Comments

سقوط اعتبار دیپلماتیک آلمان. <br> سیاوش قائنی — 1 دیدگاه

  1. علیه نظام مارکسیستی دولتی و نظام اسلامی دولتی و غیره، یک سری چرب زبانی فریبکارانه مد شد و هنوز ادامه دارد که اینطور جلوه میدهد دموکراسی و لیبرالیسم غربی ایدئولوژیک نیست اما دولت مارکسیستی و اسلامی و صهیونیستی و امثالهم ایدئولوژیک هستند. ایدئولوژیک بودن شده بد، که البته بد هم هست.
    حال،
    اگر ایدئولوژیک بودن را، غیر منطقی و غیر علمی بودن در شناخت انسان و روابط اجتماعی اش تعریف کنیم و غیر ایدئولوژیک بودن را، تابع منطق و علم بودن در این موضوعات، باید گفت که ذهنیت حاکم بر تمام انسانهای بالای هرم سلسله مراتب جامعه مریض بشر، مثل احزاب و دولتها، سلطه طلبانه و استثمارگرانه است. در عمل هم مشاهده میکنیم که همه حاکمین نه از طریق منطق و علم بلکه با اتکا به خشونت و مهندسی فکری سلطه و ثروت در جامعه را حفظ و توجیه میکنند.
    پس،
    ذهنیتی ایدئولوژیک بر حاکمین و اکثریت جامعه حاکم است و آن گروه از جامعه که خواستار افشا شدن سلطه و استثمارگری هستند، منطق گرا و علم گرا هستند.
    با تعریف فوق،
    فقط جنبش کمونیستی آنارشیستی در جامعه بشر است که میتواند وفادار به منطق و علم باقی بماند، زیرا از دیدن و بیان کردن واقعیات حراسی ندارد ولی بقیه دارند. مثلا، میتوان گفت و دید که تمام دولتهای موجود در جامعه بعلت از بین نبردن ریشه ای هیرارشی، مرد سالاری، بردگی مزدی ، امپریالیست بودن و یا کنار آمدن در مقابل گرایشات امپریالیستی و غیره، ایدئولوژیک هستند، یعنی متعهد به منطق و علم در شناخت جامعه و انسان و تغییر آن در خدمت متافع همه نیستند. کلا میتوان گفت که ارتجاع ایدئولوژیک فکر میکند و انقلاب، اگر وجود داشته باشد، منطقی و علمی.
    انگلس کوشش داشت انقلاب را علمی کند تا گامهای مثبتی برداشته شود، اما مارکسیسم با حزبگرایی و دولتگرایی و توجیه آتوریته نتوانست به علم و منطق وفادار بماند و ایدئولوژیک شد و وزن منطقی-علمی خود را از دست داد. لیبرالیسم و غیره نیز فی الحال ایدئولوژیک بودند و هستند.
    پس، کوشش مقاله در جدا کردن دولتها بصورت ایدئولوژیک و غیر ایدئولوژیک را میتوان با تعریف فوق از ایدئولوژی، کم عمق دانست. واقعیت و داده ها هم نشان میدهد که همه دولتها حامی سرکوبگری و استثمارگری هستند. تضادهای دولتها را باید در چارچوب تضادهای دروتی ارتجاعیون فهمید. جامعه را بهتر است بر اساس تضاد بین انقلاب و ارتجاع فهمید. زنان و کارگران انقلاب لازم دارند، بقیه مرتجع و اسیر کننده آنها هستند.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>