گورخوابان ارمغان دیگر جمهوری اسلامی!
عباس رحمتی

Print Friendly

 

تقریبا ٣٨ سال پیش ، زمانی که  غربی ها ،خمینی را،راهی ایران کردند او بجای اینکه به دانشگاه برود  ، یک راست  به گورستان بهشت زهرا رفت تا پیامش را به ملت فهرمان ایران برساند !  در آن زمان جز افراد معدودی،  کسی فکر نمی نکرد که خمینی ،چرا به گورستان رفت و چه اهدافی  از این کار داشت؟ نا گفته نماند در همان زمان عده ای بودن که میگفتند ، خمینی برای فاتحه خوانی  ایران و ایرانی به بهشت زهرا رفته تا از آنجا درب بهشت را مجانی برای ملت بگشاید ! ولی  بعضی ها این صحِبتها را به سٌخره  می گرفتن و می گفتند ، اینطور نیست، امام را تشویق کردن و از او  استقبال کردند .أمّا  گذشت زمان چیز دیگری را نشان داد  همان چیزی را نشان داد که تعداد محدود می گفتند . در آن روز (١٢ بهمن ١٣۵٧ )خمینی حرفهائی زِد که بعدها مشخص  شد جز فریب مردم چیز دیگری در ذهنش نبوده است ، در هـمانجا  گفت ،”خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت‌ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می‌گفت و چه می‌گوید که از آ‌ن‌وقتی که صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند که مستحق این عقوبات شدند ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود.” در ادامه گفت رژیم پهلوی ،

مملکت ما را خراب کرد، قبرستان های ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد! گذشت زمان نشان داد که این گفته ها فقط برای فریب بود در این مدت جمهوری اسلامی نه تنها قبرستانها که امام زاده را هم آباد   کرد و بر تعداد آنها افزود تا جایی که  تعداد آنها را به ١٣ هزار رسانده است که این ننگی است بر پیشنانی ما ایرانیان است . قبرستان ها را چنان آباد کرده است که حالا  شاید عطر بوی آن عده ای  را به زندگی در گورها میکشاند و دوست دارند این بار خود با پای  خود به گورستان بروندو  گور خواب شوند ! ولی اینطور نیست این بخاطر همان بهاء ندادن به اقتصاد  کشور است  این از  نداشتن جایی  برای خوابیدن است که امن ترین و مرغوبتریت  جا را گورستان تمیز داده اند در حالیکه عده ای حقوق های نجومی دارند و با  دزدی های میلیاردی به پنت هاوس های سر به فلک کشیده رسیده اند، عده ای باید شب را در گوری که  فقط  یک نَفَر خواب است به صبح برسانند. و این همان وعده هایی بود که خمینی به دروغ به مردم داده بود ، ما خانه و آب و برق را مجانی میکنیم و همه چیزتان را مجانی می کنیم ! البته این وعده ها درست بود نه برای ایرانی برای سوری ها و مردم ِغزه و لبنان و… أنصار خمینی حتا به گور خوابها هم رحم نکرده و شبانه آنها را با ضرب و شئتم از گورستان نصیر آباد  درشهریار بیرون کردند دور نشویم ،  خمینی در همان روز در بهشت زهرا نطق خود را چنین ادامه میدهد” مخازن نفت ما را تمام کرده بود( منظور شاه بود !) ، زراعت مان را هم که تمام کرده، این ملت بکلی ساقط شده بود و باید عملگی کند برای اغیار. ما که فریاد می کنیم از دست این، برای این است!”  در همین باید گفت یکی از دلایل بیرون آوردن شاه  از ایران ،این بود که این اواخر او  میخواست ، نفت را به قیمت روز بفروشد و به قول خودش دیگر به چشم آبی ها باج ندهد و همین باعث شد در کنفرانس “گوادلوپ “کارتر خواهان بیرون آوردن  شاه  از ایران شد ، این در حالی بود که موضع فرانسه در مورد خروج شاه متناقض بود و سردر گمی  بین سران کشورهای بزرگ اروپایی نشان میداد که کارتر در صدد متقاعد کردن آنها نیز بوده است . [١] چرا چون، مخازن نفت نه تنها تمام شده بود که بیشتر هم شده و خمینی در همان لوفل نوشاتو قول داده بود که به منافع آمریکا لطمه ای نخواهد خورد [٢] در آنجا ( فرانسه) گفت که مابه صدور نفت به غرب ادامه میدهیم ،  اخیرا نامهِ پراکنی های خمینی به جان اف کندی و کارتر در سالهای قبل از انقلاب ایران  توسط بی بی سی  افشاء شد.  این نامه ها نشان میدهد کاسه ای پشت نیمه کاسه بوده است و به قبرستان رفتن خمینی فقط مردم فریبی بیش نبوده است که غربیها و یا شا ید خود مبتکرش بوده است !  به قبرستان رفتن  خمینی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۷(هشتم ژانویه ۱۹۷۹)  پیام دیگری نیز داشت  و آن حس همیشه مرگ بود که خمینی و آخوندهای دیگر رو منبرها به مردم  ایران توصیه  کرده و می کنند تا تنگی قبر را در شب اول  قبر حس کنند و شاید هم درسی باشد برای  اینکه مردم جایشان فقط و فقط در گورستان باشد و نه در جاهای دیگری علمی، هنری و یا شادی افزا. البته اینها حرف و حدیث هایی است که برای مردم زده میشود اما در صدر مقامات جمهوری اسلامی  ( جمهوری رانتخواری)  اوضاع طور دیگری است زندگی در کاخها و تردد با ماشین های ضد گلوله و جیبهای دراز پر پول حس دیگری به آخوندها داده است حس زندگی شاید! طرف دیگر مردمند که در این نظام فاشیستی حقی ندارند، بله مردم  حتا  حق و حقوقی برای شادی  ندارند ، اینکه رژیم از تجمع دو نفر به بالا وحشت دارد عجب نیست و شکی نیست حتا اگر این تجمع در گورستان باشد . از طرفی حق و حقوق کارگران، ماها ست که پرداخت نشده است و کارخانه ها یکی پس از دیگری در حال بسته شدن است  با چنین روندی پیش بینی میشود بر تعداد گورخوابان افزوده شود . بعد از مرگ خمینی خامنه ای عمامه سلطانی را بر سر گذاشت البته اگر کمکهای رفسنجانی نبود محال بود تا او سکاندار این کشتی ( ولایت فقیه ) بر گِل نشسته شود. خمینی  می خواست به مقام آدمیت برسد و مرتب می گفت خداوند ما را آدم کند! از او و جانشینش باید پیرسید مگرمقام آدمیت چیزی جز خدمت به مردم است؟ شما خدمت به اسلام را آدمیت میدانید که در  دنیای واقعی جایی ندارد . بدنبال همین خدمت به اسلام بود که بعداز مرگ خمینی استراتژی جنگ طلبانه اش ادامه می یابد. جنگ های منطقه ای شکل دیگری به خود می گیرد و پول و اسلحه و نیروی انسانی در عراق و سوریه و لبنان و تا یمن و بحرین خرج می شود و باز بر فقر مردم افزوده می شود و کارتون خوابها نه تنهاکمتر که بیشتر می شوند علاوه بر آن، گورخوابها پدیده نویی دیگر در ایران بوجود میآید و  بجای صنعتی تر شدن کشور پول و سرمایه  در جنگهای منطقه ای بکار میرود و بر تولیدات بی پناه ها و بی سرپرستان و گورخوابان و  فاحشه ها و معتادان و… افزوده می شود  بر  کسی پوشیده نیست با تفکرات سنتی وپوسیده باید منتظر سوغاتیهای دیگر  جمهوری اسلامی بود و جز  ویرانی ایران چیز دیگری نمی تواندانتظار داشت.

 سخن پایانی :

خمینی در  حالیکه خودش استاد قبرستان سازی بود ملت را فریب داد و در بدو ورودش به ایران در  بهشت زهرا گفت : آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید برای ما درست بکنند؟ یک قبرستان !!  و خود برای آینده ملت که در واقع  برای آخرت ملت  بود  تعیین و تکلیف میکرد او نگران بهشت برای آن دنیای مردم  بود و خامنه ای جانشینش نیز هنوز هم هست !! او در همان جا باز  میگوید:مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ خمینی دروغ گفت و رفت و  قبرستانهای بزرگ را باقی گذاشت و رفت  ،قبرستانها را چنان  آباد کرد که  حالا عده ای بی پناه به  قبرستان  میروند و خود را زنده در گور میکنند و ننگ دیگری برای جمهوری اسلامی به جای میگذارند . این  پایه و اساس تفکرات اسلامی خمینی بود  که کشور را به قبرستان تبدیل کرده است این تفکرات را قبرستانی هم  نیز می گویند ، اینها حاصل ” نه یک کلمه بیشتر و نه کلمه کمتر اسلامی او بود که  در زمان رای به جمهوری اسلامی مطرح کرد در آنزمان  مردم معنا و مفهوم ان کلمات را نمی دانستند ولی حالا بعد از ٣٨ سال مصیبت این جمهوری ، با پوست و گوشت خود مفهوم کلمات خمینی را  بهتر درک میکنند، مردم درک می کنند  که او چه معجونی به خوردشان  داده است . چنان  فقری  را در جامعه حاکم کرده است  که بوی مرگ میدهد چنان وضعیتی در کشور بوجود آورده است که از فشار فقر عده ای راضی شده اند زنده زنده در قبر بخوابند ولی آنجا هم باز مردم را راحت نمی گذارند! رهبری که اقتصاد را مال خر میدانست نتیجه اش جز این نمی تواند باشد میلیونها بیکار و معتاد و  صدها کارتون خواب و زاغه نشینان  ( از هر ۴ نفر ایرانی یک نفر زاغه نشین ) و حالاهم گور خواب ها که نا گهان جامعه را از خواب سنگین بیدار می کند ولی  استاندار تهران با کمال پررویی  منکر شده  که بله در ایران چنین چیزیهایی وجود ندارد ، به این آمار توجه کنید :سازمان جهانی برنامه توسعه انسانی یا همان “برنامه عمل” سازمان ملل در گزارش سالانه اش آماری درباره ایران منتشر کرده که نشان می دهد ۲۵ درصد ایرانیان در زاغه ها زندگی می کنند؛خبری که با وجود عدم اعلام دقیق نرخ “خط فقر”، با گفته های چندی پیش وزیر اقتصاد که اعلام کرده بود ۳۱ درصد از مردم ایران به زیر خط فقر سقوط کرده اند، همخوانی دارد.[٣] در حالیکه رییس دولت خود قبول کرده است گورخواب هم وجود دارد عده ای هنوز در خواب خرگوشی خود خورناس می کشند . علاوه بر اینها پرداخت نکردن ماهها حقوق کارگران و برنگراندن معوقه های فرهنگیان ( باز نشسته ها) همه و همه از سوغاتی های جمهوری اسلامی است که خمینی وعده داده بود ، همه چیز را برای شما مجانی میکنیم آب و برق را مجانی میکنیم !! شرم بر دروغگو!!  چه کسی جوابگوی این پدیده شرم آور و دردناک گور خوابی است ؟ دولتی که براحتی از کنار این پدیده شوم عبور میکند جوابگو خواهد بود ؟ آیا پرداخت نکردن حقوق کارگران  و برنگرداندن  معوقه های فرهنگیان و…  در آینده ای نه چندان دور اقشار دیگری را به گورستانهای  کشور  نخواهد برد ؟ آیا  زمان آن نرسیده است که دولت تدبیر و امید ،یقه احمدی نژاد را بگیرد  پولهایی که او و رهبرش برده اند را  از آنها در خواست کنند؟  آیا زمان آن نرسیده است که دولت تدبیر و امید دست از جنگ طلبی در منطقه بردارد و و پولهایی که در سوریه و عراق ولبنان و… خرج میکند را برای ایرانی خرج کند تا  از گستردگی گور خوابی  و زاغه نشینی جلوگیری کنند؟ آیا این ساده ترین راه برای جلوگیری از این پدیده شوم گورخوابی نیست ؟ آیا حفظ حرم در سوریه به ایرانیان مربوط است و یا واجب تر از آن  رسیدگی به  وضعیت زاغه نشین ها و گور خوابهاست ؟ آیا منطقه را به آشوب کشاندن راحت تر است یا جلو گیری از پدیده شوم کارتون خواب و گورخوابان ؟ خمینی گفته بود، حفظ نظام از اوجب واجبات است  یعنی هر طوری شده و به هرخس و خاشاکی چنگ  بزنید تا نظام را حفظ کنید و بقولی  هدف ، وسیله را توجیه میکندتا نظام سرکوبگر بماند، معنی این حرف یعنی  هر گونه فشار بر مردم ایران واجب است حتا از غذای روزانه ! رهبری  که تمام تلاشش را برای حفظ  نظام می گذارد حاضر است دست به هر جنایتی بزند تا نظام را حفظ کند و از کوچکترین سایه می ترسد  و از کوچکترین تجمعی وحشت دارد و این وحشت از کارتن خواب و گور خواب چندین برابر است چرا که  مردم خیرخواه را برای کمک به گورخوابها به قبرستان کشاند و تجمع را به بالای دو نفر رساند به همین دلیل بود که استاندار تهران  وحشت کرده و از شدت وحشت می گوید ما  بی سر پناه نداریم این درحالی است که  روحانی رییس دولت تدبیر و امید به این ارمغان جمهوری اسلامی هم اعتراف کرد و از کنارش نیز گذشت ولی  استاندار تهران، همچنان خودش را به کوچه ی علی چپ زده است .

حمله چماقداران رژیم به گورخوابهای قبرستان نصیر آباد شهریار   و بیرون کردن آنها از قبرستان این شهرک کوچک ،نشان داد که ماموران خامنه ای قصد پاک کردن صورت مسئله را  نیز دارند ولی مردم با حضورشان در این قبرستان، نشان دادند این ننگ را دیگر تحمل نخواهند کرد تا خامنه ای هر شب  راحت سر به بالین بگذارد مردم با کمک هایشان و کشاندن خبرنگاران در قبرستانها به دنیا نشان دادند که غارتگران  در کشور ایران بر روی چاههای نفت و گاز می خوابند ولی  سهم ملت ایران زندان و  داس و درفش و شکنجه و اعدام  و امروز  نیز گور خوابی است.

_____________________________________________________________________________

[١]ژیسکاردستن آن‌گونه که در خاطرات خود می‌گوید هنوز باور نداشت که کار شاه به پایان رسیده است. او گزارش‌های ارسالی “رائول دلای”، سفیر فرانسه در تهران را که تأکید می‌کرد راهی جز خروج شاه از کشور وجود ندارد “بدبینانه” خوانده و به همین دلیل برای آگاهی از اوضاع ایران “میشل پونیاتوسکی”، فرستاده ویژه خود را که دوست شاه نیز بود، به تهران اعزام کرده بود. از این‌رو وقتی گزارش‌های پونیاتوسکی را نیز با جمع‌بندی سفیر فرانسه یکسان یافت، در یک سردرگمی سیاسی دعوتنامه‌هایی برای جیمی ‌کارتر، رییس جمهور آمریکا، جیمز کالاهان نخست‌وزیر انگلستان و هلموت اشمیت صدراعظم آلمان فرستاد و آنها را به گوادلوپ دعوت کرد تا به مشورت پرداخته، راهبردهای سیاسی خود را با آنها همسو سازد و چاره مشترکی برای حفظ منافع خویش در ایران بیابند.»( کنفرانس گوادلوپ،موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی)

اما مواضع متناقض دولت فرانسه در آن دوره، زمانی به اوج خود می‌رسد که بیست سال بعد از انقلاب اسلامی، ژیسکاردستن فرانسوی در مصاحبه‌ای با روزنامه‌توس(مورخ ۲۳ شهریور ۱۳۷۷) در باره‌کنفرانس گوادلوپ گفت:«ما چهار کشور در این گفت‌وگوها شرکت کردیم:آمریکا، انگلستان، آلمان و فرانسه. تنها کشوری که در این جلسه زنگ خاتمه‌حکومت شاه را بصدا درآورد، نماینده‌دولت آمریکا بود و معتقد بود وقت تغییر رژیم در ایران است، طوری که همه‌ما متحیر شدیم. در همان جلسه انگلیس و آمریکا متفقا به عنوان یک نیروی متحد و همفکر و هم عقیده خواهان خروج شاه از ایران بودند…»

[٢]در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۷(هشتم ژانویه ۱۹۷۹) دو نفر از طرف ژیسکاردستن برای دیدار امام به نوفل لوشاتو رفتند.این اولین باری بود که نمایندگان رسمی رییس جمهور به دیدار امام می‌رفتند.چنانکه ابراهیم یزدی در کتاب آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها نقل می کند:«نماینده ژیسکاردستن می‌گوید وزیر خارجه(فرانسه) پیغام داد که محرمانه ماندن پیغام کارتر به امام مفید است، چرا که امکان ادامه این ارتباط را خواهد داد.به من هم دستور داده شده است که بگویم پیغام و محتوای آن خیلی منطقی است و انتقال قدرت در ایران باید کنترل بشود و با احساس مسوولیت‌های شدید سیاسی همراه باشد.» مفید بودن و انتقال قدرت در اینجا برای حاکم کردن خمینی لازم و ملزوم یگدیگرند که دکتر یزدی می خواهد مخفی ( محرمانه ) بماند .

 

پس از ختم سخنان نماینده ژیسکاردستن،امام در پاسخ به پیام کارتر گفتند:«…و اما به دولت فرانسه، از رییس‌جمهور که در این کنفرانس از تائید کارتر از شاه مناقشه کرده است، تشکر می‌کنم و میل دارم که کارتر را نصیحت کنند که دست از پشتیبانی این شاه و این رژیم و این دولت، که همه بر خلاف قوانین است دست بردارند.و به این کودتای نظامی تائید نکنند و جلوگیری کنند، تا ایران آرامش خود را به دست بیاورد و چرخ‌های اقتصاد به گردش درآید و در آن وقت است که می‌شود که نفت را به غرب و هر کجا که مشتری هست صادر کند.»

[۳]گزارش تکاندهنده سازمان ملل از زاغه نشینی در ایران

از هر ۴ ایرانی؛ یک نفر زاغه نشین

یک ماه پس از اعلام رقم کارتن خواب های شهر تهران که سردار قالیباف تعداد آنها را ۱۵ هزار نفر می داند، سازمان جهانی برنامه توسعه انسانی یا همان “برنامه عمل” سازمان ملل در گزارش سالانه اش آماری درباره ایران منتشر کرده که نشان می دهد ۲۵ درصد ایرانیان در زاغه ها زندگی می کنند؛خبری که با وجود عدم اعلام دقیق نرخ “خط فقر”، با گفته های چندی پیش وزیر اقتصاد که اعلام کرده بود ۳۱ درصد از مردم ایران به زیر خط فقر سقوط کرده اند، همخوانی دارد.

به نوشته سایت های خبری داخلی، در گزارش سال ۲۰۱۴ سازمان توسعه انسانی سازمان ملل اعلام شده است که ایران در حال حاضر با پدیده زاغه نشینی دست به گریبان است و ۲۵.۱ درصد از جمعیت ایران در زاغه ها زندگی می کنند.

به نوشته این سایت ها، این رقم با توجه به جمعیت ۷۷ میلیونی ایران بدین معناست که از هر ۴ ایرانی، یکی در زاغه ها زندگی می کند و از شرایط وخیم اقتصادی و غذایی و بهداشتی رنج می برد.

خبر تکاندهنده زندگی بیش از یک چهارم جمعیت ایران در زاغه ها در حالیست که بر اساس گزارش دولت به دنبال اجرای طرح هدفمندی یارانه ها هم‌اکنون ۳۱ درصد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر هستند و با این حساب از هر سه خانوار ایرانی یک خانوار زیر خط فقر قرار دارد.

 

 

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.