به روحیه نظامی و عمومی ایران بزند و این پیام را به جهان مخابره کند که ساختار امنیتی ایران کاملاً نفوذپذیر است.
اثر این جنگ روانی، بهمراتب مخربتر از خودِ حمله نظامی است؛ ضمن اینکه آمریکا و اسرائیل در حال حاضر راه دیگری هم پیش روی خود نمیبینند.
–۲. تمام تحرکات کنونی در خدمت یک زنجیره منطقی است: «فشار بیاور،وادار به ظهور کن».
اکنون زنجیره اقدامات فعلی آمریکا و اسرائیل را بازخوانی میکنیم تا ببینیم چگونه یک سناریوی کامل برای کشاندن حریف به میدان ساختهاند:
گام اول: هیاهوی رسانهای و ایجاد فشار روانی. نتانیاهو در ۳ سپتامبر علناً سرنگونی حکومت ایران را «هدف اصلی» و «دستیافتنی» خواند؛ موضعی که در عرصه دیپلماسی کمنظیر است. اینکه نخستوزیر یک کشور اینگونه صریح از سرنگونی یک حکومت مستقل سخن بگوید، خود یک ابزار فشار حداکثری است. این کار دو هدف دارد: اول، تضعیف اعتمادبهنفس داخلی در ایران و ایجاد هراس؛ دوم، خشمگین کردن مقامات ارشد ایران و وادار ساختن آنها به پاسخ علنی. انتخاب سخنرانی در جمع فرماندهان ارشد ارشد ارتش در ستاد کل نیز پیام مستقیمی به ایران داشت: ماشین جنگی ما آماده است و هر لحظه دست به زن دارد.
گام دوم: اعمال فشار نظامی از محور لبنان. ارتش اسرائیل عملیاتی را در خطالرأس علیالطاهر آغاز کرده و رسماً آن را یکی از اهداف اصلی خود نامیده است. مفهوم عمیقتر این اقدام، ضربه زدن به سرمایههای استراتژیک ایران در لبنان است تا عالیترین مقامات ایران را به اتخاذ تصمیم و واکنش علنی وادار کند. این منطقه در کنترل حزبالله است که از مهمترین بازوهای منطقهای ایران به شمار میرود. دستاندازی به این نقطه، دست گذاشتن روی خط قرمز ایران است و مقامات ایرانی نمیتوانند نسبت به آن بیتفاوت باشند.
در نتیجه، ایران باید نسبت به نیات آمریکا و اسرائیل در بالاترین سطح از هوشیاری باشد و کوچکترین روزنهای؛
به آنها ندهد.
–۳. چرا آمریکا و اسرائیل این بازه زمانی را انتخاب کردهاند؟.
بررسی بازه زمانی نشان میدهد که شرایط فعلی از چند جهت برای اجرای عملیات ترور توسط آمریکا و اسرائیل فراهم است:
نخست، قرار داشتن روابط ایران و آمریکا در وضعیت شکننده و تبادل آتش پراکنده. توافقنامه میان ایران و آمریکا در ۱۷ ژوئن امضا شد و آمریکا در ۱۸ ژوئن از لغو محاصره دریایی ایران خبر داد. اما از ۷ ژوئیه به این سو، ارتش آمریکا بارها به اهدافی در ایران حمله کرده و ایران نیز در پاسخ، پادگانهای آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. تا ۲۴ اوت، آمار تلفات نیروهای آمریکایی به ۷۷۴ نفر (۱۸ کشته و ۷۵۶ زخمی) رسیده است. این وضعیت نشان میدهد آتشبس واقعی رخ نداده و زبانه کشیدن آتش جنگ هر لحظه محتمل است. به عبارت دیگر، تیرِ ترور از سوی آمریکا و اسرائیل همواره روی چله کمان قرار داشته است.
دوم، فشار شدید سیاست داخلی بر نتانیاهو. او برای تثبیت موقعیت خود نیاز مبرم به یک «پیروزی قاطع» دارد. ترور دوباره رهبر عالی ایران میتواند بزرگترین «دستاورد» کارنامه سیاسی او باشد و تمامی صداهای مخالف داخلی را خاموش کند. تاکید پررنگ او بر کلمه «وحدت داخلی» در سخنرانی ۳ سپتامبر، خود گواه تفرقه در داخل اسرائیل است؛ تفرقه بلایی است؛ که او میخواهد با یک پیروزی بیرونی آن را ترمیم کند.
–۴. ایران باید هوشمندانه بازی حریف را خنثی کند؛ تکرار اشتباه گذشته ممنوع است. باید صراحتاً تاکید کنم که ایران در جریان ترور نخست، تاوان بسیار سنگینی پرداخت. شهادت رهبر فقید، وجود شکافهای جدی در لایههای حفاظتی مقامات ارشد را برملا کرد. اینکه آمریکا و اسرائیل توانستند موقعیت دقیق را شناسایی و ضربه بزنند، نشان میدهد مسئله درز اطلاعات از داخل هنوز بهطور کامل حل نشده است.
با توجه به زنجیره تاکتیکی حریف،استراتژی دفاعی ایران باید نقطه به نقطه و هوشمندانه طراحی شود:
در پاسخ به گام اول (هیاهو و فشار روانی): رهبر عالی باید استراتژی «سکوت مطلق» را پیش بگیرد. تمام مواضع عمومی تنها از طریق ویدیوهای از پیش ضبطشده یا بیانیههای مکتوب منتشر شوند و هیچگونه برنامه زنده یا حضور میدانی در زمان و مکان قابل پیشبینی انجام نشود. نباید فراموش کرد که حساب رهبر از رئیسجمهور جداست؛ اگر رئیسجمهور در خیابان حاضر شود مشکلی نیست، اما وضعیت رهبر متفاوت است. اگر دشمن نتواند «الگوی رفتاری» را پیشبینی کند، توانایی تعیین زمان ضربه را از دست خواهد داد. رسانههای رسمی ایران نیز باید از پوشش لحظهای تحرکات رهبری خودداری کنند و انتشار هرگونه خبر را دستکم ۴۸ ساعت به تاخیر بیندازند تا شبکه اطلاعاتی دشمن امکان ردیابی «مختصات زنده» را نداشته باشد.
در پاسخ به گام دوم و سوم (فشار در لبنان و دامهای اطلاعاتی): اصل «حداقل آگاهی» در خطوط ارتباطی و برنامههای رفتوآمد مقامات عالیرتبه باید بلافاصله اجرا شود. اطلاعات مربوط به سفرهای رهبری باید به بخشهای کاملاً مجزا تقسیم شده و در اختیار تیمهای جداگانهای قرار گیرد که از کار یکدیگر بیخبرند، تا تمامی مبادی درز اطلاعات مسدود شود. در عین حال، تمام کسانی که طی سه ماه گذشته به اطلاعات مربوط به رفتوآمدهای رهبری دسترسی داشتهاند باید ارزیابی امنیتی شوند تا راههای نفوذ احتمالی شناسایی گردد.
درباره هماهنگیهای نظامی در محور حزبالله نیز ارتباطات باید صرفاً از طریق کانالهای رمزگذاریشده از پیش تعیینشده انجام شود و جزئیات عملیات در هیچ ارتباط قابل رهگیری مطرح نشود.
علاوه بر این، پاکسازی و ساماندهی ساختار اطلاعاتی داخلی یک ضرورت حیاتی است. از سانحه بالگرد رئیسی تا ترور رهبر فقید و شهادت چندین فرمانده ارشد سپاه، همگی به یک نفوذ و درز اطلاعاتی جدی اشاره دارند. باید با قاطعیت تمام، عناصر نفوذی شناسایی و تمام کانالهای لو رفتن اطلاعات کور شوند. تمامی تجهیزات ارتباطی باید به سیستمهای امن و بومی تغییر یابند، رفتوآمد افراد کلیدی کاملاً محرمانه بماند و حتی برای ارتباطات از گوشیهای ماهوارهای امن مانند هواوی استفاده شود.
–۵. ماهیت واقعی «فریبکاری» آمریکا و اسرائیل
از یک نگاه کلانتر، تمام رفتارهای فعلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران – چه خطونشان کشیدنهای نتانیاهو، چه تحرکات نظامی در لبنان و چه تهدید زیرساختهای ایران – در واقع بخشی از استراتژی «ایجاد غبار جنگ» است. آنها با ایجاد خطرات متعدد در جبهههای مختلف میخواهند توجه ایران را منحرف کنند تا نتواند نقطه تمرکز اصلی ضربه را تشخیص دهد و در دفاع دچار سردرگمی شود.
این روش در دانش نظامی «یکی به در زدن و یکی به دیوار» (جنگ روانی و انحراف حواس) و در حوزه اطلاعات «غرق کردن حریف در سیگنالهای انحرافی» نامیده میشود. وقتی تمام تمرکز ایران معطوف به جبهه لبنان، حفاظت از زیرساختها یا رایزنیهای دیپلماتیک شود، ضربه اصلی ممکن است از زاویهای کاملاً غیرمنتظره وارد شود. آمریکا و اسرائیل در این بازی مهارت دارند؛ هدف آنها خسته کردن ایران در میان انبوهی از سرنخهای تهدیدآمیز است تا در یک لحظه غفلت، ضربه خود را وارد کنند.
بنابراین، ایران باید در چنین شرایطی در بالاترین سطح از هوشیاری باشد و هیچ فرصتی برای ترور به دشمن ندهد.
همرزمان!؛
اوضاع خاورمیانه در نقطهای فوقالعاده حساس و باریک قرار گرفته است. هر حرکت آمریکا و اسرائیل خطری مرگبار در بر دارد و هر تصمیم ایران با مساله مرگ و زندگی در ارتباط است.
در چنین برههای، هوشمندی از شجاعت مهمتر است؛ و احتیاط از سرسختی،کارسازتر.
امنیت رهبر عالی ایران،گرهخورده به امنیت و آینده کل کشور.حفظ جان او،حفظ آینده ایران است.
تیغِ آمریکا و اسرائیل،تیز شده و همه چیز به این بستگی دارد که آیا ایران میتواند از این ضربه مهلک بگریزد یا خیر.
در عین حال،ایران باید خط تهاجم فعال را هم در پیش بگیرد و فشار متقابلی به دشمن وارد کند تا از بار فشار بر خود بکاهد. ایران در این زمینه چندان خوب عمل نکرده و حتی بدنهٔ دولت هنوز دچار نوعی توهم نسبت به آمریکا و اسرائیل است؛
رویکردی که اگر ادامه یابد، تاوان سنگینی به همراه خواهد داشت!.
گردآوری و تکثیر از جهانگیر محبی
ارسال به: اعضای گروه یاهو،گوگل،شخصیتهای سیاسی-اجتماعی-اقتصادی-فرهنگی
هنری،سازمانها،احزاب،نشریات، را دیوها،تلویزیونها،انجمنهای
زنان-دانشجویان-دانش آموزان-معلمان-روزنامه نگاران
وبلاگ نویسان-نویسندگان،تشکلهای کارگری
و سایت ها در داخل و خارج از کشور
تجربه تاریخی نشان میدهد که اگر بذرِ زهرآگینِ ایدئولوژی ضد کمونیسم به بار بنشیند،تحمل فاشیسم و پذیرش آن در هر جامعهای امکانپذیر میشود. به بیان دقیقتر،رشد ضد کمونیسم پیش شرطهای لازم را برای احیای فاشیسم فراهم میآورد و در پیامد آن نیروهای راست افراطی ،گام به گام صحنهٔ سیاسی کشور را به دست میگیرند.
زنده باد همبستگیِ جهانی با خلقِ قهرمانِ فلسطین
تحصیل،بهداشت و درمانِ رایگان برای توده های زحمتکش
که سوسیالیسم در کوبا و کُره شمالی چراغی است؛تابنده
پیش به سوی ایجادِ تشکُل های مستقلِ زحمتکشان
کارگرانِ جهان متحد شوید
زنده باد فلسطین
*******************************************************************
اعتراض به تیتر تحریفی در سایت اشتراک
فرح نوتاش ـ 15.09.2026
هموطنان گرامی!
لطفن به این موضوع بسیار مهم توجه کنید!
با توجه به این که بیشتر مردم طالب خواندن اخبار هستند و کمتر به مقالات دیگر، جز تیتر ها توجه دارند، تیتر، از ارزش مهمی بر خوردار می شود. از این رو ، کسی که عمدن تیتر را وارونه می نویسد،با آگاهی به این مسئله، فقط با زدن یک تیتر انحرافی ، نظر مقاله را وارونه منعکس می کند.
بخشی از رفقای ما ، در دفاع از پیشبرد مقاصد ژئوپولیتیک اعضای بریکس، در دفاع از محور مقاومت و اصول گرایان انگلیسی و ادامه جنگ هستند.
ولی ما خط سومی ها ـ نه ملا ـ نه آمریکاـ در دفاع از زحمتکشان گرسنۀ ایران، خواهان پایان جنگ “همین حالا” هستیم
دیروز یاد داشت و خبر نامه ای را به دو سایت توده ای ها و اشتراک فرستادم، توده ای ها با تیتر زیر درج کرده است.
رهبری که ملت ایران انتخاب نکرده است
و سایت اشتراک ، که از هوادارن محور مقاومت است ، با تیتر زیر
نقد فرح نوتاش به «کیفرخواست علیه یوسف و مسعود پزشکیان، باقر قالیباف، محسنی اژهای و حسن روحانی / گردآوری و تکثیر از جهانگیر محبی
و حال آنکه روی سخن جهانگیر محبی ، و جواب من به او، بطور واضح با کارگران بوده، است.
با توجه به این که خط سومی ها ـ ( نه ملا نه آمریکاـ رهبر کل امپریالیست ها)
خواهان سرنگونی رژیم ملا،( اصول گرا و اصلاح طلب) و کلن زدودن مذهب از سیاست جهان هستند، تیتر سایت اشتراک، خاک پاشیدن به چشم کارگران ارزیابی می شود.
حامیان محور مقاومت، که خود را ضد امپریالیست می خوانند، با حمایت از رژیم وابسته به امپریالیست انگلیس ملا ، در حمایت از ویرانی ایران ، به نفع بریکس ، و گسترش سرزمین های زیر سلطه انگلیس است که منتهی به نابودی زحمتکشان ایران در گرسنگی ممتد می شود.
حجتیه انگلیسی که خواهان ادامه جنگ اند، در طی 50 سال حاکمیت، آنقدر دزدیده اند، که تا صد سال دیگر هم، درد زحمتکشان گرسنه ایران را نخواهند دانست.
از طرفی دیگر، رویای اسرائیل بزرگ ، صهیونیست های سرزمین های اشغالی فلسطین و جناح صهیونیست مسیحی های آمریکا به سر پرچمداری ترامپ در امریکا را، کور کرده است. و به نابودی 12000 زیر ساخت صنعتی ایران، توسط آمریکا و اسرائیل انجامیده است.
با این که نتان یاهو حاشا می کند، ولی شواهد عریان، نشان از اطلاع او از حملۀ حماس به دهکدۀ اسرائیلی در 7 اکتبر، قبل از وقوع آن، برای برخوردای از بهانه ای، برای حمله و نابودی غزه و در ادامه آن، حمله به ایران و نیابتی های آن بوده است.
رویای اسرائیل بزرگ، پیمان ابراهیم، و سلطنت جهانی صهیونیسم بر جهان، این باند تبه کار را به کشتن و نابودی مردم منطقه کشانده است. ولی یک اصل را آنان، به فراموشی سپرده اند، مبارزه برای حق خواهی جزو ذات انسان است.
و اگر آنان، خود را در مبارزه با مسلمانان وابسته به انگلیس، پیروز می بینند، باید بیادشان آورد، که در مبارزه با نهاد انسانی، و کمونیست های راستین که حق خواهی را در آینده رهبری خواند کرد، هرگز طعم پیروزی را نخواهند چشید.
دو گروه وابسته به امپریالیست ها، خواهان ادامه جنگ اند. سلطنت طلبان با پرچم اسرائیل، و باند سپاه و رهبر غایبشان و محور مقاومتی های انگلیسی.
و حال آنکه ضربه ای که به ملت ایران در حال وارد شدن است، جبران ناپذیر است.
در هفته های گذشته، زمزمۀ بمباران اتمی ایران در پنتاگون تحت بررسی بوده است. و این زمزمه توسط جو بایدن دموکرات شروع شده است!
www.farah-notash.com/womens-power
www.farah-notash.com
Women’s Power
Comments
اشتراک و خبر نامه محبی <br> فرح نوتاش — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>