آنکارا ناتو ۲۰۲۶ اروپا در دو راهی اجبار تسلیحاتی یا استقلال راهبردی/ ا.پوری
نشست سران ناتو در آنکارا، برخلاف بسیاری از اجلاسهای پیشین که عمدتاً به بیانیههای تشریفاتی میگذشت، به نقطه عطفی در تاریخ این پیمان نظامی تبدیل شد. شاید مهمترین پیام این نشست، نه در بیانیه پایانی که در پشت درهای بسته و در فضای ملاقاتهای دوجانبه شکل گرفت. مقامات ارشد نظامی و سیاسی ۳۲ کشور عضو در حالی در مجتمع ریاستجمهوری بشتپه گرد هم آمدند که «سایه سنگین دونالد ترامپ» بر تمامی محورهای مذاکره سایه انداخته بود. ترامپ در این نشست، برخلاف روسای جمهور پیشین که نقش «مدافع» را ایفا میکردند، ظاهر شد تا نقش «طلبکار» را بازی کند؛ طلبکاری که از اروپا انتظار «پرداخت بدهی امنیتی» دارد.
فشار برای افزایش هزینه دفاعی؛ رقابتی برای اثبات وفاداری
یکی از محورهای اصلی و پرتنش نشست، فشار بیسابقه ترامپ برای افزایش هزینههای دفاعی به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۳۵ بود. رئیسجمهور آمریکا با لحنی صریح و بیپرده، کشورهای اروپایی را به «سوارهروهای بیتعهد» تشبیه کرد و تأکید داشت که ناتو نمیتواند یک «چتر امنیتی رایگان» برای کشورهایی باشد که سهم ناعادلانهای در این ائتلاف دارند. در واکنش به این اتهامزنی، شاهد یک رقابت تمامعیار میان اعضای اروپایی برای اثبات «وفاداری مالی» خود بودیم.
بر اساس گزارشهای بلومبرگ و بیبیسی، در این نشست یک پروژه مشترک موشکی با نام «حمله دقیق در عمق» به تصویب رسید که طی ۱۰ سال آینده بیش از ۵۰ میلیارد دلار هزینه در بر خواهد داشت. این موشک دوربرد که برد آن تا دو هزار کیلومتر پیشبینی میشود، برای تقویت بازدارندگی در برابر روسیه طراحی شده است. افزون بر این، خبرنگار هلندی حاضر در محل، فضای مذاکرات را «بازار داغ قراردادهای تسلیحاتی» توصیف کرد که در آن هر کشور سعی میکرد با ارائه پیشنهادهای میلیاردی، جایگاه خود را در کنار واشنگتن حفظ کند.
اوکراین و زلنسکی؛ ستاره پشت درهای بسته
در حاشیه این رقابت تسلیحاتی، ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، به بازیگری کلیدی تبدیل شده بود. برخلاف نشستهای پیشین که زلنسکی نقشی درخواستکننده و خواهان کمک داشت، در آنکارا کشورهای اروپایی برای بهرهمندی از تجربه میدان نبرد اوکراین و نوآوریهای پهپادی و موشکی این کشور، در صف انتظار ملاقات با او قرار داشتند. گزارشها حاکی از آن است که هیئت نظامی هلند به رهبری نخستوزیر، پشت درهای بسته در انتظار امضای قرارداد با کییف بود. ناتو اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ مجموعاً ۷۰ میلیارد یورو کمک نظامی، آموزشی و تجهیزاتی به اوکراین اختصاص خواهد داد و این سطح حمایت تا سال ۲۰۲۷ ادامه مییابد. هرچند بیانیهها بر حمایت از اوکراین تأکید دارند، اما تأکید ضمنی مقامات آمریکایی بر «پایاندادن هرچه سریعتر به جنگ» نشان از تغییر رویکرد واشنگتن دارد.
ایران؛ خطشکن وحدت ناتو
اگرچه روسیه بهعنوان تهدید سنتی ناتو مطرح بود، اما پرونده ایران به یکی از انشعابیترین مباحث نشست تبدیل شد. ترامپ در سخنرانی خود، اعلام پایان تفاهمنامه آتشبس با ایران را با لحنی تهدیدآمیز همراه کرد و بر آمادگی آمریکا برای عملیات نظامی گسترده علیه تأسیسات نفتی و هستهای ایران تأکید نمود. اما در اینجا، واکنش متحدان اروپایی به شدت دچار شکاف شد.
در حالی که آلمان (به رهبری فردریش مرتس) بهطور کامل از مواضع ترامپ حمایت کرد و ایران را «نقضکننده توافق» خواند، ایتالیا با موضعی کاملاً متفاوت، مخالفت صریح خود را با هرگونه مشارکت نظامی در جنگ علیه ایران اعلام کرد. جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، تأکید کرد که رم تحت هیچ شرایطی در حملات علیه خاک ایران شرکت نخواهد کرد. بریتانیا نیز با لحنی محتاطانه و نگران از پیامدهای اقتصادی (افزایش قیمت انرژی و قبوض خانوارها)، بر بازگشت به دیپلماسی تأکید داشت. کییر استارمر هشدار داد که تشدید بحران، مستقیماً بر بازارهای جهانی انرژی تأثیر میگذارد.
چشمانداز مبهم
نکته جالب توجه، پرهیز بیانیه پایانی نشست از اشاره به تاریخ و مکان برگزاری نشست بعدی ناتو بود. منابع آگاه به بلومبرگ گفتهاند که ناتو در حال بررسی لغو یا تعویق نشست سال آینده است؛ چرا که هرگونه برگزاری نشست در کشورهایی با سهم پایین مالی (مانند آلبانی) میتواند به فرصتی جدید برای انتقادهای تند ترامپ تبدیل شود.
در نهایت، آنکارا نشان داد که اروپا در دو راهی تاریخی قرار گرفته است: یا تسلیم فشارهای تسلیحاتی و همراهی با ماجراجوییهای نظامی واشنگتن میشود، یا بهدنبال تحقق «استقلال استراتژیک» واقعی خواهد رفت؛ راهی که فعلاً نشانهای از حرکت جدی اروپا به سمت آن دیده نمیشود.
با احترام،
ا.پوری(هلند) 08/07/2026
گفتار این هفته:
اجلاس ناتو در ترکیه، پیامدهای آن و نقشه امریکا برای تجزیه ایران از زمان محمدرضا شاه
در چارچوب دیدگاه مرتجعین، درخواست آمریکا غیر منطقی نیست. دلیلی ندارد که آمریکا بخشی از سیاستهای رفاهی دولتهای غربی را بپردازد – از طریق رها کردن آنها از هزینه نظامی – در حالیکه خودش مجبور است هر روز پرداختهای رفاهی کارگران خودش را کاهش دهد. اگر امپریالیستهای غربی در یک جبهه هستند، باید سیاستهای داخلی و خارجی آنها یکی باشد و ضرورت ان بوجود آوردن بالانس در پرداخت هزینه ها ست.
در ارتباط با ایران، واضح است که اگر رژیم را سرنگون نکنند و یا نوکر و کلفتهای خود را رهبر نکنند، جامعه ایران رشد اقتصادی و اجتماعی میکند و برای امپریالیستهای غربی نه تنها نومستعمره نیست بلکه یک پایگاه امپریالیستهای شرقی است. برای همین است که در بسیاری از جنبه ها بین آمریکا و اروپا هماهنگی وجود دارد اما در نحوه پیشبرد تهدید و نفوذ و سلطه نه. رژیم ترامپ باید گارانتی بدهد که آسیبهای رسیده ناشی از جنگ بین همه امپریالیستهای اروپائی توزیع عادلانه می شود.
این اصل تضادهای درونی امپریالیستهای غربی است.
از لحاظ اروپائی ها، رژیم ترامپ زیاده خواهی میکند. اما آیا واقعا زیاده خواهی میکند؟ خیر، تمام هزینه آدم کشی و استعمار و رفاه اسکاندیناوی و سوسیال دموکراتیک اروپائی افتاده بود به گردن دولت آمریکا. به این علت، از سالهای ۸۰ میلیادی آمریکائی ها شروع کردند به اصلاحات نئولیبرالیستی که هم بر رکود غلبه کنند و هم از مفت خوری سوسیال دموکراتهای اروپائی جلوگیری کنند. سوسیال دموکراتها در حقیقت پاداش ضد انقلاب بودنشان را میگرفتند که با سقوط امپراتوری مارکسیستی شرقی دیگر ضرورتی نداشت.
تمام اینها در جارچوب منافع ارتجاع قابل درک است.
آنارشیست