دوشنبه, ۲۶ اردیبهشت , ۱۴۰۱
   

Comments

آیا آلترناتیو کارگری خواهد توانست در ایران عرض اندام کند؟ / هادی میتروی — 4 دیدگاه

  1. کامنتی در زیر مقاله “دو قطبی کاذب شورا و سندیکا” از آقای رضا مقدم، پائین در ستون دست راست، در قسمت مقالات گذاشتم. کامنت به جزئیات مقاله مربوط نیست چون مقاله بسیار طولانی است و بنوعی ادامه پلمیک پایان ناپذیر کسانی ست که خودشان در شرایط ایران کارگر نیستند، مثل خود من. در آنجا، من کلا به نحوه برخورد مارکسیستها به جنبش کارگری انتقاد کرده ام و در حقیقت به پیش فرضهای آنها پرداختم. کامنتم نه بعنوان یک کارگر فعال در جنبش کارگری، بلکه به عنوان یک کارگر به حال خود گذاشته شده گذشته است. از من همیشه خواسته میشد که عضو سازمانی معین باشم نه فعال کارگری.
    .
    میتوانم به جزئیات آن مقاله هم وارد شوم اما خیلی طولانی می شود و باید به نقش سازمانهای سیاسی مارکسیستی آن دوره و خصلت واقعا اقتدارگرایانه آنها بپردازم که بسیار وقتگیر است و برای هر یک باید فاکت جمع کرد و شاید بتوان گفت که غیر ممکن است. برای همین فقط به کلیات پرداختم که فقط خوانندگان به آن فکر کنند.
    .
    ضد-قتدار

  2. نکته مثبت مقاله مطرح نکردن کلیشه “دولت پرولتری” است. به گمانم هردولتی ، هرچقدر هم مترقی و “کمونیستی” باشد، باتوجه به زور پُر زور سرمایه داری که در استفاده از هیچ ابزاری ابا ندارد دوام ناپذیر خواهد بود، چنین دولتی یا سرکوب میشود ویا پس از چند سال به سرمایه داری دولتی استحاله می یابد. سازماندهی تهیدستان و یا به تعبیر شما “اکثریت عظیم فاقدان سرمایه” و گسترش مقاومت و مبارزه تنها مسیریست که میتواند رهگشای آینده بهتر باشد.

  3. ضداقتدار گرامی سپاس از شما 🙂 هم بخاطر توجه به مطلب و هم انتقال نظرات تکمیلی و تصحیحی شما به متن. بحث شما را در مورد تنوعات ارتجاع در هزاره سوم بسیار آموزنده است. پاینده باشید. هادی

  4. تبلیغ و ترویج ذکر شده در مقاله:
    .
    “… بقدرت رسیدن مستقیم و بی چون و چرای اکثریت عظیم فاقدان سرمایه”
    و
    .
    ایجاد وحدت قربانیان اقتدار در {فعلا} ایران و ایران خارج حول این موضوع، ایده بسیار درستی است.
    .
    اما این درست نیست که بردگان مزدی در نظام سیاسی-اجتماعی ی خاصی مشارکت کنند. اتخاذ روابط شورائی (در ذهن و سپس در عین و پرورش یافتن ایده های اجتماعی بر این اساس)، خودش بمعنای نظام اقتصادی-“سیاسی” معینی ست که بر اساس ذهنیت و تعقل و اراده خود ما قریانیان سیستم اقتدار شکل میگیرد. بعبارت دیگر، آن نظام مورد نظر چیزی جدا از خود روابط شورائی (یا کلکتیو) شکل گرفته و پرورش یافته قربانیان سیستم موجود در جامعه نیست.
    .
    برخلاف دیدگاه نویسنده، من فکر میکنم ما با چند نظام نه یک نظام در جامعه ایران و جهان روبرو هستیم و مجموعه این نظامها، بصورت یک کل ارگانیک، اقتدار (سلطه انسان بر انسان – ارتجاع) را ممکن ساخته. این نظامها از این قرارند:
    .
    – نظام متکی به آتوریته در کار گروهی – که از طریق روابط شورائی نفی میشود. روابط شورائی در حقیقت اتخاذ روش استدلالی – علمی در برخورد به مسائل اجتماعی است.
    – نظام خرافی-مذهبی – از طریق ذهنیت و تفکر استدلالی – علمی نفی میشود، انتهای آن همان نفی اتوریته و دنباله روی نکردن و اتکا به خود به عنوان یک فرد در جامعه است.
    – نظام مردسالارانه – از طریق نفی امتیازات جنس مرد (مذکر) و برسمیت شناختن فردیت و استقلال و حق انتخاب زنان نفی میشود.
    – نظام بردگی مزدی – از طریق الغای کار مزدی و مالکیتهای خاص مثل مالکیت خصوصی و دولتی بر وسایل تولید نفی میشود.
    – نظام امپریالیستی (و برخی از جزئیاتش مثل نژادپرستی، قوم پرستی، ملیگرائی) – از طریق الغای ملیت و مرزها و از بین بردن جنگ و تجاوز ملی از طریق انترناسیونالیسم نفی میشود.
    .
    تعریف جنبش برای آزادی بصورت جنبشی برای رهائی از بردگی مزدی فقط بخشی از نفی آن کلیتی است که ما در آن اسیر هستیم نه تمام آن. ارتجاع فقط یک عینیت نیست، یک ذهنیت نیز هست و در واقع عینیت آن از الگوی ذهنی ش ساخته شده است – ذهنیت سلطه جو.
    .
    آن پلاتفرم باید کل ارگانیسم نظام اقتدار را نفی کند تا بتواند آگاهی لازم علیه آن را شکل بدهد.
    .
    بهرحال، متشکر از نویسنده که برخورد درستی به یکی از ابعاد ارتجاع در ایران را پیشنهاد داده است.
    .
    در تدوین پلاتفرم (اگر روزی مطرح شد) باید کاملا از مارکس و مارکسیسم سخنی نباشد چون در حقیقت این کلمات هیچ کمکی نمیکنند و علیه روحیه ضد آتوریته و ذهنیت استقلال طلبانه فکری افراد است. عبارات و جملات یک پلاتفرم انقلابی (ضد سلطه انسان بر انسان) متکی به احکامی است که به فرد خاصی مربوط نیست و بیان درک بشریت از وضعیتش می باشد. ما همه حق داریم مارکسیست نباشیم، حق داریم تابع مارکس نباشیم، حق داریم باکونیست و آنارشیست هم نباشیم. حق نداریم عقیده خود را با آتوریته (روابط غیر داوطلبانه و دنباله روانه)و بدون چون و چرا از طریق بورکراسی، سلسله مراتب و زور و کتک و توطئه و اسلحه تحمیل کنیم.
    .
    ضد-اقتدار

پاسخ دادن به خسرو لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رفتن به نوار ابزار