پنج شنبه, ۶ آبان , ۱۴۰۰
   

Comments

تداومِ سیاستِ امپریالیستی و جنایاتی دیگر علیۀ تودۀ افغان / شباهنگ راد — 3 دیدگاه

  1. تحت تاثیر بودن عقیدتی کسانیکه بعدها مجاهدین را تشکیل دادند از افراد وجریانات اسلامی بغایت ارتجاعی دارای بندوبست با انگیس تا آنجا که محمد حنیف نژاد بر سر قبر نواب صفوی نماز میخواند و عدم نقد عقیدتی این افراد وجریانات قضیه اسلام پرولتاریا گرای مجاهدین را بعلت تضاد بنیادن آن با پایه های ایدئولژیکی برگرفته آنان از اخوند و…را کاملا مشکوک مینماید.
    نمیشود قبول کرد یک جریان پرولتری ولو اسلامی افتخارایدئولژیک خود را زاده شدن این ایدئولژی از غائله انگیسی نشان خمینی در خرداد سال چهل ودو اعلام نماید.
    البته سخن در مورد اشتراکات پایه ای مجاهدین با ارتجاعیون اسلامی بسیار است واین موضوع پرولتر نمائی اسلام مجاهدین را مشکوک وزیر سوال میبرد.
    بیشتر بنظر میاید قضیه چپ نمائی مجاهدین نه عقیدتی بلکه یک قضیه سیاسی طراحی شده از بالا بمنظور پیاده کردن اهداف اجتماعی و… امپریالیستهادرپیش گیری از رفتن نسل جوان مسلمان خسته از اسلام سنتی حوزوی بسمت چپ یا ملی گرائی بوده است.
    شاید بخاطر سیاسی وازبالا دیکته شدن چپ نمائی مجاهدین باشد که اینان به یک باره تمامی دعاوی غلیظ مارکسیست لنینیستی را با دعاوی دموکراسی خواهانه بورژائی تعویض کردند.
    بهر حال آنچه که امروز در مورد مجاهدین مهم است رد شدن آنها حتی از یک سازمان سیاسی با دعوی وخواست های بورژائی وتبدیل شدن به یک فرقه آبرو ریخته درخدمت ترساندن جوانان از مبارزه مسلحانه وتشکیلاتی از سوی آخوندها میباشد.
    بیهوده نیست که آخوندها سالانه چندین فیلم داستانی -مستند وکتاب راجع به مجاهدین تهیه میکنند.

  2. نویسنده درحالی ایران را درکنارعربستان و…بعنوان کشورهای وابسته معرفی میکند که هیچ حکومتی وحتی لنین و حزب کمونیست شوروی در مبارزه ضد امپریالیستی به گرد ایران نمی رسد.
    گرچه لنین وحزب کمونیست امپریالیزم را ابداع وبرمارکسیزم افزودند اما هیچگاه دست به مبارزه ضد امپریالیستی نزدند وخروشف جانشین لنین همزیستی مسالمت آمیزبا امپریالیزم را در دستور کارحزب قرار داد.
    اما ایران هنوز پس ازچهل ودوسال بسمت همزیستی مسالمت آمیزنرفته است که هیچ بلکه با پی گیری استراتژی دقیق نظامی-سیاسی -ایدئولژیک که شالوده آن ازروزیکم برآزاد کردن پتانسیل مستضعفین منطقه وحتی آسیای میانه و…ریخته شده است ازشکل گیری خاورمیانه بزرگ که نویسنده نیز بدان اشاره کرده است پیش گیری نموده واکنون نیز مدتی است که بر مبنای مراحل تکاملی همان استراتژی هوشیارانه الگو برداری شده از صدر اسلام شاهد هستیم ازدفاع به تهاجم واخراج امپریالیستها از منطقه وبدست گیری مدیریت عراق ولبنان وسوریه ویمن وبدون شک افغانستان در گام بعدی رسیده است.
    جال چگونه است که نویسنده ایران را در کنار عربستان سعودی و…وابسته!معرفی میکند وچشم از تحمیل شدید ترین تحریم ها وتحمیل جنگی که رهبرجمهوری اسلامی بدرستی گفت دست امریکااست که از آستین صدام بیرون آمده است ودههاسنگ اندازی های دیگربمانند راه انداختن بحران مصنوعی اجتماعی دردهه شصت بدست رجوی امام مجاهدین وپشتیبانی لجستیکی،اطلاعاتی و…نظامی صدام حسین بمنظورلبنانیزه کردن ایران راه اندازی شده بود و کل تلاش های نافرجام دیگرکه با هدف کشاندن ایران بسمت ترک استراتژی ضد امپریالیستی ورفتن بسمت “همزیستی مسالمت آمیز” ریخته شده بود هنوز که هنوز است ایران بدان سمت نرفته است را می بایستی از نویسنده پرسید.
    تمامی این مهم درحالیست که مدعیان مبارزه ضد امپریالیستی یامثل مجاهدین بدین جا رسیده که درزمان دخالت بشردوستانه! ناتو در لیبی بطوررسمی دربیانیه خود به امپریالیستها التماس کردند ازآنهانیزمانندارتش آزادی بخش! لیبی یا همان مزدوران ناتو استفاده شود وهیچ فرصتی را در این سالیان سال برای التماس مزدوری ازدست نمیدهند ویا مثل بیشترکمونیستها ازخواست انقلاب سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریابه خواست دموکراسی بورژائی استحاله شده که زمانی آن را لعن میکردند.
    درمورد تفاوت ماهوی مجاهدین با کمونیستهالازم است این نکته گفته شود مجاهدین بر خلاف کمونیستهاهیچگاه دارای ماهیت ضد امپریالیستی نبوده که در طی زمان استحاله وبدین نقطه ننگین کنونی برسند.
    مظافااینکه هیچ گاه دیده نشده استحاله از جریانی که به کمترازریختن خون امپریالیستهارضایت نمی داد جریانی بسازد که درخواست علنی ورسمیش همچنین تمامی برنامه هایش برای تبدیل شدن به مزدوررسمی امریکا باشد.
    البته حرف از بدنه فریب خورده دهه شصت مجاهدین نیست بلکه در ایجاد چپ اندر قیچی سازمان مجاهدین ازدرون نهضت آزادی دلال امریکا و فدائیان اسلام وهئیت موتلفه است که نشان از ایجاد غیر مستقیم سازمان مجاهدین از سوی امپریالیستهاازترس پا گرفتن یک جنبش اسلامی ضد استعماری واقعی درجامعه مسلمان ایران پس ازحوادث خرداد سال چهل دو بود.
    فشار امریکابر شاه برای ممانعت ازاعدام مسعود رجوی شاه مهره خود وداستان ساختگی یک درجه عفوبخاطر همکاری وی با ساواک که برای پوشاندن فشار امریکا بود وهمچنین استفاده امریکا از مهره های خود درفراری دادن وی پس از خرداد شصت از ایران وساختن افسانه وار هالیودی ماجرای فرار وی نیز بهمان بمنظورپوشاندن فراری دادن مسعود رجوی اصلی ترین مهره امریکا در مجاهدین بود.
    حال نیزکسی بحزابر قدرت جهان نمیتواند وی را غیب!و از خطر دستگیری برهاند.
    بگفته مجاهدین مسعود رجوی تنها فرد بود که پس ازجریان مارکسیستی شدن سازمان توانست ازدرون زندان با تبین ایدئولزی اسلامی وفرستادن کیلو کیلو یاداشت به بیرون ونشست های مختلف با بقیه زندانیان مجاهد از فروپاشی کامل بخش اسلامی پیش گیری وماهیت اسلامی سازمان را حفظ نماید.
    حال این مامورین ساواک وشهربانی میباشند که میبایست پاسخ دهند اینهمه گشاده دستی درآزاد گذاشتن مسعود رجوی برای برگزاری نشستها ونادیده گرفتن به بیرون زندان فرستادن نوشته ها و…اگربفرمان بالائی هابرای حفظ یک سازمان اسلامی ضد امپریالیستی!نبوده است پس ازچه بابت بوده است؟
    آری جناب نویسنده این تنها اشاره به یک مورد از ترفندهای امپریالیستی در موازی سازی با جریان واقعی ضد استعماری در کنار جنگ تحمیل شده وتحریمهاو…بود تا بلکه درروز روشن ایران را در کنارعربستان سعودی وامثالهم قرارندهید.

  3. اگر با تحولات افغانستان چپهای مارکسیست غلط بودن ماتریالیسم تاریخی مارکس را تائید نکنند، جهل خود را با خود به گور می برند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 0,441 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار