Comments

در باره سوءقصد به سلمان رشدی و نقش ادیان در جنایات ضدبشری / احمد پوری — 21 دیدگاه

  1. آموزش مارکسیسم در دانشگاههای کشورهای اروپائی شامل نقد مارکسیسم و ماتریالیسم تاریخی و نقد ماتریالیسم دیالکتیک است. بسیاری از مارکسیستها ماتریالیسم دیالکتیک مارکسیستهای دیگر را قبول ندارند، بسیاری دیگر نظریه بینش ماتریالیستی به تاریخ مارکس را کاملا نمی پذیرند و آنرا نیازمند تجدید نظر و اصلاح میدانند. حتی بسیاری از مارکسیستها نظریه اقتصادی مارکس را هم نقد میکنند. نقد دیدگاه اقتصادی مارکس در دانشگاههای اروپائی فراوان است. فقط حزبیون و دولتهای مارکسیست هستند که به افکار مارکس مثل آیه الهی می نگرند.
    اما، به اعتقاد من بسیاری از دیدگاههای مارکس، مخصوصا نظریه اقتصادی او درست است. ایده های دیگر مارکس برای درک علمی از انسان الهام بخش است نه الزاما درست.
    برای بوجود آوردن جامعه کمونیستی، ما کارگران باید علمی فکر کنیم . علمی فکر کردن به معنای زورچپون کردن افکار مارکسیستها و حتی مارکس به کارگران نیست. علمی فکر کردن یعنی منطقی فکر کردن، استدلال آوردن و مقایسه ایده ها با واقعیات عینی و تست نظرها و به تجربه گذاشتن ها، یاد دادن، به شور کذاشتن. نمیتوان گفت حزبکرائی و دولت گرائی لنین و مائو و غیره در زمان خودشان ارتجاعی بود، اما میتوان گفت امروز ارتجاعی هستند. ایده ها در عمل تجربه میشوند و در عمل باید تجدید نظر و تکمیل شوند. این ایده درست تکامل گرائی است نه اینکه بینش ماتریالیستی مارکس به تاریخ را تقدیرگرایانه تفسیر کرد و به دیگران تحمیل نمود.
    ضد-اقتدار

  2. در ارتباط با آزار مرتجعین توسط مرتجعینی که مقام حاکم بدست آورده اند.
    مرتجعین با هم در رقابت و دشمنی هم هستند و به همدیگر آسیب می رسانند و ظلم میکنند. به اعتقاد من، وقتی یک ارتجاع به ارتجاع دیگری میتواند ظلم کند، عمل آن ارتجاع حاکم محکوم است و باید از مرتجع مظلوم واقع شده دفاع کرد. این دفاع به معنای تائید اعتقادات آن مرتجع نیست بلکه رد کلی حل اختلافات از طریق خشونت و ظلم در نوع ما انسانهاست.
    ضد-اقتدار

  3. در ارتباط با مارکس،
    مارکس سهم مهمی در پرورش ایده کمونیسم ایفا کرده است. کتاب “سرمایه” او درک ما از استثمارگری روابط اقتصادی سرمایه داری را عمیق نمود و به مرجع اصلی درک این نوع اقتصاد تبدیل شد. کار مارکس در آن کتاب کاری است علمی و پایدار. تقصیر مارکس نیست که از عقاید او پهن اصول دین ساختند. فکر نمیکنم هواداران مارکس جرات داشتند در زمان حیاتش او را پیغمبر کنند. دگم مارکسیسم سازی بعد از مرگ او ممکن شد. میان مارکسیسم و آنارشیسم دیوار چین وجود ندارد. اکثر آنارشیستهای اروپائی ی که من می شناسم، مثل خود من، عقاید اقتصادی مارکس را درست میدانند. کسی نمیتواند براحتی آنارشیستها را ضد مارکس کند. کسی هم مقدس و بری از اشتباه نیست.
    ضد-اقتدار

  4. یکی از ابزار امثال آنارشیست ها و سایر اپورتونیست ها ایجاد شبهه در علوم اثبات شده مانند مارکسیسم است. اکنون غالب دانشگاههای معتبر جهان در جامعه شناسی علمی و در فلسفه و در علوم انسانی ،در حال آموزش این موضوعات هستند. حالا این قومگرای یک بعدی ،یعنی کسی که الفبای سیاست را هم نمیداند و حتی فقط ۶۰ درصد زبان نوشتاری و مطالعاتی زبان فارسی را محاط است، اینحا به ادعاها و جعلیات خرفاتی می پردازد تا ادعاهای غلط خود را طرح کند. جریان فکری آنارشیسم از سایر تفکرات دزدیده شده و خودش حرفی برای گفتن ندارد، غالب تئوریهای آنارشیسم: از مارکسیسم و از سوسیال دمکراسی و از سوسیالیسم تخیلی و از سندیکالیسم و از لیبرالیسم گرفته شده اند.

  5. این را فراموش گردم.
    ماتریالیسم دیالکتیک از مارکس نیست از هواداران مارکس یعنی مارکسیستهاست. برای همین حتی نمیتوان گفت مارکس دیدگاه فلسفی ای داشته بنام ماتریالیسم دیالکیتک. مارکس اصلا کتابی در مورد فلسفه و مسائل کلی فلسفی ندارد. این مسئله را در زیر مقالات آقای فولادی و سایر نویسندگان توضیح داده ام و مسئله تفسیری و پیچیده این نیست، فاکت است. مارکس اگر فیلسوف بود به مسائل کلی فلسفی بطور سیستماتیک پاسخ میداد و بصورت کتاب چاپ می نمود. ماتریالیسم دیالکتیک را از خودشان درآوردند و به مارکس نسبت دادند، کار ضد علمی و زشتی کردند.
    ضد-اقتدار

  6. پاسخ به این کامنت:
    .
    “کسیکه دست آوردهای اندیشه بشری در طول چند هزارسال گذشته را انکار …”
    .
    پاسخ به این نوع کامنتها و عقاید شبیه آن در زیر مقالات آقای خدامراد فولادی وجود دارد.
    .
    نظریه مراحل تاریخی مارکس و انگلس علمی نیستند بلکه نظراتی هستند که کلی طرح شده اند و در آن ناروشنی بسیار زیاد است. این ناروشنی ها موجب تفرقه و سوء استفاده از عقاید آنها شد و به دیکتاتوری بلشویکی و سازش کاری پرو امپریالیستی سوسیال دموکراتها منجر شد. نه مارکس انسان شناس بود و نه انگلس.
    .
    حماقت بزرگی است که بگوئیم کارگران ایران باید از بورژواهای غربی و امپریالیست دفاع کنند و آنها را در ایران حاکم کنند چون ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس گفته است. اینکار شبیه جهاد اسلامیون می باشد، چون رهبر و مرجع گفته باید انجام داد.
    .
    ضد-اقتدار

  7. کسیکه دست آوردهای اندیشه بشری در طول چند هزارسال گذشته را انکار کند، یک شاررلاتان یا یک جاهل است.
    ماتریالیسم تاریخی دیالکتیکی به ما می آموزد که جامعه بشری از مراحل طبقاتی کمون اولیه/برده داری/فئودالی/سرمایه داری/ سوسیالیسم/ کذشته و خواهد گذشت.
    این مراحل طبق اصل زیربنا و روبنا ،دارای فرهنگ خاص خود بوده اند که دارای نکات مثبت و منفی است. اندیشمندان مارکسیست جنبه های مثبت آنها را به نسل های آینده برای ادامه مبارزه بشریت توصیه میکنند.
    مخالفت با این اصول علمی جامعه/فرهنگ شناسی، نشانه شارلاتانیسم یا حماقت یا بدلیل غرض ورزی و دشمنی با زحمتکشان وبشریت است.

    مارکسیسم مشعل راه نجات بشریت در جامعه طبقاتی سرمایه داری و جامعه خرافاتی مذهبی است !
    کسیکه بجای آشنایی با سوسیالیسم علمی، ویکیپدیای فضای مجازی را توصیه کند، ریگی به کفش دارد و یک خرده بورژوای منحرف نادان است.
    بستا !

  8. نگاه روشنگری بورژوائی به آزادی و مذهب و علم آن دوران نگاه تجاری بود برای همین است که توسط همین تجارت ضد علم و ضد تکامل و ضد آزادی در جامعه باقی ماند و دست نخورد. فقط نگاه کمونیستی-آنارشیستی برای آزادی کارگران است که نگاهی واقعی و منطقی و علمی به آزادی و مذهب و علم بوده و به آن تا به آخر وفادار خواهد ماند.
    ضد-اقتدار

  9. آدمهای نادان خودشیفته و یا حتی آن دسته از مارکسیستهای شیفته ارباب سرمایه دار فکر میکنند که مدیون روشنگری خودپرستانه، استثمارگرانه و استعمارگرانه سرمایه دارها هستند. آنها به ما کارگران میگویند ایدئولوژی اربابها را بپذیریم. اما این سرمایه داران روشنگری حیله گر و ارباب و نوه های ایدئولوژیک آنها هستند که مدیدن کار ما بردگان مزدی می باشند. فقط سرمایه دارها هستند که خود را مدیون بورژواها نمیدانند و برای خودشان فلسفه تاریخ اختراع میکنند. اگر آنها نظام سرمایه داری و اجدادشان ،نظامهای طبقاتی و امپریالیستی، درست نمیکردند، ما جامعه کمونیستی و آنارشیستی می ساختیم. کسی که به یک زن تجاوز میکند و او را بچه دار میکند نمیتواند به کودک او بگوید مدیون تجاوزکاری من به مادرت هستی. آن کودک در حقیقت باید آن مرد را در جامعه محدود کند تا دیکر از این غلط ها نکند.
    آنها که فلسفه تاریخ خود را اختراع کردند نمیدانستند که مرتکب چه جنایاتی علیه بشریت می شوند. سیر تاریخ بدین صورت است که یک عده از پرایمیتها بر عده دیکر سلطه پیدا کردند و سلطه کری شد روند تمامل تاریخ فرهنگی بشر. این فرهنگ از ریشه فاسد است. برای از بین بردن این فساد و برقراری روابطی منطبق با منطق و علم، باید انقلاب کمونیستی-آنارشیستی کرد. باید مالکیت بر وسایل تولید اجتماعی بشود و باید کار گروهی بصورت شورائی نه سلسله مراتبی مدیریت شود. تفکر منطقی و علمی از اربابان و یا سرمایه داران نیست بلکه از صفت پرایمیتهائی ست بنام انسان.
    ضد-اقتدار

  10. بورژواهای اپوزیسیون در مقابل واپسگرائی اسلامی حاکم خودشیفته می شوند و فکر میکنند انسانهای تکامل یافته ای هستند و باید از درست کردن دولت دموکراتیک و سکولار دفاع کنند اما در حقیقت به همین علت عقب افتاده هستند و نمیتوانند ببینند که دولت دموکراتیک و سکولار خودش در عمل بعلت اقتدارگرایانه و سرمایه دارانه بودن زورگو، تروریست، نامعقول و منهدم محیط زیست و روان انسانهاست. علف خوب دادن به گاو و گوسفند برای این است که بعد از سر بریدن گوشت بیشتر داشت و قبل از سربریدن پشم بهتر داشت و یا شیر بهتر گرفت. از این ساده تر نمیتوان گفت.
    ضد-اقتدار

  11. کسی که به پیامبر مسلمانان توهین کرده، یک مظلوم است، اما استثمارشوندگان جهان چندین میلیارد هستند که هر روز بعلت استثمار و نو استعمار زود مرگ میشوند. بورژواهای سکولار فتوای خمینی را بد میدانند اما در مقابل استثمارگری بورژاهای غربی و استعمارگری اش خاموشند. اینهم مثالی دیگر در ریاکاری هواداران عصر روشنگری و ولترهای زمان، بورژواهای سکولار. عصر ما عصر روشنگری نیست، عصر کمونیسم آنارشیستی علیه ریاکاری بردگی مزدی است.
    ضد-اقتدار

  12. در ارتباط و ادامه بحث در مورد ولترهای مقاله،
    .
    تاریخ را باید آنطور که هست فهمید نه آنطور که دیکته میکنند. همانطور که نوشتم، برای درک مدعیان آزادی باید دید که چگونه زندگی میکردند، میکنند و رابطه شان با بردگی مزدی چگونه است.
    .
    روشنگری دورانی بود که بورژواهای ریاکار اروپا میخواستند بر فئودالهای حاکم زمان خود غلبه کنند. در عمق، دوران روشنگری دوران رشد و پیدایش بردگی مزدی بود. دوره روشنگری به رشد بردگی مزدی و استعمارگری جهانی بورژوازی انجامید نه آزادی از استثمار بشر. به گذشت زمان، رشد بورژوازی مثل رشد ویروس و میکروب بود و دو جنگ جهانی و انداختن بمبهای اتمی از نتایج عینی و عملی آن بشمار می رود.
    .
    رشد علوم طبیعی از خواص انسان است و چه تحت حاکمیت بورژوا و غیره بورژوا، بلاخره صورت میگیرد. رشد علم توسط اربابان برده دار و فئودال هم تا حدی که بنفع شان بود صورت میگرفت. اما سیستم طمع و حرص و انباشت ثروت استثمارگری بورژوازی بدینگونه است که رشد علم ، البته با محدود کردن آن به منافع گروه خود، به رشد حاکمیت اربابان سرمایه دار کمک میکند. این جیزی را اثبات نمیکند. وقتی علم در دست استثمارگر و استعمارگر باشد، استثمارگری و استعمارگری وزین تر و مقاومتر میشود و امکان آزادی کمتر. ما امروز در چنین وضعی هستیم، برای همین است که بورژواها براحتی دولت و قدرت مستعمرات خود را عوض میکنند و بکار آزمایشهای اجتماعی می پردازند تا بقای روش های استثماری کثیف خود را امتداد بخشند. مثلا گذاشتن طالبان، برداشتن و مجددا گذاشتن طالبان، یا انواع انقلابهای دموکراتیک مخملی و یا بهارهای عربی.
    .
    دستاوردهای علمی در دوران روشنگری و بعد از آن عمدتا از طریق کسانی صورت میگرفت که ارباب بودند و از طریق استثمار نیروی کار برده ها، رعیت ها، کارگران و زحمتکشان دیگر ارتزاق میکردند. آنها استثمار میکردند و برای خود وقت فکر کردن بوجود می آوردند و یا با استثمارگران همکاری میکردند و مثل اکثر دانشمندان و مهندسین و دکترهای امروز نوکر سر سپرده اربابان بودند.
    .
    دوران امروز دوران انقلاب علیه طبقه سرمایه دار و شورش علیه روحیه اقتدارگرایانه و جنایتکارانه حاکم بر جهان است. بورژوا ها همیشه ، چه در دوران روشنگری و چه بعد از آن، سه صفت ضد بشری داشتند:
    اقتدارگرا ، متکی به سلسله مراتب و از این طریق بجان هم انداختن قشر استثمارشونده در خدمت خود.
    استثمارگر و
    استعمارگر.
    .
    بورژوازی همانطور که بی محتوا بودن و ریاکارانه بودن خودش را در همان دوران روشنگری با ریاکاری پنهان میکرد، تمام اصول اعتقادی خود را هم با حفظ فئودالها در کشورهای مستعمره و با دفاع و رشد واپسگرائی مذهبی و با رشد انواع فاشیسم بعد از آن دوران نشان میداد. مثلا، در انقلاب آمریکا، بورژواهای هوادار روشنگری هم از آزادی بشر دم میزدند و هم با بردگی سیاه پوستان کاری نداشتد و از آن سود می بردند و بسیاری از آنها خودشان هم برده دار بودند و هم سرمایه دار. یا در قاره اروپا، مثلا ولتر، دم از آزادی میزد اما ضد یهودی و هوادار استعمار و هوادار بردگی سیاه پوستان بود.
    .
    این مقاله:
    https://foreignpolicy.com/2020/08/31/voltaire-spread-darkness-not-enlightenment-france-should-stop-worship-paris-statue-racism-black-lives-matter/
    توضیح میدهد که چطور مجسمه ولتر را در پاریس برداشته اند و چرا. مقاله میگوید که ولتر در کمپانی فرانسوی شرقی سرمایهگذاری داشته و کار این کمپانی معامله برده ها بوده است. حتی بدون برده داری و غیره، فیلسوفان عصر روشنگری عمدتا هوادار بردگی مزدی و استعمارگری بودند. ولتر فکر میکرد که نژادهای مختلف از یک منشا نیستند؟!
    .
    حال امروز هم ما با ریاکاران سکولار بورژوازی ایرانی در مقابل رژیم بورژوائی اسلامی ایران مواجهیم که عمدا و مزورانه تبلیغ سکولاریسم استعمارگرانه و استثمارگرانه بورژوازی غرب را میکنند و میخواهند بردگان مزدی به سابقه جنایتکارانه بورژواهای عصر روشنگری و بعد از آن توجهی نکنند و گوشت دم توپ آنها در حرکت به تسخیر قدرت سیاسی و همکاری در مستعمره کردن مجدد شرق باشند. خیلی از این ریاکارا مارکسیست هم هستند و از ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس برای توجیه سروری حاکمین سرمایه دار غربی استفاده میکنند.
    .
    روشنکری امروز روشنگری کمونیستی-آنارشیستی باید باشد نه تقلید ایده های ریاکارانه فیلسوفان راحت طلب و پشت میز نشین و استثمارگر و استعمارگر عصر روشنگری بورژواها.
    .
    کمونیسم یعنی الغای بردگی مزدی که هست اشتراکی کردن مالکیت بر وسایل تولید و الغای کارمزدی و هر نوع بهره کشی.، آنارشیسم یعنی از بین بردن سلسله مراتب کنترل آدمها و از بین بردن دولت و رفتار و کردار اربابگونه در تمام جوامع موجود.
    .
    اگر کارگری آزادی میخواهد باید گوشت دم توپ سرمایه داران سکولار نشود و ایده کمونیسم و آنارشیسم را بمعنای ذکر شده بیاموزد. راه دیگری برای آزادی وجود ندارد، هر راه دیگری کمک به یک نوع ارباب در رقابت آن ارباب با ارباب حاکم است.
    .
    ایده کمونیسم – آنارشیسم همیشه وجود داشته است. این ایده در دوران ما شکل ضد سرمایه داری و ضد امپریالیستی و ضد مردسالاری پیدا کرده است. هر نوع استثمارگری و اعمال ضد بشری در آینده هم کمونیسم و آنارشیسم خود را خواهد داشت. کمونیستها و آنارشیستها مدیون طبقه حاکم نیستند بلکه صرفا در ضدیت با آن هستند. کمونیستها و آنارشیستها فقط مدیون کار و زحمت خود هستند. این اربابان سرمایه دار روشنگری و بعد از آن هستند که مدیون کار ما کارگرانند. همه اربابان تاریخ مدیون کار استثمارشوندگانند.
    .
    برای آزادی باید با روحیه اقتدار و اربابگونه و با روحیه بردگی مزدی مبارزه کرد، اولی هست روحیه کار شورائی یا آنارشیستی، دومی هست روحیه کمونیستی.
    .
    ضد-اقتدار

  13. این انارشیست قلابی نمیداند که دست آورد نبوغ آمیز جنبش روشنگری برای بشریت و علیه جامعه طبقاتی عبارت بود از: مبارزه با شاه و شیخ و کلیسا و فئودالیسم و شاهزادگان سلطه گر مطلقه .تاکید به اینکه ارزشهای هومانیستی بورژوایی روشنگری، مترقی تر از ارزشهای مسیحی فئودالی شاهانه و استعمار بود.
    روشنفکر باشعور باید این دو پدیده را با دید نسبی بنگرد چون در علوم اجتماعی همه حقایق مطلق نیستند.
    حال باید برای این فرد مصنوعی آنارشیست نما، فرق بیم نسبی و مطلق را نوضیه داد.

  14. یک ادم باسواد میداند که بدون عصر روشنگری نه هومانیسمی بود و نه سوسیالیسمی و نه دمکراسی و نه انارشیسمی و نه دمکراسی و نه حقوق بشر و نه باسواد شدن همه آحاد مردم و نه…..
    اینستی نتیجه مخالفت با دانش بشر و تاریخ اندیشه و مطالعه ی فرای ویکیپدیا و فرای فضای مجازی.

  15. برای اینکه بورژواها آزادی بفروشند باید برایشان صرف داشته باشد. فروش آزادی مثل متفکرین عصر روشنگری.
    برای اینکه بورژواها دیکتاتوری بفروشند نیز باید برایشان صرف داشته باشد. مثل فروش برده داری، فروش استعمارگری و یا حمایت از مرتجعین با ایدئولوژی های گوناگون.
    در بررسی افکار ولترها و هیتلرهای ایران باید به وجه اقتصادی افکارشان توجه مرکزی کرد. مثلا وقتی میگویند دموکراسی و آزادی خوب است باید دید که وجه اقتصادی این دموکراسی و آزادی چیست، و یا وقتی به آزادی ها حمله میکنند، باید دید وجه اقتصادی اش چیست.
    یافته های قرن نوزدهم و بیستم، نه قرن هجدهم، این است که باید به پیوند ایدئولوژی و اقتصاد توجه اکید داشت و هرگز به آن بی توجه نبود.
    نوع افراطی دیدن رابطه اقتصادی و ایدئولوژی این است که بگوئیم اقتصاد ایدئولوژی را تعیین میکند. این افراط درست نیست. تائید وجود و جستجوی رابطه تنگاتنگ بین اقتصاد و ایدئولوژی کار درست است.
    بعلت فوق، فعالین کمونیست-آنارشیست گول صرفا ایده های خوب را نمی خورند و به این توجه دارند که یک ایده در ارتباط با برده مزدی بودنشان چه موقعیتی دارد. چنین درکی در قرن نوزدهم و بیستم پرورانده شد و نمیتوان به عقب برگشت. پس، دوران روشنگری بورژوائی، دوران ولترها، سپری شده. ما امروز براحتی میتوانیم بگوئیم که بخش بورژوای اپوزیسیون جرا ارتجاعی است.
    ضد-اقتدار

  16. در قرن نوزدهم و بیستم بود که نتایج عصر روشنگری متعلق به ایدئولوگهای سرمایه دار و استعمارگر غربی توسط سوسیالیستها و کمونیستها و آنارشیستها نقد شد. بمدت دو قرن همه کارگران و بخشی از روشنفکران فهمیدند که جنگ ولتر ها با مذهب جنگی برای جیب است. امروز هم جنگ غیر کمونیستی و غیر آنارشیستی با رژیم ها از جمله رژیم مذهبی ما برای جیب سرمایه دار است. همانطور که در پائین ذکر کردم، روشنگری دوران ما ، در قرن ۲۱ ام، روشنگری کمونیستی-آنارشیستی است. هرگونه نقد ارتجاع دوران ما از طریق ایدئولوژی روشنگری ماقبل قرن نوزدهم، درخدمت دوام بردگی مزدی است و یا از حد منافع سرمایه دار فراتر نمی رود. در نقد ارتجاع امروز، چه نقد واپسگرائی مذهبی و ملی، چه نقد ارتجاع سرمایه داری دولتی مارکسیستی و چه نقد فاشیسم و دموکراسی لیبرال، باید روشن بود و صراحت داشت. میتوان سه عنصر واقعا انقلابی امروز را بدینصورت لیست کرد:
    ۱ – الغای بردگی مزدی.
    ۲ – از بین بردن کنترل سلسله مراتبی کارگران و جامعه.
    ۳ – مدیریت شورائی محل کار و زندگی توسط کارگران.
    دوران نقد کم عمق مذهب و دولت مذهبی، حتی نقد سکولاریسم و نقد دولت دموکراتیک در چهارچوب اقتدار گذشته است. آزادیخواهی واقعی امروز آزادیخواهی کمونیستی-آنارشیستی است.
    ضد-اقتدار

  17. جای خوشبختی است که برخورد انقلابی مارکسیستی با این آنارشیست قلابی بومی ، اکنون او را وادار نموده تا مقاله ها را بخواند و بعد کمنت های تنگ نظرانه یک بعدی پروپاکاندیستی بی محتوای خود را، با نام مستعار جعلی “ضد-اقتدار” زیر آنان بگذارد. او ولی همچون سایر تجزیه طلبان قومگرای ضد ایرانی و ضد زبان فارسی ،به واژه سازیهای مصنوعی و غلط و بی شناسنامه ادامه میدهد، که نشان از تحریف و جعل موضوع است. مثلا چه کسی از بورژوازی ایرانی یا از دین آخوندی یا از بی وطنی مورد علاقه کارگران ،و از تجزیه ایران به نفع قومگرایی چوپانی شورایی، یا از دشمنی زن و مرد در ایران نفع میبرد، که ایشان با توصیه مطالعه ویکیپدیا کاپیتالیستی مطرح و تبلیغ میکند ! ؟— آنارشیسم روستایی این قومگرای تجزیعه طلب یک انحراف و سرطان شعاری، بیگانه با جامعه ایرانست که ایشان مدتها با اسامی مستعار گوناگون ، مانند آنارکوسندکالیست، آنارشیست، ضد-اقتدار، و غیره …علیه جنبش اپوزیسیون اشاعه میدهد.دشمن اصلی ایشان ولی چپ ها و مارکسیست هاست چون او علیه سکولاریسم حاضر است از آخوندها و از بورژوازی و از سرمایه داری و از سپاراتیسم و سکتاریسم دفاع کند.

  18. چند نکته ددیکر در موررد مقاله:
    “دنیای قدیم” امروز دنیای سرمایه داری است. نویسنده دنیای دیم را اانتهاب کرده.
    “حتی یک طفل نادان هم آن را باور نمی کند. ”
    اگر طفل نادان هم باور نمیکند جرا میلیاردها مذهبی در جهان وجود دارد؟
    “اگر تلاش کردند از طریق علم یا منطق درستی نظر یا عمل خود را اثبات کنند یعنی بنیادگرا نیستند و با آنها می توان از طریق بحث علمی و منطقی به توافقات بهتری رسید…”
    توافق بهتر در این جمله یعنی اتحاد با مذهبی سکولار در استثمار نیروی کار، یعنی حفظ سرمایه داری. سکولاریسم سرمایه داری همیشه ضد کارگری بوده است.
    ضد-اقتدار

  19. کسیکه با فیلسوفان و فلسفه مخالف است ،حالا از نام ولتر نام میبرد و انتظار دارد بورژوازی ایران ،برایش جنبش درست کند ، و نمیداند بورژوازی کشورهای مذهبی فئودالی جهان سوم، با اقتصاد وابسته و مونتاژ ،حامی ارتجاع دینی و پادویی برای امپریالیسم و غرب است. استفاده از اصطلاح “ایرانیان کورش پرست” خواننده را بیاد تجزیه طلبان آذری در کانال تلویزیونی شبه فاشیستی “گوناز تی وی” می اندازد که ۲۴ ساعت علیه فارس و ایرانی تبلیغات احمقانه می نماید.

  20. موفقیت ولترها به این بستگی دارد که چقدر بورژواهای سکولار ایران ماهیچه و استخوان انباشت سرمایه داشته باشند. وضعیت اقتصادی و تکامل سرمایه داری در جهان نشان داده که ندارند و بخاری اط بورژواهای ایران بلند نمی شود. همانطور که در ضدیت با واپسگرائی اسلامی حاکم با واپسگرائی ماقبل اسلام مواجهیم، وطن پرستان کوروش پرست، با واپسگرائی تمایل به متفکرین عتیقه عصر روشنگری بورژواها هم مواجهیم. وجه مشترک همه این واپسگرائی ها سکوت در مقابل بردگی مزدی و سیستم سلسله مراتبی کنترل این بردگان در جامعه است. اینها روشنگری کمونیستی آنارشیستی قرن نوزدهم را نادیده میگیرند و یک قرن به عقب میروند. روشنگری مدرن یعنی روشنگری کمونیستی-آنارشیستی.
    ضد-اقتدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>