خلاء چپ در جهان راست
بهنام چنگائی

Print Friendly, PDF & Email

 

آیا آشکارا در سه دهه ی گذشته و بویژه در همین نسل کشی کنونی حلب، راست رنگین جهان نشان نداد که رابطه ی زورمدار زمامدار با فرمانبردار گرفتار در کنام درندگان، نمی تواند جز چنین فجیع که می بینیم بی رحمانه باشد؟ و نوع انسان ستم پذیر و پائین دست با هر نام و مرام، و در هرکجا که باشد ناگزیر است، در خلاء سازمان های مستقل توده ای ـ کارگری خود و همزمان در نبود قطب چپ نیرومند داخلی و جهانی، می باید ملت های ناتوان توسط جهان راست آسان سرکوب شده و بی دادرس بماند که اینک مانده است. چراکه در بخشی از برنامه های ناتو و در پی ویران کردن عراق و لیبی، سپس نوبت جراحی سوریه بود که می بایست بیاری، تسلیح و تشویق بیشتر جنگ مذهبی بین سنی و شیعی که دست پرورده ی خود امپریالیسم آمریکا، یاران غربی او و ترفندهای مهلک اسرائیل صهیونیست در منطقه بوده است شتابان فرهنگ داعش پهنای خشونت بیابد که یافت و راهبردهای جهانخوارانه همگی را تکمیل کند که کرد. و می بایست بتواند هرچه ژرفتر دشمنی های ۱۴۰۰ ساله سران اسلام را سازش ناپذیرتر ساخته و به ستیز کور مذهبی و ویرانی کشورهای مسلمان توسط خود آنها دامن زند و زد. و به تبع آن به نابودی زندگی مردم خاورمیانه و آفریقا بیش از همیشه بیفزاید که افزوده است. جنونی ایکه که توانست صدهاهزار را بکشد و به آوارگی و بی خانمانی میلیون ها بینانجامد که آنجامید و هزینه ساختن دوباره ی این کشورها بی گمان می تواند ثبات سرمایه ی بحرانی را یکبار دیگر تأمین کند که طرح این جنایت ها یکسر توسط امپریالیسم آمریکا و ناتوئی برنامه ریزی شده بود.

 

کشتار و ویرانگری هائی که از یکسو شعله های آنرا ناتو می باید مدام در منطقه برافروزد، و از دیگر سو توسط داعشی ها و بیشتر بیاری دیپلماسی مخفی غربی، دشمنی مذهبی و ناسیونالیستی را آسوده تر می توان در میان ملل همسایه اسلامی راه برد و می برد، و عمدتا در جنگ سنی شیعی توانست اینگونه آسان هزاران هزار را قتلعام کند و می کند. تا مگر بازار رکود تولیدی، با اهرم فروش صنایع نظامی فعال شده و بیاری بخش صنعتی و خدماتی آنها درآید و کمکی به بحران مالی سرمایه سالاری نئولیبرال کند و گردش پول با خرید کلان سلاح های میلتاریستی توسط ملل فریبخور مسلمان، بازسازی شده و جهان تک قطبی دوباره جان تازه بیابد که فعلا یافته است. بهانه های غرب در لشگرکشی ها و کشت و کشتارهائی ناتو صدور دمکراسی بود و برای بنیادگرایان هردو سوی اسلامی رسالت آسمانی ست. تا بسان هیزم خشک نسل کشی های توده ای را بسود اهداف غربی و سران فرقه های مذهبی و علیه شهروندان این کشورها شعله ور کنند و کردند. و ما دیدیم که آنهای دمکرات و اینان خدامدار، بی رحمانه تا توانستند آدمی را بنام خدا و دمکراسی کشتند. هدف هردوسو ظاهرا نابودکردن سران کفار و گردکشان خودرأی، و زدودن آنها بود که دروغ شاخداری از آب درآمد. زیرا در عمل ناتو، بنیادگراها و سپس روسیه که در رقابت سهمبری سرمایه در بازار جهان با غرب در کلنجار بوده و هست، اوئی که هیچ نقشی در ویرانی های سه دهه ی گذشته ناتوئی ها نداشت؛ خیره سرانه و به طمع بیشتر سود و اهداف استراتژیک منطقه ای دچار دام ناتو شده و سمت و سوی تلاش او و همگی آنها، تنها تباه کردن حق زندگی مردمانی را نشانه رفت که با فرهنگ نوکری به آمریکا و در ستیز با بهره کشی ها ناسازگار بود و به مصلحت ناتوئی می بایستی پس از شکست بهار عرب، غرب ستیزان منطقه نابود شوند و شدند؛ و شگفتا روسیه هم در این کشتار ضدبشری سهیم شد.

 

راست رنگارنگ، چه با نام دمکراسی غربی باشد، و چه با نام حکومت خدا، همگی به بشریت مظلوم دوروغ گفته و نشان دادند که هیچکدام شان برای هستی انسان کار و زحمت ارزش قائل نیستند و هرکدام از این سران فاسد مذهبی و گردنکشان غربی و ساختارهای ضدبشری شان، اگر لازم افتد که بارها افتاده است می توانند برای اهداف استراتژیک قدرت و ثروت خویش به سمت هر جنایت رفته و به استفاده از هر اهرم هولناکی متوسل شوند و البته هریک با اندکی تفاوت در چند و چون آن “دژخیمی ها” در منطقه و بویژه در حلب دست به کشتار فله ای انسان ها زده است؛ که همانندی آن تنها در جنگ جهانی دو و در ویرانی برلین قابل بررسی و شناسائی نسبت به حلب است. نخ تسبیح مصلحت و بقای همه آنها که مهره های سرمایه داری داخلی و جهانی هستند، قانونمندی یکسانی دارد و جایگاه منافعِ بقا و پایگاه وجودی و ارزشی آنها، همگی در هموندی با سرمایه وطنی و جهانی بوده  و جنگ های متنوع شان نیز برای سهم بری بیشتر از سرمایه داخلی بوده که هموند با یاران غرتگر خارجی ست و نه بیش! جهانی که در آن جنون سرکردگی امپریالیسم آمریکا و یاران ناتوئی او لااقل در سه دهه ی گذشته ۵ کشور را به میل خود و منافع همدستان ویران کرده و میلیون ها شهروندان این کشورها را از خانه ها و کاشانه ها شان فراری داده و بامید یافتن پناهگاه، بخش هائی را در مدیترانه خوراک آبزیان ساخته، یا بسیاری را بسوی غرب و کشورهای همسایه رانده و بی یاور و فلج کرده است.

 

در کنار آز سیری ناپذیر و سرکشی جنایتکارانه ی امپریالیسم آمریکا، راسیسم صهیونیست و یاران غربی آنها علیه ملت های در بند مسلمان، دعاوی و شعار پوچ ضدامپریالیستی سران بنیادگرا نیز بیش از همیشه با دستان خونی در برابر انسان زمینگیرشده ی مومن رسواترشده، و بدتر از همیشه و بسهم خود بیاری جهانخواران در جهت حفظ جایگاه خویش شتافته است. و انسان مسلمان را چه در داخل کشورها و یا بیرون از دایره حکومتی، و عمدتا در ستیز و جنگ مذهبی با دیگر فرقه های اسلامی، همگی با هم توانسته اند دمار از روزگار شهروندان خود درآورند و درآورده اند. پدیده ی ضدبشری حکومت اسلامی داعشیان تا همینک و با این هجوم بربریتی بیشترین قربانیان را از خود مسلمانان ستانده که بخش اصلی این جریان ها چه مستقیما وابسته به آمریکا و غرب بوده باشد یا نباشند، آشکارا از سیاست امپریالیستی خط گرفته و فرمان می برند و داعیه های غرب ستیزی و ضدامپریالیستی سودی برای مسلمان بی پناه ندارد، و هردو شاخه سنی شیعی در عمل به جان انسان ها افتاده و برای اهداف جاهطلبانه ی سران مذهبی خویش و باندهاها و مافیاهای داخلی و خارجی، انسان را به بازی مرگبار مذاهب کشانده و زندگی عادی میلیون ها گرسنه و بیکار و ستمزده را برباد نیستی داده است.

 

سه قطب دشمنِ مدعی و جنایتکار عربستان، ترکیه و ایران، هرکدام با صف بندی ها و سیاست های ائتلافی ویرانگر منطقه ای و جهانی که بارها دیپلماسی های آبکی شان در هم پیمانی ها دچار دستخوش بازی فرقه ای و ناچار محکوم به دگرگونی های شتابناک در همکاری با این و یا آن قدرت نظامی شکسته شده است؛ هیچکدام جز به دامن زدن به سکتاریسم کور مذهبی ناسیونالیستی و سرانجام درآم مرگبار در مسیر اهداف امپریالیستی نینجامیده و تدابیر هریک از آنها در داد و ستد ائتلافی با و یا علیه آمریکا و روسیه جز به گسترش ناامنی، و ژرفای بحران ها و کشتارهای توده ای فرانروئیده است. چه در همین حلب و دیگر نقاط ایزدی کردی نشین سوریه باشد، چه در یمن و یمنی های هردوسو که توسط تجهیز و تحریک و دخالت عربستان و ایران قتلعام می شوند، و یا سرکوب ی د پ و اسارت دلبخواهی نمایندگان منتخب مجلس و کشتار کردها در بخش کردنشین ترکیه باشد که این جنایت ها همزمان شده است با سرکوب فله ای مدافعان گولن، توسط اک پارتی که رسما اردوغان دست به نابودی مخالفان پریزدیال خود برده و قطعا بازتاب این سیاست های متضاد و متناقض این سه نیروی ضدبشری با آمدن ترامپ راسیست و ناسیونالیست بی گمان چهره های پلیدتر و پیچیده تری خواهدیافت.

 

زیرا هم عربستان سعودی و هم ایران و هم ترکیه به جنگ در منطقه نیازدارند. ایران در سوریه کشتار فله ای می کند ترکیه نیز حتی مسمانان مدافع گولن را هزار هزار از حق زندگی و داشتن نان و کار محروم می کند. و دولت‌های غربی نیز با فروش سلاح های مدرن به آنان از حملات ضدانسانی هریک علیه دیگری، پشتیبانی سیاسی اقتصادی می‌گیرد. گزارش تازه ی که روز دوشنبه توسط گروه حقوق بشر نشان می‌دهد که عربستان سعودی امسال ۱۵۳ نفر را که بسیاری علنی بوده اعدام کرده است. گروه حقوق بشر همچنین گزارش داد که ایران، ترکیه و عربستان سعودی اغلب از دادگاه‌های غیرعلنی و اعتراف گیری های زورکی و تنبیهی استفاده کرده و با جلوگیری از حضور وکلای مدافع در دادگاه های فرمایشی متهم را با اقرارهای خود آنها به جرم محکوم می‌کند. چندش آورتر اینکه عربستان سعودی در شورای حقوق بشر سازمان ملل صندلی مدافع حقوق بشر دارد. ولی همو بسان ایران شیعی در میدان های شهرهایش با شمشیر سر از گردن جدامی کند و یا ترکیه اک پارتی گروه گروه مخالف سیاسی خود را بسان مجرمان خطرناک به زنجیرکشیده، شلاق زده و در خیابان لت و پار کرده و با غرور جنایت های خود را در رسانه های ملی نمایش می دهد.

(( شگفتی و شوربختی نوع انسان در پسِ از هم فروپاشی دژ پوشالی شرقِ چپ، کمونیست و انسانمدار در اینجاست که پس از آن غائله ی فریبِ حزبی الیتگرا، که امیدواری نوع انسان را در گستره ی جهان کار ربوده بود، هنوز در پهنه گیتی نیروئی پدیدار نگشته تا در برابر این خودکامگان سرمایه، چسانی زیست آدمی مسئله اش باشد و بتواند پشتیبانی مردمی و کارگری را که تنها اهرم مقاومت و پیروزی علیه ستمگران رنگین راست است را بیابد و یا حداقل در این آسیب پذیری ها مایه ی تعدیل خشونت های فراوان شود و بتواند بیاری کارگران، زحمتکشان و نیروهای مترقی و نوعدوست کشورها و ملت ها به ایجاد همبستگی فراملی و انسانی دست یازد و به تبع آن نیروی شگرف شود که با تهدید غرب از ادامه کشتارهای اینچنین فجیع ناتو پیشگیرکند، از انسان ها نیرو گرفته و به انسان ها یاری رساند و برای خوشبختی آنها همه جا باشد و در برابر راست هار جهانی ایستادگی شایسته و هماهنگی کلان بایسته ای در این بیدادرسی های هولناک داشته باشد. و ناگزیر باید پذیرفت که این خودکامگی ها و لگام گسیختگی های راست جز ناشی از خلاء وجود اراده ی مقتدر چپ و کمونیست، در جهان راست نیست و نمی باشد.))

 

بهنام چنگائی ۶ دی ۱۳۹۵

 

 

 

 

 

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.